تحقیق با موضوع سینمای دینی، حیات معقول، علامه جعفری

دانلود پایان نامه ارشد

محتوای آن از متن جامعه نمی‏جوشید بلکه بیان آن محتوا نیز از دریچه دوربین مورد استقبال مردمی واقع نمی‏شد. شاید بتوان گفت در بین عوامل و ابزارهای فرهنگساز این دوره، کمتر از همه، سینما مورد توجه جدی مردم واقع شد و حتی عکس‏العملهایی را در مقابل خود به همراه برانگیخت. نه تنها به دلائل فوق بلکه، از همه مهم‏تر، حفظ روحیه دینی و احساس تقابل پدیده سینما با این روحیه موجب چنین برخوردی بود. به طوری که گفته شد، اجرای برخی از فیلمها به جهت مشروعیت بخشیدن به خود پدیده سینما بود، با این وصف، سینما خود را موظف به پدیدار ساختن فرهنگی جدید و طرد سنتها و ارزشهای بومی و در خدمت نیات مدرنیستی دستگاه حکومتی می‏دید. ( مرادی 1372 : 9)
این در حالی بود که شرایط مردم در آن دوران عقیده عمق دینی را نشان می داد، و نفوذ عاملان دین در متن جامعه بسیار مشهود بود.آیت الله خامنه ای در یکی از سخنرانی های خود در همین مورد می فرمایند : در اواخر دهه ی 30 و در طول دهه ی 40 که تئآتر و سینمای پیشرو تدریجا به گرایشهای چپ نیز آمیخته شد، صحنه ی ضد دینی در آن برجسته و واضح تر گشت. و باید دانست که پس از شعله ور شدن نهضت روحانیت در سال 41، دستگاه جبار هر گرایش ضد دینی، هر چند چپ را، برای مقابله با رواج اسلام انقلابی در میان نسل جوان، مغتنم می شمرد و تایید می کرد. (بیانات رهبر در تاریخ 14،8،1365)
جدای از مطلب بالا می توان دور بودن جامعه سینمایی آن دوران از تمام جهات خصوصا ذهنی با مردم جامعه و تلاش برای تجدد و مبارزه با سنت و مقابل دین ملت قرار گرفتن را دلیل محکمی دانست که برای سینما تعطیلی اجباری به بار آورد تا جایی که چند سال قبل از انقلاب مردمی 1357 سینما را به طور کامل فلج کرد. حال جای آن دارد تا در فرصتی دیگر دید، این نگاه دور از فکر مردمی و ضد دین مردمی، از کجا منشا گرفته و سازماندهیش از کجا بوده است، اگر چه در انقلاب 57 مردم ما دست رد به این نو افکار نه فقط غیر دینی بلکه تا حتی ضد دینی زدند اما همچنان رگه هایی از آن را در جامعه فیلمسازی کنونی مان شاهدیم. صدر می گوید :در روزهای آغازین آمیخته با خشم انقلابی سال 57 وقتی بیش از 125سالن سینما در آتش سوخت سینمای ژانر “فیلم فارسی” با همه عناصر و اجزایش از خواب خوش شیرینش برخاست و تا فرصت مناسب مثل آتشی زیر خاکستر منتظر ماند و هر وقت این فرصت دست داد، به خصوص در دهه 80، با شکل و شمایلی نو خود را نشان داد. (صدر، 2006: 169)

3-4: مولفه های سینمای دینی
اولین سوال مربوط به سوالات تحقیق این رساله که ما در فصل اول به آن اشاره کردیم این بود: چگونه می توان مولفه هایی برای سینمای دینی برشمرد و در صورت مثبت بودن جواب،این مولفه ها کدامند؟
با مرور مکرر این سوال، سوال دیگری در ذهن به وجود می آید که کلا سینمای متعهد و هنر متعهد چگونه باید باشد و دارای چه ویژگی هایی می تواند باشد تا ما بر آن نام متعهد دینی بگذاریم. یعنی هر کس با هر برداشت و سوادی در دین وقتی به آن هنر که ما بر آن برچسب دینی زده ایم و عقیده داریم بالکل در چارچوب مسائل دینی است، با خیال راحت به سمتش رود و از آن استعمال کند و به دیگران نیز پیشنهادش دهد. در ادامه با برشماری این مولفه ها و تحلیل محتوایی بر اساس یافته های نشانه ها و گزینش نشانه ها از فیلمهای مد نظر نام برده در بالا خواهیم پرداخت.
