تحقیق با موضوع امام خمینی، پیامبر (ص)، قاعده فقهی

دانلود پایان نامه ارشد

قطعها للحصول علی هذه الفائده إقدام علی ما أوصی به و کان کأن المیت نفسه أقدم علیه ، فلا مجال لتوهم لزوم الدیه علی المقدم »172
یعنی ، زمانی که فردی وصیت می نماید که بعد از مرگ از اعضای بدنش برای پیوند به دیگران استفاده شود ، اقدام به قطع اعضای بدن وی بعد از مرگ ، انجام همان چیزی است که متوفی به آن وصیت کرده است .و این مانند زمانی است که میت اقدام به عملی بر علیه نفس خود نموده باشد و لذا هیچ بحثی در عدم لزوم پرداخت دیه توسط قطع کننده اعضاء وجود ندارد .
ثانیا ، ثبوت قصاص ، حق اختصاص و تصمیم گیری را برای شخص نسبت به اعضایش ثابت می نماید ودر صورت رضایت میت یا انسان زنده نسبت به برداشت اعضاء ، حق مذکور نیز ساقط می گردد .173

2-2-13 دلیل سیزدهم : اعضای بدن انسان مال نیست و برای آن قیمتی در زمان تلف وجود ندارد .

یکی دیگر از دلایل مخالفین بیع اعضای بدن انسان آن است که می گویند : اعضای بدن مال نبوده و برای آن قیمتی در هنگام تلف مانند سایر اموال وجود ندارد .174 در پاسخ به این استدلال علاوه بر مطالبی که تاکنون بیان گردید می توان به وجود دیه مشخص برای هریک از اعضای بدن اشاره نمود؛ که به نوعی دلالت بر وجود ارزش مادی برآن ها دارد . علاوه براین می توان گفت : انسان مجموعه ای از روح و جسم است و در ماهیت ، روح با جسم متفاوت است .
اما تسری روح با جسم مانند تسری آب است در گل و آتش است در ذغال ، و روح امر کننده و مسلط و تدبیر کننده جسم است و جسم خادمی است که آنچه به او امر می شود را انجام می دهد . براین امر آیات شریفه « کل نفس ذائقه الموت »175 و « ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا » 176 دلالت می نماید . همچنان که در نظر فقها چنین است که مولی مالک جسم عبد خود می باشد ولی مالک روح آن نمی گردد چرا که او مجاز به فروختن عبد می باشد ولی مجاز به کشتن او نیست و هنگامی که این امر ثابت گردید ، مشخص می گردد آنچه از آن به عنوان انسان حقیقی تلقی می گردد همان روح اوست و روح دارای حق مالکیت در جسم می باشد . بنابراین نتیجه گرفته می شود که انسان دارای حق بر اعضای جسمش بوده و اگر به دیگری اذن دهد تا عضوی از اعضای او را جدا سازد این اذن صحیح می باشد .177
2-2-14 دلیل چهاردهم : اعضای بدن انسان جزء محرمات است و مداوا با محرمات حرام است .

