تجارت خارجی، نیروی کار، رشد اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

رشد اقتصادی، ضمن استفاده از آمار کلی سطح ملی هنوز به قوت خود باقی مانده است. (رودریگرز و رودریک، 1999، بنیامین و فرانتینو، 200127) این سؤال در چند دهۀ اخیر منجر به بررسی رابطه بین تجارت خارجی و بهرهوری در سطح بنگاه یا صنعت شده است. ( اندرسون برنارد و همکاران، 1998، تایبوت، 1992، استونمن، 1995، کلردس و همکاران ،‌ 199828)
برخی از پژوهشگران آثار تجارت خارجی یا “اقتصاد باز” بر بهرهوری را از منظر “سرریز29 دانش فنی” ناشی از تماسهایی که کشورهای مختلف به شکل مبادله کالاهای قابل تجارت برقرار میکنند، مورد بررسی قرار میدهند. تأثیر این نوع سرریز، مثبت و معنادار گزارش شده است. (کو و هلپمن، 1995، کلر، 199830)
بعضی دیگر، آثار تجارت خارجی یا “اقتصاد باز” را از دیدگاه “رقابت”، مورد توجه قرار میدهند. مثلاً ادوارز به صراحت رقابت را نتیجه تغییر ساختارهای تجاری میپندارد (ادواردز، 199831) و لارنس شواهدی را ارائه میدهند که، از تأثیر رقابت بینالمللی بر رشد بهرهوری کل حکایت دارد. (لورنس، 321998) بحث این است که، هر چه اقتصاد به سوی بازارهای بینالمللی بازتر باشد، میزان رقابت شدیدتر خواهد شد و این امر بنگاههایی را که دارای کارایی کمتری هستند را از صحنه خارج میکند و بنگاههایی که در صحنه باقی می‌مانند را وادار مینماید که، برای ماندگار شدن خود نوآوری بیشتری ارائه نمایند.
شواهدی نیز وجود دارد که، وضع حمایتهای مقداری یا تعرفهای، جهت حمایت از صنایع در کشورها میتواند به زیان بهرهوری عوامل و رشد اقتصادی آنان عمل نماید. (ادواردز، آی بید و لی، 199333) تعدادی از پژوهشگران، عوامل مربوط به تحقیق و توسعه و نیز خالص ورود بنگاهها را نیز جزء عوامل مؤثر بر بهره‌وری در کنار عوامل مربوط به تجارت خارجی قرار دادهاند.
هر چند که رشد اقتصادی مبتنی بر رشد بهرهوری در ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره مورد توجه مسئولان مربوطه بوده و سند چشمانداز توسعه ایران، مصداق بارز این امر محسوب میشود اما، رابطه بین تجارت خارجی و رشد بهرهوری هنوز ناشناخته است و خلأ ناشی از این کمبود، انگیزه نگارش این تحقیق بوده است.