1-آئینه تحولات است. آینه ای صادق و درست از آنچه که در جامعه می گذرد و تغییرات و تحولاتی که در آن پدید می آید. در سایه این آئینه نمایی ها حقایق روشن و عیان می گردد و آدمی در می یابد که اینک در چه وضع و موقعیتی ست.(قائدی 1368 :95) اپیزود اول خدا حافظ رفیق 1382 بهزاد بهزاد پور که اتفاقا اسمش هم از روی کل فیلم برداشت شده است به روشنی از زبان شهدایی که در تهران با موتورهای بدون صدا در حرکت هستند این تغییر و تحولات را به ما می نمایاند و برای تماشاگر حقایق روشن و عیان می گردد و با مقایسه تهران امروز با تهران دیروز یعنی تهران مشت در مشت با جنگ و نقدی جامعه شناسانه از آدمهای جنگ و بعد از جنگ، بیننده در می یابد که اینک در چه وضع و موقعیتی به سر می برد.
2-جوابگوی نیازهاست. بخصوص نیازهای اساسی و معنوی انسان که اهمیت آن به مراتب بیشتر از نیازهای مادی اوست. چه بسیار از سیرها و حاجت برآمده ها که اندرونی پر از آشوب و اضطراب دارند. چه بسیار سامان یافته ها که از لحاظ درونی نابسامانند. زیرا کسی نبوده است که به خواسته های درونی شان پاسخ گوید و خلا روانی شان را پر کند. (قائدی 1368 :95) بیننده ای که بعد از دیدن یک تکه نان 1383 کمال تبریزی سالن نمایش را ترک کرده با چه دیدگاهی به سمت خانه گام بر می دارد. به راستی که مسیر فیلم و سوالات و جوابهایی که تبریزی در ذهن ببیننده نقش کرده است و بسیاری از آن سوالات بدون جواب حداقل به عنوان حرفی معنوی در ذهن مخاطب مانده اند، با مروری دوباره و چند باره بر سکانس ها و دیالوگهای به یادماندی فیلم، نیازهای اساسی معنویش را به اندازه ظرفیت وجودی هر تماشاگر پاسخگوست.
3-متکی به رعایت ضرورت هاست. هنر متعهد آنگونه هنری ست که تکیه به ضرورتهای زمان دارد و می اندیشد که در هر زمانی چه ضرورتها و مسائلی مطرح است و حتی الامکان در اولویت قرار دارد. در شناساندن و در رفع این ضرورتها اهم و مهم را در نظر دارد و می کوشد آنچه را که لازم دارد به وجود آورد، هر روزه خلق جدید کند، عطش روز را سیراب نماید. آنچه را که مورد نیاز است اگر چه بدان عشق پیدا کرده است نادیده بگیرد. (قائدی 1368 :96) با مرور فیلمهای میر کریمی که در انتهای این فصل صورت خواهد پذیرفت به این مهم خواهیم رسید که چگونه کارگردانی باهوش با بینشی دینی می تواند با تکیه به ضرورتهای زمان و مسائلی که در حال حاضر در جامعه مطرح است، آنها را اولویت بندی کرده و در زمان مناسب به فیلم تبدیل کند.
