تحقیق با موضوع زنان مسلمان، حقوق بشر، حجاب و عفاف

دانلود پایان نامه ارشد

حدیث «خثعمیه»85چنین استنباط كرده اند.86 شاید بتوان گفت این استنباط، منوط به این است كه پاى بندى فردى كه این رفتار از وى مشاهده و گزارش شده به دستورهاى شرع مقدس اثبات گردد.
در پاسخ به این سؤال كه آیا در این موارد سكوت معصوم تقریر رفتار وى حساب نمى شود، باید گفت ممكن است اعتراض معصوم نقل نشده باشد.
ممكن است كسانى كه مدعى شده اند كه حجاب از ایران و روم بین اعراب مسلمان راه یافته، مقصودشان از حجاب پرده نشینى زنان باشد. شهید مطهرى بعد از تخطئه این ادعا كه حجاب از ایران یا جاى دیگرى به اسلام وارد شده باشد و ارائه شواهد مختصرى بر این امر، مى فرماید:
فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمانان غیر عرب، حجاب از آن چه در زمان رسول اكرم وجود داشت شدیدتر شد نه این كه اسلام اساساً به پوشش زن هیچ عنایتى نداشته است.87
البته برخى سخت گیرهاى از جانب خلیفه دوم، حتى در زمان حیات رسول خدا(صلى الله علیه وآله)گزارش شده كه در برخى موارد با عكس العمل برخى زنان رسول خدا رو به رو شده است. صحت و سقم این گزارش ها و در مرحله بعد یافتن منشأ این طرز فكر امرى در خور بررسى و پژوهش است. بعید نیست كه سخنان ویل دورانت و جواهر لعل نهرو ـ در ابتداى نوشته نقل شد ـ صرفاً ناظر به پرده نشینى زنان باشد و به ستر و پوشش آنان عنایتى نداشته اند.
برخى محققان نیز منكر پشتوانه دینى براى نقاب زدن و برقع بر چهره افكندن شده اند و آن را رسمى دانسته اند كه از دیگر ملل وارد فرهنگ اسلامى شده، البته این خود نیازمند تحقیقى مستقل است.88
اگر چه رسم حجاب در بین اقوام غیر عرب مرسوم بوده است اما حجاب در بین زنان عرب نشأت گرفته از اقوام دیگر نیست. حكم حجاب به طور واضح در سال هشتم هجرى نازل شد و این زمانى بود كه هنوز اسلام از جزیرة العرب پاى بیرون نگذاشته بود و به دنبال آن، زنان مسلمان عرب از این دستور پیروى كردند. در دو سال باقیمانده از عمر رسول خدا گزارش هایى موجود است كه آن جناب با كسانى كه هنوز خود را با وضعیت جدید تطبیق نداده بودند برخورد مى نمود.
3-2-4-روایات درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه الزهرا(س)
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»
روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»
امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:«بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنهارا نبینند»
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »
رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»
روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»
اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»
3-2-5-توجه به حجاب با رویکرد عقلایی وعلمی