3-2-تاریخچۀ بهرهوری

امروزه بهبود بهرهوری به عنوان یکی از مهمترین راهکارهای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ملل مختلف شناخته شده است و توفیق در تسریع روند بهبود بهرهوری یکی از شروط اصلی دستیابی به جایگاه مناسب در صحنه رقابت جهانی و افزایش رفاه زندگی مردم میباشد. شرایط محیطی-اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی متفاوت کشورها، ایجاب میکند که رویکردهای بهبود بهرهوری دارای ویژگیهای خاصی باشد. اما آنچه در تمامی کشورهایی که در ارتقای بهرهوری و تسریع در روند توسعه موفق بودهاند در خور توجه است، گستردگی و همبستگی فعالیتهای ارتقای بهرهوری، در چارچوب یک حرکت ملی میباشد.
بهبود بهرهوری موضوعی است که از ابتدای تاریخ بشر و در کلیه نظامهای سیاسی و اقتصادی مطرح بوده است. اما تحقیق در مورد چگونگی افزایش بهرهوری بطور سیستماتیک و در چارچوب مباحث علمی-تحلیلی از حدود ۲۳۰ سال پیش به این طرف بطور جدی مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است.
اما واژه «بهرهوری»، برای نخستین بار بوسیله «فرانسوا کنه» ریاضیدان و اقتصاددان فرانسوی و طرفدار مکتب فیزیوکراسی(حکومت طبیعت) بکار برده شد. « کنه » با طرح جدول اقتصادی، اقتدار هر دولتی را منوط به افزایش بهرهوری در بخش کشاورزی میدانست. در سال ۱۸۸۳ فرانسوی دیگری به نام «لیتره» بهرهوری را دانش و فن تولید تعریف کرد. با شروع دورۀ نهضت مدیریت علمی در اوایل سالهای ۱۹۰۰، فردریک ونیسلو، تیلور، فرانک و لیلیان گیلبریث به منظور افزایش کارایی کارگران دربارۀ تقسیم کار، بهبود روشها و تعیین زمان استاندارد، مطالعاتی را انجام دادند. کارایی بعنوان نسبتی از زمان واقعی انجام کار به زمان استاندارد از پیش تعیین شده، تعریف شد. بطور مثال، اگر از کارگری در ۸ ساعت کار انتظار تولید ۱۰۰ واحد محصول را داشته باشیم، اما در عمل کارگر مزبور ۹۶ واحد تولید کند، گفته میشود کارایی او ۹۶% است.
اما واژهای که به تدریج جنبه عمومیتر و کلیتر پیدا کرد و در ادبیات مدیریت رایج گردید « بهرهوری» بود، که در سال ۱۹۵۰ سازمان همکاری اقتصادی اروپا بطور رسمی بهرهوری را چنین تعریف کرد:
بهرهوری حاصل کسری است، که از تقسیم مقدار یا ارزش محصول بر مقدار یا ارزش یکی از عوامل تولید بدست میآید. بدین لحاظ میتوان از بهرهوری سرمایه، مواد اولیه و نیروی کار صحبت کرد.
سازمان بهرهوري آسيايي34 (APO) نیز، در سال 1961 ميلادي به وسيله تعدادي از كشورهاي آسيايي با هدف كمك به ارتقاي بهرهوري در كشورهاي عضو تشكيل شد و ايران در سال1344خورشيدي برابر با 1965 ميلادي، بدون اينكه سازمان بهرهوري داشته باشد، به عضويت سازمان بهرهوري آسيايي (APO) درآمد. با پيروزي انقلاب اسلامي، عضويت جمهوري اسلامي ايران در سازمان بهرهوري آسيايي به حالت تعليق درآمد تا اينكه مجدداً، مجلس شوراي اسلامي در سال 1367 عضويت ايران را در سازمان بهرهوري آسيايي (APO) مورد تصويب قرار داد و وزارت صنايع سنگين سابق مسئوليت دبيرخانهاي آنرا به عهده گرفت. اين وزارتخانه از اوایل سال 1371 بطور عملي تشكيلات “بهرهوري ملي ايران” را تجهيز و راهاندازي كرد، كه در آبان ماه 1372 تحت عنوان سازمان بهرهوري ملي ايران فعاليت خود را آغاز كرد. اين سازمان براساس مصوبه شماره 950/121/1 مورخ 14/2/77 شوراي عالي اداري از وزارت صنايع وقت (سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران كنوني) منتزع و به سازمان امور اداري و استخدامي كشور وقت (سازمان مديريت و برنامهريزي كشور كنوني) ملحق گرديد و با توجه به جايگاه فرابخشي آن به سازمان ملي بهرهوري ايران تغيير نام داد.