4-موید حیات اخلاقی ست. بعبارت دیگر هنر متعهد برای زیبایی پایه های اخلاقی قائل است، لذت ها و لذت بخشی ها را بر اساس اخلاق استوار می سازد. حیات اخلاقی، بخشی از ابزار کار هنرمند است. او اگرچه معلم اخلاق نیست ولی به تهذیب آن اقدام می کند، بشریت را بر این اساس ترقی و جلوه می بخشد، ارزشهای اخلاقی را در جامعه گسترش می دهد و گرایش های فاسد را طرد و محکوم می سازد. (قائدی 1368 :96) به جرات می توان با مروری بر لیست فیلمهایی که در این رساله توضیحی هر چندکوتاه از آنها شده گفت تمام فیلمهای اشاره شده در این رساله موید اخلاق بوده اند و لذت ها و لذت بخشی ها را در سایه اخلاق آن هم اخلاق دینی ایجاد کرده اند. و به تبع مشوقی برای تماشاگر به رسیدن به این اخلاق محمدی(ص) پسند بوده اند.
5-با شعور دینی تطابق دارد. یعنی آنچنان نیست که مذهب امری را بگوید و هنر آن را نفی کند، یا مذهب راه و رسمی را تحسین و هنر ان را تقبیح نماید. گرایش های معنوی نتنها مورد احترام است بلکه توسط هنر تبلیغ و ابلاغ می شود و توسعه می یابد. عقاید راستین در سایه آن استوار می گردد و حتی ترس آمیخته با احترام در فرد نسبت به پروردگار به وجود می آورد. (قائدی 1368 :96)دقیقا به همین خاطر بود که ما فیلم لاکپشت ها هم پرواز می کنند 1383 بهمن قبادی را هم جزو لیست سینمای دینی آوردیم و در واقع به هیچ عنوان نمی توان پیشگویی های پسر پیشگوی فیلم را در تضاد با دین قرار داد در صورتی که کاملا هم راستا با دین است و بیننده را به پیش می برد و در او حس همزاد پنداری عمیقی به وجود می آورد.
6- بردارنده خرافات است. تنها آنچه را که زیباست و آنچه را که خوب است تایید می کند. در پذیرش امور خرافی و مفاهیم کهنه و پوچ حالت مقاومتی در افراد پدید می آورد، احساس انزجار و بیگانگی ایجاد می کند. و نیز هنر متعهد در برابر خیانت ها و انجام اعمال منافی با انسانیت که به واقع نوعی خرافه پرستی ست احساس شرمندگی پدید می آورد. (قائدی 1368 :97) شما با مروری اجمالی متوجه می شوید هیچ یک از فیلمهای مورد نظر این پایان نامه خرافات را تایید نمی کند و هیچ خرافه ای در آن تبلیغات نمی شود و این خود بزرگترین دلیل است در نپذیرفتن و رد کردن و استنکاف امور خرافی و مفاهیم کهنه و پوچ.
7-موجد وحدت است. این وحدت نخست متوجه اجزاء درون انسان یعنی ابعاد شخصیت است. هنر متعهد فساد شخصیت را جلوگیر است و از تعدد آن،درگیری بین اجزاء آن پیشگیری می کند. در سایه این وحدت که از درون شروع می شود صلح و سلام برونی حاصل می گردد، وحدت با مردم، با همنوعان، با افرادی که در جامعه و محیط ما هستند پدید می آید. (قائدی 1368 :97)آن نوع تبلیغات وحدت خاصی که به صورت ظاهری یا باطنی، علنی یا غیر علنی و خواسته یا نا خواسته از طرف کارگردان و یا نویسنده در مارمولک 1382 کمال تبریزی شاهدیم موجد همین وحدت است. وحدتی که رضا مارمولک در بین اهالی محله ایجاد می کند ، وحدتی نیست که بتوان به راحتی از آن گذشت ، چگونه این وحدت آغاز می شود و چگونه ادامه می یابد تا جایی که تبریزی در انتهای فیلم پلان میانی ای (اینسرتی) از کفشهای متعدد مسجدی ها می گیرد که مسجد را پر کرده اند و صدای سلام و صلواتشان مکان را پر کرده است.
