بهداشت روان، احساس حقارت، منبع کنترل

دانلود پایان نامه ارشد

دارد که تمام? رو?کردهاي روانشناخت? و ز?ست? که تاکنون از آنها صحبت شد م? توانند تا حدودي درست باشند، و با وجود ا?ن، ه?چ?ک از آنها کام?ً درست نم? گو?ند. بنابرا?ن د?دگاه، آس?ب روان? به دل?ل ?ک عامل منفرد ن?ست، ا?ن رو?کرد با ا?ن حق?قت که معلوم شده است بس?اري از اخت?لها با عوامل ز?ست?، روان?، و اجتماع? ارتباط دارند جور در م? آ?د. در ا?ن رو?کرد دو نظر?ه عمده ارائه شده است.

رو?کرد راههاي چندگانه: ادعا م? کند چند?ن عامل مختلف باعث مجموعه خاص? از نشانه ها شود، مث?ً افسردگ? م? تواند بخاطر خصوص?ت ارث? (رو?کرد ز?ست?)، عوامل خاص فرزندپروري (رو?کرد فرو?دي)، فقدان تقو?ت کننده ها (رو?کرد ?ادگ?ري)، شغل م?ل آوري که فرصت استفاده از تمام? توان بالقوه شخص را فراهم نم? آورد (رو?کرد کمال) و ?ا هر دل?ل د?گري مثل مرگ ?ک فرد محبوب پد?دار شود. برطبق رو?کرد دوم، رو?کرد تلف?ق?، براي ا?جاد ?ا ابقاي ?ک مشکل با?د دو ?ا چند عامل با ?کد?گر رخ کنند. گروه? سرباز را که در نبردي شد?د گرفتار شده اند در نظر بگ?ر?د، پس از ا?ن جنگ، تعداي از آنها مشک?ت? مثل اضطراب مزمن دارند. روشن است که فشار روان? ناش? از جنگ درا?ن مشکل نقش دارد، چرا که ا?ن اشخاص قبل از جنگ از کارکرد خوب? برخوردار بوده اند اما جنگ تنها عامل نبوده است، ز?را بس?اري از سربازان دچار مشکل نشده اند. براي آنکه چن?ن نشانه هاي بروز کنند، آم?زه اي از جنگ تنش زا به ع?وه نوع? آمادگ? براي ظهور ا?ن نشانه ها (شا?د ?ک عامل ز?ست? ارث? و ?ا شرا?ط خاص فرزندپروروي) به وجود آمده است (ساپ?نگتون، ترجمه، حس?ن شاه? بروات?، .(1388

مسا?ل اجتماع? و بھداشت روان?

در ا?ن فصل سع? شد به تعداد کم? از مسائل که م? توانند بهداشت روان? انسانها را به خطر اندازند، اشاره شود. در م?ان ا?ن تعداد ن?ز، ب?شتر?ن بحث به فقر و پ?امدهاي آن اختصاص ?افت؛ ز?را متعقد هست?م که پد?ده فقر خ?ل? ملموس تر و همه گ?ر تر از سا?ر مسائل اجتماع? است. م? توان گفت که در اکثر جوامع، مسأله فقر و طبقات اجتماع? مطرح است و هر اجتماع م? خواهد به نوع? آن را حل کند. در بحث از فقر گفته شد که برخ? مردم غن? و برخ? د?گر فق?ر به دن?ا م? آ?ند. در تأ??د ا?ن ادعا، از کشورهاي اروپا?? و آمر?کاي شمال? به عنوان کشورهاي غن? و از افغانستان، بنگ?دش، هند و بس?اري از کشورهاي آفر?قا??، به عنوان کشورهاي فق?ر ?اد شد و گفت?م، کسان? که در ا?ن دو منطقه متفاوت به دن?ا ب?ا?ند از نظر م?زان فقر متفاوت خواهند بود و سرنوشت متفاوت? ن?ز خواهند داشت(گنج?، .(1388

اشاره شد که هر کس سرنوشت طبقه خود را پ?دا م? کند. بنابرا?ن، افراد غن? به ش?وه کام? متفاوت از افراد فق?ر زندگ? م? کنند و م? م?رند. گفته شد که فقر مثل سرطان تمام زم?نه ها را فرا م? گ?رد و نها?تاً ارگان?سم را از پاي در

