تحقیق با موضوع خاورمیانه، نظام سیاسی، هویت اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

جنبش های اجتماعی جدید در خاورمیانه،«مردمی بودن»و عنصر حضور مردم از طبقات مختلف جامعه در خیزش ها می باشد به طوری که ویژگی های دیگر این جنبش ها،ذیل این مشخصه معنا می یابند.تحولات کشورهای عربی را تحت عناوینی چون «بهار عربی» یا «انقلاب های عربی» نام می برند که شاید «بیداری مردمی»می تواند عنوان مناسبی برای این تحولات نامیده شود که هدف غائی اش برقراری نقطه جدید مبتنی بر خواست مردم و دوری از نظام خود کامه و موروثی می باشد.مردمی بودن این تحولات بدین معناست که هیچ حزب یا جریانی سیاسی،این خیزشها را برنامه ریزی نکرده بلکه تماما حاصل بیداری مردمی بوده که همه اقشار و لایه های جوامع را متحد هم ساخته بود.

2-1-3-2فقدان رهبری مشخص
اعتراضات موفق مردم تونس و مصر و دیگر کشورهای عربی که بر عمل جمعی،بدون برخورداری از رهبری مشخص استوار بود،نشان داد که پیشبرد اهداف جنبش می تواند وابسته به شخص یا اشخاص خاصی نباشد.البته بهره گیری از رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی،در این میان توانست ارتباطات و سرعت عمل معترضان را افزایش داده و در نتیجه موجب سردرگمی نیروهای امنیتی و کاهش هزینه ها گردد.در جریان این تحولات، هرچند برخی گروهها و شخصیت ها نقش پررنگتری داشتند،اما در مرحله آغاز و روند اعتراضات،کمتر شخص یا گروهی توانست نقش رهبری را ایفا کند و می توان شاهد پیدایش نوعی رهبری جمعی برای این جنبش ها بود.
2-1-3-3 پیشتازی جوانان
علیرغم حضور اقشار و گروههای مختلف مردم در خیزش های جهان عرب،نقش جوانان در شکل دهی و سازمان دهی اعتراضات بسیار برجسته بوده است.جوانان و خصوصا جوانان تحصیلکرده که از فناوری های جدید ارتباطی نیز استفاده می کردند،در رأس نیروهایی بودند که خواستار مبارزه با فساد واستبداد بودند و نقش مهمی نیز در مدیریت جنبش ها ایفا کردند.
در حقیقت،جرقه حرکت ضد دولتی به دست همین جوانان که کسی آنها را چندان جدی نمی گرفت زده شد.دعوت اولیه برای برگزاریتظاهرات 25 ژانویه(روز خشم)از سوی اینان صورت گرفت وبیشترین نیروی حاضر در خیابانهای قاهره و دیگر شهرها را نیز همین افراد ناشناس،اما مصمم،تشکیل می داد.
2-1-3-4نقش تسریع کننده رسانه ها
رسانه ها یکی از ابزارهای جنبش اجتماعی خاورمیانه محسوبمی شود.هرچند باید گفت که این رسانه ها و شبکه های اجتماعی علت اصلی وقوع تحولات کشورهای عرب نیستند ولی مشخصاً آنها بیشتر در روندانقلاب و تقویت توانمندیها و مهارتهای افراد برای به ثمر رساندن اعتراضات و گسترش دامنه بیداری در میان تعدادی زیادی از مردم می باشد.رسانه های جمعی تظاهرات را برجسته می کنند؛چرا که با بدست دادن تصویری از جهان بیرون به بیننده داخلی،امکان مقایسه بین وضعیت داخلی و خارجی را برای او فراهم می آورند و در نتیجه،شهروند جوامع عربی فاقد بسیاری از آزادی های سیاسی و اجتماعی را،در قیاس با جوامع آزاد،دچار احساس محرومیت نسبی میکنند.به عنوان مثال،در بحبوحه ی انقلابهای تونس و مصر شاهد بودیم که شهروندان این دو کشور و از جمله فعالان حقوق بشری،اخبار و اتفاقات سیاسی و اجتماعی و حتی امنیتی را چگونه از طریق کانال الجزیره که وابسته به دولت قطر میباشد بازتاب می دادند.در انقلابهای تونس و مصر شبکه های اجتماعی مجازی نقش اصلی را در سازمان دهی جنبش انقلابی بازی کردند و ازین رو بیش از هرچیز از امکانات نوینی که روند جهانی شدن در اختیار بشر امروز قرار داده بهره گرفتند.بنابراین، دیگر سیاست خارجی و برنامه ریزی های داخلی عرصه ای نخواهد بود که صرفا حکومتها در آن حضور داشته باشند.
