بنگاه های کوچک و متوسط، بنگاه های کوچک، توسعه صادرات

دانلود پایان نامه ارشد

و كاملتربنگاههاي كوچك و متوسط از امكانات تحقيق و توسعه (RD) موجود در صنايع بزرگ سبب شده است تا كيفيت ساخت و توليد در بنگاههاي كوچك و متوسط به ميزان زيادي افزايش يابد.
– با استفاده از امكانات آموزشي موجود در شركتهاي بزرگ صنعتي، دانش فني موردنياز بنگاههاي كوچك و متوسط به اين بنگاهها انتقال پيدا كرده و مهارتهاي كاركنان اين واحدها ارتقا مي يابد.
– توصيه هاي كارشناسي و انتقال تجارب مديران واحدهاي بزرگ صنعتي باعث شده تا مهارتهاي مديريتي و عملكردهاي موفقيت آميز در زمينه هاي گوناگون تجاري و بازرگاني مانند بازاريابي، تبليغات، فروش كالا و يا شيوه هاي دريافت وام از بانكها و موسسات مالي و اعتباري در واحدهاي كوچك و متوسط بهبود يابد.
حمايت از صادراتي شدن بنگاههاي كوچك و متوسط: مهمترين راهكارهايي كه براي صادرات محصولات توليدشده در بنگاههاي كوچك و متوسط درنظر گرفته شده است. عبارتند از:
علاوه بر حفظ بازارهاي خارجي كنوني و تشويق بنگاههاي كوچك و متوسط براي توسعه بازارهاي خارجي شان، بايد اين بنگاهها را در راه دستيابي به بازارهاي جديد و ناشناخته و فرصتهاي جديد صادراتي ياري كرد. ازطرف ديگر بايد از آن دسته از بنگاههاي كوچك و متوسط كه براي توليد و ساخت محصولاتي تلاش مي كنند كه مي تواند باعث به وجود آوردن بازارهاي خارجي جديدي شوند، حمايت گردد.
تلاش براي حفظ و تثبيت جايگاه بنگاههاي كوچك و متوسط مالزي در بازارهاي خارجي سنتي نظير بازارهايي كه بين كشورهاي عضو پيمان «او.اي.سي.دي.»(OECD) وجود دارد. نكته مهم دراين زمينه آن است كه باتوجه به افزايش رقابت، بنگاههاي كوچك و متوسط مالزي بايد دراين بازارها موردحمايت بيشتري قرار گيرند.
تقويت و گسترش ارتباط و همكاريهاي بنگاههاي كوچك و متوسط با صنايع بزرگ داخلي و شركتهاي بزرگ چندمليتي.
كمك و حمايت از بنگاه‌هاي كوچك و متوسط براي دستيابي به قراردادهاي صادراتي و بازرگاني مناسب و استفاده از فرصت‌هايي كه در جريان نمايشگاه‌هاي بازرگاني پديد مي آيد.
تقويت و به كارگيري سيستم‌هاي جديد توليد، توزيع و صادرات مانند سيستم‌هاي صادراتي غيرمستقيم، دستيابي به بازارهاي صادراتي از راه همكاري مشترك با شركتهاي بزرگ چندمليتي و ايجاد گروههاي مشترك توليد و صادرات. انجام پژوهش‌هاي علمي – كاربردي و به كارگيري يافته هاي اين پژوهشها براي عملي كردن استراتژي‌هاي پيشنهادي به منظور حفظ بازارهاي صادراتي كنوني كه بنگاه‌هاي كوچك و متوسط دراختيار دارند و همچنين تقويت موقعيت اين بنگاه‌ها در بازارهاي جهاني.
موسسه توسعه صنايع كوچك و متوسط مالزي.
بنگاه‌هاي كوچك و متوسط از اهميت و جايگاه بسيار مهمي در نظام اقتصادي ـ اجتماعي كشور مالزي برخوردارند. براي پي بردن به اهميت اين بنگاه‌ها كافي است بدانيم كه اين نوع بنگاه‌ها بيش از 92 درصد از همه موسسه‌هاي توليدي كشور را تشكيل داده‌اند. از نظر ايجاد اشتغال نيز اين بنگاه‌ها بيش از 34 درصد از همه شاغلان كشور را در بر مي‌گيرند.
با توجه به اهميت اين بنگاه‌ها و نياز به وجود يك نهاد تخصصي مشخص كه عهده‌دار حمايت و توسعه بنگاه‌هاي كوچك و متوسط در مالزي گردد، در ماه مه سال 1996، موسسه توسعه صنايع كوچك و متوسط مالزي (SMIDEC) تاسيس گرديد. اين موسسه براي گسترش بنگاه‌هاي كوچك و متوسط درتلاش است و از بنگاه‌هاي پويا و اثربخش حمايت مي كند تا اين بنگاهها بتوانند در بازار آزاد به رقابت بپردازند.
موسسه توسعه صنايع كوچك و متوسط كانون و محور همه فعاليت‌ها و برنامه‌هايي محسوب مي‌شود كه در سطح ملي براي گسترش بنگاههاي كوچك و متوسط صورت مي گيرد. ماموريت اصلي اين موسسه، بهبود وضعيت رقابتي و افزايش بهره‌وري و اثربخشي بنگاه‌هاي كوچك و متوسط تعريف شده است. اين موسسه بنگاه‌هاي كوچك و متوسط را بخشي پويا و جدايي ناپذير از جامعه صنعتي مالزي به حساب مي آورد و براي ادغام اين بنگاهها در زنجيره عرضه بين المللي تلاش مي كند.
اهداف اصلي موسسه توسعه صنايع كوچك و متوسط مالزي عبارتند از:
هماهنگ ساختن همه اقداماتي كه براي توسعه بنگاه‌هاي كوچك و متوسط در مالزي صورت مي گيرد.
گسترش و حمايت از ايجاد بنگاه‌هاي كوچك و متوسط پيشرفته مخصوصاً در مناطق كم‌تر توسعه يافته.
حمايت و پشتيباني از بنگاه‌هاي كوچك و متوسط و تلاش براي ارتقاي سطح كارآيي و بهبود جايگاه رقابتي آنها به گونه اي كه بتوانند كالاها و خدمات با كيفيت بالا و با ارزش افزوده زياد با هدف عرضه به بازارهاي جهاني توليد كنند.
مهمترين فعاليتها و اقداماتي كه موسسه توسعه صنايع كوچك و متوسط در مالزي انجام مي دهد عبارتند از:
– هماهنگ ساختن فعاليتهايي كه براي توسعه بنگاههاي كوچك و متوسط در مالزي صورت مي گيرد.
– فراهم كردن حمايتهاي فني و خدمات مشاوره اي مديريت براي بنگاههاي كوچك و متوسط.
– تشويق بنگاههاي كوچك و متوسط به ايجاد پيوندهاي صنعتي با شركتهاي بزرگ داخلي و حتي شركتهاي چندمليتي.
– هماهنگ كردن و نظارت بر كمكهاي مالي كه در اختيار بنگاههاي كوچك و متوسط قرار مي گيرد.
– همكاري با ساير نهادهاي داخلي و بين المللي كه در زمينه توسعه بنگاه‌هاي كوچك و متوسط فعاليت مي‌كنند (سازمان مدیریت صنعتی، 1382).

