تحقیق با موضوع خلیج فارس، ایالات متحده، دریای عمان

دانلود پایان نامه ارشد

وابستگی قدرت‎های فرامنطقه‎ای به منابع سرشار نفت خلیج‎فارس و نگرانی آنها از رشد اسلام‎گرایی موجب شده است که آنان تحولات درونی این منطقه را به دقت رصد نمایند، لذا تحقق هر نوع ترتیب جدید امنیتی که به نوعی استقلال خاصی برای منطقه و کشورهای درون آن به همراه داشته باشد با مخالفت‎هایی از سوی آنان مواجه خواهد شد. به همین دلیل خواهان نهادینه شدن نظامی برون سیستمی هستند که بتوانند تحولات منطقه را هدایت و کنترل و در آن نفوذ داشته باشند لذا با هرگونه ترتیبات امنیتی‎ای که درون سیستمی باشد مخالفت خواهند کرد. این کشورها با توسل به این که نفت، ماده مورد نیاز تمامی کشورهای جهان است و حدود یک چهارم نفت مورد نیاز دنیا از تنگه هرمز می‎گذرد، مدعی می‎شوند که بایستی کشورهای قدرتمند در جهت تضمین امنیت انرژی مشارکت و نظارت داشته باشند(جالينوسي، 1385: 52).
ب)مقاومت احتمالی دولت‎های منطقه
کشورهای حوزه جنوبی خلیج‎فارس هرکدام به دلیلی با تحقق ترتیبات امنیت منطقه‎ای با الگوی مورد انتظار ایران مخالف هستند و مقاومت‎هایی از خود نشان می‎دهند که ریشه همه این مخالفت‎ها ترس از قدرت گرفتن یکی از رقبای منطقه‎ای است. عربستان از این‎که ایران و عراق در منطقه قدرت بگیرند بسیار بیم دارد، لذا به دنبال الگوی امنیتی در خلیج‎فارس بدون مشارکت ایران و عراق است که در قالب آن بتواند این دو کشور را کنترل کند. از طرفی شیخ‎نشین‎های حاشیه جنوبی خلیج‎فارس آمریکا را حامی خود در منطقه می‎دانندو معتقدند که فقدان حضور آمریکا با عقب افتادگی آن‎ها و تهدید امنیت ملی آن‎ها از سوی قدرت‎های منطقه‎ای یکی است. دلیل این نگرانی‎ها بیشتر از دو مسئله ناشی می‎شود:
1-.دامن‎زدن به اختلافات فرقه‎ای به ویژه شیعه و سنی در منطقه توسط قدرت‎های فرامنطقه‎ای؛
2- نگرانی کشورهای عربی از اثرپذیری مردم‎شان از تفکرات انقلاب اسلامی؛(اميني، 1389: 84).
ج) ناامن بودن عراق و مبهم بودن آینده این کشور
عراق به عنوان یکی از بازیگران بزرگ منطقه بایستی به طورحتم در ترتیبات امنیتی منطقه‎ای لحاظ شود و در معادلات مورد توجه قرار گیرد، اما ناامن بودن عراق و ابهام در آینده این کشور می‎تواند روند انعقاد پیمان دفاعی-امنیتی مشترک را با مشکل یا حداقل تاخیر بلند مدت مواجه کند.
د) حضور نظامی آمریکا در عراق و خلیج‎فارس
حضور آمریکا در ترتیبات امنیتی کنونی منطقه چالش بزرگی در راه برقراری روابط دفاعی ایران با کشورها این حوزه محسوب می‎شود، چرا که آمریکا هم می‎خواهد مانع از قدرت گرفتن ایران در منطقه شود و هم جایگاه خود را در منطقه حفظ کند و ازاین پس نیز در معادلات حضور داشته باشد. انجام مانورهای نظامی مشترک با کشورهای حاشیه خلیج‎فارس در پوشش پیمان‎های دفاعی مشترک دو جانبه با اهداف سیاسی گوناگون، همگی در راستای همین موضوع ارزیابی می‎شود (مصلي‎نژاد، 1391: 44).
