تحقیق با موضوع توانمند سازی، نوسازی اجتماعی، کشورهای در حال توسعه

دانلود پایان نامه ارشد

شريفي (1382) در مطالعه پيدايش، تكامل فيزيكي و وضعيت اقتصادي و اجتماعي حاشيه نشيني، شكل گيري هسته هاي اوليه حاشيه نشين را بر الگوي گسترش بعدي موثر مي دانند. چارلزبوت بارويكرد‌ پيكربندي فضايي كه شهر را مانند پيكره‌اي در حال دگرديسي، بررسي كرد كه بيانگر روابط ميان گروههاي مختلف اجتماعي است. مطالعات پيمايشي چارلز بوت درباره شيوه‌هاي زندگي تهيدستان لندن در طول سالهاي 1886 تا 1953 صورت گرفته است اين بررسي‌ها در امتداد جنبش بهداشت مدار، بينش عقلاني و آماري دربارة فقر شهري ارائه مي‌دهد(نیک گهر,1383). چارلزبوت به اين نتيجه مي‌رسد كه محيط شهري مسئول آسيب‌هاي اجتماعي طبقه فرودست است كه طبقات مسلط محكوم آن را محكوم مي كنند(همان).

2-18.چهارچوب نظری
در مکتب توسعه، عامل اصلی حاشیه نشینی را عامل مهاجرت می داند، طبق این نظریه در کشورهای در حال توسعه سیل عظیم مهاجرت به شهر وجود دارد، که بعضی از آن ها به شهر راه پیدا می کنند و خود را با شهر تطبیقمی دهند، اما بعضی از آن ها نمی توانند با شهر سازگاری حاصل کنند و خود را با شهر تطبیق دهند و در نتیجه پشت دروازه شهر ، تشکیل مناطق حاشیه نشین را می دهند.در نظریه نوسازی اجتماعی عقیده دارد که؛ افراد تازه وارد به شهر، جهت کار، احتیاج به مسکن دارند. به تدریج مناطقی از شهر به طور موقت برای افراد تازه وارد مشخص می شوند که ارزان و محل مناسبی جهت سکونت موقتی است، به تدریج این محل به صورت یک محل اقامت برای مهاجرین به شهرهای صنعتی در می آید.دهه 1988 رویکرد ارتقاء کیفیت واحدهای مسکونی، زیر ساختها و خدمات شهری موجودورویکرد توانمند سازی با تکیه بر قادر سازی افراد و گروههای فاقد مسکن مناسب بر ساخت و بهبود مسکن خود به کار گرفته شد. توانمند سازی را می توان بهبود قوای حیاتی یک جامعه زیستی برای پویایی و تداوم حیات آن جامعه تعریف کرد که از حیث سابقه ابتدا توجه بهبود ظرفیتهای اقتصادی و سپس اجتماعی ساکنان برای مشارکت در پروژه های ساماندهی است. هر چند رویکرد توانمند سازی دولتها با تکیه بر توانهای بالقوه ساکنان سکونتگاههای غیررسمی به جای کمکهای مستقیم و بلاعوض از طریق ارتقای سطح آموزش و ایجاد مهارتهای لازم و امکان دسترسی به ابزار کار و اشتغال زمینه های بهبود سطح واحدهای مسکونی را به کمک خودشان فراهم می آورند.توسعهی سريع و ناموزون شهرنشيني بويژه در کشورهاي در حال توسعه، موجب مهاجرت هاي فزاينده و در نتيجه افزايش مسکن ناسالم به صورت حاشيه نشيني شده است که پيامد آن شيوع بزهکاري نظير اعتياد و توزيع مواد مخدر، خرابکاري، نزاع هاي محلي و سرقت مي باشد(احمدي،1384).
