بهرهوری کل عوامل، تجارت خارجی، تحقیق و توسعه

دانلود پایان نامه ارشد

بوده و از حمايتهاي كافي مالي و قانوني دولت برخوردار نبوده و با انواع مشكلات از قبيل كمبود سرمايه، كمبود مواد اوليه، فقدان اطلاعات فني و قابل رقابت نبودن محصولات آنها با كالاهاي مشابه صنايع بزرگ دولتي مواجه ميباشند. لذا جهت افزایش بهرهوری صنایع کوچک به منظور بالابردن توان تولیدی و رقابتی آنها، اقدامات ذیل را پیشنهاد داده است:
رفع كمبود سرمايه و توان مالي صاحبان صنايع كوچك از طريق ارائه تسهيلات بانكي به آنها.
رفع مشكل پايين بودن سطح مهارت كارگران از طريق آموزشهاي فني به آنها.
از بين بردن ضعف مديريت و ناتواني كارآفرينان در انجام رقابتهاي سالم و فراگير از طريق آموزش مديران به سيستم مديريتي پيشرفته و ارائه تجارب كشورهاي موفق در اداره صنايع كوچك به آنها.
تقويت انجمنها و تشكلهاي صنعتي و كارآمد صنايع كوچك در كشور و حمايت از ايجاد خوشههاي صنعتي به منظور افزايش قدرت رقابتي صنايع كوچك در مقابل صنايع بزرگ.
تشويق و حمايت از قراردادهاي اقتصادي بين صنايع كوچك و بزرگ از طريق پيمانكاريهاي فرعي.

باصری و جهانگرد (1385)، در مقاله خود تحت عنوان ” نقش فناوری بر اشتغال صنایع کارخانهای ایران” بیان میکنند که در مطالعات رشد اقتصادی، فناوری موتور رشد تلقی میشود. هزینه تحقیق و توسعه (R&D) در بسیاری از مطالعات به عنوان متغیر جانشین فناوری و نوآوری در تولید به کار گرفته شده است. تحقیق و توسعه از طریق تأثیری که بر ایجاد نوآوری و فناوری به جا میگذارد از یک سو فرایندهای تولید را متحول میکند و از سوی دیگر از طریق تأثیر بر کاهش هزینه عوامل تولید، باعث بهبود در استفاده مطلوب از منابع میشود. علاوه بر این، تحقیق و توسعه از طریق افزایش بهرهوری نیروی کار باعث افزایش کیفیت محصولات تولیدی و نیز سطح و میزان تولید در هر بخش و هر رشته فعالیت اقتصادی میشود. با لحاظ هزینه تحقیق و توسعه به منزله فناوری، میزان و نحوه تأثیر هزینه تحقیق و توسعه بر اشتغال صنایع کارخانهای ایران بررسی و تحلیل شده است. روش الگوسازی چند سطحی و دوره زمانی مطالعه 1379-1374، بر اساس کدهای چهار رقمی صنعت ISIC و روش برآورد مدلها روش حداکثر درستنمایی (LM) بوده است. متغیر معرف فناوری، نسبت هزینه توسعه و تحقیق به ارزش افزوده در فعالیتهای مختلف صنعتی بوده است که تأثیر آن بر اشتغال صنایع کارخانهای ایران مورد ارزیابی قرار گرفته است. در نهایت این که فناوری جانشین نیروی کار غیر ماهر و مکمل نیروی کار ماهر در صنایع کارخانهای ایران بوده است.

