تحقیق با موضوع سینمای دینی، انقلاب اسلامی ایران، آثار تاریخی

دانلود پایان نامه ارشد

سخنی دیگر حسابگرانه بیاندیشد و مانند بسیاری از همکیشان و نزدیکانش دست از افکار معنویش بشوید؟( پس باید از سیاه نمایی های سیاسی و فرهنگی فیلم فاکتور بگیریم ؟ )
یکی از متفکران مشهور غرب یعنی هایدگر، که در نوشته هایش به تفکر معنوی خیلی توجه دارد، در نظرش، ممیزه عالم آینده، تفکر معنوی است38. تفکر معنوی، تفکری ست که در برابر تفکر حسابگرانه قرار می گیرد، و آن چیزی است که در جهان امروز خبری جدی از آن نیست. امروزه تفکر حسابگر است که در حال فراگیر شدن، جهان را زیر سایه خود گرفته است. این تفکر حسابگر را همه ما می شناسیم. ویژگی مهم تفکر حسابگر و تفکر غیر معنوی این است که به هر شی که نگاه می کنیم، جنبه ای از شی را در ذهن خود بیابیم، که سود و فایده ای در آن مترتب است. این وجهه نظر و این نوع تفکر که در حقیقت تفکر نیست، در همه چیز می تواند راه یابد. وقتی زنی به مردی نگاه می کند، یا مردی به زنی نگاه می کند، و یا وقتی انسانی به شیئی نگاه می کند، اگر این نگاه همراه با میل به تمتع بود، مسلما از حوزه تفکر معنوی خارج است، و جهان امروز انباشته از این تفکر است (محمد مددپور،1384: 18)
نگاهی کلی و اجمالی به پدر، میم مثل مادر 1385 و پدر، خیلی دور خیلی نزدیک 1383 همین تعاریف بالا را بیاد می آورد، حسابگرند و اگر چه شاید با گذشته ای اند معنوی اما اکنونی غیر معنوی را به دوش می کشند که در واقع آنتاگونیست قصه اند و در مقابل پروتاگونیست نقش ورزی می کنند. اما در نهایت نتیجه چه می شود ؟، کارگردان و مقصودش رساندن تماشاگر به ایستگاه معنوی ست. آیا به راستی بیننده را به این ایستگاه می رساند ؟
بررسی تاریخی حادثه ها،کشمکش ها،چالش ها و کنش ها و بحرانهای این چند سال سینمای کشورمان بعد از انقلاب برای تحلیل وضعیت نسبت سینما و دین کتابی پرورق خواهد بود. پرده سینما قاب ضمیر خود ماست و بنابراین، از این پس رفته رفته جلوه های خود آگاهی ما در این آینه ظاهر خواهد شد. و به محاکات آن تحول فرهنگی که در باطن قوم ما رخ داده است خواهد پرداخت. آنچه را که باید اعتراف کرد این است که سایه منورالفکری قرن نوزدهم بر اذهان بسیاری از روشنفکران و هنرمندان ما حجابی ظلمانی است که اجازه نداده است تا آنها بتوانند با مردم، در سیر تکاملی انقلاب اسلامی همراهی کنند. آنها بدون درکی عمیق از تاریخ و ضرورتهای ان سعی کرده اند که از قبول تقدیر تاریخی انقلاب، استنکاف ورزند و لذا چونان کبکی که سر در برف فرو برده است، خود را نسبت به انقلاب اسلامی و آثار تاریخی و جهانی آن به غفلت زده اند و البته انتظاری هم نباید داشت که تحول فرهنگی آرمانی ما توسط کسانی که اعتقادی به اصل آن ندارند، بنیان نهاده شود. دوران ظهور هنرمندان نسل انقلاب از این پس فرا خواهد رسید و هنر انقلاب برای انجام وظیفه تاریخی خویش آماده خواهد شد (سید مرتضی آوینی،1370: 52)
