تحقیق با موضوع بهبود عملکرد، پرستاران شاغل، عملکرد کارکنان

دانلود پایان نامه ارشد

ميباشد. اگر چه ممکن است اقدامات پرستاري در محيطهاي ناسالم هم انجام شود، ولي اين امر پايدار نميباشد. ارتباط و همکاري ضعيف، اطلاعات ناکافي جهت تصميم گيري، کارکناني که با نيازهاي بيمار تناسب ندارند و عدم وجود مديريت، موانع و بارکاري متعددي را در ارائه مراقبت ايجاد ميکند(15).
تصميم گيري باليني بوسيله دانش، تمرکز و توجه پرستار و همچنين عوامل موجود در شرايط کار از جمله موانع، اهداف متعدد، از دست دادن اطلاعات و رفتارهاي پيرامون شرايط مراقبتي تحت تأثير قرار ميگيرد(49).
در محيطهاي مراقبتي، موانع متعددي وجود دارد که ميتواند بر توانايي پرستار در ارائه مراقبت و توجه به نيازهاي درحال تغيير بيماران تاثير بگذارد(49). در سيستم کار پرستاران بخشهاي ويژه نيز عوامل متعددي وجود دارد که ميتواند مانع فعاليت پرستاران شود(29،28) که به عنوان موانع عملکردي تعريف ميشود. نتايج حاصل از پژوهشهاي بعمل آمده در رابطه با محدوديتهاي موقعيتي، شرح کاملي از انواع محدوديتهايي که کارکنان با آن مواجه ميباشند را فراهم کرده است. شايعترين موارد محدوديت شامل: اطلاعات مربوط به کار، ابزار و تجهيزات، مواد و تجهيزات و پشتيباني بودجه، خدمات مورد نياز و کمک از سايرين، آمادگيهاي شغلي از طريق آموزش و پرورش و تجربه، زمان در دسترس، جنبههاي فيزيکي محيط کار و برنامهريزي ميباشد(30).
موانع عملکردي موجود در محيط کار بخش ويژه با افزايش بار کاري، علاوه بر تاثير نامناسب روي ايمني و کيفيت مراقبت، تاثير منفي نيز روي کيفيت زندگي کاري(رضايت شغلي, استرس و فرسودگي شغلي) دارد(4). شايعترين موانع عملکردي تجربه شده توسط پرستاران بخش هاي ويژه شامل: محيط کار پر سر و صدا، پرت شدن حواس توسط خانواده بيمار و تأخير در گرفتن دارو از داروخانه ميباشد. اين موانع عملکردي ممکن است کيفيت و ايمني مراقبت ارائه شده توسط پرستاران را تحت تأثير قرار دهد. براي مثال فرصتهايي را براي خطاهاي درماني ايجاد کند(29،28).
بطور متوسط 9 درصد از وقت پرستاران (44 دقيقه در يک شيفت 8 ساعته) صرف فعاليتهايي جهت حل و فصل نارساييها و شکستها مثل تماس با داروخانه جهت تهيه کمبود داروهايي که بايد در قفسه مربوط به داروهاي بيمار موجود بوده يا پيدا کردن ترمومتر و يا تلاش در يافتن پزشک معالج بيمار ميشود. بعلاوه شکستهاي عملياتي، در تمرکز پرستاران اختلال ايجاد کرده و باعث تأخيـر در مراقبـت از بيمـار، هدر رفتـن منـابع بيمارستـاني و در موضـع خطـر قرار دادن بيمـاران ميشوند(30).
از آنجاييکه ايجاد هر تغييري در عناصر موجود در سيستم کار ميتواند روي ساير عوامل تأثيرگذار باشد، لازم است در ارتباط با مفهوم سيستم و اعمال هر گونه تغييري در آن به نکات زير توجه نمود :
1-ما نمي توانيم به يک عنصر موجود در کار به طور جداگانه نگاه کنيم.