تهامیپور، کاظمنژاد و مؤذنی (1386)، در مقاله خود تحت عنوان ” مقایسه رشد بهرهوری کل عوامل تولید بخشهای اقتصادی ایران ” به این نکته اشاره دارد که اندازهگیری بهرهوری ابزاری سودمند برای تحلیل تغییرات عملکرد در طی زمان و پیدایش علل آن است. مقایسه بهرهوری شاخههای مختلف تولیدی در سطح بینالمللی و بین بخشها و زیربخشهای مختلف به مؤسسات کمک میکند، تا ضمن تبیین وضعیت خود با استفاده از تجارب دیگران به بهبود و ارتقاء سطح بهرهوری خود بپردازند. بنابراین در این مقاله با استفاده از آمارهای مربوط به تعداد شاغلین، ارزش موجودی سرمایه و ارزش افزوده بخشهای مختلف اقتصادی و کل اقتصاد کشور برای سالهای82-1370، رشد بهرهوری کل عوامل تولید با استفاده از مدل مانده سولو مورد اندازهگیری و تحلیل قرار گرفته است. همچنین بهرهوریهای جزئی نیروی کار و سرمایه محاسبه شده و بخشهای اقتصادی از این نظر نیز مورد مقایسه قرار گرفتهاند. در نهایت میانگین نرخ رشد بهرهوری کل عوامل به تفکیک سالهای برنامههای پنجساله اول تا سوم توسعه محاسبه شده و مورد مقایسه قرار گرفته است. نتایج مطالعه نشان میدهد که بخش ارتباطات دارای بیشترین نرخ رشد بهرهوری کل عوامل و بخش بازرگانی، رستوران و هتلداری دارای کمترین نرخ رشد بهرهوری کل عوامل در بین بخشهای اقتصادی در طول دوره مورد بررسی است. شایان ذکر است که در طول دوره مورد بررسی، میانگین نرخ رشد بهرهوری کل عوامل بخش کشاورزی در بین 11 بخش اقتصادی از 3 بخش ارتباطات، آب و برق و بخش خدمات مؤسسات مالی، پولی، بیمه، مستغلات و حرفهای و تخصصی پایینتر و از سایر بخشها و همچنین از میانگین نرخ رشد بهرهوری کل عوامل تولید کل اقتصاد کشور بالاتر میباشد. علاوه بر این، متوسط نرخ رشد بهرهوری کل عوامل تولید برای بخش کشاورزی در طول برنامه اول و سوم توسعه مثبت و در طول برنامه دوم توسعه، منفی بوده است.

حسینینسب و غوچی (1386)، در مقاله خود تحت عنوان “تجارت خارجی و رشد بهرهوری در صنایع کارخانهای ایران” تأثیر تجارت خارجی (باز بودن اقتصاد) و سایر عوامل (نرخ تعرفه گمرکی، ورود و خروج بنگاهها و تحقیق و توسعه) بر بهرهوری صنایع کارخانهای ایران بررسی نمودهاند. دادههای مورد استفاده، 9 صنعت کارخانهای در دوره زمانی 1379-1373 بوده است. جهت برآورد معادلات از روش GLS استفاده نمودهاند که طبق نتیجه آزمون F نسبت به حداقل مربعات معمولی باعث افزایش سازگاری در برآوردها شده است. آنان بیان میکند که برآوردها حاکی از اثر تجارت خارجی و ورود و خروج بنگاهها بر بهرهوری مثبت و معنیدار بودهاند و اثر تحقیق و توسعه نیز مثبت بوده است. همچنین افزایش نرخ تعرفه باعث کاهش رشد بهرهوری کل عوامل تولید شده است و در نهایت مقاله آنان بر آزادسازی تجارت خارجی به عنوان عامل مهم افزایش بهرهوری دلالت میکند. آنان به این نکته اشاره دارند که در پژوهشهای گذشته، تجارت خارجی (باز بودن اقتصاد)، ورود و خروج بنگاهها، تحقیق و توسعه و نرخ تعرفه گمرکی از مهمترین عوامل مؤثر بر بهره‌وری صنایع بودهاند. اما در مقاله آنان، تأثیر تجارت خارجی (باز بودن اقتصاد) در کنار تعرفه گمرکی، سود بنگاهها و مخارج آزمایشگاهی بر بهرهوری صنایع کارخانهای ایران اندازهگیری میشود که این امر از طریق نظمبندی معادله رشد بهرهوری صورت میگیرد. جهت برآورد کشش تولید نسبت به کار و سرمایه از روش GLS ( عرض از مبدأ مشترک) و جهت برآورد معادله رگرسیونی مربوط به رشد بهرهوری از روش GLS (آثار ثابت) استفاده شده است، که بر اساس آزمون F باعث افزایش سازگاری برآوردها شده است. آنان در مقاله خود از 9 صنعت کارخانهای طی دوره زمانی 1379-1373 استفاده کردهاند. برآوردهای بدست آمده حاکی از آن است که اثر متغیرهای تجارت خارجی (باز بودن اقتصاد) و سود بنگاهها (به عنوان جانشین ورود و خروج) بر بهرهوری مثبت و معنیدار هستند. اثر مخارج آزمایشگاهی (جانشین R&D) بر بهرهوری هر چند که مثبت میباشد، ولی چندان قابل اعتماد نیست. قابل توجه است که در مطالعه اندرسون نیز اثر R&D بر بهرهوری بیمعنی بوده است، حتی با این وجود که اندرسون بیش از 15 گروه صنعتی در بیش از 15 سال را در پانل خود منظور نموده است. از دیگر یافتههای مقاله این است که، افزایش نرخ تعرفه گمرکی باعث کاهش رشد بهرهوری کل میگردد و مهمترین پیامد سیاستگذاری مقاله این است که، اتخاذ سیاست‌های تجارت خارجی موافق باز بودن اقتصاد در ایران میتواند رشد بهرهوری و سرانجام رشد اقتصادی کشور را افزایش دهد.

شاه‌آبادی (1386)، در تحقیق خود تحت عنوان ” اثر سرمايه گذاری مستقيم خارجی، تجارت بين‏الملل و سرمايه انسانی بر بهرهوري كل عوامل اقتصاد ايران” با توجه به تئوري هاي اخير رشد در واكنش به انگيزه‌هاي اقتصادي به طور مرسوم جهتگيريهاي ابداع را به عنوان موتور اصلي پيشرفت تكنولوژيكي و رشد بهرهوري معرفی ميکند و با اين نگرش بیان میکند که ابداع از يك طرف به دانش ناشي از فعاليتهاي R&D بستگي دارد و از طرف ديگر به انباشت دانش كمك ميكند. بنابراين سطح بهرهوري يك اقتصاد را به فعاليتهاي انباشته شده R&D و انباشت دانش مؤثر و ارتباط آن دو و ساير متغيرهای کلان اقتصادی میداند. با این وجود بیان میکند که سرمايهگذاری مستقيم خارجی و تجارت بينالملل در کالاها و خدمات، ارتقاي بهرهوري يک كشور علاوه بر تأثيرپذیری از سرمايهگذاري R&D داخل، به سرمايهگذاري شركاي تجاري در R&D نيز بستگي دارد. همچنين بر اساس شواهد تجربی به این نتیجه رسیده است که تجارت بينالملل و سرمايهگذاري مستقيم خارجي (از طريق شرکتهای چند مليتی) موجب انتقال تکنولوژی خارجی به کشورها شده است. وی هدف خود از اين مطالعه را ارزيابي نقش انباشت سرمايه تحقيق و توسعه خارجی (از طريق تجارت بينالملل و سرمايهگذاری مستقيم خارجی)، انباشت تحقيق و توسعه داخلی، سرمايه انسانی و ساير عوامل مؤثر بر بهرهوري كل عوامل ميداند. معادله بهرهوري كل عوامل را به وسيله به كارگيري روش همگرايي يوهانسون و حداقل مربعات معمولي با استفاده از مجموعه سريهاي زماني طي دوره ١٣٣٨-۱۳۸۲ برآورد نموده است که نتايج برآورد بیانگر انباشت سرمايه تحقيق و توسعه داخلي، انباشت سرمايه تحقيق و توسعه خارجي (از طريق سرمايه‌گذاری مستقيم خارجی و تجارت کالا)، سرمايه انساني، شدت سرمايه، شاخص باز بودن، ذخاير بين‌المللی، نرخ ارز واقعی، نرخ تورم و متغيرهای موهومی جنگ تحميلی و انقلاب اسلامی بر روي بهرهوري كل عوامل بوده است. همچنين در نتايج برآورد پيشنهاد كردهاند كه اثر انباشت سرمايه تحقيق و توسعه داخلي، انباشت تحقيق و توسعه خارجي، شاخص باز بودن و متغيرهای موهومی جنگ تحميلی و انقلاب اسلامی اثر قويتري نسبت به ديگر متغيرها بر بهرهوري كل عوامل داشتهاند و ضريب تخميني متغير نرخ تورم و متغير موهومی انقلاب اسلامی و جنگ تحميلی بر بهره‌وري كل عوامل منفي بوده است. همچنين آثار تکانههای مختلف اقتصادی بر بهرهوری کل عوامل در طول زمان و ميزان تغييرات متغيرهای مؤثر بر بهره‌وری کل عوامل را با روش تجزيه واريانس خطای پيش‌بينی بررسی نمودهاند.

رحمانی و حیاتی (1386)، در مقاله خود تحت عنوان ” بررسی اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر رشد بهرهوری کل عوامل تولید؛ مطالعه بین کشوری” اینگونه بیان میکند که کمتر از دو دهه است که فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) به عنوان یکی از عوامل رشد بهرهوری مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفته است. سرمایه ICT ویژگیهای سرمایه دانش را داشته، بنابراین میتواند نه تنها از طریق تعمیق سرمایه بلکه توسط اثرات سرریز خود، رشد بهرهوری را تحت تأثیر قرار دهد. آنان در مقاله خود رابطه بین سرریز ICT و رشد کل عوامل تولید (TFP) را با استفاده از روش دادههای پانل برای 69 کشور در دوره زمانی 2003-1993 بررسی کردهاند. نتایج پژوهش آنان نشان میدهد که، سرمایهگذاری داخلی در ICT و سرریزهای بینالمللی ICT هر دو اثر مثبت و معناداری بر رشد TFP- هم در نمونه کل کشورها و هم در نمونه کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه- دارند. البته، اثر ICT بر رشد TFP در کشورهای توسعهیافته بیش از کشورهای در حال توسعه است. بر اساس یافتههای این مقاله میتوان بیان کرد که وجود زیرساختهای مناسبی نظیر نیروی انسانی متخصص و آزادی تجاری میتواند کشورها را در جذب بیشتر منافع ناشی از ICT یاری رساند.
شيخ بهايي و عمادزاده (1386)، در مقاله خود تحت عنوان ” تأثير تجارت خارجي و سرمايه انساني بر بهرهوري عوامل توليد و رشد اقتصادي در كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي” بیان میکنند که بيشتر اقتصاددانان معتقدند كه تجارت موتور رشد و توسعه در جوامع امروزي میباشد. همچنین تجارت خارجي با فرآهم آوردن امكان بهرهگيري از صرفههاي مقياس، تكنولوژيهاي پيشرفته، امكان تخصيص بهينه منابع و افزايش رقابت در توليد محصولات، ميتواند موجبات افزايش بهرهوري عوامل توليد و رسيدن به رشد اقتصادي را فرآهم آورد. اما جذب تكنولوژيها و فناوريهاي مدرن و پيشرفته در جريان تجارت و انطباق آنها با شرايط داخلي توليد نياز به سرمايهگذاري در منابع انساني و تربيت نيروي انساني ماهر، متخصص و كارآمد دارد. لذا تجارت خارجي و سرمايه انساني و اثر تركيبي اين دو عامل ميتوانند بر ارتقاي بهرهوري عوامل توليد و افزايش رشد اقتصادي اثرگذار باشند. آنها هدف از پژوهش خود را بررسي تأثير تجارت خارجي و سرمايه انساني بر بهرهوري عوامل توليد و رشد اقتصادي معرفی میکنند و در تحقيق خود با استفاده از مدل لوپز و سرانو

پایان نامه
Previous Entries صنعت خودرو، خودروسازی، توسعه صادرات Next Entries بهرهوری کل عوامل، تجارت خارجی، نیروی کار