از جمله دلایلی که در بین برخی علمای اهل تسنن مانند عبدالسلام سکری در مخالفت با قطع و انتقال اعضای بدن برای پیوند به شخص بیمار و معالجه او وجود دارد این است که می گویند :
در حدیثی از پیامبر اکرم « ص » ، از مداوای با محرمات نهی شده و از جمله محرمات بکارگیری اعضای بدن انسان برای درمان بیماری فرد دیگر است .
همان طور که بیان شد مستند این دسته حدیثی از پیامبر (ص) در کتاب سنن ابی داود است که می فرمایند : « ان الله انزل الداء و الدواء و جعل لکل داء دواء فتداووا و لا تداووا بحرام » یعنی ، خداوند متعال هم درد و هم درمان آن را نازل کرده و برای هر درد دوای آن را نیز قرار داده است ، پس بیماری ها را درمان کنید ولی نه به وسیله حرام .و به همین خاطر می گویند : از جمله محرمات ، بکارگیری اعضای بدن انسان برای مداوای انسان های دیگر است و در نتیجه با توجه به نهی صورت گرفته توسط پیامبر (ص) این عمل جایز نمی باشد .178
اما در پاسخ به این دلیل گروهی دیگر از علمای عامه مانند مصطفی الگزنی می گویند :
اولا : این حدیث با حدیث العرنیین در تعارض است .زیرا علی رغم اینکه بول شتر نجس است ، ولی با این وجود پیامبر اکرم (ص) در قضیه ای امر به خوردن آن برای مداوای بیماری را داده اند واین حدیث دلالت براین دارد که پیامبر اجازه به استفاده از نجاسات برای درمان بیماری ها را داده اند و چنانچه بین این حدیث با حدیث قبلی تعارضی به وجود آید ، باید گفت حدیث العرنیین از حیث سند بر حدیث قبلی ارجح است زیرا ، این حدیث از بخاری نقل گردیده در حالی که همان طور که گفته شد حدیث قبلی از ابی داود روایت شده است و در نظر علمای حدیث اهل تسنن کتاب صحیح بخاری نسبت به کتاب سنن ابی داود دارای فضیلت و ارجحیت زیادی می باشد ، فلذا در استناد به حدیث قبلی مناقشه وجود دارد .179
ثانیا : اگر بپذیریم که مداوا کردن با چیزهای حرام جایز نیست ، هنگامی که دوا منحصر در چیز حرام نباشد ، به این شکل که مقداری داروی حرام و مقداری داروی مباح وجود داشته باشد ، در چنین حالتی باید مداوا با چیز مباح صورت پذیرد نه با دوای حرام ، اما هنگامی که دوا منحصر در یک چیز باشد ، مثل زمانی که مداوا نمودن فرد با برداشتن کلیه مریض و پیوند کلیه سالم به جای آن صورت می پذیرد ، در این موارد قطع عضو مجاز خواهد بود . زیرا نهی وارد شده در حدیث مذکور ، زیادتر و مهم تر از نهی وارد شده در خصوص خوردن گوشت حرام نیست . و این قاعده در موارد غیره ضروری می باشد . ودر حالت اضطرار که تنها راه علاج فرد پیوند عضو می باشد ، این عمل مباح بوده و حتی شاید بتوان گفت واجب است . زیرا امتناع و مداوای بیمار باعث عدم نجات مریض از مرگ می گردد ، در حالی که امکان نجات او وجود دارد ، و این مانند وقتی است که فرد در حالی که می تواند جان خود را با دریافت عضو کسی که خداوند در حالت ضرورت برای او واجب نموده است نجات دهد ، به خطر مرگ اندازد.
همان طور که خوردن گوشت مرده در زمانی که فرد در مخمصه قرار می گیرد و می داند اگر از آن نخورد می میرد ، واجب است و این نظر اکثر فقها می باشد .180
2-2-15 دلیل پانزدهم : این کار با قاعده « الضرر لا یزال بالضرر » در تعارض است .
برخی براین عقیده اند که اهداء عضو به دیگری برای دفع ضرر از وی و قرار دادن خود در ضرر جایز نیست . زیرا براساس این قاعده ، نباید برای از بین بردن ضرری متحمل ضرر دیگر شد . اما در نقد این نظر می توان چنین استدلال نمود که : این قاعده با قاعده فقهی « یرتکب الضرر الاخف لدفع الضرر الاکبر» معارض است . زیرا این قاعده همان ضابط و تبصره ای است برای قاعده قبلی و اگر بخواهیم بطور مطلق به قاعده« الضرر لایزال بالضرر » عمل بنماییم با این کار در میزان ترجیح بین مصالح و مفاسد اختلال ایجاد می گردد .
زیرا برای هر فعلی نوعی از ضرر متصور است ، و مفاسد و مصالح افعال به طور مطلق نمی باشد. و اگر براین عقیده باشیم که با قطع اعضاء بر دهنده آن ضرر وارد می گردد ، این ضرر نسبی است ، که میزان آن را اهل فن تشخیص می دهند و در مقابل آن دفع ضرر عظیمی از مریض و کسی که به این عضو نیاز دارد محقق می گردد .181

2-3 دلایل موافقان بیع اعضای بدن ( اعضای انسان زنده و مرده )

موافقین خرید و فروش اعضای بدن در بین فقها و حقوق دانان دلایل متعددی برجواز بیع اعضای بدن ، بیان نموده اند ؛ که تعدادی از آن ها در مقام پاسخ به مستندات مخالفین موضوع بیان گردید و به غیر از آن موارد می توان به دلایل زیر اشاره نمود .
2-3-1 دلیل اول : سلطنت انسان برخود
در باب سلطنت انسان بر خود در مباحث اولیه مطالبی بیان گردید که جهت جلوگیری از طولانی شدن موضوع از بیان مجدد آن صرف نظر نموده و صرفا به دیدگاه امام خمینی (ره) در این رابطه می پردازیم
– دیدگاه امام خمینی (ره ) در این زمینه
در کتاب بیع امام خمینی دربیان ماهیت حق آمده است :
« فلا شبهه فی أنٌ الحق ماهیه اعتباریه عقلائیه فی بعض الموارد ، و شرعیه فی بعض الموارد ، کاعتباریه الملک ، والسلطنته و الولایه ، و الحکومه و غیرها ، فهو من الأحکام الوضعیه » .182
یعنی ، هیچ شبهه ای وجود ندارد که ماهیت اعتبار حق ، گاهی عقلایی و گاهی شرعی است ، مانند اعتبار ملک و سلطنت و ولایت و حکومت و غیره واین از احکام وضعیه است و در ادامه در مورد حق سلطنت انسان می گوید :
«سلطنه الناس علی نفوسهم ؛ فانها عقلائیه، فکما أن الإنسان مسلٌط علی امواله ، مسلٌط علی نفسه ، فله التصرف فیها بأی نحو شاء ، لو لا المنع القانونی لدی العقلاء و الشرعی لدی المتشرٌعه »183
یعنی ، سلطنت انسان بر نفسش ، امری است عقلایی ، پس همان طور که انسان مسلط بر اموالش است ، به همان صورت مسلط برخود نیز می باشد و برای انسان اختیار تصرف در نفس خود به هر نحوی که بخواهد می باشد مگر اینکه منع قانونی از سوی عقلا و یا منع شرعی از سوی متشرعه در آن وجود داشته باشد .
پس ؛ از دیدگاه ایشان انسان حق هرگونه تصرف در نفس خود را دارد مشروط براینکه این کار دارای ممنوعیت عقلایی و شرعی نباشد و ایشان بحث بیع اعضای بدن در عصر کنونی را نشانه عقلایی بودن تسلط انسان بر بدنش دانسته و می گوید :
« بل فی هذا العصر تعارف بیع الشخص دمه و جسده للاختبارات الطبیه بعد موته ، و لیس ذلک إلا لتسلطه علی نفسه لدی العقلاء » 184
یعنی در این زمان بیع خون و جسد انسان بعد از فوت برای آزمایشات طبی متعارف گردیده که این کار بجز با وجود سلطنت انسان بر نفسش آن گونه که عقلا می گویند امکان پذیر نمی باشد . آیت الله صانعی هم با قبول سلطه انسان بر بدن خود بیان می دارد : اگر کسی وصیت کند که بعد از مرگ ، مثلا چشم او را جدا کنند و به دیگری بدهند ، عمل به وصیت از باب سلطه انسان بر خودش ، ولو بعد از مرگ ، واجب است و رضایت یا عدم رضایت ورثه در آن دخیل نیست .185
2-3-2 دلیل دوم : اراده خداوند مبنی بر رفع سختی و حرج از زندگی انسان ها

بدین توضیح که خداوند متعال در آیاتی از قرآن می فرماید : « … ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج و لکن یرید لیطهرکم و لیتم نعمته علیکم لعلکم تشکرون » .186 و یا « … یریدالله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر »187 و یا می فرماید: « یریدالله ان یخفف عنکم و خلق الله الانسان ضعیفا » 188 که این آیات و بسیاری از آیات دیگر براین مطلب دلالت می نماید که قصد خداوند متعال بر راحت بودن کاربندگان است ، نه بر سختی آن ها و بر تخفیف در حال آنان بوده نه تشدید آن و به عبارت دیگر مقصود خداوند از مبدأ تشریع ، رفع حرج از مردم بوده است . و در انتقال و کاشتن اعضای بدن نیز آسانی و تخفیف در آلام جسمی انسان ها نهفته است . و همان طور که گفته شد ، این کارها موافق با مقصود شارع حکیم می باشد و در صورت مخالفت با این کار و صدور حکم به عدم جواز نقل اعضای بدن ، باید بپذیریم که این نظر مترتب بر وقوع سختی و حرج شدیدی بر مردم خواهد شد که با نص صریح آیات اشاره شده در تعارض و مخالفت کامل می باشد .189
2-3-3 دلیل سوم : لزوم انجام کارهای خیر ( آیه کریمه فاستبقوا الخیرات )

از جمله دلایل موافقین قطع اعضاء این است که ؛ این کار مصداق بارز انجام اعمال خیر که خداوند متعال در قرآن کریم بدان سفارش نموده است می باشد، خداوند در آیه 148 سوره بقره می فرماید : « ولکل وجهه هو مولیها فاستبقوا الخیرات این ما تکونو یات بکم الله جمیعا ان الله علی کل شی قدیر » یعنی ، هرکس را راهی است به سوی حق که بدان راه یابد ، پس بشتابید به سوی خیرات که هرکجا باشید همه شما را خداوند به محشر خواهد آورد ، البته خداوند برهر چیزی تواناست . ودر آیه 48 سوره مائده می فرماید: « ولوشاء الله لجعلکم امه واحده و لکن لیبلوکم فی ما آتاکم فاستبقوالخیرات الی الله مرجعکم جمیعا فینبئکم بما کنتم فیه تختلفون » یعنی ، اگر خدا می خواست شما را امتی واحد قرار می داد ، ولی چنین نکرد تا شما را به آنچه داده است بیازماید . پس به کارهای نیک بریکدیگر پیشی بگیرید که بازگشت همه شما به سوی خداست و شما را به آنچه اختلاف دارید آگاه خواهد ساخت .
– بررسی آیات
اگرچه مصداق مشخص کلمه خیر در آیه اول مسئله ، رو کردن به کعبه و درآیه دوم موارد اختلاف شرایع و ادیان است . اما اتفاق نظر مفسران براین است که مقصود ازکارهای خیر در این دو آیه منحصر در شأن نزول آن ها نمی شود .190
« الخیرات » به صورت جمع و با الف و لام ، به این نکته اشاره دارد که راه های خیر فراوان است . و برای هر کسی در هر کسوت و پیشه ای باز است ، اگر چه برای همه یکسان نیست .191 و در این آیات موضوع ( استباق) خیرات است ، و خیر بودن یک کار موکول به نظر عرف است . بنابراین هرچه را عرف عمل صالح

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع امام خمینی، قاعده لاضرر، مجنی علیه Next Entries تحقیق با موضوع اصل برائت، امام صادق، فقه اسلامی