2-1-3-5هویت گرایی
تسری اعتراضات مردمی از یک کشور عربی در دیگر کشورهای عربی خاورمیانه،هویت گرایی چنین خیزشهایی را بازتاب می نماید.هویت،محور اصلی جنبش های مردمی خاورمیانه است.مردمی بودن جنبش های اخیر خاورمیانه باعث شده است تا ویژگی مسلمان بودن مردم منطقه نیز در جنبش ها بازتاب پیدا کند.از این منظر می توان بر هویت اسلامی- عربی جنبش های اخیر به عنوان یکی از ویژگی های مهم آنها تاکید نمود.پیروزی گروههای اسلام گرا در رقابتهای انتخاباتی تونس و مصر به عنوان دو کشور پیشتاز در تحولات عربی نشان دهنده کانونی بودن علایق و گرایشات اسلامی مردم منطقه و تاکید بر حفظ هویت اسلامی این جنبش ها بود.بنابراین مسلمانان منطقه با توجه به سیاست ها و اقدامات ضد دینی بسیار زیاد از سوی دولت های حاکم در شرایط جدید بر لزوم حفظ هویت اسلامی و ممانعت از تعرض به اصول و شعائر دینی تاکید دارند.
2-1-3-6مشی مسالمت آمیز
جنبش های مردمی کشورهای عربی علیرغم سرکوب ها و اقدامات امنیتی بر مشی مسالمت آمیز و دوری از خشونت در ایجاد دگرگونی تاکید دارند. یعنی گروهها و جنبش های اعتراضی تا حد ممکن در پی دست یابی به اهداف خود با شیوه های مسالمت آمیز هستند و خشونت آمیز شدن شرایط را بهانه ای برای سرکوبی می دانند.با وجود تلاش هایی که از سوی حکومت برای جنگ داخلی صورت می گرفت می توان شاهد رویکرد مسالمت آمیز و صبورانه ای از سوی معترضین بود به گونه ای که شعار”سلیمه”به معنای مسالمت آمیز که نخستین بار در تونس و مصر شنیده شده به رغم تکرار در دیگر کشورهای عربی؛عیناً در متون سیاسی وارد شده و می توان این شعار را یکی از سمبل های انقلاب این کشورها دانست.شاید یکی از دلایل انتخاب مشی مسالمت آمیز از سوی مردم این باشد که مردم قدرت خود را با حضور گسترده همه آحاد در صحنه بدست آورده و نیازی برای بکارگیری ابزار و شیوه های غیر مسالمت آمیز نمی دیدند.
2-1-4 رابطه میان جامعه و حکومت
جامعه بر حکومت اولویت دارد،به این معنا که جامعه شرط اصلی حکومت است و نه بالعکس.حکومتها ممکن است سرنگون شوند،حال آنکه جوامع،معمولا از ثبات و استمرار زیادی برخوردارند.هرچقدر حکومت یا نظام سیاسی نمودی کامل و راستین از جامعه باشد،(و نیز تشکیلات و موسسات توانمندی را در راستای سازماندهی،قانونی کردن و توزیع عادلانه ثروت و قدرت فراهم کنند و از سوی دیگر،از جامعه خود در برابر تهدیدات خارجی حمایت کنند)مشروعیت آن در جامعه و بطور کلی،استقرار و ثبات داخلی نیز افزایش می یابد.
