تحقیق با موضوع رشد جمعیت، صنعتی سازی، کالاهای خارجی

دانلود پایان نامه ارشد

داشتند اما از نظر سیاسی خصوصی سازی آنها را به سوی ارتقاء ثبات رژیم هایشان سوق نداد.به جای آن طبقه جدیدی از مقاطعه کاران بسیار ثروتمند از جمله اعضای خانواده های رئیس جمهور در هر دو کشور را ایجاد کرد که تبدیل به عامل اساسی خشم مردم دراین کشورها شد.
طبقه متوسط به پایین نه تنها در حمایت از بن علی یا مبارک تظاهرات نکردند بلکه حتی اعضای این طبقه خود رهبری انقلابیون را بدست گرفتند.پس تردیدی نیست که اعتراض موفق مردم تونس و مصرو سرنگونی دیکتاتورهایشان،فوران احساسات فروخفته مردم بوداما نباید فراموش کرد که منشاء نارضایتی ها علاوه بر مشکلات دیرین اقتصادی،سرکوب سیاسی و عملکرد نامناسب حکومتها بود. در واقع،انباشت مشکلات سیاسی و اقتصادی و عدم امید به بهبود وضعیت،این کشورها را مستعد اعتراض گسترده کرده بود.
4-4 اختلالات جمعیتی
یکی از عوامل اصلی بروز اختلال در سیر تحولات اجتماعی و اقتصادی جهان عرب افزایش بی رویه حجم جمعیتی و به دنبال آن،حجم جمعیت سربار در شهرهای عربی در قیاس با روستاهابوده است.به این ترتیب که اگر رشد شهر نشینی در کشورهای جهان اول و دوم واکنشی طبیعی به روند صنعتی سازی در آن کشورها بوده است،گسترش بی رویه شهرهای عربی نه تنها بسیار زودتر از فرایند صنعتی سازی در آنها صورت پذیرفته،بلکه در بسیاری از مواقع مانع و سرباری برای این فرایند وبه طور کلی،روند توسعه درآن بوده است.
افزایش میانگین باروری در تونس، مصر و دیگر کشورهای عربی سبب شده است که بیش از پنجاه درصد از جمعیت این کشورها را جوانان تشکیل دهند.بدیهی است که این وضعیت پیامدهای متعددی را در عرصه های سیاسی و اجتماعی به دنبال خواهد داشت.بدیهی است که در چنین وضعیتی«میزان سرباری» یعنی نسبت غیر شاغلانبه شاغلان در جامعه بسیار بالا خواهد بود.افزایش میزان سرباری به طور خودکار به کاهش نسبت تولید کنندگان به مصرف کنندگان منجر خواهد شد.
هم اکنون در این کشورها به ازای هر یک نفر که در بازار کار مشغول است،سه مصرف کننده وجود دارد که برای ادامه زندگی خود به همان یک نفر شاغل وابسته اند.البته نسبت بالای سرباری در این کشورها فقط به جوان بودن جمعیت آنها محدود نمی شود،بلکه عدم مشارکت زنان در بازار کار(خارج از منزل)نیز از جمله عوامل مهم این وضعیت است.
پس از طرح این مقدمه کوتاه باید گفت که دو کشور تونس ومصر،به دلیل بی توجهی به مناطق روستایی و رشد بالای جمعیت جوان،شاهد سرازیر شدن جمعیت از روستا به شهرها بوده اند.از آنجاکه پیوند اقتصاد این کشورها با اقتصاد جهانی تنها از راه جهانگردی است،درآمد حاصل از این بخش علاوه بر نوسان،برای تامین سرمایه گذاری اقتصاد ملی و ایجاد اشتغال نیز به کار نمی رود. در نتیجه،بالا بودن نرخ بیکاری-از چهارده تا بیش از سی درصد- نوسانات اقتصادی،کسری بودجه و بدهی های خارجی،این کشورها را دچار مشکل کرده است.
در جدول زیر شاخصهای مختلفی از جمله،رشد اجمالی جمعیت در برهه میان سال های 1950 و1985،و نیز نسبت جمعیت این کشورها به مساحت آنها نشان داده شده است.
جدول شماره 2-برخی از شاخصهای کلی جمعیت در دو کشور تونس و مصر
کشور
رشد جمعیت(میلیون نفر)
رشد جمعیت شهری
و روستایی(درصد)
مساحت
(هزار کیلومتر)
تراکمجمعیت درهر کیلومتر مربع