3-3-بهرهوري، اهداف و تعاریف آن

به دليل اين که بهرهوري بيشتر يک مفهوم کيفي است، محدوديتهاي زيادي براي اندازهگيري آن وجود دارد. مثلاً يکي از عوامل افزايش بهرهوري، انگيزه کارگران در محيط کار ميباشد که، قابل اندازهگيري نيست. يعني بهرهوري مفهومي است که تعريف آن ساده است، ولي اندازهگيري آن مشکل است. به صورت عام بهره‌وری برابر است با نسبت ستانده تولید به یکی از نهادههای تولید، یا به بیان دیگر، سرانه تولید به ازای یک واحد از نهادههای تولید، بطور مثال سرانه تولید هر واحد نیروی کار. در حاليکه اختلافي روي اين مفهوم عمومي وجود ندارد، در جستجوي ادبيات بهرهوري و کاربردهاي متنوع آن به اين نتيجه ميرسيم که، هدف و اندازهگيري منحصر بفردي براي بهرهوري وجود ندارد. (دورنبوش و فیشر، ترجمه تیزهوشان تابان،1380: 817)
اهداف اندازهگيري بهرهوري شامل مواردي از جمله تکنولوژي، کارايي، صرفهجويي در هزينهها، محکزني مراحل توليد و استانداردهاي زندگي ميباشد.(جيووانيني و نزو، 2001: 12-11)
هدف از اندازهگيري رشد بهرهوري،اثرگذاري بر تغييرات تکنولوژيکي ميباشد. تکنولوژي، راههای تبديل منابع به ستاده خواسته شده تعريف ميشود، که شامل محصولات جديد (پيشرفتهايي در طراحي و کيفيت کالاهاي سرمايهاي) ميباشد.
کارايي، به معني دستيابي به حداکثر ميزاني از ستاده که با تکنولوژي موجود، با يک ميزان ثابتي از نهاده قابل دستيابي باشد. بهرهوري به مفهوم کارايي، تکنيک حرکت به سوي بهترين عمل يا حذف سازمانهاي ناکارا ميباشد.
راه حل اساسي در توصيف و اندازهگيري تغيير بهرهوري،صرفهجويي در هزينههاي واقعي ميباشد. اندازه‌گيري بهرهوري يک عنصر کليدي به سوي تعيين استانداردهاي زندگي است. درآمد سرانه، معياري از استاندارد زندگي است. درآمد هر شخص يکي از متغيرهایي است که، به طور مستقيم با بهرهوري نيروي کار در ارتباط است، که ارزش افزوده هر ساعت کار انجام شده ميباشد. در اين مورد اندازهگيري بهرهوري به بهتر فهميدن و بهبود استاندارد زندگي کمک ميکند.
اندازهگيري بهرهوري هنگامي که تنها يک ستاده با استفاده از يک نهاده توليد ميشود، تقريباً ساده است. در اين حالت ستاده هر واحد از نهاده، معياری همه جانبه از بهرهوري است و آن ميتواند مقايسه عملکرد واحد توليدي يا صنعت باشد. هنگامي که چند ستاده با استفاده از چند نهاده توليد ميشوند، اندازهگيري بهرهوري مشکلتر است. در اين مورد بهرهوري اغلب با استفاده از معيارهاي بهرهوري جزئي اندازهگيري مي‌شود، مانند ستاده هر واحد از کارگر يا هر واحد کار انجام شده اندازهگيري ميشود. عليرغم اينکه استفاده از معيارهاي بهرهوري جزئي داراي محدوديتهايي ميباشد و عملکرد يک واحد توليدي را غلط نشان دهد، ولي چنين معيارهايي اغلب جايي که محقق ميخواهد با محاسبه اختلاف بهرهوري نيروي کار و شدت سرمايه و ديگر عوامل به محاسبه رشد بپردازد، استفاده ميشود. معيارهاي بهرهوري کل عوامل توليد از نهادهها و عوامل توليد جهت محاسبه استفاده ميکند، بنابراين جهت اندازهگيري عملکرد و مقايسه چند واحد توليدي و يا يک واحد توليدي داده شده در طي یک دوره زمانی، مناسبتر ميباشد. در حالت وجود چند ستاده و نهاده، بهرهوري کل عوامل توليد بصورت نرخي از کل عوامل توليد شده به عوامل استفاده شده تعريف میشود.(کولي و همکاران35، 2005: 62)