2-7. راهبردهای مناسب دولت ها از صنایع کوچک و متوسط بمنظور توسعه صادرات (بشیری، 1387).:
1. وام و اعتبارات:کمک به بنگاه های کوچک و متوسط برای دستیابی به سرمایه، شاید یکی از بارزترین فعالیت های مالکان و مدیران این بنگاه ها باشد، صاحبان این بنگاه ها نیاز مالی به سرمایه دارند، چون بطور عمده کسانی هستند که توان مالی اندکی دارند.
2. فناوری: بطور معمول مراکز مسئول بنگاه های کوچک و متوسط بر کاربرد فناوری در اینگونه بنگاه ها تاکید دارند، گاه در مفاد قانونی درج می شود و گاه بانک ها در برابر نو کردن ماشین آلات کاربرد فناوری جدید وام پرداخت می کنند.
3. خدمات مشاوره ای: بسیاری از این مراکز دست به کار ارائه رایگان اینگونه خدمات در زمینه های مدیریت، امور مالی، فعالیت های تجاری، بازاریابی و حتی تدوین طرح توجیهی شده اند و از این راه می کوشند بنگاه های مزبور را تقویت کنند.
4. حمایت های اطلاعاتی: علاوه بر خدمات مشاوره ای، مراکز مزبور در قالب اطلاع رسانی دست به حمایت های اطلاعاتی هم می زنند که این اطلاعات بطور کلی شامل وضعیت تجاری، مدیریتی و فنی می شود.
5. ظرفیت سازی علمی: در شماری از کشورها برنامه هایی تنظیم و اجرا می شود که در غالب آنها، میان بنگاه های کوچک و متوسط از یک سو و مراکز علمی از سوی دیگر تعامل برقرار می گردد.
6. ایجاد تسهیلات برای تاسیس بنگاه ها: چون در اثر نوسان های بازار، بطور معمول بسیاری از بنگاه های کوچک و متوسط ورشکست شده از دور فعالیت خارج می شوند، در برخی از کشورها، مقررات دست و پا گیر تاسیس و انحلال بنگاه ها برداشته شده است و در حقیقت در این کشورها تلاش شده تا موانع ورود به بازار و خروج از آن در حد امکان برداشته شود (بشیری، 1387).

