تحقیق با موضوع ارزش افزوده اقتصادی، افزوده اقتصادی، ارزش افزوده، ارزش شرکت

دانلود پایان نامه ارشد

اقتصادی است. با توجه به اهمیت موضوع و اینکه به این موضوع در کشور ما کمتر پرداخته شده است، لذا این تحقیق بر پایه تحقیقات صورت گرفته در سایر کشور ها در پی تعیین رابطه بین متغیر های بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
1-3) بيان مسئله تحقیق
عدم استفاده از معیارهای مناسب برای اندازه گیری عملکرد و ارزش سهام یک شرکت سبب می شود که ارزش شرکت منطبق بر واقعیات نبوده و از قابلیت اتکای لازم برخوردار نباشد و در نتیجه موجب متضرر شدن یک گروه از خریداران سهام و بهره گیری از سود فوق العاده توسط گروه دیگری از خریداران شود.(حجازی و حسینی، 1381)
احتمال ورشکستگی برای شرکت هایی که در معرض مدیریت نادرست منابع تامین مالی قرار دارند، حتی با وجود سود آوری مثبت وجود دارد. در حال حاضر وضعیت نقدینگی شرکت ها در شرایط نامناسبی قراردارد و اکثر شرکت های ایرانی به علت موقعیت تورمی که در کشور حاکم است ترجیح می دهند تا وجه نقد رابه دارایی های دیگر تبدیل کنند و این موضوع باعث می شود که شرکت ها در سررسید بدهی ها درمانده شوند و در نهایت موجب گردد به ارزش اقتصادی سازمان لطمه وارد شود. (کیانی ،1387)
متغیرهای بنیادی حسابداری شرکتها در کشورهاي مختلف با یکدیگر تفاوت محسوسی دارند، لذا مدیران ناگزیرند به هنگام تصمیم گیري در مورد ترکیب بهینه دارایی ها و ساختارسرمایه، از عوامل مختلفی نظیر عوامل اقتصادي و ویژگی هاي شرکتی استفاده کنند و باید تصمیم گیري هاي مربوط به تأمین مالی و آثاري که این عوامل بر ارزش شرکت می گذارند، مورد توجه قرار دهند. علاوه بر این، مدیران مالی براي ایجاد ساختار مالی مناسب باید ویژگی هاي درونی شرکت وعوامل اقتصادي را مد نظر قرار دهند و با توجه به این متغیرها در پی حداکثر کردن ارزش شرکت باشند.(حجازی،1392)
هدف اساسی مدیریت شرکت ها حداکثر نمودن ارزش بازار سهام؛ یعنی ثروت سهامداران درشرکت هاي سهامی است. لذا در این راستا، وظایف مدیریت مالی شرکت ها به سه دسته تصمیمات سرمایه گذاري، تامین مالی و تقسیم سود قابل تفکیک است. تصمیمات تأمین مالی که در نهایت بافت یا ساختار مالی شرکت را تعیین می کند، از اهمیت چشمگیري برخوردار است، زیرا چنین تصمیماتی منجر به دستیابی شرکت ارزش افزوده اقتصادی می گردد.(نیکبخت،1390)
به منظور حداکثر کردن ارزش شرکت، مدیریت نیاز دارد تا در دارایی ها به منظور ایجاد جریان نقدي سرمایه گذاري کند.به منظور تأمین وجوه نقد مورد نیاز راه هاي ممکن متفاوتی در مقابل مدیر قراردارد .اگر مدیریت قادر باشد تا ترکیب مالی بهینه اي از بدهی و سرمایه را انتخاب کند، میتواند هزینه سرمایه را حداقل و قیمت سهام را حداکثر کند .نتیجه نهایی، حداکثر کردن ثروت سهامداران و متعاقباً ارزش شرکت است.(حجازی،1392)
توسعه بازار سرمایه ترکیبی اصلی از دو واژه رشد و توسعه اقتصادی است. در دو دهه گذشته ، بازار سرمایه ایران تجربه های زیادی کسب کرده است که عبارتند از تغییرات ، نوسانات وافت و خیزهایی در بورس و همچنین افزایش شرکت های فهرست شده در بورس اوراق بهادار می باشد . نقش مهم بازار سرمایه در توسعه اقتصادی موجب انجام دادن پژوهش های زیادی در بورس اوراق بهادار (مبادلات سهام) شده است (ژانگ و همکاران، 2011).
بر مبنای استاندارهای حسابداری ایران منعکس شده در بیانیه شماره 1، هدف صورتهای مالی، ارائه اطلاعاتی تلخیص و طبقه‌بندی شده درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف ‌پذیری مالی واحد تجاری است که برای طیفی گسترده از استفاده‌کنندگان صورتهای مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی مفید واقع شود (دیچو، 2011).
سرمایه گذاران باید تحقیقات گسترده ای از سرمایه گذاری در سهام عادی و چگونگی نقد شدن آن انجام دهند. این به آن معنا است که آنها باید بسیاری از عوامل را در نظر داشته باشند چون آنها داراییهایشان را به سهام تغییر می دهند. در غیر این صورت آنها تصمیماتی خواهند گرفت که باعث خدشه دار شدن اعتبارشان می گردد. واین موضوع باید در آن دسته از کشورهایی که در آن هیچ بورس کارآمدی وجود ندارد بیشتر مد نظر قرار گرفته شود.در صورتیکه در کشورهایی که بازارهایی کارآ دارند نیاز به بررسی وتحقیق نمی باشد زیرا قیمت سهام به مانند ارزش ذاتی (واقعی) سهام است. به عبارت بهتر قیمت بازار اوراق بهادار شاخص مناسبی از ارزش واقعی اوراق بهادار است (شاهمرادی، 1380) .
ارزش افزوده اقتصادی مدیران ارشد شرکت را نسبت به معیارهایی که بیشتر تحت کنترل انهاست نظیر نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه پاسخ گو می نماید. ارزش افزوده اقتصادی متاثر از کلیه تصمیمات شرکت نظیر تصمیمات سرمایه گذاری، تقسیم سود، نرخ بازده سرمایه، تصمیمات مربوط به تامین مالی،نرخ هزینه سرمایه است. به عنوان معیاری داخلی، سنجش عملکرد موفقیت شرکت در افزودن ارزش سرمایه گذاری سهامداران را به بهترین نحو میسر می نماید. ارزش افزوده اقتصادی نشان می دهد که ارزش شرکت مستقیماً به عملکرد مدیریت بستگی دارد. (کیانی ،1387)
بسیاری از شرکت ها سود نهایی محصولاتشان را بدون در نظر گرفتن هزینه فرصت سرمایه خود برآورد می کنند. ارزیابی عملکرد نه تنها راه حلی برای این مشکل ارایه می نماید بلکه همواره انگیزه هایی را نیز جهت حداکثر کردن ثروت سهامداران در مدیران ایجاد می نماید. ارزش افزوده اقتصادی با ارزش فعلی خالص نیز رابطه نزدیکی دارد. ارزش افزوده اقتصادی با این نظریه که ارزش شرکت تنها با انتخاب پروژه هایی با خالص ارزش فعلی مثبت افزایش می یابد سازگار است.(حجازی و حسینی، 1381)
متغیرهای حسابداری به کار گرفته شده در این تحقیق عبارتند از دارایی ، بدهی ، حقوق صاحبان سهام، فروش یا درآمد عملیاتی می باشند . در واقع پژوهش حاضر با در نظر گرفتن این واقعیت به بررسی رابطه بین متغیرهای بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار می پردازد.
بیشتر مطالعات قبلی در مورد ارزش افزوده اقتصادی، بر سود آوری شرکت و برخی نسبت های سود آوری و عملکرد تمرکز داشته اند.با این حال مطالعات تجربی بیانگر وجود عوامل موثر دیگری مانند نسبت های اهرمی و نوع صنعت ، ساختار سرمایه و متغیر های بنیادی حسابداری بر ارزش افزوده اقتصادی است. با توجه به اهمیت موضوع و اینکه به این موضوع در کشور ما کمتر پرداخته شده است، لذا این تحقیق بر پایه تحقیقات صورت گرفته در سایر کشور ها در پی تعیین رابطه بین متغیرهای بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران می باشد.با توجه به موارد مذکور، تحقیق حاضر در راستای پاسخ به پرسش اساسی زیر به انجام رسیده است:
بین متغیر های بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های قلمرو تحقیق، چه رابطه ای وجود دارد؟