فصل چهارم
حجاب از نظر علماء و دانشوران
وحقوق ایران

4-1-بخش اول : حجاب از دیدگاه دانشوران و فقها
4-1-1- حجاب وعفاف از منظر فقهی
گرایش به پوشش و عفاف یک گرایش فطری در میان زنان و مردان است. اما میزان و شکل آن رابطة مستقیمی با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد. احكام‌ اسلام‌ بر اساس‌ جلب‌ مصالح‌ و دفع ‌مفاسد مبتني‌ بر فطرت پاك‌ انسان‌ و عدم‌ ضرر است‌. خالق‌ انسان‌ بهتر از هر نهاد يا منبعي‌ مي‌داند كه‌نياز فطري‌ انسان‌ چيست‌؛ زيرا بدون‌ ترديد اگر پروردگار را تنها علت‌ اصلي‌ پيدايش‌عالم‌ هستي ‌بدانيم‌، به‌ طور قطع‌ علم‌ و عدالت‌ آن‌ ذات ‌بي‌همتا اقتضا دارد كه‌منبع‌ اصلي‌ قانونگذاري‌ نيز براي‌ رفتار و گفتار شخصي‌ و اجتماعي‌ انسان‌باشد.
تاريخ مكتوب انساني مدني، بر اين واقعيت گواهي مي دهد كه همزمان با آغاز زندگي اجتماعي بشر، در قالب خانواده، خويشاوندان و جامعه، مفاهيم محرم و نامحرم و گونه اي از حريم گيري و محدوديت، به عنوان معيار بايدها و نبايد ها در برقراري روابط جنسي، شكل معاشرت، چگونگي تماس گفتاري و پوشش بدني، مطرح بوده و جلوه حجب، حيا و عفاف او به حساب مي آمده است. يكي از نمادهاي حيا و عفاف، نماد پوشش و لباس، بوده است و پايبندي به آن براي زنان يك كمال به حساب مي آمده است. ولي چهار قرن پيش، در اثر رنسانس در غرب فرهنگ شرم ستيزي و عفت گريزي، طراحي گرديد. با اين تحول، محرم و نامحرم معناي خود را از دست داد، شرم، حيا و عفت همراه با لباس زن فرو ريخت، تمام محدوديتها، در تعامل دو جنس مخالف، از ميان برداشته شد و پوشش اندام مشخص كنندة جنسيت زن، نشانه عقب ماندگي و مخالف حق آزادي او قلمداد گرديد.
از آن جا كه در دهه‌هاي اخير برخي كشورهاي اروپايي محدوديت‌هايي براي پوشش زنان مسلمان وضع نموده‌اند، لذا تبيين حقوق اقليت‌ها در حقوق بين‌الملل ضروري مي‌باشد. اين مقاله ضمن اشاره به مفاهیم ، مبانی و تاریخچه ی حجاب ، به بررسي این مقوله از منظر فقهی و حقوقی ( داخلی و بین المللی ) مي پردازد. در نهايت برآيند مقاله اين است كه با احراز شرایط در مورد مجرم، عمل بی حجابی، جرم تلقی می شود و قابل مجازات است و ممنوع دانستن حجاب نقض حقوق بشري افراد و آزادي ديني آنان است و بيشتر ناشي از فشارهاي سياسي و اجتماعي مي‌باشد.
بی هیچ شبهه ای حجاب از مسلّمات شریعت و از واجبات قطعی و ضروری آن است ولااقل فقهای امامیه در این زمینه تردیدی ندارند . وظيفه پوشش كه اسلام براى زنان مقرر كردهاست ‏بدين معنى نيست كه از خانه بيرون نروند. زندانى كردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست.پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود بامردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمايى نپردازد.آيات مربوطه همين معنىرا ذكر مى‏كند و فتواى فقها هم مؤيد همين مطلب است و ما حدود اين پوشش را با استفادهاز قرآن ومنابع سنت ذكر خواهيم كرد.
نشانه بودن «حجاب» براي «عفاف» گريزناپذير است. پوشش، نشان عفاف است. عفت و حيا، خصلتي انساني است كه تاريخ بر نمي تابد و مورد پذيرش تمامي انسانها بوده و هست. و انسانهاي بزرگ و اديان آسماني نيز بدان توصيه كرده اند. در شريعت اسلامي نيز بر آن تأكيد فراوان شده است. همين خصلت انساني يكي از فلسفه هاي اصلي پوشش آدمي بوده است.
حيا و عفاف از ويژگيهاي دروني انسان است و حجاب به شكل و قالب و نوع و چگونگي پوشش بر مي گردد. تفاوت باطن و ظاهر يا روح و جسد و يا گوهر و صدف را مي توان به عنوان تمثيل دراين زمينه به كاربرد.
پوشش اسلامي و حجاب يکي از آموزه‌هاي دين اسلام است که بسياري از زنان مسلمان به عنوان تکليف ديني به آن عمل مي‌کنند.
بر اساس موازين حقوق بشر نيز هر انساني از حق آزادي فکر، وجدان و دين برخوردار است. اين حق شامل اظهار عقيده و ايمان، تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني به نحو فردي يا جمعي، خصوصي يا عمومي خواهد بود (ماده 18 اعلاميه جهاني حقوق بشر).