از نگاه وبر و دیگران، عوامل رایج کسب مشروعیت عبارتند از:سنت ها،عقلانیت،قانونمندی و رهبری الهام بخش (کاریزماتیک).البته به این موارد گاهی ایدئولوژی و دستاورد نیز افزوده می شود.(ابراهیم ،1390: 496)
اما می بینیم که کشورهای عربی برای کسب مشروعیت به یک یا چند روش از روش های مزبور استناد کرده بودند که در طول دهه های اخیر تقریباً تمامی این روشها،با شدت و ضعف های مختلف در کشورهای عربی به بن بست رسیده بودند.به طور کلی در برخی از کشورهای عربی،مشروعیتحکومت ملی و در برخی دیگر،فقط مشروعیت نظام سیاسی موضع شک و تردید قرار گرفته است.اما خطرناکترین حالت، زمانی رخ می دهد که مشروعیت حکومت و نظام سیاسی حاکم،هر دو در یک زمان،از سوی بسیاری از شهروندان به چالش گرفته شوند.که وجود چنین وضعیتی در اکثر کشورهای عربی سبب شده است تا از آن به عنوان یکی از عناصر اصلی«بحران حکومتهای ملی عربی»یاد کنیم.(همان:496)
حکومتهای عربی علاوه بر اینکه از درک درست این وضعیت عاجزند،هیچ روش و راهکار خلاقی برای بهبود آن در اختیار ندارند.رایجترین راهکار این حکومتها برای مقابله با بحران مشروعیت خود روی آوردن به همان روشهای ناکارآمد سابق،یعنی اعمال محدودیت بیشتر برای آزادیهای اولیه شهروندان،سرکوب مخالفان و … بوده است.ولی این راهکارها ممکن است عمر نظامهای سیاسی این کشورها را در کوتاه مدت افزایش دهد،اما پس از مدتی منجر به تزلزل پایه های مشروعیت نظامهای سیاسی و حتی خود حکومتهای ملی و به دنبال آن،تمرد و شورش بافت های اجتماعی منزوی و به حاشیه رانده شده خواهد شد.
نظریه ای بنیادین در علوم اجتماعی است که می گوید؛رابطه میان جامعه و حکومت در هر کشوری ،رابطه ای دیالکتیک براساس توازن و تعادل است.هرچقدر حکومت،نمودی از تعادل و توازن میان بافت ها و گروههای مختلف جامعه(از نظر حجم،شکل،منافع و آگاهی )باشد،روابط میان حکومت و جامعه نیز روابطی درست،بقای حکومت توجیه پذیر و به طور کلی،نظام حاکم بر چنین کشوری،نظامی مشروع(منطبق با اصول جامعه شناختی )خواهد بود.
از نظر ابن خلدون4،حکومت ترکیبی از عناصر در هم تنیده ای است که مهمترین آنها همبستگی اجتماعی(عصبیه)است که در واقع،موتور محرک حکومت نیز محسوب می شود.ابن خلدون بارها در این خصوص در آثار خود اشاره کرده که عنصر همبستگی اجتماعی،خواه در نزد اقوام عربی خواه در نزد اقوام دیگر،همان اندازه که می تواند به شکل گیری حکومت منجر شود،چه بسا می تواند به سقوط و سرنگونی آن نیز بینجامد.شدت این همبستگی در نزد قبایل بادیه نشین و مردم بدوی به مراتب قوی تر و پر اهمیت تر است،زمانی که قبیله ای با تاکید بر همبستگی اجتماعی خود(عصبیه)، زمام امور حکومت را در دست می گیردشروع به جمع آوری مالیات از کشاورزان،صنعتگران و تاجران جهت تامین احتیاجات خود می کند.ابن خلدون در این خصوص می گوید؛ با افزایش خوشگذرانی و تجملات آنها(حکام و سردمداران)به تدریج هزینه ها از درآمد و خرج از دخل بیشتر می شود….این روند در نسل های بعدی سریع تر طی می شود و به تدریج،سبب ضعف و ناتوانی صنعتگران و تولیدگران جامعه خواهد شد.ضعف این طبقه نیز منجر به ضعف اقتصادی طبقه حاکم و سپس فروپاشی حکومت خواهد شد.ابن خلدون به این حکومتها،که معمولا عمر مفیدشان از چهار نسل بیشتر نبوده،توجه زیادی نشان داده و آنها را تحلیل و بررسی کرده است،تا جایی که در ادبیات علوم اجتماعی از این تسلسل با نام«چرخش خلدونی»یاد می شود که البته می بینیم که در دوران معاصر،به سبب مجموعه ای از عوامل داخلی،منطقه ای و بین المللی،و نیز با نفوذ استعمار غرب،دیگر اثری از این تسلسل وجود ندارد.