90

م? آورد. فقر بر طول عمر، ک?ف?ت زندگ?، رفتار در خانواده، پ?شرفت تحص?ل?، عقب ماندگ? ذهن?، ب?مار?هاي روان?، رفت و آمدهاي خانوادگ?، ازدواج، ط?ق و سا?ر زم?نه ها اثر م? گذارد. فقر، عزت نفس انسان را از ب?ن م? برد. در همه جا، به فقرا با د?ده تحق?ر م? نگرند: در مدرسه، بازار، فروشگاه، اداره و … انسان فق?ر، بر اثر نگاههاي تحق?ر آم?ز د?گران احساس حقارت م? کند و نها?تاً به ا?ن نت?جه م? رسد که تمام بدبخت?ها بر اثر سهل انگاري و ب? ل?اقت? خود اوست. بنابرا?ن، انسان فق?ر هو?ت خود را از دست م? دهد و شد?داً از نظر روان? آس?ب م? ب?ند(گنج?، .(1388

گفته شد که فقرا، در مقا?سه با ثروتمندان، باخطر عادتهاي بد زندگ?، مصرف س?گار، مشروب خواري، رو?دادهاي استرس زا، افکار خودکش? واقدام به خودکش? ب?شتر رو به رو هستند. دختران خانواده هاي فق?ر در سن?ن پا??ن ازدواج م? کنند، در نت?جه مجبور م? شوند از تحص?ل ?ا از کار در ب?رون از خانه صرف نظر کنند. در بحث از کسان? که ب?شتر درمعرض خطر فقر قرار دارند به چهار گروه اشاره شد: زنها، جوانها، خانواده هاي تک حقوق? و ساکنان مناطق غ?ر صنعت? و کم در آمد. آخر?ن بحث درباره فقر ا?ن بود که فقر آثار جسم? و روان? شد?دي دارد. افزا?ش ?ک درصد ب?کاري و ادامه آن به مدت چند سال، موجب م? شود تعداد ز?ادي افراد به سکته هاي قلب? – عروق? مبت? شوند، خودکش? کنند، در ب?مارستانهاي روان? بستري شوند ?ا ، بر اثر خ?فکار?ها، به زندان ب?فتند. از آثار روان? بارز فقر به شرمساري اشاره شد. گفت?م که نوروزي وجود دارد به نام “نوروز طبقه” ، در ا?ن معنا که فقرا، نگاهها و رفتارهاي مردم را تحق?رآم?ز در?افت م? کنند(گنج?، .(1388

استرس و بهداشت روان?

استرس را به صورت “مجموعه واکنشهاي غ?ر اختصاص? ارگان?سم در مقابل هر نوع تقاضاي سازگاري از آن” تعر?ف کرده اند؛ ?عن?، هر عامل? که موجب شود تعداد ضربانهاي قلب با? رود، فشار خون ز?ادتر شود وشخص احساس کند که از نظر روان? ز?ربار فشار است، در حالت استرس خواهد بود. همه استرسها منف? ن?ست، بلکه برخ? آنها مثبت و مف?د است؛ مث?، اگر کس? را به شدت دوست داشته باش?م بهانه پ?دا خواه?م کرد که هم ت?ش کن?م و هم به فکر س?مت? خود باش?م. اما روان شناسان و متخصصان بهداشت روان? معمو? دوست دارند جنبه هاي منف? استرس را مطالعه کنند(شاملو، .(1387

عوامل? که م? توانند استرس به وجود آورند، بس?ار ز?ادند، از جمله دگرگون?هاي مهم زندگ? و گرفتار?هاي روزانه. از دگرگون?هاي مهم زندگ? م? توان به مرگ نزد?کان، ازدواج ?ا ط?ق اشاره کرد. از گرفتار?هاي روزانه م? توان، رفت و آمد به سرکار، ا?ستادن در صفهاي طو?ن?، خر?د روزانه و غ?ره را با نام برد. عق?ده بر ا?ن است که گرفتار?هاي روزانه ب?شتر از رو?دادهاي مهم زندگ? استرس م? آورند(شاملو، .(1387

استرس، آثار روان? و ف?ز?ولوژ?ک دارد. از آثار روان? آن م? توان اضطراب، عدم اعتماد به نفس، تما?ل به دور شدن از موقع?تهاي استرس زا و غ?ره را نام برد. آثار ف?زلوژ?ک آن عبارتند از با? رفتن فشار خون، افزا?ش ضربانهاي