ذ) وجود منازعات مرزی بین کشورهای منطقه
یکی از عوامل موثر در ایجاد چالش در منطقه، وجود اختلافات مرزی میان کشورهای همسایه است. این اختلافات که مهم‎ترین آن موضوع جزایر سه گانه و اختلاف میان ایران و امارات است می‎تواند نقش مهمی در درگیری‎های لفظی و کدورت روابط طرفین داشته باشد. حرکت آقای احمدی نژاد در سفر به امارات و به نوعی تلاش برای جدا نمودن بحث اختلافات مرزی از مسایل کلان منطقه در همین راستا قابل تحلیل است. لذا هرگونه تلاش برای کم‎رنگ نمودن بحث جزایر سه گانه و خارج شدن آن از دستور کار همیشگی شورای همکاری خلیج‎فارس می‎تواند گام‎های مفیدی تلقی شود(موسوي، 1386: 845).
و) ذهنیت نامناسب شکل‎گرفته براساس تجربیات تلخ گذشته
وقوع دو جنگ متوالی و طولانی در خلیج فارس، خرید و انباشت تسلیحات گوناگون ناشی از سوء‎ظن کشورها به هم، روند تردیدآمیز صلح خاورمیانه، مشکلات عراق، تروریسم و حرکت‎های افراطی مدعیان اسلام‎گرایی، تبلیغات منفی و گسترده غرب علیه تداوم فعالیت‎های هسته‎ای ایران، عدم موفقیت رژیم‎های امنیتی تحمیلی برمنطقه وغیره همگی موجب شده‎اند که ذهنیتی منفی در تعدادی از کشورهای خلیج‎فارس در مورد پیمان‎های منطقه‎ای شکل گیرد فلذا برخی از کشورها تضمین‎های عینی قدرت‎های بیگانه را به تلاش برای رسیدن به پیمانی منطقه‎ای ترجیح مي‎دهند.
اما چه راهکارهایی را می‎توان برای مقابله با این چالش‎ها و تتنطیم ترتیبات امنیتی منطقه‎ای بکار برد؟ از نگاه جمهوری اسلامی ایران، مهم‎ترین راهکارهایی که می‎توانند احتمال دستیابی به یک توافق دفاعی-امنیتی منطقه‎ای را تقویت کنند، عبارتند از:
الف) تاکید بر مشترکات دینی و فرهنگی
تاکید بر انسجام اسلامی و ملزومات آن که در پی تاکیدات مقام معظم رهبری مورد توجه بیشتری قرار گرفته، می‎توانند یکی از زمینه‎های اصلی تقویت، تفاهم و اعتمادسازی میان کشورهای مسلمان منطقه باشد. هر گونه تفاهم در مسایل فرهنگی و مراودات بین طرفین می‎تواند زمینه‎ساز همکاری‎های بیش‎تر در حوزه سیاست باشد و به نوعی مقدمه‎ای برای انعقاد پیمان‎های امنیتی منطقه‎ای تلقی شود (ماه‎پيشاني، 1390: 58).
ب) تضمین امنیت تامین انرژی جهان
یکی از موانع اصلی در روند شکل‎گیری ترتیبات امنیتی، دخالت کشورهای بیگانه برای اطمینان از حفظ منافع خود، خصوصاً در بحث انرژی و حرکت‎های اسلامی است، لذا مناسب است در روند مذاکرات دو یا چند جانبه بر سر ترتیبات امنیتی، بحث امنیت صدور انرژی و تلاش برای ایجاد اعتماد بر سر آن نیز مورد توجه قرار گیرد و از این طریق نظر مساعد کشورهای دیگر برای شکل‎گیری این ترتیبات و تضمین این‎که در این شرایط خللی به امنیت صدور انرژی وارد نخواهد شد جلب شود. موضع‎گیری مشترک در مورد حرکت‎های گروه‎های افراطی و صدور بیانیه‎های مشترک که نشان‎دهنده تلاش کشورهای منطقه علیه این کشورها است نیز در همین راستا ارزیابی می‎شود.

