بهبود عملکرد، افراد مبتلا

دانلود پایان نامه ارشد

اين ترکيبات پس از چند روز از طريق مدفوع و ادرار از بدن خارج ميشوند. نوع و شدت تاثيراتي که PAH ها بر سلامتي انسان دارند وابسته به عوامل متعدد زير است:
الف) ميزان ورود اين مواد به بدن انسان.
ب) مدت تماس با اين مواد.
ج) پاسخ بدن نسبت به ورود آنها که با سن، جنس، وضع تغذيه و سلامت شخص متفاوت ميباشد.
د) منبع يا مسير تماس با اين گونه مواد.
2. ورود PAH ها به بدن اثرات کوتاه مدت و بلند مدتي ايجاد ميکند. تاثيرات کوتاه مدت آنها به وضوع مشخص نيست، ولي ترکيبات ديگر همراه با PAH ها ممکن است باعث علائم حادي از قبيل سوزش چشم، تهوع، اسهال و تشنج شوند. اثرات بلند مدت اين ترکيبات ممکن است شامل آب مرواريد، آسيب به کليه و کبد و يرقان باشد. به عنوان نمونه، ارتباط مداوم پوست با نفتالن ميتواند باعث قرمزي و التهاب پوست شود، در حالي که استنشاق يا بلعيدن مقادير زياد نفتالن ميتواند باعث تخريب گلبولهاي قرمز شود. از اثرات بسيار مهم PAH ها در انسان، ميتوان به اثرات جهشزايي و سرطانزايي برخي از PAH ها از جمله بنزو[a] پيرن اشاره نمود. يکي از مسائلي که در مورد تماس با PAHها بسيار حائز اهميت ميباشد اين است که اين ترکيبات قادر به فعال کردن آنزيم Cytochromap450 ميباشند که باعث فعالسازي زيستي اين ترکيبات ميشود. بنابراين، رژيمهاي غذايي حاوي PAH ها با طولاني بودن تماس با اين ترکيبات، ميتوانند حساسيت به PAH هاي بعدي را افزايش دهند. از اين رو، مقدار PAHها در بافتها و مواد مختلف بايد کنترل شود. اداره بهداشت و ايمني حرفه اي2(OSHA) در آمريکا حد متوسط مجاز PAH ها را در هوا 2/0 ميليگرم بر متر مکعب تعيين کرده است. اين اداره حد مجاز اين مواد را در روغن ها 5 ميليگرم بر متر مکعب در يک دوره زماني 8 ساعته اعلام کرده است. همچنين، آژانس حفاظت محيط زيست3(EPA) مقادير 3/0 ميليگرم آنتراسن، 06/0ميليگرم اسنفتن، 04/0 ميليگرم فلورن و 03/0 ميليگرم پيرن در هر کيلوگرم وزن بدن را مضر ميداند. در مورد آب، دوده، زغال و خاک آلوده به PAH ها، حد مجاز تماس با اين ترکيبات 3 ميليگرم در روز گزارش شده است. آزمايشات انجام شده روي حيوانات نشان داده است که بچه موشهاي تغذيه شده با مقادير زيادي از PAHها، نسبت به بقيه موشها کم وزنتر بوده و يا ناقص الخلقه هستند. آزمايشات ديگري نشان داده است که قرار گرفتن کوتاه و يا دراز مدت در معرض PAHها ميتواند باعث عوارض مخربي روي پوست و مايعات بدن شده و توانايي مبارزه با بيماريها را کاهش دهد، هرچند اين اثرات در مورد انسانها هنوز تائيد نشده است. سميّت PAH هاي موجود در محيط تنها به علت مواد اوليه نيست. به عنوان مثال، گرد و غبار آلوده به PAHها بيشتر از خود اين ترکيبات مضر هستند. افزايش سميّت اساساً به محصولات حاصل از اکسيداسيون اين ترکيبات مربوط ميشود. اين ترکيبات در اثر نور اکسيد شده و با اکسيدکنندهها و اکسيدهاي گوگرد واکنش ميدهند و طي يک دوره چند روزه تا چند هفتهاي به ترکيباتي با دوامتر تبديل ميشوند. اعتقاد بر اين است که ارگانيسمهاي زنده اين ترکيبات را متابوليزه و به ترکيبات بسيار فعالتري تبديل ميکنند. سپس، اين محصولات متابوليکي با DNA وارد واکنش شده و مولکولي توليد ميکنند که خواص ژنتيکي سلول را تغيير داده و باعث توليد مثل غير قابل کنترل سلول ميشود. بنابراين، چنين به نظر ميرسد که برخي از هيدروکربنهاي آروماتيک غيرفعال مواد سرطانزاي قوي نيستند، بلکه اغلب هيدروکربنهايي که به سادگي اکسيد ميشوند اين خاصيت را از خود نشان ميدهند. براي مثال، اکسايش بيولوژيکي بنزو[a] پيرن، محصولي را توليد ميکند که برخلاف بنزو[a] پيرن به سرعت با DNA وارد واکنش ميشود و بسيار سرطانزاتر از خود بنزو[a] پيرن است.

