تحقیق با موضوع ارزش افزوده، دارایی ها، افزوده اقتصادی، ارزش افزوده اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

ه گذاری و نظارت بر عملکرد بر مبنای معیارهای اقتصادی تلاش شده و هدف طرح مدل یا نظریه جدیدی نبوده، تحقیق از جهت هدف کاربردی بوده است.
1-9) قلمرو پژوهش
1-9-1) قلمرو موضوعی: تعیین رابطه بين متغیرهای بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.
1-9-2) قلمرو زمانی: قلمرو زمانی این تحقیق در برگیرنده سال‌های 1388 الی 1392 می‌باشد. البته به علت استفاده از تغییرات عملکرد نسبت به سال قبل، داده ها در یک بازه زمانی 5 ساله مورد مطالعه قرار گرفته اند با عنايت به احتساب تغيير عملاً 5 سال و 104 شركت و در مجموع 520 سال شركت به عنوان نمونه آماري مورد مطالعه قرار گرفته است.
1-9-3) قلمرو مکانی: از آن‌جايی که شرکت‌های بورس اوراق بهادار تهران مشمول مقررات خاص سازمان بورس می‌باشند، انتظار می‌رود اطلاعات تهیه شده از سوی این شرکت‌ها از انسجام، قابلیت اعتماد و کیفیت بالاتری برخوردار باشند. لذا قلمرو مکانی یا همان جامعه آماری این تحقیق شامل شرکت‌های منتخب فعال در بورس اوراق‌بهادار تهران بوده، که طی دوره زمانی تحقیق کلیه اطلاعات مالی آن‌ها در بورس ارائه شده است و دارای ویژگی های مورد نظر جهت مقایسه را دارا بوده اند.

1-10) تعاريف واژگان کليدي
برخي از واژه‌ها و اصطلاحاتي كه به طور رايج در اين تحقيق مورد استفاده قرار مي‌گيرند، به صورت زير تعريف شده اند. تعريف اصطلاحات از يك سو موجب جهت‌دهي بحث و از سوي ديگر موجب پيش‌گيري برداشت‌هاي متفاوت خوانندگان از اصطلاحات كاربردي مي‌شود.
ارزش افزوده اقتصادی:
ارزش افزوده اقتصادی با اندازه گیری سود پس از کسر بازده مورد انتظار سهامداران، سوددهی اقتصادی را بیان می کند)رهنمای رودپشتی وهمکارن، 1381)نحوه محاسبه ارزش افزوده اقتصادی به شرح زیر بوده است:
(سود سهام تقسیم شده+هزینه های بهره) – (سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات)= EVA
متغیر های بنیادی حسابداری:
در این تحقیق متغیر هایی از قبیل تغییرات دارایی ها ، تغییرات بدهی ها، تغییرات حقوق صاحبان سهام و تغییرات فروش به عنوان متغیر های بنیادی حسابداری در نظر گرفته شده اند.
در این تحقیق تغییرات دارایی ها به معنی تفاوت مجموع دارایی ها در پایان دوره نسبت به اول دوره و تغییرات بدهی ها به معنی تفاوت مجموع بدهی ها در پایان دوره نسبت به اول دوره و تغییرات حقوق صاحبان سهام به معنی تفاوت مجموع حقوق صاحبان سهام در پایان دوره نسبت به اول دوره می باشد.

1-11) ساختار پژوهش
فصل اول:
همان‌طوری که از نظر گذشت، در این فصل هدف تحقیق به عنوان گامی در جهت توسعه تحقیقات اثباتی برای درک بهتر رابطه بين متغیرهای بنیادی حسابداری و ارزش افزوده اقتصادی شرکت‌ها، بیان و سپس موضوع تحقیق تشریح و توجیه اهمیت آن مطرح گردید. در نهایت خلاصه‌ای از روش انجام تحقیق، ارائه شد. بنابراین به ترتیب مقدمه، ضرورت و اهمیت موضوع تحقیق، بیان مسئله تحقیق، اهداف تحقیق، پرسش های تحقیق، فرضیات تحقیق، تعریف عملیاتی واژه ها، روش کلی تحقیق، قلمرو تحقیق و ساختار گزارش تحقیق عنوان شده است.