1-4) اهداف پژوهش
هدف این تحقیق تکمیل شکاف موجود در عرصه ادبیات موضوعی با بررسی پاسخ به این پرسش است که چه رابطه‌اي بين متغیرهای بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی در شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد. اهداف تحقيق در دو بخش شامل اهداف علمي و اهداف كاربردي به شرح زير بيان مي گردند:
1-4-1) اهداف علمي:
تحقيقات دانشگاهي زيادي چه در داخل كشور و چه در خارج از كشور در ارتباط با ارزش افزوده اقتصادی و تاثير عوامل مختلف بر آن صورت گرفته است، اما با اين وجود بيشتر اين تحقيقات معطوف به تاثير عوامل و متغيرهاي مختلف بر سياست‌ها و قوانين درون شركتي بوده و تا به‌حال تحقيقي در خصوص بررسي رابطه بین متغیرهای بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی شرکت‌ها در ايران انجام نگرفته است، لذا اين پژوهش كاملاً جديد بوده و با جنبه نوآورانه خود به دنبال ارتقاي مباني نظري و غني‌تر نمودن ادبيات موضوع حاضر است. بنابراین تحقیق حاضر مبتنی بر موضوع در راستای تامین یک هدف اصلی و با تجزیه آن 4 هدف فرعی به شرح ذیل، به انجام رسیده است:
هدف اصلی:
تعیین رابطه بین متغیرهای بنیادی با ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های بورسی تهران
اهداف فرعی:
تعیین رابطه بین تغییرات دارایی ها و ارزش افزوده اقتصادی در قلمرو تحقیق
تعیین رابطه بین تغییرات بدهی ها و ارزش افزوده اقتصادی در قلمرو تحقیق
تعیین رابطه بین تغییرات حقوق صاحبان سهام و ارزش افزوده اقتصادی در قلمرو تحقیق
تعیین رابطه بین تغییرات فروش و ارزش افزوده اقتصادی در قلمرو تحقیق
1-4-2) اهداف كاربردي:
به عنوان یک پژوهش کاربردی، تحقیق حاضر بر مبنای نتایج به دست آمده اهداف کاربردی ذیل را مد نظر قرار داده است:
کمک به سرمایه گذاران حقیقی و حقوقی در انتخاب معیاری مفیدتر جهت تصمیمات سرمایه ای
کمک به نهادها و ارکان نظارت بر شرکت ها جهت ارزیابی منافع سهام داران در زمینه حداکثر شدن ثروت سهام داران
کمک به دیگر دانشجویان و پژوهش گران در زمینه انجام تحقیقات مرتبط یا مشابه
1-5) پرسش های تحقیق:
مبتنی بر موضوع تحقیق در بیان مسئله پرسش اصلی تحقیق عنوان شد. در این تحقیق هدف پاسخ به پرسش اصلی و با تجزیه آن پرسش های فرعی ذیل به انجام رسیده است:
پرسش اصلی:
بین متغیرهای بنیادی با ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های بورسی تهران چه رابطه ای وجود دارد؟
پرسش های فرعی:
بین تغییرات دارایی ها و ارزش افزوده اقتصادی در قلمرو تحقیق چه رابطه ای وجود دارد؟
بین تغییرات بدهی ها و ارزش افزوده اقتصادی در قلمرو تحقیق چه رابطه ای وجود دارد؟
بین تغییرات حقوق صاحبان سهام و ارزش افزوده اقتصادی در قلمرو تحقیق چه رابطه ای وجود دارد؟
بین تغییرات فروش و ارزش افزوده اقتصادی در قلمرو تحقیق چه رابطه ای وجود دارد؟