2-8 . راهبردهای درون بنگاهی مناسب برای توسعه صادرات SMEs
با عنايت به چارچوب مطالعه و پيشينه مورد بررسي، ميتوان مؤلفه هاي درون سازماني مؤثر بر رقابت پذيري بنگاه و مؤلفه هاي تشكيل دهنده رقابت پذيري بنگاه را به شرح زير جمع بندي نمود.
مؤلفه هاي مؤثر درون سازماني: ساختار سازماني (تمركز، پيچيدگي، رسميت، تخصص گرايي و …)، استراتژي (مبنايي براي تحقق اهداف سازمان، بر مبناي پيش بيني تحولات محيطي و ايجاد مسئوليت و تعهد براي سازمان)، سيستم (سيستم بودجه بندي، سيستم آموزش كاركنان و سيستم حسابداري)، سبك مديريت (الگوي واقعي از عمليات مديران، مشخص كننده اولويتها و تأثير شگرف بر عملكرد سازمان)، كاركنان (تفكرات و باورها، مهارت، دانش و تخصص و رضايت كاركنان)، فرهنگ (ارزشهاي مشترك، جريان، تقسيم و تسهيم اطلاعات و واكنش نسبت به تغيير). منابع انساني، تحقيق و توسعه مالي، سازماني، بازاريابي و بهره‎وري، درجه حساسيت به فرهنگ مشتريان، ارتباطات برون سازماني، ائتلاف و همكاري با شركتهاي ديگر پنج نيروي ساختار صنعت طراحي و توسعه محصول، توليد و توسعه منابع انساني، دروني سازي، بروني سازي و رهبري دانش، انتخاب دانش و ايجاد دانش نوآوري، برنامه ريزي و بودجه بندي، گرايش بلندمدت، ارتباطات ارزشمند با مشتري، ارزش در نظر سهامداران و توانايي عمل و عکس العمل، نوآوري، محصولات جديد و نوآورانه تصميمات ساختار توليدي، تصميمات فراساختاري توليدي، تصميمات منابع انساني توليدي، رويه ها، رضايت مشتري و مشاركت كاركنان، رفتار و نگرش، فرهنگ، يادگيري سازماني و تصويرسازي، مديريت دانش رقابتي، ويژگيهاي شخصيتي كاركنان، تحول افراد، مهارت كاركنان، مهارت مديران، اولويتهاي قرابتي توليد و فراساختاري استراتژيك، وجود استراتژي توليد همخوان با استراتژي كسب و کار، رقابت پذيري، بهبود تصور كالا؛ محصول اكولوژيك و مديريت محيط زيست و سيستم هاي مديريتي.
مؤلفه هاي تشكيل دهنده رقابت پذيري بنگاه: ارزش در نظر مشتريان، اثر بازار و فرهنگ متوازن و عمليات ناب، عملكرد عيني و عملكرد ذهني، قيمت رقابتي، تعريف كالا و مفهوم سازي بر مبناي بازار، درك مشتريان، ثبات تصور از مارك، كاهش هزينه ها، برآوردن انتظارات مشتريان، ارتباطات ارزشمند با مشتري، سازگاري و تطابق در آميخته بازاريابي، محصول و خدمات با كيفيت، صرفه ناشي از مقياس، عملکرد، دانش از رقبا و دانش از بازار، شهرت، توسعه دانش، فناوري، سازمان يادگيرنده و به كارگيري فناوری اطلاعات، فروش سهم بازار، سودآوري، تعادل، احتمال افزايش فشار رقابتي، احتمال دستيابي به يك مزيت رقابتي پايدار، احتمال دستيابي به سطوح بالاتري از ترجيحات مصرف كننده محلي، تمرکز بر رضايت مشتري، ترفيع، مارك تجاري، مكان، اندازه، چشم داشت جهاني، سرمايه گذاري داخلي انعطاف پذيري، درجه انطباق پذيري با تغييرات محيطي و مزيت هاي ناشي از آميخته بازاريابي، سرمايه ضروري و محافظت از سرمايه‎هاي سازمان بازاريابي و برنامه بازاريابي، عملكرد تجاري، عملكرد مالي، بازارگرايي، اثربخشي برنامه ريزي استراتژيك و اثر بخشي بازاريابي مديريت استراتژيك، تفكر استراتژيك، انسجام استراتژي بازاريابي و سازماني، بازاريابي اكولوژيك، سهم بازار، خدمات مشتري، رضايت مشتري، تنوع محصول، سودآوري، بازگشت سرمايه، زمان تحويل به موقع، كيفيت توليد، زمان توسعه محصول، تعداد محصولات جديد، ميانگين هزينه توليد واحد، هزينه مواد و سربار، زمان خط توليد، زمان تعويض تجهيزات، زمان تغيير رويه‎ها، گردش موجودي انبار، كيفيت تأمين كننده، رضايت كاركنان، بهره وري كاركنان، ايمني محل كار، مصرف انرژي، قابليت بازيافت محصول، قابليت بازيافت اضافات محصول (ناطق، نیاکان، 1388).