در ادامه به تعاریف مختلف بهرهوری میپردازیم و نظریات مختلف اقتصاددانان را در این زمینه بیان می‌کنیم:
تعریف سازمان بین المللی کار از بهرهوری: رابطه بین ستانده حاصل از یک نظام تولیدی با دادههای به کار رفته برای تولید آن، که دادهها میتوانند زمین، سرمایه، نیروی کار و عوامل دیگر باشند.
در این تعریف « مدیریت » بطور ویژه یکی از عوامل تولید در نظر گرفته شده است. نسبت تولید به هر کدام از این عوامل معیاری برای سنجش بهرهوری محسوب میشود.
در اطلاعیه تشکیل مرکز بهرهوری ژاپن(JPC) در سال ۱۹۵۵ در ارتباط با بهبود بهرهوری چنین بیان شده است که:
« حداکثر استفاده از منابع فیزیکی، نیروی انسانی، تسهيلات و سایر عوامل به روشهای علمی بطوری که بهبود بهرهوری به کاهش هزینه تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال و افزايش دستمزدهاي واقعي و بالارفتن سطح زندگی همه آحاد ملت منجر شود، آنگونه كه به سود كاركنان، مديريت و عموم مصرف‌كنندگان باشد. »
از دیدگاه مرکز بهرهوری ژاپن، بهرهوری یک اولویت و انتخاب ملی است، که منجر به افزایش رفاه اجتماعی و کاهش فقر میگردد. مرکز بهرهوری ژاپن از زمان تأسیسش در سال ۱۹۵۵، نهضت ملی افزایش بهرهوری را تحت سه اصل رهنمونساز به جلو هدایت نموده است، که عبارتند از: افزایش اشتغال، همکاری بین نیروی کار و مدیریت و توزیع عادلانه و برابر ثمرههای بهبود بهرهوری در میان مدیریت، نیروی کار و مصرف کنندگان.
افزایش قابل توجه بهرهوری در تعدادی از کشورها در دهههای اخیر موجب شده است که، ارتقاء سطح بهرهوری ملی بعنوان یک اولویت در سطح کشور مطرح باشد. بطور مثال در دوره زمانی (۱۹۷۴- ۱۹۶۷) کشور ژاپن بهرهوری ملی خود را ۶/۹۹% افزایش داد، در حالی که در همان مدت، مدیریت بهرهوری ملی در کشورهای آلمان غربی و ایالات متحده امریکا به ترتیب ۳/۴۳ و ۲۵/۲۹% افزایش یافت.
در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ مرکز بهرهوری آمریکا تعریف زیر را ارائه داد:
«قیمت تعدیل شده × بهرهوری = سود »
تعاریف دیگری از بهرهوری در زیر آمدهاند:
استاینر36: معیار عملکرد و یا قدرت و توان هر سازمان در تولید کالا و خدمات.
استیگل37: نسبت میان بازده به هزینه عملیات تولیدی.
ماندل38: بهرهوری به مفهوم نسبت بین بازده تولید به واحد منبع مصرف شده است، که با سال پایه مقایسه میشود.
دیویس39: تغییر بدست آمده در مقدار محصول در ازاء منابع مصرف شده.
فابری کانت 40: یک نسبت همیشگی بین خروجی به ورودی.
کانلان41 (متخصص مدیریت و بهرهوری): انجام کار درست به روش درست.

در سالهای ۱۹۷۴ و اواخر ۱۹۸۴ « سومانث42 » سه تعریف اساسی را درباره بهرهوری مرتبط با سازمانها و شرکتها به شرح زیر ارائه داد: (سومانث و یاووز، 1984: 223)

3-4-بهرهوری جزئی

نسبت ارزش و مقدار محصول به یک طبقه از نهاده را گویند. مثلاً محصول به ازاء هر نفر ساعت (معیار

پایان نامه
Previous Entries بهرهوری کل عوامل، تجارت خارجی، نیروی کار Next Entries جریان تجاری، ارزش افزوده، نیروی کار