1-6) فرضيه‌هاي تحقيق:
پس از بررسی مساله تحقیق و مطالعات مقدماتی درباره جواب‌های ممکن، برای پاسخ به سوالات مطرح شده در قسمت بيان مسأله، فرضیه‌هاي زیر تدوین شده‌اند:
فرضیه اصلی :
بین متغیرهای بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های قلمرو تحقیق رابطه متفاوتی وجود دارد.
فرضیات فرعی:
1 – بین تغییرات دارایی ها و ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های قلمرو تحقیق رابطه مستقیم وجود دارد.
2 – بین تغییرات بدهی ها و ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های قلمرو تحقیق رابطه معکوس وجود دارد.
3- بین تغییرات حقوق صاحبان سهام و ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های قلمرو تحقیق رابطه مستقیم وجود دارد.
3- بین تغییرات فروش و ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های قلمرو تحقیق رابطه مستقیم وجود دارد.
1-7) مدل مفهومی پژوهش
متغیرهای این پژوهش به دو گروه زير طبقه‌بندی شده‌اند:
یک) متغیر وابسته: ارزش افزوده اقتصادی شرکت i در سال t.
دو) متغیرهاي مستقل:
الف) تغییرات دارایی ها شرکت i در سال t.
تغییرات بدهی ها شرکت i در سال t.
تغییرات حقوق صاحبان سهام شرکت i در سال t.
تغییرات فروش شرکت i در سال t.

رابطه بین متغیرهاي پژوهش به صورت کلی به صورت زير برآورد شده است.

مدل معنادار نیست

مدل معنادار است
مدل مربوط به فرضيه‌های پژوهش:
EVAi=+ β ∆A i+ β ∆C i + β ∆E i + β ∆S i + ε

1-8) روش کلی پژوهش
روش کلی تحقيق مورد استفاده در اين پژوهش، از جهت روش استنتاج از نوع تحقيقات توصیفی- استقرایی با روش تحلیلی همبستگي بوده است. از آن جهت که در این تحقیق به بررسی روابط بین دو یا چند متغیر می‌پردازد پرداخته شده در زمره تحقیقات همبستگی تلقی شده است.
از آن جهت که در این تحقیق از داده های تاریخی عملکردی در بازه زمانی تحقیق به ‌منظور بررسي رابطه‌ي بين متغیرهای بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی شرکت‌ها، استفاده شده است، طرح تحقیق از نوع پس روی دادی، توصیفی-تحلیلی گذشته نگر یا علی پس از وقوع بوده است.
در نهایت از آن جهت که در تحقیق حاضر بر مبنای مدل ها، روش ها و نظریه های موجود در راستای بهبود تصمیم گیری در زمینه های سرمای

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع ارزش افزوده، ارزش افزوده اقتصادی، افزوده اقتصادی، دارایی ها Next Entries تحقیق با موضوع ارزش افزوده، دارایی ها، افزوده اقتصادی، ارزش افزوده اقتصادی