اهميت روشهاي محاسباتي در داروها
شيمي دارويي رشتهاي است كه اصول شيمي و زيست شناسي را به كار گرفته و دانشي ميآفريند كه در آن مواد درماني حاصل ميگردند. از اين رو متخصص شيمي دارويي نه تنها بايد يك شيمي آليدان قابل باشد، بلكه بايد اطلاعات اصولي در علوم زيستي به ويژه بيوشيمي، فارماكولوژي و فارماكوكينتيك داشته باشد. بر اين اساس شاخه اصلي شيمي دارويي به تكوين داروها4 ميپردازد كه در اين شاخه، تسلط به علومي نظير شيمي آلي، بيوشيمي، فارماكولوژي و بيوفارماسي ضرورت دارد. سنتز داروها، طراحي مولكولهاي جديد، اصلاحات مولكولي به منظور بهينه كردن اثرات دارويي (قدرت، اختصاصيت، اصلاح خصوصيات فيزيكوشيميايي، بهبود خصوصيات فارماكوكينتيكي) از موارد مهم در اين شاخه از علم شيمي دارويي ميباشد.
امروزه روشي براي طراحي و ساخت داروهايي با بازده و تأثير بيشتر ابداع گرديده است که در آن داروها ميتوانند همزمان چندين پروتئين را هدف قرار دهند. اين روش ميتواند در توليد داروهايي فوقالعاده گرانبها که براي درمان بيماريهاي بسيار شايع مانند ديابت، فشارخون، چاقي، سرطان، شيزوفرني و اختلال شخصيت دو بعدي به کار ميروند، موثر باشد.
استفاده از نرمافزارهاي مدل سازي مولکولي در اين راستا بسيار كمك كننده ميباشد كه خود به شاخهاي به نام 5Computational Medicinal Chemistry تقسيم شده است كه متخصصين شيمي دارويي ميتوانند در اين رشته فعاليت نمايند. اين موضوع با علم 6Drug Design در هم آميخته شده است.
در روش جديد داروهاي اتوماتيکي با کامپيوتر بر اساس پايگاه اطلاعاتي بزرگ دارويي، اندرکنشهاي دارو و هدف طراحي ميشوند. دانشمندان از قدرت شيمي محاسباتي براي طراحي ترکيبات دارويي استفاده ميکنند و سپس اين داروها توسط متخصصين علم شيمي ساخته، آزمايش و در مطالعات بر روي مدلهاي حيواني که به بيماريهاي انساني مبتلا هستند، بهکار ميرود.
از سوي ديگر يك شاخه مهم شيمي دارويي، آناليز مواد دارويي و شيميايي ميباشد كه با بهره گيري از دستگاههاي تعيين ساختمان شيميايي نظيرNMR ،Mass ، IR و UV و نيز با استفاده از تكنيكهاي پيشرفته آنها، ميتواند در تعيين ساختار مولكولي مواد شيميايي و دارويي بسيار مهم باشد كه اين موضوع در پيدايش تركيبات جديد با منشاء طبيعي بسيار سودمند است.

