بازنشستگان، روش کوکران، بهشت زهرا

دانلود پایان نامه ارشد

دار
39/47
63
47
ساير
04/13
_
5
کل جمعيت غيرفعال
100
100
100
منبع: مهندسين مشاور پرداراز سال 1389
بررسي ترکيب جمعيت فعال وغيرفعال محله چاهستانيها و سورو حاکي از تفاوت هاي محسوس بين اين محلات و ساير پهنه هاي شهر بندرعباس است.
نرخ بيکاري در محله برابر با 19 درصد است، حال آن که اين نرخ در سطح شهر برابر با 11 درصد مي باشد. اين امر نشان مي دهد عليرغم آن که اشتغال و جستجو براي کسب درآمد تا حدي زمينه جذب ساکنان به محله چاهستانيها را فراهم نموده است اما بسياري از ساکنان اين محله همچنان بيکار هستند.
سهم محصلين و افراد داراي درآمد بدون کار (بازنشستگان) به نوعي بيانگر سرمايه انساني موجود و بالقوه در محله هاي موردنظر و شهر بندرعباس است. چرا که بازنشستگان که اکنون بدون انجام فعاليت اقتصادي کسب درآمد مي کنند در واقع پيش از اين داراي مشاغل رسمي و بيمه بوده اند و نوعي از رسميت شغلي را به همراه دارند.
محصلين نيز که در حال تقويت مهارت و دانش خود براي دستيابي به مشاغل بهتر هستند به عنوان پتانسيل سرمايه انساني محله شناخته مي شوند. با توجه به جدول شماره 16، سهم اين دو گروه( بازنشستگان و محصلين) در محله هاي سورو (56/39 درصد) و چاهستانيها(37 درصد) در مقايسه با شهر بندرعباس (48 درصد) چندان چشمگير نيست که اين امر بيانگر پايين بودن سرمايه انساني در محله هاي موردنظر مي باشد. در حاليکه بيشترين سهم از جمعيت غيرفعال محلات سورو (39/47) و چاهستانيها(63 درصد) به افراد خانه دار تعلق دارد.

نمودارشماره7 : ترکيب جمعيت فعال و غيرفعال محلات سورو و چاهستانيها و شهر بندرعباس
7-3- جمع بندي