انسان حاشيه نشين شخصيتي است که از حاصل پيوند دو نظام فرهنگي متفاوت و گاهي متخاصم ظهور مي کند. چنين موجود دورگه اي در زمان واحد نسبت به هر دو نظام فرهنگي احساس بستگي و تعلق دارد، ولي در عين حال خود را نسبت به هيچکدام متعلق و متمايل نمي داند(پيران،1368). نظريه فرهنگ فقر بر اين نکته تاکيد دارد که هنگامي که فرهنگ فقر در سطح اجتماعات محلي و کوچک مورد توجه قرار مي گيرد، آنچه در نظر مجسم مي شود، خانه هاي خراب، ازدحام جمعيت، در هم جوشي مردم و بالاتر از همه نبود تشکيلات و سازمان هايي است که دامنه گسترش و نفوذشان به وراي محدوده خانواده مي رسد. به اعتقاد لوئيس در محله هاي فقير نشين حاشيه ي شهرها با وجود کمبود تشکيلات سازماني،بيشتري که احساس گرروحيه همبستگي در ميان آنها ديده مي شود(لوئيس،1959).
جامعه شناساني چون دورکيم44، ردفيلد45 و تونيس46 به اين نتيجه رسيده بودند که انتقال از شيوه زندگي روستايي به شيوه زندگي شهري، پيامدهاي ناخوشايند فراواني دارد. آنها معتقدند که در اين انتقال، روابط غير شخصي جانشين روابط شخصي مي شوند و در نتيجه نظم و نظام جامعه در معرض از هم گسيختگي قرار مي گيرد. مطالعات شاو در مکتب شيکاگو به بازيابي حلقه هايي چند در حوزهی شهري انجاميد. بدين ترتيب که در حلقه هاي دور از مرکز، کمترين ميزان جنايت و بيشترين ميزان هويت فردي ديده مي شود و همانطور که به حلقه هاي مياني نزديکتر مي شد، ملاحظه مي نمود که به همراه افزايش تراکم، تبهکاري بسط مي يابد، بي نامي و فقدان هويت انسانهارايج مي شد و تنهايي انسانها در داخل انبوه شهر ديده مي شد ( همان:286).
نظريه پردازان سرمايه اجتماعي در موردتفاوت مناطق مختلف از نظر وجود سرمايه اجتماعي به مطالعات گوناگوني پرداخته اند و با وجود نوع مناطق علت هاي مختلفي رابراي اين تفاوت ذكر كرده اند. فوكويا ما در كارهاي خود در مورد سرمايه اجتماعي به تفاوت مناطق مختلف از نظر سرمايه اجتماعي پرداخته و معتقداست كه مناطق حومه و حاشيه اي نسبت به مناطق غير حاشيه اي از سرمايه اجتماعي كمتري برخور دارند و نمود اين كاهش سرمايه اجتماعي را ميزان مشكلات موانع و آسيب‌هاي اجتماعي مي‌داند كه در اين مناطق وجود دارد. طبق بررسي هاي او در مناطق حاشيه اي و حومه اي و فقير نشين ميزان مشكلات و آسيب هاي اجتماعي بسيار بيشتر از مناطق غير حاشيه اي است. پاتنام نيز ضمن بررسي‌هاي خود علاوه بر مطالعه مناطق وسيع و گسترده (يعني شمال و جنوب ايتاليا) به تفاوت مناطق در سطح شهر ها نيز پرداخته و به اين نتيجه رسيده است كه مناطق حومه اي و حاشيه‌اي از لحاظ اعتماد، مشاركت و هنجار تفاوت اساسي با مناطق غير حاشيه‌اي داشته ودرنتيجه از سرمايه اجتماعي كمتري برخوردار است.
اوفه و فوش نيزدرمقاله خود براساس ديدگاه بوم شناسي انساني به محله ها و شهرهاي مختلف و تفاوت آنها توجه كرده اند. افه وفوش به تفاوت ميان انواع انجمن ها اشاره كرده و انجمن هاي از نوع دومين وميزان عضويت در چنين انجمن هايي را نشانه وجود سرمايه اجتماعي مي داند. بر اساس ديدگاه اين دو انجمن هاي دومين در مناصق حومه اي و حاشيهاي بسيار كم است و علاوه بر آن در شهرهاي بسيار بزرگ و كلان شهرها نيزانجمن هاي از نوع سومين به وفور ديده مي شود و تنها در شهرهاي متوسط و كوچك انجمن هاي دومين بيشتر است. ديدگاه اجتماع گراي نيز براين تفاوت مناطق از لحاظ سرمايه اجتماعي تأكيد كرده اند. در ديدگاه اجتماع گراي بر تعداد و فشردگي گروهها در اجتماع تأكيد مي كند وعامل افزايش سرمايه اجتماعي در يك منطقه را تعدد چنين گروهها وسازمان‌هاي محلي مي داند و معتقد است كه همواره اثري مثبت بررفاه اجتماعي دارد و با تأكيد بر محوريت پيوندهاي اجتماعي در کمک به فقرا به تحليل فقر كمك زيادي كرده است. بر اساس اين ديدگاه درمناطق حاشيه نشين وحومه به واسطه كاهش تعداد گروهها و سازمان هاي محلي و كاهش عضويت در اين گروهها ،سطح سرمايه اجتماعي پايين تر از مناطق غير حاشيه اي است.اوفه وفوش در بررسي سرمايه اجتماعي در آلمان به9 متغير جامعه شناختي تأثير گذار برسرمايه اجتماعي و سطوح رفتار انجمني پرداخته اند و در داخل هر يك از اين متغير ها تأثيرات مثبت يا منفي بر عناصر سرمايه اجتماعي و خود مفهوم ،بررسي شده است. متغيرهاي بررسي شده عبارتنداز : درآمد خانوار و وضعيت كار، شاخص تركيبي وضعيت شغلي،دين باوري و تعهد ديني، آموزش،سن، اندازه خانوار، جنسيت، مشاركت و كارزنان و نهايتاً حومه نشيني و حاشيه نشيني در مقابل شهر.اين دو در توضيح متغير حومه نشيني و حاشيه نشيني به عنوان يك متغيرتأثير گذار دو فرض متفاوت رامطرح مي‌كنند. فرض اول، بر اين است كه مردم در شهرها و مناطق كوچك از يكديگر اطلاعات بيشتري دارند و بيشتر توسط موضوعات محلي متأثر مي شوند. از اين روسطح اعتماد و توجه و آگاهي در سطح بالايي است ونتيجتاً از زندگي انجمني سطح بالاتري برخوردار است. فرض دوم بر اين معناست كه شهر به علت تنوع در انواع انجمن هاي خاص باعث جذب انواع علاقه ها و گرايش در انواع گوناگون انجمن هاي تخصصي مي گردد.بنابراين بر اساس اين دوفرضيه عامل اندازه شهر بين شهرهاي كوچك و بزرگ خنثي است و فقط تفاوت در تعداد و نوع انجمن ها در بين اين نوع فضاها مي باشد. به عبارتي عضويت در انجمن هايي از نوع سومين با اعضاء فراوان و روابط كمتر رودرو در شهرهايي بزرگ بيشتر است و در مناطق حومه و حاشيه اي نيزانجمن هاي از نوع ابتدايي وتا حدودي سومين وجوددارد و در حالي كه در شهرهاي كوچك و اجتماعات محلي بيشتر تعاملات چهره به چهره وانجمن ها از نوع دومين با اهداف و عضويت هاي متغير است. لذا از آنجا كه تنها عضويت در انجمنها ي از نوع دومين ملاك مورد نظر اوفه و فوش براي سرمايه اجتماعي است مناطق حاشيه اي و حومه اي و همچنين مناطق شهري بزرگ وكلان شهر ميزان سرمايه اجتماعي كم است اما در شهرهاي كوچك و متوسط از ميزان سرمايه اجتماعي بيشتري بر خوردار است.

