تحقیق با موضوع آرامش خاطر، زنان مسلمان، فضایل اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

ن مسلمان خود مدافعان واقعی و دلبسته گان حجاب ـ البته با مراتب مختلف آن ـ بوده و هستند و چنانچه در تاریخ دیده و خوانده‌اید، در مقابل کشف حجاب رضا خانی و پسرش در ایران مقاومت ها کردند و هم اینک ما هر روزه شاهد صحنه های زیبایی از مقاومت زنان مسلمان در دفاع از حجاب اسلامی حتی در کشور های غیر مسلمان مدعی آزادی هستیم که به بهانه های واهی از حضور زنان در مجامع علمی و دانشگاهی جلوگیری می کنند.
1-5-ساختار ومحدوده تحقیق
این تحقیق در پنج فصل به بررسی فقهی حجاب وحدود آن در مذاهب خمسه وحقوق ایران پرداخته که در فصل اول کلیات تحقیق و در فصل دوم تعاریف، اصطلاحات و مباحث عام پرداختم و سپس در فصل سوم به بررسی مستندات حجاب ودر فصل چهارم به بررسی حجاب از نظر علما ء ودانشوران ایران و در فصل پنجم به بیان نتایج آن پرداخته است.روش تحقیق این پایان‌نامه (توصیفی ـ تحلیلی) است که شیوه‌ی جمع‌آوری اطلاعات آن بصورت کتابخانه‌ای بوده و در این راستابه جمع‌آوری مطالب مربوط به موضوع آن بصورت فیش‌برداری و با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای تخصصی فقهی و حقوقی و پایگاههای اینترنتی می‌باشد.