کازانجیگیل5،جامعه شناسی ترک است.وی در خصوص تشکیل حکومت در کشورهای جهان سوم،ابتدا این پرسش را مطرح می کند که چرا بافت های اجتماعی غیر اروپایی(در کشورهای جهان سوم)که از شرایط مشابه تاریخی- اجتماعی جوامع اروپایی گذر نکرده اند،به جای یافتن مدلهای دیگری از حکومت که با شرایط تاریخی- اجتماعی خود سازگار باشند،به دنبال تأسیس حکومت مدرن(به سبک اروپایی)هستند.اهمیت سوال این متفکر ترک در این نهفته است که حکومت جدید ترکیه برخلاف کشورهای دیگر جهان سوم،کالایی وارداتی نبوده است که به واسطه استعمار بر این کشور تحمیل شده باشد،بلکه تبعیت آگاهانه از غرب(که با انقلاب مصطفی کمال آتا تورک کلید خورد)سبب اصلی تاسیس ترکیه جدید بوده است.کازانجی گیل عوامل دیگری را در فرآیند تاسیس حکومت در کشورهای جهان سوم موثر می داند که اصلی ترین آنها پیش زمینه های فرهنگی و مجموعه ای از ارزشهای برگرفته از ادیان بزرگی همچون اسلام و هندوئیسم هستند که به جای تکیه بر فردیت و اختلافات سیاسیبه عنوان بخشی از اختلاف اجتماعی بر مفاهیمی چون:همبستگی،اتحاد و تعاون اجتماعی تاکید می ورزند.به عقیده وی در کشورهای جهان سوم شاهد فرآیند شکل گیری حکومتهایی هستیم که چه در شکل تقلید آگاهانه از غرب و چه در شکل تحمیل اجباری از سوی استعمار،هیچ رابطه ای با میراث تاریخی،اجتماعی و فرهنگی جوامع خویش ندارند و با پیروی کورکورانه از نظام سرمایه داری،به تدریج به حکومتهایی اقتدارطلب در جوامعی بی ثبات و پر تنش تبدیل می شوند.(همان:94)
علوی6،متفکری آسیایی که کتابهای وی،اولین پژوهش هایی بودند که در خصوص تجربه جوامع جهان سوم با بنیان حکومت،به قلم یکی از اندیشمندان جهان سوم نگاشته می شدند.علوی بر این باور است که حکومت با استعمار وارد جهان سوم شده است.او می گوید: بحران کنونی حکومت در کشورهای جهان سوم-آنچنان که متفکران غربی معتقدند-عدم ظرفیت این کشورها برای دریافت مفاهیمی همچون:شهروندی،برابری و احترام به قانون نیست،بلکه مشکل اصلی در این مسئله خلاصه می شود که برخلاف کشورهای اروپایی که حکومتشان بدست بورژوازی استعماری- خارجی به منصه ظهور نشسته است.این فرآیند سبب شده که موسسات حکومتی در جهان سوم

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع جنبش های اجتماعی، جنبش اجتماعی، خاورمیانه Next Entries تحقیق با موضوع اخوان المسلمین، حکومت اسلامی، ناسیونالیسم