2-19.فرضيات تحقيق
به نظر مي رسد بين سن و حاشيه نشينان رابطه وجود دارد.
به نظر مي رسد بين جنس و حاشيه نشينان رابطه وجود دارد.
به نظر مي رسد بين وضعيت تاهل و حاشيه نشينان رابطه وجود دارد.
به نظر مي رسد بين قوميت و حاشيه نشينان رابطه وجود دارد.
به نظرميرسد بين پايگاه اقتصادي اجتماعي(درآمد،تحصيلات،وضعيت اشتغال،مسكن) و حاشيه نشينان رابطه وجود دارد.
به نظر مي رسد بين كنترل اجتماعي و حاشيه نشينان رابطه وجود دارد.
به نظر مي رسد بين ميزان اعتماداجتماعي و حاشيه نشينان رابطه وجود دارد.
به نظر مي رسد مشاركت اجتماعي(رسمي و غيررسمي) و حاشيه نشينان رابطه وجود دارد.
به نظر مي رسد بين انسجام اجتماعي و حاشيه نشينان رابطه وجود دارد.
به نظر مي رسد بين روابط اجتماعي و حاشيه نشينان رابطه وجود دارد.

2-20. مدل نظري تحقيق

2-2.شکل : مدل نظری تحقیق

3-1 .مقدمه
در این فصل ضمن بررسی روش مورد تحقیق ,به بررسی جامعه آماری تحقیق و مجموعه افراد یا واحدهایی که جامعه آماری ما راتشکیل می دهندو برآورد حجم نمونه مورد تحقیق ,ابزار مناسب گردآوری,روش های آماری توصیفی و استنباطی و محدوده قلمرو زمانی و مکانی پرداخته می شود.

3-2.روش تحقیق
روش هاي تحقيق مختلف و گوناگون در جمعيت شناسي به كار مي رود .برخي از آنها براي مطالعات ژرفانگر مناسب مي باشند ، مثل مطالعات ميداني يا مشاهدات همراه مشاركت و برخي براي مطالعات پهناگر مناسب مي باشد ، مثل روش پيمايش.
در اين تحقيق با استفاده از روش پيمايش47 به بررسي موضوع مي پردازيم . بررسي پيمايش به چند دليل در پژوهش جمعيت شناسي كاربرد فراوان دارند.پاسخ سوالات پرسشنامه اي را آسان تر مي توان به صورت كمي درآورد و تحليل كرد.تعداد انبوهي از افراد را مي توان مورد مطالعه قرار داد .و به شرط داشتن منابع كافي ، پژوهشگران مي توانند يك سازمان پژوهشي را كه متخصص در كار پژوهش است .براي گردآوري اطلاعات مورد نياز استخدام كنند.نتايج بررسي هاي پيمايشي را مي توان به صورت كمي درآورد و از نظر آماري تحليل كرد.(گيدنز،724:1374).
پيمايش روشي در تحقيق اجتماعي است كه عمدتا” از طريق پرسشنامه به جمع آوري اطلاعات مي پردازد،اما فنون ديگر از قبيل مصاحبه ساخت مند ،مشاهده ، تحليل محتوي و جز اينها نيز در اين روش به كار مي رود.در بحث روش تحقيق مي توان از زواياي مختلف به موضوعات نگريست.در يك تقسيم بندي توسط سرمد و همكاران (1380) تحقيقات علمي را بنا به هدفي كه دنبال مي نمايند به سه دسته تحقيقات بنيادي48 ، كاربردي49 و تحقيق50 و توسعه تقسيم بندي كرده اند(سرمد،بازرگان،حجازي،1380).
هدف اصلي تحقيقات بنيادي آزمون نظريه ها ، تبيين روابط بين پديده ها و افزودن به مجموعه دانش موجود در يك زمينه خاص است . به عبارت ديگر از تحقيقات نتيجه گرا بوده و در رابطه با تصميم گيري هاي نتيجه گيري انجام نمي شود.از سوي ديگر هدف تحقيق كاربردي توسعه دانش كاربردي در يك زمينه خاص مي باشد به عبارت ديگر تحقيقات كاربردي به سمت كاربر عملي دانش هدايت مي شود(همان منبع،1380).به بياني ديگر ‌»هدف تحقيق كاربردي بهبود محصول يا فرآيند معيني آزمون مفاهيم نظري در موقعيت هاي مسائل واقعي است(جان بست ،ترجمه طالقاني و پاشا شريفي،40:1376)اما تحقيق و

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع حاشیه نشینی، ایالات متحده، مناطق شهری Next Entries پایان نامه درمورد حاشیه نشینی، توزیع فراوانی، سرمایه اجتماعی