2-9. موانع صادراتی SMEs
موانع ارائه شده در این بخش از لوندیو13 (2004) اقتباس شده اند که در ادامه به بررسی هر یک می پردازیم:

2-9-1. موانع داخلی
2-9-1-1. موانع اطلاعاتی
موانع اطلاعاتی به مشکلات شناسایی، انتخاب و تماس با بازارهای بین المللی به دلیل ناکارامدیهای اطلاعات اشاره دارد. چهار مانع در این دسته قرار دارند. تعیین محل / تحلیل بازار های خارجی، یافتن داده‎های بازار بین المللی، شناسایی فرصت های کسب و کار خارجی و تماس با مشتریان آن سوی آب. به استثناء چند مورد اندک، این موانع همواره توسط صادر کنندگان و غیر صادر کنندگان، بالا درجه بندی می‎شوند و تاثیر مهم آنها برتصمیمات مدیریت صادرات را بیان می کند.
اطلاعات محدود برای تعیین محل/ تحلیل بازارهای خارجی : اطلاعات در کاهش سطح بالای عدم اطمینان اطراف محیط کسب و کار خارجی غیر همسان، پیچیده و آشفته حائز اهمیت می باشد. علیرغم این، بسیاری از شرکت های کوچک با منابع اطلاعاتی ملی و بین المللی آشنایی ندارند و حتی هنگامیکه اطلاع یابند و به آنها دسترسی پیدا کنند، در بازیابی داده ها دچار مشکل می شوند. به علاوه، ایده ی واضحی در مورد اطلاعات خاص مورد نیاز، خصوصاً شناسایی و تحلیل و ورود به بازارهای خارجی ندارند. در نتیجه، پیشرفت شرکت در صادرات بسیار مخاطره آمیز است. زیرا

پایان نامه
Previous Entries مدیریت صنعتی، آموزش از راه دور، مقطع متوسطه Next Entries شرکت های کوچک، استراتژی بازاریابی، قیمت گذاری