به راستی که نمی توان به راحتی از فیلمهایی که اخیرا و خصوصا در دهه هشتاد سینمای ایران به وقوع پیوسته به راحتی گذشت. ما شاهد فیلمهایی با درصدهای متفاوت دینی بوده ایم از فیلمسازانی که تمام هم و غم خود را برای ارتقاء و بالا بردن پرچم این کشور حداقل بر ستون دینی و سینمای دینی بکار برده اند شهریار بحرانی، مجید مجیدی، کمال تبریزی، رضا میرکریمی، حمید نعمت الله و بهزاد بهزاد پور فقط تعدادی از این فیلمسازان مد نظر آوینی هستند. مشکل کجاست ؟. به هر حال می توان در کنار اسامی بالا بسیار بیشتر اسامی فیلمسازانی را قرار داد که از این مسیر39 به طور کامل و یا ناقص و جزئی جدا شدند و در واقع بجز معدود فیلمسازان متعلق به سینمای دینی آن هم با درصد های متفاوت ، بقیه فیلمسازان به راهی دیگر ( چه خوب چه بد، چه مثبت چه منفی، جدا از اینکه بخواهیم در اینجا آن راه ها را بررسی کنیم )متمایل شدند. راهی که بی شک هر یک از این فیلمسازان که بسیاری از آن ها در جشنواره ها و فستیوالهای گوناگون برای این کشور غرور آورده اند، دلایل گوناگونی که ما در این رساله به آنها نخواهیم پرداخت داشتند، اما اشاره ای اگرچه اجمالی در این مجال به آن می کنیم. میر احسانی در همین باره چنین می گوید : انواع تاثیر نگرش های دولت سالارانه، و انواع ادراک از هنر بورکراتیک40 که قسما تحت تاثیر انقلابهای سوسیالیستی41 بود همراه نفی گرایی مطلق متحجرانه و انواع ادراکات انقلابیگرانه و نیز نظریه بافی های پوشالی و خامدستانه جوانسرانه و به انضمان نظرگاه های بوروکراتیک در کنار واکنش های عصیانی و نیز واکنش های اطاعت طلبانه لیبرالیستی42 که بر سینمای هالیوود و سرشت تکنولوژیک سینما سرفرود آورد و انواع انگیزه های سرمایه دارانه که در واقع سینما را به عنوان سرگرمی محض دیده و یا خواسته نوعی آشتی مکانیکی بین ادعای دینی و وجه سوداگرانه سینما با غلبه زبان تکنولوژیک آن برقرار کند همه مسایل اخیر سینمای ما بوده است و هر یک کتابی است. حقیقت آن است که سینمای استعلایی43 و معنوی سینمایی دستوری و آیین نامه ای نمی تواند باشد و تنها هنر دینی می تواند هنرمند و اثر هنری دینی بیافریند و اثر هنری و سینمایی دینی موطن هنر دینی باشد، ما بدون آن پرسش غیب اندیشانه و باور به ان شهود امر قدسی، سینمای دینی نخواهیم داشت و این شهود هم در هوا و بی زمان جا ندارد. در انسان هنرمند و در سینماگری با این نگاه ویژه جا دارد. این نگاه هم با سرمایه گذاری و سوداگری بیگانه است. این نگاه ویژه انسان هنر آفرین باید حقیقتا چنین باشد تا چنین بیافریند(میراحمد میر احسانی،1383: 35)
و این مسئله در آنجایی بیشتر مشخص می شود و نمود می یابد که ما نظری کارشناسانه بیافکنیم به دین اسلام و مسیر ارتقاء ش تا اینجا و این زمان و این دو را یعنی سینما دینی و دین را با هم مقایسه کنیم. محمد رضا جباران در کتاب سینما در آینه فقه در مورد زنده بودن دین اسلام بعد از این همه سال می گوید : دین اسلام با گذر زمان، نه تنها غبار کهنگی نگرفته، بلکه سد روزمرگی ها و عادات سخیف را هم شکسته و زنده تر از همیشه، همچنان کمال خود را اثبات می کند. گواه این ادعا تفکر و تامل فقه پویای اسلامی درباره مظاهر جدید تمدنهای انسانی است که دو نقش عمده را بر عهده گرفته است. نخست شناخت این مظاهر و سپس تحلیل آنها برای مسلمانان تا حد و مرز حفظ حریم قوای طبیعی و فطری خود را بشناسند. (محمد رضا جباران،1378: 9)