فصل دوم
اصطلاحات ومفاهیم ومباحث عام

2-1-بخش اول
2-1-1- حجاب درلغت
الحجاب جمع حجب به معنای پرده و پوشش می باشد15 . می توان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.16این واژه را این گونه توضیح می دهد که حجاب به معنای » لسان العرب « ابن منظور در پوشاندن و نیز اسم چیزی که پوشانیدن با آن انجام می گیرد ، می باشد و هر چیزی که میان دو چیز جدایی بیاندازد ، حجاب است. 17
مفهوم حجاب چيست و از نظر قرآن و حديث، حجاب و پوشش اسلامي داراي چه ابعاد و اقسامي است؟
حجاب در لغت به معناي مانع، پرده و پوشش آمده است18. استعمال اين كلمه، بيش‎تر به معني پرده است19. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي‎دهد كه پرده، وسيله‎ي پوشش است، ولي هر پوششي حجاب نيست؛ بلكه آن پوششي حجاب ناميده مي‎شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گيرد20.
در اين نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامي است، و مراد از پوشش اسلامي زن، به عنوان يكي از احكام وجوبي اسلام، اين است كه زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‎گري و خودنمايي نپردازد.
بنابراين، حجاب، به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بُعد ايجابي و سلبي است. بُعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است؛ و اين دو بُعد بايد در كنار يكديگر باشد تا حجاب اسلامي محقق شود؛ گاهي ممكن است بُعد اول باشد، ولي بُعد دوم نباشد، در اين صورت نمي‎توان گفت كه حجاب اسلامي محقق شده است.
گاهي مشاهده مي‎كنيم كه بسياري از زنان محجبه در پوشش خود از رنگ‎هاي شاد و زيبا و تحريك برانگيز استفاده مي‎كنند كه به اندامشان زيبايي خاصي مي‎بخشد و در عين پوشيده بودن بدن زن، زيبايي‎اش آشكار است، گويي كه اصلاً لباس نپوشيده است21؛ و اين دور از روح حجاب است.
اگر به معناي عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بناميم، حجاب مي‎تواند اقسام و انواع متفاوتي داشته باشد. يك نوع آن حجاب ذهني، فكري و روحي است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامي، مانند توحيد و نبوت، از مصاديق حجاب ذهني، فكري و روحي صحيح است كه مي‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎هاي روحي و فكري، مثل كفر و شرك جلوگيري نمايد.
علاوه بر اين، در قرآن از انواع ديگر حجاب كه در رفتار خارجي انسان تجلي مي‎كند، نام برده شده است؛
مثل حجاب و پوشش در نگاه كه مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصيه شده ‎اند:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ22؛ اي رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ23؛ اي رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب گفتاري زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ24؛ پس زنهار نازك و نرم با مردان سخن نگوييد؛ مبادا آن كه دلش بيمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎اي راه نروند كه با نشان دادن زينت‎هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند:
وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ25؛ و آن طور پاي به زمين نزنند كه خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشني استفاده مي‎شود كه مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحاي مختلف رفتار، مثل نحوه‌ي پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
2-1-2- حجاب در اصطلاح
حجاب در کاربرد فقهی و اصطلاح فقیهان ، قلمرو کوچک تر و معنای محدودتری دارد و مقصود از آن پوشش ویژه ای برای زنان است، که مانع و بازدارنده ی نگاه نامحرمان به آنان و مانع انگیزش تمایلات جنسی مردان باشد،پیدایش و کاربرد این اصطلاح به جای ستر که در گذشته میان فقیهان رایج و معمول بوده است. به باور برخی از محققان چون شهید مطهری، پیشینه ی چندانی ندارد ویک اصطلاح نسبتاً جدید است.26
حجاب در علومى چون عرفان و طب و شاید دیگر علوم، اصطلاح خاصى دارد27اما در مسئله مورد بحث این نوشتار كه مسئله اى فقهى است داراى معناى خاصى نیست. این واژه در فقه در معناى لغوى خود كه همان پرده حائل میان دو چیز باشد به كار رفته و معناى جدیدى براى آن ایجاد نشده بود. در دوران متأخر این واژه معناى اصطلاحى خاصى پیدا كرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است. شهید مطهرى در این باره مى فرماید:
استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن اصطلاح نسبتاً جدیدى است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه ستر كه به معنى پوشش است به كار مى رفته است. فقها چه در كتاب الصلوة28 و چه در كتاب النكاح 29كه متعرض این مطلب شده اند كلمه ستر را به كار برده اند نه كلمه حجاب را. بهتر این بود كه این كلمه عوض نمى شد و ما همیشه همان كلمه پوشش را به كار مى بردیم، زیرا چنان كه گفتیم معنى شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به كار برده مى شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده كه عده زیادى گمان كنند كه اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. پوشش زن در اسلام این است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خود نمایى نپردازد. آیات مربوطه همین معنى را ذكر مى كند و فتواى فقها هم مؤید همین مطلب است… در آیات مربوطه، لغت حجاب به كار نرفته است. آیاتى كه در این باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب حدود پوشش و تماس هاى زن و مرد را ذكر كرده است بدون آن كه كلمه حجاب را به كار برده باشد. آیه اى كه در آن كلمه حجاب به كار رفته است مربوط است به زنان پیغمبر اسلام.30
معناى اصطلاحى جدید این واژه، عبارت است از پوششى كه زن در برابر نامحرمان باید استفاده كند و از جلوه گرى و خود نمایى بپرهیزد. در این نوشتار نیز همین معناى اصطلاحى مورد نظر است، نه پرده نشینى زنان. تردیدى نیست كه حجاب در این اندازه یكى از احكام مشترك ادیان ابراهیمى31 و از احكام ضرورى اسلام بوده و همه طوایف اسلامى بر آن اتفاق نظر دارند.