2- هرگاه تغييري در کار اجرا داشته باشد ما نيازمند به در نظر گرفتن اثرات آن در کل سيستم کار ميباشيم.
3- فعاليت هاي مربوط به طراحي کار و کارگر، مستلزم دانش و تخصص در انواع عناصر به عنوان مثال: طراحي محيطي مانند نور و سرو صدا، طراحي کار مثل استقلال و فرايند هاي کار، طراحي سازماني مثل کار گروهي ميباشد.
4- هدف طراحي کار و کارگـر، از بين بردن جنبهي منفي کار که در عملـکرد ضعيف و مراقبـت نا ايمن از بيماران شرکت دارد، ميباشد. هنگامي که اين امر امکان پذير نباشد، طراحي مجدد کار شامل ايجـاد و يا تاکيـد روي ساير عناصـر کار جهت جبـران يا تعـادل جنبـههاي منفي کار، مد نظر قرار ميگيرد(55).
کلي51 و همکاران پنج خط سير ممکن ذيل را جهت طراحي مجدد و بهبود عملکرد شغلي را مشخص کرده اند :
1-طراحي مجدد شغلي باعث بهبود درک شغلي و رضايت شغلي ميشود، که اين امر اثرات مثبت بسياري روي انگيزه دروني ميشود. لازم به ذکر است که در افراد داراي انگيزه بالاتر، احتمال عملکرد بالاتر و بهتر افزايش مييابد.
2- طراحي مجدد شغل ممکن است منجر به افزايش انگيزه بيروني به دليل افزايش دستمزد و بهبود ارتقاء شود. اين امر منجر به افزايش و بهبود عملکرد کارکنان ميگردد.
3- اگر کارکنان ارتباطات نزديکتري بين تلاش، عملکرد و پاداش با ارزش درک کنند، بهبود عملکرد ممکن ميشود.
4-طراحي مجدد کار ممکن است با تعيين هدف همراه باشد. تعيين هدف به خصوص در شرايط خاص مانند اهداف دشوار، يک انگيزه قوي خوب ميشود.
5- در طراحي مجدد کار اين امکان وجود دارد که يک ناکارآمدي ساختاري از جمله دسترسي ناکافي به تجهيزات کشف شود. اين ناکارآمدي ها ممکن است با بهبود روش هاي کار که قسمتي از طراحي مجدد کار ميباشد از ميان برداشته شود(57).
در همين رابطه کارايون و همکاران، 4 خط سير يا مکانيسم مختلف بين طراحي کار و ايمني بيمار را به شرح زيرمشخص کرده اند:
1-طراحي مجدد کار بطور مستقيم ممکن است دلايل و منابع مرتبط با مسائل ايمني بيمار را مورد هدف قرار دهد. روش هاي مختلف طراحي کار، ممکن است موجب شناسايي خطاها و عوامل سيستم کار که مسائل ايمني بيمار مربوط ميباشد، شود.
2- طراحي مجدد کار ممکن است باعث افزايش بهره وري شود. ناکارآمديها ميتواند به عنوان “موانع عملکردي” شناخته شود که اين مسئله از جنبههاي سيستم کار پرستاري که باعث کاهش توانايي آنها در ارائه مراقبت ايمن به بيمار شود. حذف ناکارآمديها به طور مستقيم و غيرمستقيم ممکن است ايمني بيمار را بهبود دهد. ناکارآمديها ممکن است منبع خطا يا شرايطي احتمالي افزايش دهنده خطا باشد. منابع موانع عملکردي يا ناکارآمديها را ميتوان با توجه به مدل سيستم کار به موارد زير طبقه بندي کرد : ناکارآمدي مربوط به کار( عدم اطلاعات مربوط به شغل، و قفسه ها)، ابزار و فن آوري(عملکرد ضعيف يا نادرست تجهيزات، مواد و منابع ناکافي)، ناکارآمدي سازماني( نيروي انساني ناکافي، عدم حمايت، عدم وجود زمان) و محيط فيزيکي( به عنوان مثال: محيط هاي پر سر و صدا و شلوغ ) از بين بردن موانع عملکردي و ناکارآمديها ممکن است باعث آزاد شدن وقت و کاهش حجم کار و در نتيجه کاهش احتمال خطا ( استفاده کارآمد تر از پرستاران مشغول به کار) شود .