1950
1970
1985
1950
1970
1985

1985
تونس
6/3
9/4
7
31
43
55
164
043/0
مصر
5/20
3/33
5/46
32
42
50
1001
046/0
همانطور که میبینیم رشد جمعیت این مناطق روندی کاملا تصاعدی راطی کرده است.و بارزترین اختلاف در شاخص مساحت دیده می شود.(سعدالدین،1390 :298)
باید توجه داشت که تراکم جمعیت در این کشورها بسیار بیشتر از ارقام این جدول است.زیرا بیش از هشتاد درصد از کل مساحت کشورهای عربی را اراضی بیابانی تشکیل داده است.و این بخوبی نشان می دهد که چرا این کشورها علی رغم برخورداری از مساحت نسبتاً زیاد،دارای شهرها و روستاهای نسبتاً شلوغ هستند.
یکی از پیامدهای وخیم توزیع نامناسب جمعیت این کشورها،افزایش فشار بر اراضی زراعی محدود آنها بوده است.این وضعیت به طور خودکار منجر به مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها می شود.از آغاز قرن بیستم تاکنون،جمعیت دو کشور تونس و مصر و البته دیگر کشورهای عربی به طور طبیعی افزایش چشم گیری داشته اند.(سالیانه دو تا سه درصد)
روستاهای این کشورها نیز با چنین رشد جمعیتی،البته با سرعتی کمتر مواجه بوده اند.اما مشکل اصلی آنها ،دست کم تا به امروز ،محدود شدن فعالیت اقتصادیشان به زراعت و کشاورزی بوده است.زیرا از آنجا که اراضی زراعی این روستاهادر طول دهه های گذشته افزایش قابل توجهی نداشته استجمعیت جدید و مازاد روستایی که آینده روشنی را پیش روی خود نمی بینند،به ناچار به سوی شهرهای بزرگ که ازتنوع شغلی زیادی برخوردارندمهاجرت می کنند.
از این رو میبینیم که تاثیر این پدیده(مهاجرت روستاییان و صحرانشینان به شهرها)بر افزایش جمعیت شهریتقریباً معادل رشد طبیعی آنهاست.روند این مهاجرت به شهرهای بزرگ تونس و مصر بسیار بیشتر و سریعتر از آن بوده است که بخش های اقتصادی جدید شهرها قادر به هضم این نیروهای تازه وارد باشند.این طبقه علی رغم حضور بسیار کم رنگ در روند تولید،تاثیر بسیار زیادی در تحولات سیاسی و اجتماعی این کشورها داشته اند.
مهاجران برای خود بافت اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی ای را در جامعه تشکیل می دهند که معمولا در محله هایی محروم در حاشیه های شهرهای بزرگ زندگی می کنند.«مدینة الموتی » و «امبابة»در شرق و غرب شهر قاهره و زاغه ها و حلبی آبادهای شهرهای تونس نمونه هایی از این دستند.مشکلات مختلف ناشی از رشد سرسام آور شهرنشینی ازجمله:مشکلات مسکن،ارتباطات،آموزش و تآمین آب و برق در سالهای گذشته به بحرانی ویرانگر برای تمامی کشورهای عربیحتی کشورهای ثروتمندتبدیل شده است.این بحران بسیاری از دولتهای عربی را بر این داشته تا با جدیت برای توسعه و عمران روستاها تلاش کنند.حتی برخی از دولت های عربی،مثل مصر،با طرح ایده مهاجرت معکوس تلاش می کنند تا با اعطای برخی تسهیلات به ساکنان شهرهای بزرگ،آنها را به مهاجرت به روستاها و شهرهای کوچک تشویقکنند.بی شک مهمترین تغییرات حاصل از این وضعیت پیدایش تدریجی «طبقه متوسط»و «طبقه کارگر»در شهرهای این کشورهای عربی بوده است. دو کشور تونس و مصر رشد مستمری را در حجم طبقه ی متوسط جدید و نقش آن در عرصه سیاسی،اجتماعی شاهد بوده اند.این رشد مستمر در مورد طبقه ی کارگر جدید نیزکاملاً صدق می کند.هسته اصلی این طبقه از صاحبان صنایع و پیشه ورزان شهری تشکیل شده است که در دوران سیطره غرب بر این کشورها دیگر توان رقابت با کالاهای خارجی را که در حجم بسیار زیادی تولید شده و تمام بازارها را فراگرفته بودند،نداشتند.
بیات مفهوم طبقه متوسط فقیر را در مورد وقایع تونس و مصر و دیگر قیامهای مردمی در جهان عرب به کار می برد؛فقیران شهرنشینی که فضاهای عمومی را برای سکونت غیر قانونی یا دستفروشی در اختیار دارند،بیکارانی که در اقتصاد غیررسمی مشغولند،زنان خانه داری که به خدمات اجتماعی یا محلی غیر رسمی می پردازند،جوانانی که به رغم مخالفت مقامات حکومتی در آرزوی دستیابی به زندگی حداقلی و طبیعی هستند و مانند اینها…کنشگران منفردی هستند که کنش های جمعی را به وجود می آورند.بنابراین،طبقه متوسط جدید به شکلی مطلق و نسبی،از سریعترین رشد در بین طبقات اجتماعی دیگر برخورداد است.
به نظر می رسد افزایش طبیعی جمعیت(که در درجه اول ناشی ازتهی دستی است)و بخصوص الگوی متعارف مهاجرت روستا به شهر(که ناشی از بد توزیع شدن زمین،بیکاریهای روستایی،فجایع طبیعی و حاصل دست بشر،تمایلات شهرنشینی و توسعه صنعتی محدود است)دلایل اصلی رشد این طبقات و بیکاری در شهرها است.بنابراین،بخش اعظمی از نیروهای تحصیل کرده وآنهایی که برای بار نخست دنبال شغل هستند بیکار می مانند.(بیات،1379: 47)

نمودار زیر توزیع مشاغل و درآمد را در بین مهاجران و شهروندان شهری نشان می دهد:
نمودار شماره 5-نحوه توزیع درآمد در بین شهروندان و مهاجران
ممتاز
مهاجران
متوسط
شهروندان
پایین
همانطور که مشاهده می شود مهاجران در طبقات پایین و متوسط جامعه قرار داشته و به مشاغل این طبقات همچون دستفروشی و کارهای خیابانی روی می آورند.از طرف دیگر،تعداد شهروندان تحصیلکرده خصوصاً در دو کشور تونس و مصر که نسبت به کشورهای عربی در رتبه بالاتری قرار دارند،روز به روز در حال افزایش است.از این رو باید گفت که تلاش نخبگان حاکم در جلوگیری از مشارکت سیاسی دموکراتیک جامعه روز به روز شکاف میان حکومت و تحصیل کردگان را عمیق تر می کند،تحصیل کردگانی که اکثرا مخالف حکومتهای دیکتاتوری خویش بودند.بیات از این تحصیل کردگان که در شهرها به دستفروشی می پرداختندو بو عزیزی نمونه بارز آن می باشداز عنوان «دستفروشی سیاسی»نام می برد که تنها بخش کوچکی از تعداد انبوه دستفروشان را در بر می گیرد.این دستفروشان گاه کالاهای فرهنگی چون کتاب،روزنامه و فیلمها را به مشتریان عرضه می کنند. اما در این جنبش ها مهمترین ها، همان دستفروشان معمولی بودند که نگرانی اصلی شان تامین زندگی بود.به نظر بیات تظاهرات عمدتاً از سوی دستفروشان سیاسی در یک مکان سازماندهی می شود.
اما از دیگر پیامدها و ویژگی های بارز مهاجرت و شهرنشینی در این کشورها،به وجود آمدن یک کلانشهربسیار بزرگ است که از نظر جمعیتی،سیاسی واقتصادی بر روستاها و شهرهای دیگر کشور سیطره دارد.این کلان شهر نه تنها در تونس ومصر بلکه در دیگر کشورهای عربی نیز پایتخت است.البته معمولا پایتخت های اکثر کشورهای جهان اصلی ترینو در بسیاری از مواقعبزرگترین شهر آن کشورند،اما شرایط این پایتخت ها در تونس و مصر،از نظر وسعت و نقش سیاسی، اقتصادیبا دیگر نقاط جهان بسیار متفاوت است.برای مثال،در بسیاری از کشورها همچون:آمریکا،آلمان،هند و ترکیه … از یک سوپایتخت سیاسی بزرگترین شهر کشور نیست و از سوی دیگر در کنار پایتخت شهرهای بزرگ دیگری نیز در آنها وجود دارند که از نظر مساحت و جمعیت با پایتخت برابری می کنند.
پدیده شهرهای غول پیکر را می توان با برخی از روش های کاربردی جامعه شناسی شهری مطالعه و بررسی کرد.یکی از معروفترین این روشها قاعده اندازه-مرتبه است که مقیاس کمّی از توازن شهری هر جامعه را نشان می دهد.محتوای این قاعده این است که بزرگترین شهر هر کشور نباید بیش از دو برابر شهر دوم آن جمعیت داشته باشد.
به همین منوال،جمعیت شهر دوم نیز … . زیرا در غیر این صورت به علت اختلال در ساختار جمعیتی بار سنگینی از نظر اقتصادی،اجتماعی و سیاسی بر جامعه وارد خواهد شد.
جدول شماره 3-شاخص تعادل جمعیت شهری مصر در دهه هشتاد بر طبق قاعده اندازه-مرتبه
کشور
جمعیت کنونی
شهر اول و دوم
جمعیت
ایدهآل
شهر اول
تفاوتمیان جمعیت کنونی و جمعیت ایده آل شهر اول
درصد تفاوت میان جمعیت کنونی و جمعیت ایدهآل شهر
مصر
قاهره8400000

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع رشد اقتصادی، سیاست های اقتصادی، خاورمیانه Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد خاورمیانه، جنبش های اجتماعی، مشارکت سیاسی