ج) همکاری‎های اقتصادی زیربنای همکاری‎های امنیتی
رفت وآمد گروه‎های دوستی-پارلمانی بین طرفین، تقویت ارتباطات فراتر از دستگاه رسمی دیپلماسی کشور مانند اجلاس بین‎المجالس و همچنین برگزاری نشست‎های کارشناسی در جهت بسترسازی برای توسعه روابط اقتصادی حایز اهمیت است. در این راستا مناسب است که همکاری‎های اقتصادی و فرهنگی، به عنوان زیربنای اصلی و بسترسازی مناسب برای همکاری‎های امنیتی مورد توجه قرار گیرند
اتخاذ سیاست‎های نفتی مشترک، استراتژی‎های واحد بازاریابی، گسترش همکاری‎های علمی و فرهنگی میان کشورهای عضو منطقه، سرمایه‎گذاری‎های هماهنگ در بخش صنایع مادر، ایجاد مناطق آزاد تجاری و غیره که در نهایت می‎توانند منجر به گسترش همکاری‎های اقتصادی چندجانبه و اتحادیه‎های سیاسی و اقتصادی شوند نیز مورد توجه قرار گیرند(بی‎نام، گزارش وزارت امور خارجه:1390).
د) اتخاذ سیاست چند جانبه‎گرایی در سطح منطقه‎ای و بین‎المللی
استفاده از تریبون‎های بین‎المللی در کنار تلاش جهت همکاری‎های اقتصادی برای جهت‎دهی به افکار عمومی بین‎المللی و به منظور احقاق حقوق نقض شده کشور، از نکاتی است که جهت حفظ منافع ملی کشور در منطقه ضرورت دارد. در همین زمینه تاکید بر نقش بازیگران غیردولتی، به ویژه سازمان‎های فراملی که دارای شخصیت مستقل از دولت‎های متبوع خود هستند نیز می‎تواند در تنش‎زدایی منطقه‎ای و جهانی موثر باشد. (ماه‎پيشاني، 1390: 46).

ه) اطمینان به مشارکت منصفانه در نظام تصمیم‎گیری
یکی از نگرانی‎های کشورهای منطقه در انعقاد این پیمان، سوءاستفاده از این پیمان‎ها به نفع یک یا گروهی از اعضا است. برخی کشورها از این بیم دارند که تصمیم‎سازی‎ها در این زیرسیستم منصفانه نباشد و از طرف دیگر برخی از کشورهای منطقه (مانند عربستان) به دنبال آن هستند که در راس هرم تصمیم‎سازی منطقه قرار گیرند. این مسئله نمی‎تواند به انعقاد پیمانی قوی بی‎انجامد (ابراهيمي‎فر، 1387: 28).
و) اتخاذ رویکرد فرامنطقه‎گرایی از جانب ایران به عنوان اهرم فشار
یکی از رویکردهای امنیتی ایران در منطقه، توجه به بندرهای دریای عمان و اقیانوس هند برای کاسته شدن از بار تهدیدات خلیج‎فارس و تنگه هرمز است به علاوه هرگونه روابط امنیتی ایران در حوزه دریای عمان و اقیانوس هند می‎تواند اهرم فشاری در مقابل دعوت از نیروهای خارجی از سوی شورای همکاری خلیج‎فارس یا کشورهای منطقه تلقی شود. در این مورد نیز لازم است تفاهم لازم میان کشورهای منطقه برای توجه به منافع ملی همدیگر شکل گیرد.
ز) تلاش در حل اختلافات میان کشورهای منطقه
یکی از تاکتیک‎های مناسب برای اعتمادسازی در منطقه، تاکید بر مذاکرات دیپلماتیک، ایفای نقش دولت میانجی و تلاش برای حل و فصل منازعات و ستیزهای منطقه‌ای در خصوص شکاف‌های قومی و دینی است. این تاکتیک می‎تواند نوعی اعتبار برای جمهوری اسلامی به منزله کشور صلح‎طلب، طرفدار گفت‎وگو و مروج روح همکاری و تفاهم و برادری در منطقه به ارمغان بیاورد. (اميني،1389: 87 و 88).