شهر بندرعباس با توجه به جايگاه اقتصادي مناسبي که در کشور دارد به عنوان يک شهر مهاجرپذير مطرح مي باشد. افزايش مهاجرت به محله، باعث ازدياد جمعيت شهرنشين و فراهم شدن زمينه شکل گيري سکونتگاههاي غيررسمي مي شود. تقريباً يک سوم جمعيت شهر بندرعباس در محدوده سکونتگاههاي غيررسمي با مساحتي حدود 1216 هکتار اسکان گزيده اند. اين شهر داراي 12 محله غيررسمي بوده که اين محلات بيشتر در جنوب شهر در کنار آبهاي خليج فارس و نيز اراضي حاشيه اي شمال شهر شکل گرفته اند و عبارتند از محلات شهرک توحيد، نخل ناخدا، چاهستانيها، خواجه عطا، کمربندي، نايبند، بهشت زهرا، پشت شهر، سورو، دوهزار، ششصد دستگاه، چهارصد دستگاه
در اين تحقيق محلات سورو و چاهستانيها به عنوان محدوده مورد مطالعه انتخاب شده اند که محله سورو با وسعتي برابر 139 هکتار و جمعيت 9453 نفر(در سال 1389) در جنوب غربي و در منطقه 3 شهرداري بندرعباس در حاشيه دريا شکل گرفته است. اين محله داراي قدمتي تاريخي(قبل از سال 1300هجري شمسي) بوده و توسعه آن مربوط به دهه 1330 مي باشد.
از آنجايي که قدمت درصدي از ابنيه موجود در محله سورو بيشتر از 50 سال بوده، کالبد محله داراي فرسودگي مي باشد ولي از نظر امکانات و کاربري ها محله داراي وضعيت مناسبي است و فقط از لحاظ بعضي از کاربري ها مانند کاربري بهداشتي- درماني با کمبود مواجه است.
محله چاهستانيها يکي ديگر از سکونتگاههاي غيررسمي بندرعباس با وسعتي معادل 106 هکتار و جمعيت 15504نفر( در سال1389) در شمال شهر بندرعباس و در منطقه 2 شهرداري در کنار بزرگراه شهيد رجايي به صورت کاملاً غيررسمي شکل گرفته است. هسته اوليه اين محله به دهه 1350 و اوج شکل گيري آن به دهه 1360 و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي برمي گردد.
به لحاظ کالبدي محله چاهستانيها داراي بافتي نابسامان بوده که از مصالح يکنواخت و ارزان تشکيل شده است. معبر تنگ و باريک با عرض کمتر از 5 متر يکي ديگر از ويژگيهاي بارز محله مي باشد. بررسي کاربري ها نشان مي دهد که هيچ يک از کاربري هاي پيشنهادي طرح هاي فرادست در محله اجرا نشده است و محله با کمبود شديد کاربري ها و خدمات شهري مواجه است.
نرخ رشد جمعيت که طي سالهاي 1385 تا 1389 محاسبه شده است در محله سورو 6/1درصد مي باشد در حاليکه جمعيت محله چاهستانيها طي اين 4 سال(89- 1385) با نرخ رشد 7/4 درصد افزايش يافته است. در سال 1385بعد خانوار در هر دو محله 4/4 نفر در خانوار بوده است که اين رقم در سال 1389 به 2/4 نفر در خانوار در محله سورو و 4 نفر در خانوار در محله چاهستانيها کاهش يافته است.
از بين جمعيت در سن کار ساکن در محلات سورو و چاهستانيها، نسبت جمعيت فعال به جمعيت غيرفعال در اين محلات، بيشتر از شهر بندرعباس مي باشد و علت اصلي چنين ترکيب فعاليتي به ترکيب جنسي ساکنين محله برمي گردد(نسبت جنسي با عددي معادل 111 درصد به نفع مردان است). همچنين نرخ بيکاري در اين محلات 19 درصد محاسبه شده است که نسبت به شهر بندرعباس (11درصد) بالاتر مي باشد.

فصل چهارم

تجزيه و تحليل داده ها

مقدمه

اسکان غيررسمي در شهرها به عنوان پديده اي که زاييده فقر و عدم توزيع نابرابر ثروت و شهرنشيني سريع و لجام گسيخته مي باشد، مشخصات و ويژگي هايي دارد که وجه تمايز بين اين بافت با ديگر بافت هاي شهري است.
تنزل کيفيت بافت فيزيکي و کالبدي، عدم انسجام اجتماعي، تنوع فرهنگي، فقر و گسترش جرايم ، عدم امنيت و به طوري کلي بافت اجتماعي نامناسب از مشخصات بارز اين نوع اسکان مي باشد. البته ساماندهي هر يک از سکونتگاه هاي غيررسمي در شهرها با توجه به ويژگي ها و مشخصات منحصر به فرد خود نياز به ارائه راهکارها و سياست هاي متفاوتي دارد. برخي از اين اجتماعات غيررسمي به سوي بهسازي و رسمي شدن روان اند (اجتماعات اميد) و برخي ديگر نه تنها هيچ قدمي براي بهتر شدن برنمي دارند بلکه به عنوان مکاني براي اسکان فقيرترين خانوارها در شرايطي نامناسب (اجتماعات يأس) ايفاي نقش مي کنند.
تفاوت هاي بنيادي ميان سکونتگاه هاي غيررسمي اميد و يأس ناشي از روند تکوين و تکامل و شرايط اجتماعي، اقتصادي، کالبدي سکونتگاه و نيز رويکرد مديريت برنامه ريزي شهري است، که ساماندهي آنها سياست ها و راهکارهاي متفاوتي را مي طلبد. در اين فصل از پژوهش با فرض اينکه سورو و چاهستانيها به عنوان محلات اميد و يأس قابل شناسايي هستند، به بررسي تطبيقي مشخصات کالبدي، اجتماعي و اقتصادي هر يک از اين محلات پرداخته شده است.
داده هاي مربوط به شاخص هاي اجتماعي و اقتصادي اين محلات از طريق پرسشنامه جمع آوري شده است و شاخص کالبدي اين محلات توسط اسناد و طرح هاي تهيه شده در اين زمينه، برداشت ميداني و نيز پرسشنامه بدست آمده است.
جامعه آماري مورد مطالعه در فرآيند پرسشگري شامل ساکنين محلات سورو و چاهستانيها مي باشد. روش نمونه برداري از جامعه آماري، تصادفي و حجم نمونه نيز با استفاده از روش کوکران12 بدست آمده است. با توجه به جمعيت محله چاهستانيها(15504 نفر) حدود 375 پرسشنامه و براي محله سورو با جمعيت 9453 نفر، 369 پرسشنامه مورد نياز بوده است که در نهايت براي محله چاهستانيها 380 پرسشنامه و براي محله سورو 370 پرسشنامه تکميل شده است. متغيرهاي استخراج شده از پرسشنامه توسط نرم افزار spss تجزيه و تحليل و روابط بين آنها مورد آزمون قرار گرفته است.

1-4- تأثيرات زيست محيطي بر سکونتگاه هاي غيررسمي موردمطالعه

در شهرها به ويژه شهرهاي بزرگ كشورهاي در حال توسعه، به سبب كسب يا فقدان زمين هاي كافي جهت خانه سازي براي طبقات فقير و كم درآمد شهري، بيشتر آنها به دامنه هاي پرشيب، درهها و دشت هاي سيلابي يا به زمينهاي مجاور صنايع آلوده ساز و خطرآفرين پناه مي برند تا با مواد و مصالح ساختماني كم دوام، خانه هاي محقر خود را بنا كنند؛ از اين رو شهرهاي جهان سوم همواره به دوگانگي كشيده مي شوند، يكي شهر قانوني كه زمين و واحدهاي مسكوني آن بر مبناي قوانين و مقررات جاري تهيه شده و ديگري شهر غيرقانوني كه زمين و واحدهاي مسكوني آن به صورت تصرف عدواني و غيرقانوني اشغال شده است و بيشتر منطقه ي حاشيه نشين و آلونك نشين شهرها را شامل مي شود(شکويي، 1379: 378).

1-1-4- خطر فروپاشي ساختمان ها در مقابل عوامل طبيعي
با توجه به اينكه اكثر ساختمانها در قسمت شمال در محله چاهستانيها بر اساس توپوگرافي طبيعي زمين و در شيب تند ساخت و ساز شده است و علاوه بر آن قرارگيري بر روي پهنه خطرپذيري متوسط زلزله، استفاده از مصالح ساختماني بي دوام يا كم دوام، پي نامناسب و عوامل ديگر باعث گرديده كه ساختمانها در مقابل عوامل طبيعي چون زلزله و باد مقاومت كافي نداشته باشد.
يکي ديگر از مشکلات موجود براي بناهاي احداث شده بر روي تپه هاي شني امکان خطر سيل و آبگرفتگي معابر و بناها (به علت شکل گيري آنها در سطحي پايين تر از معابر) به ويژه در فصل زمستان مي باشد، بنابراين ايجاد سيل بند و يا هدايت آب به كانال فاضلاب با رعايت مسائل فني در محله چاهستانيها ضروري است و تا حدي خواهد توانست از شدت اين مشكل بكاهد. تصاوير شماره 1 و 2 نشان مي دهد كه محله چاهستانيها بر اساس پستي و بلندي هاي طبيعي زمين شكل گرفته است.

تصوير شماره1 : شکل گيري محله چاهستانيها بر اساس توپوگرافي زمين

منبع: نگارنده،1391
تصوير شماره2 : شکل گيري معابر و ساختمان هاي غيرهمسطح در محله چاهستانيها

برخلاف محله چاهستانيها که بر روي تپه هاي شني و با شيب تند شکل گرفته است، محله سورو در سطحي بسيار هموار( با ارتفاع بين 6/0 تا 5 متر نسبت به سطح آبهاي آزاد) در مجاورت آبهاي خليج فارس و به موازات ساحل گسترده شده است.

2-4- ارزيابي بافت فيزيکي محلات

1-2-4- بررسي کيفيت ابنيه
کيفيت کالبدي نامناسب يک محله مي تواند ناشي از فرسودگي و گذر زمان و يا عدم رعايت ضوابط و مقررات و استفاده از مصالح ارزان و با کيفيت پايين باشد. فرسودگي به معناي واقعي آن مترادف با اضمحلال و ناکارآمدي تدريجي و گام به گام يک مکان در طي يک دوره زماني است، لذا مفهوم فرسودگي علاوه بر ويژگي مکاني به لحاظ زماني نيز قابل شناسايي و اندازه گيري است(اخوت، 1376: 73). اما آنچه که در اين پژوهش مهم است مقايسه تطبيقي کيفيت کالبدي محلات سورو و چاهستانيها و شناسايي علت نامناسب بودن کيفيت کالبدي در اين محلات مي باشد. بنابراين ابتدا نوع مصالح بکار رفته در بافت و سپس قدمت بنا در اين محلات بررسي شده است.
جدول شماره 17 نشان مي دهد 8/77 درصد محله چاهستانيها تيرچه و بلوک و 1/14 درصد آن را بلوک و چوب تشکيل مي دهد، در کل مي توان گفت 9/91 درصد از مصالح بکار رفته در محله چاهستانيها بلوک است و از نوع ديگر مصالح (1/8 درصد) تنها به صورت چند قطعه در محله استفاده شده که نسبت به ساير بافت محله نمود چنداني ندارند. بنابراين مي توان نتيجه گرفت که در اين محله تنوع مصالح وجود ندارد. تصوير شماره3 با نمايش سيلوئت محله چاهستانيها نوع مصالح بکار رفته در اين محله را نشان مي دهد.

جدول شماره17 : درصد نوع مصالح بکار رفته در بافت محله
نوع مصالح
اسکلت فلزي
اسکلت بتني
آجر وآهن
خشت و چوب
تيرچه و بلوک
بلوک وچوب
ساير
جمع
سورو
5/17
7
5/10
3/19
6/38
3/5
8/1
100
چاهستانيها
1/1
7/2
0.5
6/1
8/77
1/14
2/2
100
منبع: مطالعات ميداني نگارنده

منبع: نگارنده،1391
تصوير شماره 3 : يکنواختي در استفاده از مصالح در محله چاهستانيها

9/43 درصد محله سورو از مصالحي مانند تيرچه و بلوک، بلوک و چوب تشکيل شده است. همانطور كه تصوير شماره 4 نشان مي دهد در محله سورو برخلاف محله چاهستانيها تنوع مصالح وجود دارد به طوري که 35 درصد از بافت محله توسط مصالح جديد و محکمي مانند اسکلت فلزي، اسکلت بتني، آجر و آهن تشکيل شده است. همچنين قدمت بنا در اين محله نشان مي دهد که ساختمان با قدمت کمتر از 10 سال 5/17 درصد از محله را شامل مي شود که نشان از نوسازي و بهبود کالبد محله مي باشد، اما در کنار آن مصالح با قدمت بيشتر از 30 سال نيز در اين محله گوياي قدمت و فرسودگي محله است. بنابراين مي توان نتيجه گرفت محله سورو به لحاظ نوع مصالح در شرايط مناسب تري نسبت به محله چاهستانيها قرار دارد

پایان نامه
Previous Entries شبکه معابر Next Entries منابع پایان نامه درباره نیروی انسانی، سودآوری، بهره وری نیروی انسانی