اگر چنین بحثی در مذهب درست است که شکی در آن نیست باید جست که چرا در سینمای دینی اسلامی نشانه هایی از این تعریف را نمی بینیم تا جایی که بسیاری از آن بیگانه اند و آن را به جا نمی آورند و اگر هم هر چند سالی اتفاقی می افتد ادامه نمی یابد، استمرار ندارد و در حد همان اتفاق باقی می ماند. و این در حالی ست که در ابتدای انقلاب و حتی در دوران جنگ تحمیلی سینمای ما سینمای کاملا دینی و کاملا انقلابی بود(جدای از مسئله جذابیت درام و تسخیر گیشه ) و دوران کاملا متفاوتی از اکنون را سپری کرد. به راستی که آن دوران مثال زدنی در ادامه انقلاب سال 57 بود که نه در داخل بلکه پس لرزه های آن را در خارج هم همه شاهد بودند و ترس حاصل شده از این انقلاب مردمی را به راحتی با ورق زدن چند ورق از برگهای تاریخ آن سالها می توان به چشم دید و به دل یقین آورد. تا جایی که وقتی تاریخ سینمای هالی وود بعد از انقلاب اسلامی و رشد سینمای هالی وود را در حین رشد انقلاب اسلامی را مطالعه بکنید به این نتیجه خواهید رسید که سود انقلاب ما گویی برای دیگران بیشتر از خودمان بوده تا جایی که برای هالی وود جهشی چند جهته داشته و سودهای آنچنانی آورده و این در حالی ست که سینمای بعد از انقلاب ما که در مقطعی خوب شروع کرده بود در حال حاضر اگر نگوییم در کماست ، بد حال است. مجید صفا تاج در باره اثرات انقلاب اسلامی در خارج از مرزهای ایران و واکنش ها و ترفندها و برنامه ریزی های آنها بعد از ایجاد و تولد انقلاب 57 می گوید : پیروزی انقلاب اسلامی ایران در اواخر دهه هفتاد میلادی به دلیل افول اقتصادی اواخر دهه 1970 با افول فعالیت بسیاری از کارگردانان نسل گذشته در هالی وود مصادف شد. اما به دلیل شروع پیش لرزه های نخستین زلزله آخر الزمان که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) شکل گرفت و ایشان در انقلاب بر دو مسئله مهم مهدویت و نهضت حسینی تاکید می ورزیدند، سینمای هالی وود به پیروی از سیاست مداران و رهبران ایالت متحده واکنش هراس انگیزی نسبت به انقلاب اسلامی ایران نشان داد. در آواخر دهه هفتاد در پی افول فعالیت بسیاری از کارگزاران سینمای هالی وود برخی از کارگردانان نسل گذشته همچون جان هیوستون44، بیلی وایلدر45، آلفرد هیچکاک46 و ویلیام وایلر47 نیز که باقی ماندند دوران شکوفایی خود را پشت سر گذاشته بودند. کارگردانان دیگری مانند جان فرد، رائل والش، هاروارد هاکز، نیز به تدریج بازنشسته شدند و بعضی ها نیز مانند جرج کیوکر48، رابرت آدریج49 و ساموئل فولر50 کمتر مورد ستایش قرار می گرفتند. تهیه کنندگان سینمای هالی وود از سویی به دنبال فیلمهای به اصطلاح جوان پسند، دارای رنگ و بوی هنری و آثار تاریخی پر هزینه و پر تجمل بودند و