2-1-3- عفاف در لغت
عَفَّ عَفًا عفافًا و عِفَه وعَفافَه یعنی از حرام و گفتار و کردار ناپسند خودداری – کرد،پاکدامنی ورزید، عَفَّ عَن کذا:از فلان چیز پاکدامنی ورزید.32هم چنین در بیان معنای لغوی واژه ی عَفَّ از ماده)عفه و – «: عفاف در فرهنگ معاصر)عربی فارسی(چنین آمده است که پرهیزکردن،خویشتن داری کردن ازهرچیز ممنوع،حرام ،ازکارناپسند،پارسا بودن،با تقوا «: عفاف(یعنی تعففّ » بودن = عَفَّ عن:عفاف ورزیدن،خود داری کردن،شرم داشتن،دچارحیا شدن) از انجام کاری ، برابر .») چیزی33
2-1-4-عفاف در اصطلاح
عفاف، اصطلاحی اخلاقی است.عالمان اخلاق، عفاف را در شمار مهم ترین فضایل اخلاقی جای داده اند و فیلسوفان در حکمت عملی به آن پرداخته اند. علامه سید محمد طباطبایی، عفاف را از اصول سه گانه ی فضیلت های اخلاقی می داند که صبر، حیا، ایثار، سخاوت و … بر شاخه ی آن می روید. ایشان پس از آن که قوای شهوانی، غضبی و فکری را منشاء وخاستگاه تمامی اخلاق انسانی بر می .» نامیده می شود » خمود « وافراط وتفریط در آن » عفاف « حد اعتدال در قوه ی شهوانی «: شمرد ، می گوید براساس آن چه که گفته شد،عفاف معنایی وسیع تر از پاکدامنی ،فحشاء و زنا دارد.قرآن کریم و نصوص روایی نیز، عفاف را در معنای وسیع تر از عفاف و پاکی جنسی به کار برده و آن را به معنای در پیش گرفتن رویه ی اعتدال ، خود نگه داری ، تسلط بر خویشتن ، صبوری و ایستادگی در برابر کام جویی ناروا می داند که در حوزه ی تمایلات جسمی و جنسی می گنجدونفس انسانی خواهان برآورده شدن بی قیدوحصرآن نیازهاست.
نام دارد.درکتاب » عورت « مواضعی از بدن که پوشش آن در نماز و در برابر ناظر واجب است به تعبیرفقهاء
العوره سوءه الانسان و کل ما یستحیی منه والعوره کل «، های لغت چند معنا برای عورت ذکر شده،از جمله
» خلل یتخوف منه فی ثغر او حرب در این تعریفّ دو معنا آمده،اول قسمت هایی از بدن انسان که زشت و ناپسند است وحیا مانع آشکارشدن آن می شود،دوم هر چیز آسیب پذیری که مورد نگرانی باشد،مانند سرحدات و مرزها،عورت می باشد.
« کل ما یستحیی منه اذا ظهر»: ابن اثیر می نویسد هرآن چه که حیاء مانع» «آشکار شدن آن می شود،عورت است از این جهت به زن عورت اطلاق می شود که مانند منطقه ای آسیب پذیر،باید در حصار و پوشش قرار گیرد یا بدن وی از جهت فیزیکی به گونه ای است که حجب و حیا مانع نشان دادن آن در برابرچشمان نامحرم می شود.اما این است،درکلمات فقهاء اختلاف واقع شده و منشأ اختلاف در این است » عورت « که چه مقدار از بدن زن قلمداد می شوند تا پوشش آن ها واجب باشد یا » عورت « که آیا مواضع مورد اختلاف یعنی وجه و کفین و قدمین چنین نیست و این عنوان بر این مواضع صدق نمی کند؟ با تحقیق و تتّبع در کتب فقهی وبررسی نظر فقهای امامیه و فقهای اهل سنّت در این خصوص هفت نظر و قول می نامند و پوشش آن را در مقابل نامحرم واجب می » عورت « به دست می آید.برخی از فقهاء تمام بدن زن را وجه و کفین « را از این عنوان وحکم استثناء کرده اند و پوشش آن را واجب نمی دانند،برخی » وجه « دانند،برخی را مستثنی دانسته اند ،برخی وجه و کفین)ظاهرویا باطن آن(وقدمین راوبرخی وجه و کفین و ظاهر قدمین و »
2-2-بخش دوم
2-2-1- اثرات حجاب
1. آرامش خاطر
نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادى در معاشرت‌هاي ممنوع و بي‎بند و بارى، هيجان‌ها و التهاب‌هاى جنسى را فزونى مي‎بخشد و تقاضاى هر دو طرف را به صورت يك عطش روحى و يك خواست اشباع نشدنى در مي‎آورد و اين همان اختلاط روانى و روحى است.
غريزة جنسى، قوة نيرومندى است كه هر چه بيشتر از آن سپرى شود، طغيان و سركشى او بيشتر مي‎شود و ناگفته روشن است كه اگر دختران و زنان يك اجتماع، پوشش لازم را نداشته باشند از آثار و پيامدهاى طغيان و سركشى اين غريزه خطرناك در امان نخواهند ماند و سرانجام آرامش خاطر خود را به درياى موّاج و خروشانى مبدّل مي‎سازند.
شهيد مطهرى (ره) در كتاب ارزشمند مسأله حجاب مي‎نويسد:
چرا در دنياى غرب اين همه بيمارى روانى زياد شده است؟ علتش آزادى اخلاقى جنسى (و بى بند بارى و عدم رعايت اصول اخلاقي) و تحريكات فراوان سكسى است كه به وسيله جرايد و مجلات و سينماها و تئأترها و محافل و مجالس و… انجام مي‎شود.
2. استحكام پيوند خانوادگى
حجاب و پوشش اسلامى در استحكام پيوند خانوادگى نقش مهمى را ايفا مي‎كند. اگر دختر يا زنى كه در خانواده‎اى زندگى مي‎كند، خود را صاحب جمال و نفس خويش بداند؛ هرگز حاضر نمي‎شود تا ديگرى او را آلت دست قرار داد، و ماية لذت خود را فراهم

پایان نامه
Previous Entries عوامل بازدارنده، ساختار کلاس Next Entries علمي، رفتارهاي، دانشجويان