فصل دوم:
در این فصل به طور فشرده نگاهی به مبانی نظری پشتوانه‌ی انجام این تحقیق داشته و با بررسی یافته‌های تجربی درباره موضوع این تحقیق و موارد مشابه به بررسی اهمیت و تشریح تئوریک متغیرهای مورد استفاده پرداخته شده و سپس پیشینه مختصری از تحقیقات انجام شده قبلی در ارتباط با موضوع تحقیق در سطح داخلی و بین‌المللی ارائه شده است.
فصل سوم:
در این فصل به تبیین روش تحقیق پرداخته شده و در آن روش کلی تحقیق، تعریف جامعه آماری، حجم نمونه و کفایت آن، روش نمونه گیری. روش ها و ابزار گردآوری داده ها و نهایتا روش ها و ابراز تجزیه و تحلیل داده ها از جمله مدل تحقیق مورد بحث قرار گرفته اند.
فصل چهارم:
این فصل یافته های تحقیق و تجزیه و تحلیل یافته‌ها اختصاص یافته و در قالب توصیف جامعه و نمونه آماری، توصیف یافته ها، تحلیل پیش فرض ها و نهایتا تعیین روابط بین متغیرها به عنوان مبنای استنتاج نسبت به فرضیات تحقیق مورد بحث قرار گرفته اند.
فصل پنجم:
در این فصل ابتدا خلاصه ای از یافته های تحقیق مطرح و با یافته‌های تحقیقات مشابه قبلی مقایسه شده است. در ادامه بر مبنای یافته های مندرج در فصل 4 استنتاج نسبت به فرضیه های تحقیق عنوان شده و بر مبنای نتایج به دست آمده پیشنهادهای کاربردی و توصیه هایی برای انجام تحقیقات مشابه ارایه شده و نهایتا محدودیت هایی که به تعمیم یا اعتبار نتایج برمی گردد، عنوان شده است.

فصل دوم
مروری بر ادبيات تحقيق

2-1-مقدمه
اين فصل از پژوهش در سه بخش اصلي زير تدوين شده است كه در ادامه هر بخش بطور تفصيل ارائه خواهد شد؛
بخش اول: متغیر های بنیادی حسابداری و مفاهيم آن
بخش دوم: ارزش افزوده اقتصادي و مفاهيم آن
بخش سوم: پیشینه پژوهش
بخش اول: متغیر های بنیادی حسابداری
2-2- تركيب سرمايه و تغییرات دارایی‌ها
1. تعداد طرح ها یا فرصت های سرمایه گذاری سود آور: اگر شرکتی تعدادی زیادی طرح سرمایه گذاری سود آور دارد، این امر باعث خواهد شد که نسبت سود تقسیمی (مطلوب) کاهش یابد و اگر تعداد طرح های سرمایه گذاری سودآور اندک باشند، عکس قضیه رخ خواهد داد.
2. امکان سرعت بخشیدن یا کند کردن آهنگ اجرای طرح: توان شرکت در سرعت بخشیدن به اجرا یا کند کردن آهنگ اجرای طرح، به شرکت امکان می دهد که به صورتی دقیق سیاست سود تقسیمی (مورد نظر) را به اجرا درآورد.
مزیت های مالی : تأمین مالی از طریق بدهی (انتشار اوراق قرضه، اخذ وام از بانک و…) دارای مزیت مالیاتی می باشد و موجب می شود تا هزینه مؤثر بدهی کمتر از هزینه اسمی آن شود. زیرا هزینه های بدهی از درآمد مشمول مالیات کسر شده و در عمل مالیات کمتری1 توسط شرکت ها پرداخت می گردد. به همین علت، بسیاری از شرکت ها ترجیح می دهند از طریق بدهی، تأمین مالی کنند و همین عامل سبب می شود تا بخش عمده ای از درآمد آنها، صرف بازپرداخت هزینه های بدهی گردد. در نتیجه، مبلغ قابل تقسیم بین سهام داران عملاً کاهش می یابد (هارفورد، 1999).