91

قلب و تعداد تنفس، اخت?ل در دستگاه گوارش و غ?ره. متخصصان بهداشت روان? معتقدند که استرس شد?د واکنش تعم?م ?افته اي تحت عنوان ” سندروم کل? سازگاري” ا?جاد م? کند. ا?ن واکنش سه مرحله دارد : اع?م خطر، مقاوت و فرسودگ?. استرس، دستگاه ا?من? بدن را تضع?ف م? کند و آن را براي ابت? به ب?مار?هاي قلب? و سرطان آماده م? سازد(گنج?، .(1387

عامل د?گري که م? تواند استرس و خطر ب?ماري را افزا?ش دهد، شخص?ت ت?پ A است. ا?ن ت?پ اشخاص، به طور دا?م عجله م? کنند، تندخو هستند، دشمن? دارند و هم?شه در حال رقابت به سر م? برند. البته م? توان ت?پ شخص?ت? A را در جهت ت?پ شخص?ت? B سوق داد و براي ا?ن کار متخصصان بهداشت روان? دو روش پ?شنهاد کرده اند: روش کل? و روش اختصاص?.

مطالعات نشان م? دهد که ش?وه زندگ? م? تواند بر استرس اثر بگذارد، مث?ً، معلوم شده است که ش?وه زندگ? شرق?، نسبت به ش?وه زندگ? غرب?، کمتر استرس آور است. ژاپن?هاي مق?م ژاپن، نسبت به ژاپن?هاي مق?م آمر?کا، کمتر استرس و ب?ماري قلب? دارند(گنج?، .(1387

نم? توان از همه استرسها به دور ماند و از نظر بهداشت روان? ن?ز توص?ه نم? شود که استرس نداشته باش?م. آنچه طب?ع? م? نما?د ا?ن ش?وه برخورد با استرس را ?اد بگ?ر?م و با آن سازگار شو?م. براي سازگاري با استرس دو ش?وه پ?شنهاد شده است. ش?وه ا ول ا?ن است که ه?جان ناش? از استرس را بپذ?ر?م؛ مث?ً، اگر در امتحان قبول نشده ا?م، موقع?ت را دوباره ارز?اب? کن?م و نها?تاً به ا?ن نت?جه برس?م که احتما?ً به نفع ما بوده است. ش?وه دوم ا?ن است که مسائل را حل کن?م؛ث?ً،م اگر در کنکور مردود شده ا?م، م?زان فعال?ت خود براي نوبت بعدي را افزا?ش ده?م.

براي مباره با استرس راههاي د?گري ن?ز وجود دارد، از جمله تقو?ت س?مت جسم?، افکار مثبت، منبع کنترل درون?، اجتماع? شدن، حما?ت اطراف?ان و منابع مال?. البته از آرم?دگ? و ورزش ن?ز م? توان کمک گرفت. سا?ر راههاي کاهش آثار استرس عبارتند از: اعتماد به د?گران، ارزش?اب? موقع?ت، انجام دادن ?ک کار در هر نوبت، تغذ?ه سالم، استراحت، و فرصت زندگ? به خود دادن. و هم?شه از ا?ن موضوع رنج م? برند. در خاتمه به ا?ن مسأله ن?ز اشاره شد که فقرا م? توانند نگرشهاي منف? و مثبت اتخاذ کنند. در حالت اول ب?شتر آس?ب خواهند د?د و در حالت دوم سع? خواهند کرد آن را جبران کنند. براي ا?ن کار به فعال?تهاي گروه? و به ت?ش ب?شتر دست م? زنند(س?دمحمدي، .(1386

مطلب د?گري که در ا?ن فصل بررس? شد، ب?گانگ? در روابط اجتماع? بود. بد?ن صورت که در اجتماع امروزي، چون روابط خ?ل? پ?چ?ده است، انسان نم? داند که چه موقع?ت? دارد و احساس م? کند تسلط بر خود ?ا گروه خود را از دست داده است. انسان زمان? احساس ب?گانگ? م? کند که نم? تواند با مردم، خانواده، اجتماع و گروهها داد و ستد اجتماع? مناسب داشته باشد و در نت?جه احساس م? کند طرد شده ?ا به گوشه اي رانده شده است. نمونه ا?ن نوع احساس در مهاجران د?ده م? شود. کسان? که فرهنگ اصل? خود را ترك م? کنند و در فرهنگ د?گري جاي م?