3-طراحي مجدد کار ممکن است به بهبود اثربخشي منجر شود . کارآمدي درجه اي است که کار انجـام مي شود در حـالي که اثربخشي مربـوط به محتـواي کـار و انجـام کارهـا به نحـوه صحـيح ميباشد.طراحي مجدد کار باعث ميشود که سازمان از خود در مورد تخصيص کار(چه کسي کار را انجام مي دهد؟)، محتواي کار ( چه کارهايي بايد انجام شود که انجام نشده و چه کارهايي انجام مي شود که نبايد انجام مي شد ؟) و غيره سوال کند .
4- چارچوب ارائه شده توسط دونابديان52 ميتواند براي ارزيابي کيفيت مراقبت با مدل سيستم کار ترکيب بندي شده و خط سير مناسب ديگري بين طراحي کار و ايمني بيمار ارائه دهد. ساختارها در مدل دونابديان شامل:
– ساختار سازماني : سطح سازماني مديريت و کانالهاي گزارشي آن، انطباق آن با مقررات، سياستها و روشها (عناصر و مدل سيستم کار = سازمان )
– منابع مادي : امکانات وتجهيزات ، ابزار و فناوري مورد استفاده در ارائه مراقبت ( عناصر مدل سيستم کار = محيط زيست، ابزار و تکنولوژي)
– منابع انساني : مدارک تحصيلي و آموزش و پرورش مداوم کارکنان ، نقش کارکنان بر طبق شرح موقعيت و رهنمودهاي حرفه اي( عناصر مدل سيستم کار = کارگر،‌ وظايف) ميباشد. دو روش ديگر بررسي کيفيت در اين مدل شامل : ارزيابي فرآيند مراقبت، چگونگي سازماندهي، عملکرد وظايف کارکنان و فرايندهاي باليني وهمچنين ارزيابي نتايج مراقبت، ارزيابي نتايج باليني و اثرات آن و رضايت بيمار از مراقبت انجام شده ميباشد .
دونابديان همچنين معتقد است که ارتباط مستقيم بين ساختار ، ‌فرآيند و نتيجه وجود دارد(55).
در همين راستا، مدل سيستم کار ارايه شده توسط اسميت و کارايون-سن فورد در سال 1989 وکارايون و اسميت در سال 2000 ميتواند يک چهار چوب جهت تعيين موانع عملکردي در محيط کار بخش ويژه را فراهم کند. در اين مدل مطرح شده سيستم کار از چهار جزء “وظايف , تجهيزات و تکنولوژي, محيط و عوامل سازماني” تشکيل شده است که موانع عملکردي ميتواند از هر کدام از اجزاء اين سيستم برخاسته شود. تصوير شماره يک(4).

تصوير شماره يک : اقتباس از مدل سيستم کار ارايه شده توسط اسميت و کارايون-سن فورد د ر سال 1989 وکارايون و اسميت در سال 2000

مهندسي عوامل انساني (HFE) از ديگر راهکارهاي موثر بر بهبود عملکرد تيم مراقبتي ويژه است. مهندسي عوامل انساني، يک نظم و انظباط است که جهت مطالعه توانايي هاي روحي و جسمي،‌ ويژگيها،‌ محدوديتهاي انساني مورد استفاده قرار ميگيرد. اين مسئله در طراحي ابزارها و سيستم ها جهت بهبود عملکرد و جلوگيري از اشتباهات مورد استفاده قرار ميگيرد. لذا در محيطهاي مراقبتي ويژه اهميت بالايي برخوردار است. در اين راستا طراحي مناسب و ايدهآل سيستمها و وسائل و تجهيزات، ميتواند باعث کاهش حجم کار روحي و جسمي، ‌‌صرفه جويي در زمان، استفاده صحيح از راهنما و کاهش نيازهاي آموزشي شود. در حاليکه طراحي ضعيف ميتواند باعث افزايش باري کاري و استرس،‌ افزايش اتلاف وقت، سردرگمي و مشکلات ديگر شود، که اين مسائل ايمني بيمار را تحت تاثير قرار ميدهد(21).