محدودیت های نقدینگی : در مواردی، صورتحساب سود و زیان شرکتی ممکن است نشان دهنده سود باشد، ولی عملاً نقدینگی لازم برای تقسیم سود موجود نباشد. این مشکل به خصوص در سالیان اخیر در بسیاری از شرکت های کشورمان مشاهده شده است. علت آن نیز انباشت سود خالص شرکت، در دارایی هایی از قبیل مطالبات و اسناد دریافتی و نیز موجودی کالا و سایر دارایی ها می باشد. استفاده از مبنای حسابداری تعهدی که شناخت درآمدها و هزینه ها را به محض تحقق آن ها و بدون توجه به دریافت ها و پرداخت های نقدی به عمل می آورد، مجبور به عدم تقسیم سود نماید (جمشیدی، 1381).
وضعیت سهامداران : با توجه به آن که در خیلی از کشورها، منبع اصلی درآمد افراد را سود سالانه سهام آنها تشکیل می دهد، عدم تقسیم سود می تواند موجب تبعات نامطلوبی برای سهام داران گردد. در این حالت، سهامداران بدون توجه به موارد فوق، ممکن است در مجامع عمومی سالانه، خواهان تقسیم سود سهام شوند.
بخش دوم: ارزش افزوده اقتصادي و مفاهيم آن
2-3- مديريت مبتني بر ارزش2
از مديريت مبتني بر ارزش تعاريف زيادي شده است ، عامل مشتركي كه دراكثر تعاريف به آن اشاره شده است ، اصول ارزش سهامدار مي باشدكه اين موضوع در تعريف ذيل مشاهده مي شود .
« يك رويكرد مديريتي كه ايجاد ارزش براي سهامدار را در مركز فلسفه شركت قرار مي دهد و حداكثر كردن ارزش شركت با توجه به استراتژي شركت و ساختار و فرآيندها مي باشد . در اين رويكرد پاداشها براساس ايجاد ارزش است و بر اساس اين رويكرد معيار سنجش عملكرد مشخص مي شود».
همچنين در مقاله اي كه در زمينه مديريت مبتني بر ارزش توسط واتسون و ويور3 ارائه شد ، از مديريت مبتني بر ارزش بعنوان فرآيند مستمري ياد شده است كه مستلزم صرف انرژي زيادي است .« مديريت مبتني بر ارزش فرآيند مستمري است كه با برنامه ريزي استراتژيك شروع مي شود و هدف آن دستيابي به مزيتهاي رقابتي مي باشد ، كه در سايه اين مزيت رقابتي ، سود اقتصادي افزايش و در نتيجه نرخ بازده سهامداران افزايش مي يابد » (روگر و میلس،2003، 61)4 .
مديريت مبتني بر ارزش از رشته مديريت استراتژيك در اواخر دهه 1970 پديدار شد . علاقه به روشها و معيارهاي مبتني بر ارزش آشفتگي ها را درمورد سود حسابداري سنتي از بين مي برد.
مديريت مبتني بر ارزش ، اين نكته را كه داده هاي حسابداري نمي توانند يك ديد خوب و آشكار از عملكرد شركت را به نمايش بگذارند تصديق مي كند و بر مبناي مفهومي مي باشد كه عمكرد مالي را بصورت عملكرد اقتصادي ، به بهترين شكل نشان مي دهد . بيشتر مطالعاتي كه در زمينه ارزش و اندازه گيري ارزش انجام شده است عمدتاً در آمريكا صورت گرفته است . آلفـرد راپاپـورت تعدادي مقـاله در اواخـر 1970 به چاپ رساند و نهايتاً در 1986 « ايجاد ارزش براي سهامدار» 5 را نوشت . جوئل استرن 6 « سود هر سهم محاسبه گر نيست» 7 را در مجله تحليل مالي در 1974 به چاپ رساند و تعدادي متن ديگر در اين زمينه در دهه 1980 و 1990 نوشته شد . تام كپلند 8 ارزيابي 9 را در 1989 نوشت. بنت استيوارت كتاب در جستجوي ارزش10 را در 1991 و جيم مك تاگارت 11 كتاب ضرورت ارزش 12 رادر 1994 نوشت .
پايه مفهومي و اساسي در اين رويكرد درآمد اضافي 13 است . در مقالات ديگري شالوده اصلي اين رويكرد را درك بهتر از مفاهيم درآمد اضافي ، هزينه سرمايه ، جريان نقدي تنزيل شده مي دانند و تاكنون شركتهاي
زيادي خود را به اين روش متعهد كرده اند (استریرینگ،2001، 124).
مديريت مبتني بر ارزش به هر فرد در سازمان مي آموزد كه تصميمات خود را مبتني بر درك خويش از ميزان كمك اين تصميمات به ارزش شركت اولويت بندي كنند. ديدگاهي كه عملكرد شركت را با ارزش آن مرتبط مي سازد. در مفهوم ايجاد ارزش بين شركتهاي بزرگ و واحدهاي تجاري كوچك تفاوت وجود دارد و آن هم بحث مالكيت است كه اين بحث ناشي از تعارض بين منافع سهامداران بعنوان مالكين و مديران به عنوان نمايندگان آن است (قنبري ، 1381، 75).
هنگاميكه مدير كمتر از صددرصد سهام عادي شركتي را در داشته باشد مسئله نمايندگي 14 بصورت بالقوه بوجود مي آيد .
اگر شركت از نوع مالكيت انفرادي باشد ، مديريت در دست مالك است و بنابر فرض ، مالك و مدير بگونه اي عمل مي كند كه رفاه خود را به حداكثر برساند و ممكن است براي به حداكثر رساندن ثروت سهامدار دست به كارهاي پرمشقت نزند ، زيرا بخش كمتري از اين ثروت به اوتعلق خواهد گرفت .‌ بديهي است كه مي توان از برنامه هاي ايجاد انگيزه ، اعمال محدوديت ها و اجراي مقررات انضباطي ، مديران را در مسيري هدايت نمود كه به بهترين شكل ممكن درصدد تامين هدفهاي سهامداران برآيند . يك مساله بالقوه به نام خطر اخلاقي 15 وجود دارد كه در آن نماينده از جانب خود دست به اقداماتي مي زند كه براي سهامداران قابل هضم نيست . براي كم كردن تضاد منافع نماينده با سهامداران و حل كردن مسئله خطر اخلاقي سهامداران بايد هزينه هاي نمايندگي 16 را تحمل نمايند . سوال اينجاست كه مديريت مبتني بر ارزش با هدف پاسخگويي به ارزشهاي سهامداران آيا ساير مشاركت كنندگان مهم نظير كاركنان ، مشتريان ، تامين كنندگان ، محيط و اجتماع را ناديده مي گيرد ؟ بستانكاران يا اعتباردهندگان نسبت به بخشی از جریان درآمد شرکت ( شركت (برای بازپرداخت اصل و بهره وام ) ادعا دارند ودر صورت ورشکستگی نسبت به دارائي هاي شركت نيز ادعا دارند . حال فرض كنيد كه سهامداراني كه از طريق مديريت اقدام مي كنند ، باعث شوند كه شركت برخي از دارائي هاي بدون ريسك خود را بفروشد و پولهاي حاصل را در يك طرح جديد سرمايه گذاري كند ، كه در مقايسه با دارئي هاي قديمي شركت ، داراي ريسك بسيار بيشتري هستند. افزايش ريسك باعث مي شود كه نرخ بازده مورد نظر مربوط به وامهاي شركت بالا رود و نيز باعث كاهش ارزش اوراق قرضه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع ارزش افزوده اقتصادی، افزوده اقتصادی، ارزش افزوده، ارزش شرکت Next Entries تحقیق با موضوع ارزش افزوده، افزوده اقتصادی، ارزش افزوده اقتصادی، بازده سهام