در اين پروژه تعادلات توتومري داروهاي نگسيوم، پروتونيکس و لاميوودين مطابق تصاويري که در ادامه آمده است، در فصل چهارم مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است.

شکل ‏2-5: تعادلات توتومري نگسيوم، پروتونيکس و لاميوودين
در اين بخش نگاهي اجمالي به معرفي و عملکرد داروهاي ياد شده خواهيم داشت.

معرفي پروتونيکس7
پروتونيکس نام جديد فرآوردههايي از پنتاپرازول به صورت محلول خوراکي آهسته رهش است. اين دارو توسط شرکت داروسازي ويت توليد و توسط اداره نظارت بر غذا و داروي ايالات متحده مورد تاييد قرار گرفته است. اين فرمولاسيون به درمان آن دسته از مبتلايان به رفلاکس معده به مري که قادر به خوردن قرصهاي خوراکي نيستند کمک ميکند و بيماران ميتوانند اين محلول را در آبميوه مخلوط و يا حتي ميتوان آن را از طريق لوله نازوگاستريک به معده بيمار رساند و عوارض جانبي آن هم مثل فرمولاسيون قديمي است.
اين دارو به صورت اختصاصي پمپ K+ ATPase / +H را که مسئول ترشح اسيد معده در سلولهاي پاريتال است، مهار ميکند. اين دارو پس از جذب از روده در سلولهاي پاريتال پروتونه شده و به فرم فعال تبديل ميشود و اين فرم دارو به پمپ K+ ATPase / +H متصل شده و ترشح اسيد پايه وتحريکي را مهار ميکند. پروتونيکس(پنتوپرازول) بيشترين اثر خود را در محيط اسيدي (PH 3) اعمال ميکند و در PH هاي بالا غالباٌ به صورت غير فعال در ميآيد. پروتونيکس (پنتوپرازول) پمپ پروتون را به صورت برگشت ناپذير مهار ميکند.
براساس گزارش تحقيق اخير که در شمارهي ماه مارس مجلهي clinical Endocrinology and Metabolism منتشر گرديد، استفاده از ممانعت کنندهي پمپ پروتون که پروتونيکس(پنتوپرازول) نام دارد ميتواند براي بيماران مبتلا به ديابت نوع 2 مفيد باشد. بعد از بررسيهاي انجام شده، افزايش سطح گاسترين پلاسما و ميزان انسولين و بهبود عملکرد سلولهاي بتا مشاهده گرديد. همچنين به طور قابل توجهي ميزان هموگلوبين A1C نيز کاهش يافته بود. محققين نتيجهگيري نمودند که درمان با پروتونيکس(پنتوپرازول) سبب افزايش ميزان گاسترين و انسولين پلاسما ميشود و به اين ترتيب سبب بهبود کنترل قند خون درافراد مبتلا به ديابت نوع 2 ميگردد.
نام ژنريک: پنتوپرازول سديم
نام آيوپاک: 2-(3-(2,2,2-trifluoroethoxy)-2-methylbenzylsulfinyl)-1H-benzo[d]imidazole
فرمول شيميايي: C16H14F3N3O2S
شکل مولکولي:

شکل ‏2-6: شکل مولکولي پروتونيکس
گروه دارويي: مهارکننده پمپ پروتون، مهار توليد اسيد معده
متابوليسم: کبدي
دفع: کليوي
مکانيسم اثر:
پروتونيکس با مهار پمپ پروتوني، از توليد اسيد معده ميکاهد. تاثير دارو وابسته به دوز بوده و سطح PH معده و گاسترين سرم را افزايش ميدهند. نيمه عمر دفعي دارو کمتر از 2 ساعت است. دفع دارو به طور عـمده از راه ادرار صـورت مـيگيرد(71 %)، بـاقيمانده از راه مدفوع دفع ميشود.
فارماکوکينتيک:
اين دارو در محيط اسيدي معده ناپايدار است و بنابراين به صورت قرصهاي Enteric-coated فرموله ميشود. جذب اين دارو در محيط روده صورت ميگيرد. فراهمي زيستي اين دارو حدود 77% است. افزايش غلظت پلاسمايي اين دارو بعد از تجويز خوراکي و وريدي در محدوده دوز 80 – 10 ميليگرم به صورت خطي ميباشد. اين دارو در کبد متابوليزه ميشود. مهمترين متابوليت اين دارو دز متيل پنتوپرازول(desmethyl pantoprazole) ميباشد که همراه با سولفات به صورت کونژوگه در ميآيد. دفع کليوي مهمترين راه دفع متابوليت اصلي پروتونيکس است (حدود 80%). نيمه عمر متابوليت پروتونيکس حدود 5/1 ساعت است که اندکي از خود دارو بيشتر است.

موارد مصرف:
پروتونيکس در درمان و پيشگيري رفلاکس مري به معده (GERD)، زخم معده، زخم اثني عشر، درمان عفونت H.pylori (همراه با آنتي بيوتيکها)، سندرم زولينگراليسون، کاهش ميزان ترشح اسيد در بيماريهايي که با افزايش ترشح اسيد همراه هستند به کار ميرود. ه کار مي رود.ه کار مي رود.

موارد منع مصرف:
حساسيت به دارو يا اجزاي فرمولاسيون، نارسايي شديد کبدي، شک به سرطان معده، نارسايي کليه، کودکان.

تداخل‌هاي دارويي:
مصرف توام اين دارو با غذا تاثيري بر فراهمي زيستي اين دارو ندارد. اين دارو ممکن است منجر به تغيير در جذب داروهايي شود که فراهمي زيستي آنها وابسته به pH است (مانند کتوکونازول). مصرف پروتونيکس باعث کاهش اثر متابوليسم ديازپام، فنيتوئين و وارفارين و افزايش اثر آنزيـمهاي کبدي، بيليروبين و Alk-P ميشود. اين دارو ممكن است با نتايج حاصل از آزمايشات آلانين آمينوترانسفراز، كلسترول سرمي، كراتينين سرمي، گلوكز، ليپوپروتئين، اسيد اوريك سرمي و گاسترين سرمي تداخل داشته باشد. پروتونيکس توسط سيستم سيتوكروم P450 كبدي متابوليزه ميشود، ولي سبب القاء يا بازدارندگي اين سيستم آنزيمي نميشود و تداخلي بين مصرف اين دارو و ديگر داروهاي رايج مشاهده نشده است. بنابراين بسياري از تداخلاتي که با داروي امپرازول ديده ميشود، با اين دارو وجود ندارد.
هشدارها:
اين دارو در اختلالات خفيف GI مانند ديس پپسي عصبي نبايد مورد استفاده قرار گيرد. همچنين قبل از استفاده از دارو امكان وجود بيماريهاي بدخيم مري و معده منتفي شده باشد.
اين دارو در دوران بارداري درگروه B قرار ميگيرد. ايمني اين دارو در شيردهي ثابت نشده است. بنابراين بهتر است در دوران شيردهي استفاده نشود.
در صورت حساسيت به دارو و يا اجزاي به کار رفته در فرمولاسيون بايد مصرف دارو قطع گردد.
در صورت حساسيت به داروهاي هم دسته يا با ساختمان شيميايي مشابه (دسته benzimidazole) مانند آلبندازول و مبندازول نبايد اين دارو مصرف گردد.
دوره درماني با پروتونيکس را تکميل نماييد حتي اگر در ميان دوره درماني احساس بهبودي نموديد.
به جز در موارد اندک و يا با تشخيص پزشک مصرف طولاني مدت اين دارو توصيه نميشود چون شواهدي مبني بر بروز سرطان معده در مصرف طولاني مدت اين دارو در حيوانات ديده شده است هر چند که دقيقا معلوم نيست اين امکان در

پایان نامه
Previous Entries بازدارنده ها، نفت و گاز Next Entries ميشود.، لاميوودين، هپاتيت