بنابراين ميتوان گفت به منظور ارتقا کيفيت مراقبت توسط پرستاران شاغل در بخشهاي ويژه بايد راهکارهايي در ارتباط با محيط کاري بخصوص ابعاد مختلف حجم کاري در نظر گرفته شود. با توجه به علل حجم کاري پرستاران بخشهاي ويژه، فهم عوامل سيستم کار که منجر به کاهش يا کنترل حجم کار و نتايج منفي ناشي از آن مي شود، ضروري است(22).
در مجموع با توجه به اهميت مفهوم موانع عملکردي و نقش آن در دستيابي به حداکثر سطح بهينه عملکرد فردي پرستاران شاغل در بخشهاي ويژه و با توجه به اينکه اين مفهوم از يک سو روي کيفيت و ايمني مراقبتهاي ارائه شده و از سوي ديگر بر جنبـههاي مختلف کيفـيت زندگي شغلي پرستـاران تاثير ميگذارد، پژوهشگر در صدد برآمد با توجه به مطالعات محدود صورت گرفته در اين خصوص با بررسي نقش موانع عملکردي بر فرايند ارائه مراقبت پرستاران شاغل در بخشهاي ويژه و ارائه نتايج حاصل به مسئولان ذيربط ، زمينه مناسبتري را جهت برنامهريزيهاي آتي فراهم سازد.

مروري بر مطالعات:
عليرغم مطالعات متعددي که در رابطه با شرايط کاري و فاکتورهاي رواني اجتماعي محيط کار پرستاران بخش ويژه در کشورهاي مختلف جهان انجام شده است، در خصوص موانع عملکردي پرستاران در بخشهاي ويژه، نه تنها در ايران بلکه در ساير کشورهاي جهان نيز مطالعات معدودي صورت گرفته است که در اين بخش به گزيدهاي از مطالعات و بررسيهاي بعمل آمده اشاره ميگردد.
گرسز53 و کارايون54( 2007) طي يک مطالعه توصيفي مقطعي ، به تعيين موانع عملکردي تجربه شده توسط پرستاران شاغل در بخشهاي ويژه پرداختند. تعداد نمونههاي اين مطالعه 272 نفر از 364 نفر پرستار شاغل در بخشهاي ويژه کليه بيمارستانهاي آموزشي و غيرآموزشي شهر ويسکونزين55 در آمريکا بودند که بطورداوطلبانه در اين مطالعه شرکت نمودند. ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه مربوط به موانع عملکردي مشتمل بر36 سوال بود، که اين ابزار به دنبال يک مطالعه کيفي که شامل يک مصاحبه نيمه ساختارمند56 و عميق با 15 پرستار بخش ويژه بود، تدوين واعتبار سنجي گرديد؛ تا در بررسي موانع عملکردي بخشهاي ويژه مورد استفاده قرار گيرد. ابزارتدوين شده بعد از کسب اجازه از کميته تحقيقات پيرامون موضوعات انساني بيمارستانها، دراختيار نمونهها قرار داده شد. جمع آوري اطلاعات 5/2 ساعت قبل از اتمام شيفت (بطورتصادفي) شروع شد و از پرستاران در خواست شد که تجربيات خود را حين شيفت جاري قيد کنند. ضمنا تاکيد گرديد که پرسشنامه طي 5/2 ساعت انتهاي شيفت يا پس از

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع پرستاران شاغل Next Entries تحقیق با موضوع پرستاران شاغل، آموزش خانواده