تحقیق با موضوع ارزش افزوده، ارزش افزوده اقتصادی، افزوده اقتصادی، ثروت سهامداران

دانلود پایان نامه ارشد

دست مردم ميگردد . و اگر طرح پر ريسك موفق شود ، بيشتر منافع نصيب سهامداران خواهد شد ، ولي اگر طرح مزبور ناموفق شود دارندگان اوراق قرضه ناگزيرند در اين زيانها سهيم شوند . از ديدگاه سهامداران پول حاصل از قمار مزبور اين است كه « اگر شير بيايد من مي برم ، اگر خط بيايد تو مي بازي » و ترديدي نيست كه اين وضع براي اعتباردهندگان خوب نيست . آيا سهامداران مي توانند و آيا بايد از طريق مديران يا نمايندگان خود بكوشند ثروت اعتباردهندگان را از دست آنها درآورند ، « به اصطلاح آنها را مصادره يا به جيب زنند » بطور كلي پاسخ منفي است زيرا در دنياي تجارت براي رفتار غير اخلاقي جايي وجود ندارد . شركتهايي كه با اعتباردهندگان رفتار نامطلوب يا غيرمنصفانه داشته باشند نمي توانند به بازار اعتبار (وام) دست يابند .
يا بايد نرخهاي بسيار بالاي بهره و بندهاي محدود كننده قراردادهاي وام را بپذيرند و همه اينها به زيان سهامداران است . پس در بلند مدت به نفع سهامداران است كه از مديران بخواهند با اعتباردهندگان رفتاري معقول و منصفانه داشته باشند و مديران به عنوان نمايندگان سهامداران و اعتباردهندگان بايد بين منافع اين دو طبقه نوعي توازن برقرار كنند و به سبب وجود محدوديت ها، هر نوع اقدام مديران كه باعث شود ثروت هر يك از گروه هاي ذينفع شركت ، از جمله كاركنان ، مشتريان ، عرضه كنندگان مواد اوليه و جامعه به جيب ديگري برود در نهايت به زيان سهامداران تمام خواهد شد و اقدامهايي كه در جهت به حداكثر رساندن قدرت سهام صورت مي گيرد بايد براي همه گروههاي ذينفع معقول و مطلوب باشد ( پارسائيان ،‌1382 ، 7 )17 .

2-4- مديريت مبتني بر ارزش در عمل
تقريباً نيمي از شركتهايي كه مديريت مبتني بر ارزش را اتخاذ كرده اند نتايج قابل توجهي كسب نكرده اند . يك برنامه موفق مديريت مبتني بر ارزش در واقع به معناي ايجاد تحول زير بنايي در فرهنگ سازماني است . بر اساس گزارش ، شركت نام آوري مانند اي تي . اند . تي 18 در سال 1992 رويكرد مديريت مبتني بر ارزش را برگزيد و استرن و استيوارت را براي كمك به پياده سازي اين الگو به خدمت گرفت . اي تي . اند . تي نيز مانند تمامي شركتهاي كه اين الگو را به كار بسته اند ، اميدوار بود كه تدوين و بكار بستن مقياس هاي جديد سودآوري اقتصادي بتواند در بازار رقابتي و فشرده عملكرد شركت را ارتقاء بخشد . متاسفانه اين برنامه تاثير ناچيزي بر قيمت سهام شركت داشت و در سال 2000 برنامه عملاً متوقف شد . در پايان اين برنامه ، مشاوران تنها كساني بودند كه سود بدست آورده بودند . برخلاف اي تي . اند. تي تجربة بانك انگليس لويدز تي اس بي 19 با موفقيت توام بود . مدير عامل شركت ـ برايان بيتمن ـ بر اين عقيده است كه اين موفقيت مستلزم تحولات اساسي در دور ريختن شيوه هاي كهن است . انقلاب در باورها در يك سازمان بزرگ را مي توان بزرگترين چالش مديريت به شمار آورد . مديريت مبتني بر ارزش بيش از آنكه يك تحول در خصوص مالي باشد يك تحول در فرهنگ محسوب مي شود (هاسپلاگ،2001، 135)20 .

2-5- سازمان چگونه ارزش خلق مي كند؟

زماني ارزش در سازمان ايجاد مي شود كه سرمايه گذاري انجام شده داراي بازده واقعي بالاتري نسبت به بازده مورد انتظار با احتساب ريسك باشد . تفاوت بين 2 و 3 گستره عملكرد 21 ناميده مي شود در صورتيكه 32 باشد ارزش تخريب شده است در صورتيكه 32 باشد ارزش ايجاد شده است .
پس ارزش افزوده واقعي با كمك رابطه ذيل محاسبه مي شود :
V = IA (Rr- Ra)
كه در اينجا IA ميزان سرمايه و Rr بازده واقعي و Ra بازده مورد انتظار است . برنامه ريزي براي گستره عملكرد بعد از سنجش ميزان ارزش افزوده شروع مي شود . در اين مرحله در صورتيكه ارزش افزوده ايجاد شده منفي باشد مديريت بايد با انجام اقداماتي سعي در كاهش زيان نمايد و گستره عملكرد مثبت نشانه مناسب بودن اقدامات انجام شده و مزيت رقابتي شركت در صنعت مي باشد و مديريت بايد ميزان سرمايه گذاري را افزايش دهد البته ياد آوري اين نكته مهم است كه ارزش افزوده بالا دريك صنعت سبب ورود رقباي جديد و كالاي جانشين در اين صنعت شده و اين امر باعث كمتر شدن ارزش افزوده مي شود .
بطور خلاصه روشهاي بكار گرفته شده در برنامه ريزي گستره عملكرد به شرح ذيل مي باشد (گلن،1998، 657) 22 .

2-6- ارزش افزوده اقتصادی
ارزش افزوده اقتصادی كشف جديدي نيست. يك معيار عملكرد كه درآمد اضافي ناميده مي شود و از تفاوت سود عملياتي و هزينۀ سرمايه به دست مي آيد .
اولين كسي كه مفهوم درآمد اضافي را ذكر كرد آلفرد مارشال در سال 1890بود و مارشال سود اقتصادي را تعريف كرد . اين ايده اولين بار در اوايل اين قرن توسط چارچ23 در 1917 و در سال 1924 توسط اسكول24 در تئوري حسابداري به كار برده شد تا اين كه از اين مفهوم در نوشته هاي حسابداري مديريت در سال 1960 استفاده شد . در دهه 1970 استرن مشكلات ارزيابي عملكرد شركتها از طريق روشهاي حسابداري را برشمرد . وي بر اين باور بود كه براساس روشهاي اقتصادي كار را پيش مي برد تا اينكه در سال 1986 شريك خود يعني بنت استيوارت كتابي تحت عنوان در جستجوي ارزش را به چاپ رساند كه روش آن تعيين ارزش سهامدار بود كه آنرا ارزش افزوده اقتصادی نام نهاد . ارزش افزوده اقتصادی بعنوان سنجش عملكرد شركت توسط استرن و استيوارت در نيويورك گسترش يافت. اقتصاددانان از زمان آدام اسميت براين عقيده اند كه هدف هر شركتي و مديران بايد به حداكثر رساندن ارزش فعلي شركت براي دارندگان آن باشد . برنده جايزه نوبل ، مرتون ميلر ، با تأكيد مجدد بر اين هدف آنرا بصورت حداكثر كردن ارزش فعلي خالص مطرح مي كند . از آنجائيكه ابزار وي براي بودجه بندي سرمايه در بلند مدت است ، ارزش افزوده اقتصادی قصد بكار گيري اين مفهوم بصورت سالانه دارد (حتي ماهانه) يعني هدف ارزش افزوده اقتصادی براي اندازه گيري ارزش ايجاد شده در يك دوره مي باشد . همچنين براي ارزيابي صحيح عملكرد مديران شركت و ارزش تجارتشان كاربرد دارد(ملکیان، 1998، 20)25.

2-7- دلایل مطرح شدن ارزش افزوده اقتصادی
یک شرکت می‌تواند به‌عنوان مجموعه‌ای از قراردادهای متنوع در نظر گرفته شود که با استفاده‌کنندگان زیادی سر و کار دارد. این ذینفعان شامل سهامداران، مدیران و کارکنان، مشتریان، اعتباردهندگان دولت و … می‌باشند ( انوری رستمی و همکاران، 1385، 24).
استفاده‌کنندگان به شرکت منابع اقتصادی و خدمات ارائه می‌دهند و در عوض انتظار دارند که پاداشی به‌دست آورند سهامداران شرکت مخاطره‌ای را می‌پذیرند که این مخاطره در ارتباط با عملکرد شرکت و قابلیت اجراء قراردادها با سایر استفاده‌کنندگان می‌باشد.
شرکت پس از تراضی سایر استفاده‌کنندگان می‌تواند مبلغ باقیمانده را بین سهامداران تقسیم کنند براساس تابع ریسک و بازده سهامداران از طریق تحصیل حقوق دارائی‌ها برای سود باقیمانده بازده بالقوه نامحدودی به‌دست می‌آورند.
سهامداران به‌عنوان تحمل‌کنندگان ریسک شرکت‌ها در جهت افزایش کارآئی عملکرد خود باید در شرکت‌های مختلف سرمایه‌گذاری کنند. بنابراین از طریق تنوع بخشیدن به پرتفوی خود، بخش اعظم مخاطره خود را کاهش می‌دهند. در یک بازار رقابتی قیمت مخاطره به‌وسیله سهامدارانی که بهتر قادر هستند مخاطره را تحمل کنند تعیین می‌شود برای مثال سرمایه‌گذارانی که دارای پرتفوی خوب هستند. لذا قیمت بازار مخاطره فقط مخاطره‌ای را منعکس می‌کند که در پرتفوی نمی‌توان آن را حذف کرد (به آن ریسک سیستماتیک می‌گویند و از شرایط کلی اقتصاد ناشی می‌شود).
این حقیقت که سرمایه گذاران باید ریسک خود را از طریق متنوع سازي سرمایه گذاری خود کاهش دهند ، مشکل تامین مالی شرکت را به وجود می آورد . هنگامی که سهامداران متنوع سازی می کنند و در شرکتهای متعددی سرمایه گذاری می کنند ، نمی توانند در مورد سرمایه گذاری خود اطلاعاتی ( علی الخصوص اطلاعات درونی ) به دست آورند . از طرفی مقرون به صرفه نیست که هر سهامدار منابع خود را برای بدست آوردن اطلاعات در مورد عملیات یک شرکت صرف کنند ، زیرا در این صورت هر سهامدار متحمل هزینه زیادی خواهد شد در حالیکه سود اندکی به دست خواهد آورد . از طرف دیگر بازار از ارائه اطلاعات به سهامداران کوتاهی خواهد کرد حتی اگر بهترین سود را تحصیل کنند . اقتصادانان معتقدند که این ناتوانی بازار مشکل ناشی از دلالهای آزاد می باشد .
از طرف دیگر تفکیک مالکیت از مدیریت و کنترل سرمایه توسط مدیران، تضاد منافع را به‌وجود می‌آورد. مدیرانی که شرکت راهدایت می‌کنند الزاماً انگیزه‌ای برای افزایش ثروت مالکان (سهامداران) ندارند.
تنها عاملی که دو مشکل فوق را حل می‌کند، معیاری به نام ارزش افزوده اقتصادی است، مدیریت شرکت‌ها براساس ارزش افزوده اقتصادی، ثروت سهامداران را حداکثر خواهد کرد. برای رسیدن به این هدف (حداکثرسازی ثروت سهامداران( سهامداران باید براساس افزایشی که در ارزش افزوده اقتصادی ایجاد شده است به مدیران پاداش دهند. ارزش افزوده اقتصادی را نه تنها نسبت به نتایج حاصله، بلکه نسبت به منابعی که برای رسیدن به آن نتایج به‌کار گرفته شده‌ قادر به پاسخگوئی می‌نماید. براي مثال بدون يك سيستم مبتني بر ارزش افزوده اقتصادي ، مديران شركت منابع بيشتري براي فروش بيشتر و تحصيل پاداش بيشتر (بر اساس فروش يا سود ) مي خواهند در حاليكه ممكن است در رابطه با فروش اضافي ،‌ سود نهايي ( نرخ بازده ) شركت كمتر از نرخ هزينه سرمايه اي باشد . بسياري از شركتها نرخ بازده محصولات خود را بدون در نظر گرفتن هزينه فرصت سرمايه ،‌برآورد مي كنند . براي اينكه مديران انگيزه داشته باشند تا در جهت افزايش سود سهامداران عمل كنند . پاداش آنها مي بايست مبتني بر افزايش در ارزش افزوده اقتصادي باشد كه آنها ايجاد كرده اند . اهداف مدیریتی مبتنی بر افزایش سود یا سهم بازار، افزایش بازده دارائی‌ها يا حقوق صاحبان سهام یا سایر معیارهای تجاری، می‌تواند انگیزه‌هائی ایجاد نماید که با حداکثر کردن ثروت سهامداران ناسازگار باشد و مضافاً اینکه حداکثر کردن ارزش افزوده اقتصادی همواره انگیزه‌هائی در جهت حداکثرسازی ثروت سهامداران ایجاد می‌کند.
2-8- تعريف ارزش افزوده اقتصادی
ارزش افزوده اقتصادی روش اندازه گيري ارزش اقتصادي (سودآوري) يك كسب و كار بعد از در نظر گرفتن كل هزينه سرمايه مي باشد ـ هم هزينه بدهي و هم هزينه حقوق صاحبان سهام ـ اغلب روشهاي سنتي (مبتني بر حسابداري) فقط بدهي را در حسابهاي هزينه قلمداد مي كردند. در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی علاوه بر هزينه بدهي هزينه سهام عادي نيز وارد مي شود .
اصل كليدي ارزش افزوده اقتصادی اين است كه ارزش زماني ايجاد مي شود كه نرخ بازده سرمايه گذاري بيشتر از كل هزينه سرمايه باشد كه اين هزينه سرمايه ريسك سرمايه گذاري را منعكس مي كند. براساس ارزش افزوده اقتصادی پروژه اي پذيرفته مي شود كه نرخ بازدهي، آن بيش از هزينه سرمايه اش باشد . ارزش افزوده اقتصادی يك ابزار سنجش عملكرد داخلي عمليات شركت بر مبناي سالانه است. پس ارزش افزوده اقتصادی بعنوان يك درآمد اضافي مي باشد . ارزش افزوده اقتصادی مثبت به اين معني است كه نرخ بازده سرمايه بيشتر از هزينه سرمايه مي باشد ، در نهايت اينكه ارزش افزوده اقتصادی بزرگتر از صفر يعني ايجاد (افزايش) ارزش سهامداران. ارزش افزوده اقتصادی از تفاوت بين نرخ بازده سرمايه گذاري (r) و هزينه سرمايه (c) و حاصلضرب اينها در ارزش دفتري اقتصادي سرمايه كه شركت بكار گرفته بدست مي آيد (استيوارت، 1990، 70)26.
سرمايه × (هزينه سرمايه ـ نرخ بازده سرمايه) = ارزش افزوده اقتصادی
ارزش افزوده اقتصادی = (r-c)×CAPITAL , r = NOPAT/CAPITAL
ارزش افزوده اقتصادی = NOPAT – c × CAPITAL
2-9- محاسبه ارزش افزوده اقتصادی
استرن و استيوارت در رسيدن به بازده اقتصادي نزديك به 164 تعديل بالقوه را مشخص كردند . عليرغم اين موضوع بيشتر متخصصين پيشنهاد مي كنند كه بيش از 5 تعديل با مفهوم استفاده نكنند .
انتخاب تعديل مناسب به ويژگي هر شركتي بستگي دارد با توجه به اين موضوع يانگ وابيرم و

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع ارزش افزوده اقتصادی، افزوده اقتصادی، ارزش افزوده، ارزش شرکت Next Entries تحقیق با موضوع ارزش افزوده، افزوده اقتصادی، ارزش افزوده اقتصادی، بازده سهام