8- شرف آفرین است. از آن بابت که آدمی را از عوامل خشم، رنجش، نفرت، درگیری نسبت به دیگران، کجروی و انحراف دور نگه می دارد. از غل و غش ها، ریاها، حیله ها و مکرها نجات میدهد و سبب اعتلای روان می گردد. (قائدی 1368 :97) مجید سوزوکی اخراجیها1 1385مسعود ده نمکی با گذشتن از غل و غش ها، ریاها، حیله ها و مکرها نجات می یابد و تا انجا ده نمکی او را پیش می برد که وی را به شهادت می رساند ، شهادتی که مخصوص بندگان خاص خداست و هم در این دنیای مادی و هم در ان دنیای باقی شرف آفرین است.
هنر متعهد از طریق اشارات، حرکات، اصوات و الفاظ ابلاغ رسالت می کند، از هر راهی که ممکن باشد شایستگی ها، نظم ها، هماهنگی های بصواب، تعالی بخشی ها، سودمندی های حقیقی را در جامعه گسترش و رواج می دهد. خواسته های درونی و یا فریاد درون را منعکس می سازد، از آرزوهای آدمی، از ایدآل ها و از بینهایت طلبی های آدمی سخن می گوید. به آدمی قدرت می بخشد، شجاعت و شهامت می دهد، تا هم قدرت نفس کشنده را سرکوب کند و در جامعه نیز رژیم های طاغوتی را متزلزل نماید. و این یعنی بینش اسلامی و مذهبی. به بیانی دیگر و از زاویه ای دیگر به قول علامه جعفری: بینش مذهبی عبارت است از شناخت و پذیرش واقعیات و عمل مطابق آن شناخت و پذیرش با در نظر داشتن اینکه ان شناخت و پذیرش و عمل جنبه تکلیفی در مسیر هدف اعلای حیات دارد. هدف اعلای حیات عبارت است از آرمان های زندگی گذران را با اصول حیات معقول اشباع نمودن و شخصیت انسانی را در تکاپو به سوی ابدیت که به فعلیت رساننده همه ابعاد روحی در جاذبه پیشگاه الهی است به ثمر رسانیدن هدف اعلای حیات، زندگی انسان را با این خصوصیت مشخص می سازد : “تکاپویی است آگاهانه، هر یک از مراحل زندگی که در این تکاپو سپری می شود اشتیاق و نیروی حرکت به مرحله بعدی را می افزاید و شخصیت انسانی رهبر این تکاپو است. آن شخصیت که لطف ازلی سرچشمه آن است، گردیدن در بی نهایت گذرگاهش، ورود در جاذبه پیشگاه ربوبی کمال مطلوبش “. اگر درست دقت شود خواهیم دید که این بینش مذهبی همه نگرش های علمی و نظری و فلسفی را که تکاپو در مسیر حیات معقول تکاملی هستند معنایی معقول می بخشد و همه آنها را نوعی از عبادت می داند که در تعریف هدف اعلای حیات تکاپو برای ابدیت نامیده شده و از آیه قرآنی “ما خلقت جن و الانس الا لیعبدون “- جن و انس را نیافریدم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند – استفاده شده است. به عبارت دیگر بینش مذهبی عامل ارتباط معقول میان نگرشهای علمی و بینش های نظری و بینش های فلسفی با جان هدف جوی آدمی است، جز بینش مذهبی هیچ یک از نگرشها و بینش ها توانایی بلند کردن انسان را از دامان دایه طبیعت ندارد. به هر چه بنگریم جز این نیست که وسایل درک را از طبیعت گرفته و آن را مانند نورافکن به چهره های گوناگون

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع سینمای دینی، سینمای ایران، ناسیونالیسم Next Entries تحقیق با موضوع هنر اسلامی، سینمای دینی، تجربه دینی