از سویی دیگر ناگزیر بودند با تولید فیلمهای سینمایی چهره انقلاب اسلامی ایران و رهروان و پیروان این انقلاب در سایر کشورهای اسلامی همچون لبنان و فلسطین و… را مخدوش و از انقلاب مردمی و اسلامی ایران و نیروهای طرفدار آن در کشورهای مختلف اسلامی چهره ای خشونت طلب، جنگ افروز و تروریست به مخاطبان و بینندگان فیلمهای سینمایی القا نمایند. از این رو پس از مدتی چهره های شاخص فیلمسازی سینمای هالی وود برای تولید فیلمهای سینمایی با ویژگی های فوق الذکر مشخص شدند. سینماگرانی همانند استیون اسپیلبرگ51 یهودی، فرانسیس فرد کاپولا52، جرج لوکاس53 و مارتین اسکورسیسی54. یکی از مشخصه های دهه هشتاد میلادی در سینمای هالی وود، تولید فیلمهایی با مضمون ضد تروریستی آن هم اسلامی بود. فیلمهایی که در آنها از ژانرهای سینمایی گذشته مانند موزیکال ، جنگی، ترسناک و بالاخره علمی و تخیلی استفاده شد. البته فیلمهای دیگری نیز ساخته شد که هر چند به طور مستقیم مضامین ضد انقلابی و ضد اسلامی نداشتند اما به دلیل اینکه فیلمهایی ترسناک، جنگی و علمی و تخیلی بود جزء پر فروش ترین فیلمهای آن زمان شدند. (گاهی نیز عناصر دو ژانر ترسناک و علمی تخیلی در هم آمیخته شدند که نتیجه آن مجموعه فیلمهای سینمایی دنباله دار بیگانه بود که به دهه 1990 و بعد هم کشیده شد) بدین ترتیب سینمای هالی وود در دهه هشتاد با فراز و نشیب همراه بود در حالی که در دهه نود میلادی تولید فیلمهای سینمایی با مضامین علمی و افسانه ای در خصوص پایان دنیا، تروریست اسلامی و امثالهم را شاهد بودیم. در دهه نود میلادی فعالیت سازمان یافته تر ایوانجلیست ها و مسیحیان صهیونیست که از اوایل دهه هشتاد میلادی به تدریج از دوره ریگان رئیس جمهور آمریکا در صحنه سیاسی آمریکا ظهور یافته بودند باعث شد تا سینمای هالی وود تولید فیلمهای سینمایی با مضامین آخر الزمانی و پایان دنیا را افزایش دهد. در صورتی که دهه هشتاد میلادی با تولید فیلمهای افسانه ای علمی در خصوص انرژی هسته ای، بمب اتمی و فاجعه جنگ اتمی جهان و تروریسم به پایان رسید، این قضایا در دهه نود جنبه ویژه و تعیین کننده ای به خود گرفت. در این دهه به تدریج مسائل پایان دنیا، آخر الزمان، شیطان و عقاید مسیحیان صهیونیست و ایوانجلیست ها در قالب فیلمهای علمی تخیلی و حتی دلهره آور و پلیسی شکل گرفت.سینمای هالی وود در سال 1994 در صد سالگی خود در وضعیتی قرار گرفت که از نظر اقتصادی و فرهنگ نیرومندترین صنعت سینمای جهان بود. بدین ترتیب پس از حدود یک صد سال از تاسیس سینمای هالی وود با شروع هزاره سوم میلادی، این سینما توانست تفوق تکنولوژیک خود را در جهان حفظ کند و از تصویر در جهت مقاصد سیاسی بهترین استفاده را ببرد. در اوایل قرن بیست و یکم تولید سالیانه هالی وود افزایش یافت و به رقم هفتصد فیلم در سال و با یک سود خالص بالغ بر پانزده

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع حداد عادل، علوم انسانی، علامه جعفری Next Entries تحقیق با موضوع سینمای دینی، از خود بیگانگی، اخراجی ها