ح) همکاری ابتدایی کشورهای مشتاق
اتخاذ سیاست «همه یا هیچ» در ترتیبات امنیتی خلیج فارس و تاکید بدون انعطاف بر آن می‎تواند یکی از عوامل اصلی تاخیر در رسیدن به اهداف جمهوری اسلامی ایران برای تشکیل این ترتیبات باشد. برای این منظور پیشنهاد می‎شود در ابتدا کشورهای مشتاق و علاقمند به شکل‎گیری پیمان‎های امنیتی به نوعی تفاهم اولیه را حاصل کرده و در ادامه به صورت گروه‎های متشکل از کشورهای مختلف، درصدد جلب نظر کشورهای محافظه‎کارتر برای پیوستن به این پیمان‎ها برآیند. از سوی دیگر برگزاری مانورهای مشترک دوجانبه میان کشورهای همسایه با رویکردهای تدافعی و ترغیب کشورهای دیگر برای شرکت در آن‎ها نیز در همین راستا ارزیابی می‎شود(رحيم‎پور، 1389: 27).
اما استقرار چنین ترتیبات امنیتی منطقه‎ای چه فرصت‎هایی را پیش روی کشورهای منطقه قرار می‎دهد؟ در پاسخ باید گفت که پیرو این اتفاق فرصت‎های جدیدی در اختیار کشورهای منطقه قرار می‎گیرند، فرصت‎هایی که برخی از آن‎ها عبارتند از:
الف) تامین منافع واقعی و بلندمدت کشورهای منطقه در امنیت درون سیستمی؛
ب) ارتقای جایگاه منطقه‎ای و بین‎المللی ایران.
مهم‎ترین هدف جمهوری اسلامی ایران در سند چشم‎انداز توسعه بیست ساله، ارتقای جایگاه منطقه‎ای است و بزرگ‎ترین مانع در برابر دستیابی به این هدف حضور نظامی-اطلاعاتی آمریکا در منطقه می‎باشد. به نوعی ایالات متحده با افزایش حضور نظامی و فیزیکی خود در این منطقه، قصد کنترل کامل تحرکات و ایجاد محدودیت در دیپلماسی منطقه‎ای ایران را دارد. در نتیجه تحقق ترتیب جدید امنیتی چه به صورت فراگیر بین تمامی کشورهای حوزه خلیج فارس و چه به صورت دوجانبه یا چندجانبه می‎تواند فضای محدود کنونی که زاییده حضور نظامی آمریکا در منطقه است را بشکند و تا حدی موجب تقویت جایگاه منطقه‎ای و بین‎المللی ایران شود.
ج) زمینه‎ای برای حل اختلاف‎های مرزی
کشورهای حاشیه خلیج فارس در بسیاری از موارد اختلاف‎های مرزی دارند که بالقوه به اندازه بحران سال‎های 1990-1991 کویت مهم هستند. انعقاد پیمان‎های دفاعی-امنیتی مشترک با کشورهای همسایه در حوزه خلیج‎فارس می‎تواند برای این کشورها این امکان را فراهم کند تا برای حل این مسائل از روش‎های مسالمت‎آمیز گام‎های موثری را بردارند (اميني، 1389: 88).
4-2-واگرایی میان سیاست‎های امنیتی ایران و عمان
در دو گفتار پیشین این فصل دریافتیم که نگاه ایران و عمان به الگوی مناسب امنیت منطقه‎ای با یکدیگر تفاوت‎هایی دارد، تفاوت‎هایی که برآمده از ادراک متفاوت دو کشور از تهدید است. در یک سو، جمهوری اسلامی ایران الگوی موزانه را مهم‎ترین و موثرترین الگوی تامین امنیت در منطقه می‎داند، الگویی که اگر چه حضور عامل خارحی در منطقه را در نظر می‎گیرد، اما نقش چندانی برای آن قائل نیست و به دنبال کمرنگ و کمرنگ‎تر کردن نقش عامل خارجی است. تاکید بر این الگو ناشی از درک جمهوری اسلامی ایران از تهدید ایالات متحده آمریکا، عربستان سعودی و جبهه عربی است، تهدیدی که ایران می‎کوشد تا با تنگ‎تر کردن فضای حضور و عمل ایالات متحده در

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع بازدارندگی، ایالات متحده، ژئوپولیتیک Next Entries تحقیق با موضوع ایالات متحده، ایالات متحده آمریکا، عربستان سعودی