عليرغم بحث‌هاي فراوان، برخي كشورهاي اروپايي با گذراندن قانون خاص، استفاده از پوشش اسلامي را در مدارس ابتدايي و راهنمايي ممنوع كردند؛ در نتيجه، محدوديت‌هايي براي زنان و دختران مسلمان ايجاد شده است.
4-1-2- تعریف مفاهیم حجاب شرعی
قانون گذار در هیچ جا «حجاب شرعی» را تعریف نکرده است و علمای حقوق نیز در بیان تعریف، به آیات قرآن و فقه مراجعه کرده اند.در بحث های بعدی به معنای فقهی و حدود حجاب می پردازیم.
حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بـشرى و بـويژه جوامع اسلامى مطرح اسـت. همواره اين دو واژه در كنار هم بـه كار بـرده مى شوند و در نگاه اول بـه نظر می آيد هر دو بـه يك معنا بـاشند، اما با جستجو در متون دينى و فرهنگنامه ها بـه نكته قابـل توجهى مى رسيم و آن تفاوت اين دو واژه است.
در کتب لغت فارسي نيز براي واژه ي «حجاب» معناي مختلفي مانند : «پرده ، ستر ، نقابي که زنان چهره ي خود را به آن مي پوشانند ، روي بند ، برقع ، چادري که زنان سرتاپاي خود را بدان مي پوشانند .»89آمده است .
شهيد مطهري در مورد واژه «حجاب با تأکيد بر مفهوم پوشش بيان مي کنند : «کلمه ي حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب . بيشتر استعمالش به معني پرده است . اين کلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد که پرده وسيله ي پوشش است ، و شايد بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششي حجاب نيست ، آن پوششي حجاب ناميده مي شود که از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد .
ابن منظور مي نويسد : «الحجاب :الستر … و الحجاب اسم ما احتجب به وکل ما حال بين شيئين : حجاب … و کل شي ءٍٍ منع شيئاً فقد حجبه …» ؛ 90«حجاب به معناي پوشانيدن است و اسم چيزي است که پوشانيدن با آن انجام مي گيرد و هرچيزي که ميان دو چيز ، جدايي مي اندازد، حجاب گويند و هر چيزي که مانع از چيز ديگر شود او را حجب نموده است .»
و در کلامي ديگر خداوند منّان مي فرمايد : «و من بنينا و بينک حجاب.»91 «ميان ما و شما حاجز و فاصله اي در نحله و دين وجود دارد ، نيز بدين معنا به کار رفته است .»
بـا تـوجه بـه معانى ذكرشده درمى يابـيم حجاب امرى ظاهرى و در ارتبـاط بـا جسم است، اگر چه اين پـوشش بـرخاسته از اعتقادات و باورهاى درونى افراد است، ولى ظهور در نشئه مادى و طبيعى دارد؛ يعنى پوشش ظاهرى افراد و بـويژه زنان را حجاب مى گويند كه مانع از نگاه نامحرم به آنان مى شود. در کل مي توان گفت حجاب به معني پوشش ، بديهي ترين تعريفي است که مي توان به آن اشاره کرد .
عفاف نيز داراى معانى گوناگونى است كه در مجموع تعريف كاملى را بـه ما خـواهد داد. راغـب اصـفـهانى در مفـردات القـرآن مى نويسد: العفه حصول حاله للنفس تـمتـنع بـها عن غلبـه الشهوه؛ عفت حالتى درونى و نفسـانى اسـت كه تـوسـط آن از غلبـه شهوت جلوگيرى مى شود.
البته قابـل ذكر است كه در قرآن كريم از واژه عفت در دو معنا استفاده شده است؛ گاه بـه معناى خودنگهدارى و پـاكدامنى است كه در مورد برخى افـراد آمده اسـت، مانند؛ و ان يسـتـعـفـفـن خـير لهن و: وليستعفف الذين لا يجدون نكاحا
در كتب لغت آورده اند: تعفف(عفت داشتن): نگاه داشتن نفس از انجام حرام و درخواست از مردم است.
برخى از لغت شناسان، عفت را بـه معناى ترك شهوات و پاكى خوى و جسم آورده اند.
از مجموع معانى ذكرشده براى حجاب و عفاف مى تـوان نتـيجه گرفت كه عفاف نوعى حجـاب درونى است كه انسان را از گناه بـازمى دارد.
مباني حجاب
حجاب در کلام الله مجيد در سوره هاي نور و احزاب به صراحت و وضوح تبيين شده است . در اين آيات شريفه حدود حجاب ، آثار و کارکردهاي آن بيان گرديده است ؛ در حقيقت ، حجاب

پایان نامه
Previous Entries اجتناب از ضرر، طرح پژوهش Next Entries تحقیق با موضوع منابع معتبر اسلامی، منابع معتبر، قانون مجازات