92

گ?رند، بر اثر ب?گانگ? در روابط اجتماع?، هو?ت خود را مت?ش? شده م? ?ابند. آنها، از ?ک طرف، به فرهنگ اصل? خود وابسته اند و، از طرف د?گر، با?د فرهنگ جد?د را، که چنان هم ساده ن?ست، بپذ?رند. ا?نجاست که در برخ? موارد ناراحت?ها?? پ?دا م? کنند(س?دمحمدي، .(1386

پد?ده د?گري که به عنوان عامل مزاحم براي بهداشت روان? مطرح شد، فردگرا?? بود. در ا?ن بحث به عقا?د دورک?م، جامعه شناس فرانسوي، اشاره شد. گفت?م که او معتقد است، با صنعت? شدن جوامع، روابط عاطف? در درون خانواده، محله و مح?ط کار ضع?ف م? شود. همچن?ن هنجارها?? که رفتارهاي انسانها را کنترل م? کنند، مت?ش? م? شود. بنابرا?ن، در اجتماع صنعت?، انسان به حال خود رها م? شود. بر اثر هم?ن رها شدن و به حساب ن?امدن، درصد خودکش? با? م? رود. دورک?م از سه نوع خودکش? نام م? برد: خودمدار، نوع دوست، و نابهنجار. در خودکش? خودمدار، فرد به خاطر عدم ?کپارچگ? با گروه اجتماع مع?ن خودکش? م? کند. در خودکش? نوع دوست، فرد به خاطر شدت وابستگ? به گروه دست به خودکش? م? زند. خودکش? نابهنجار به خاطر مت?ش? شدن ?ا تضع?ف روابط فرد و اجتماع به وجود م? آ?د و ب?شتر محصول دوره هاي هرج و مرج اجتماع? است (کر?م?، .(1386

و با?خره، آخر?ن مسأله اجتماع? مورد بحث، مسائل س?اس? بود. گفت?م که انسانها درباره دولتها و حکومتها عقا?د مختلف? دارند. برخ? معتقدند که با?د همه ثروتها و اخت?ارات در دست دولت باشد و آن را بر حسب ن?از ب?ن مردم تقس?م کند. برخ? د?گر بر ا?ن عق?ده اند که دولت فقط براي برقراري نظم اجتماع? است و نبا?د درمسائل شخص?، در آمدها و ش?وه زندگ? مردم دخالت داشته باشد. ا?ن عقا?د متضاد درگ?ر?ها?? به وجود م? آورد، انسانها را در مقابل ?کد?گر قرار م? دهد و متأسفانه در برخ? کشورها کار به خشونت م? کشد و بس?اري جان خود را از دست م? دهند، به زندان م? افتند ?ا ج?ي وطن م? کنند (گنج?، .(1388

بھداشت روان? در سن?ن و مراحل مختلف رشد

هدف ا?ن بوده است که عوامل موثر بر بهداشت روان? در سن?ن مراحل مختلف رشد توض?ح داده شود. چون روانشناسان، رشد را تغ??رات? م? دانند که از لحظه انعقاد نطفه تا دم مرگ به وجود م? آ?د، در ا?نجا ن?ز عوامل موثربر بهداشت روان? در همان محدوده بررس? شد. روان شناسان رشد فاصله ب?ن انعقاد نطفه تا لحظه مرگ را به پنج دوره تقس?م م? کنند: دوره پ?ش از تولد، دوره کودک? (از تولد تا 11 سالگ?)، دوره نوجوان? ( از 11 سالگ? تا 18 سالگ?)، دوره بزرگسال? (از 19 سالگ? تا 65 سالگ?) و دوره پ?ري ( از 65 سالگ? به با?)دوره پ?ش از تولد 9 ماه طول م? کشد و م? توان گفت که تغ??رات حاصل در ا?ن مرحله خ?ل? ب?شتر از مراحل د?گر رشد است. عوامل? که در ا?ن مرحله م? توانند وارد عمل شوند و بهداشت روان? انسان آ?نده را تضم?ن کنند ?ا با خطر رو به رو سازند بس?ار ز?ادند؛ در ا?ن فصل به تعدادي از آنها اشاره شد: تغذ?ه صح?ح مادر، مصرف نکردن داروهاي

پایان نامه
Previous Entries بهداشت روان، استان تهران، استان اصفهان Next Entries بهداشت روان، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان