اوقات فراغت، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

تحقيق منظوراز تسهيلات رفاهي(وام. خدمات درماني. تعاوني مسکن. امکانات رفاهي اقامتي) ، فراهم کردن امکانات پياده شدن از کشتي وبازديد از بنادرخارجي در سفرهاي دريايي، فراهم نمودن امکانات تفريحي براي اوقات فراغت در کشتي مي باشد.

ارتباط سازماني :
در اين تحقيق منظور تعامل بين افراد و مديران (افقي وعمودي) در جهت گردش اطلاعات در کشتي و سازمان، سهولت ارتباط کارکنان با مديران، در اختيار قرار دادن اطلاعات سازماني مي باشد …

استقرار نظام ارشديت و شايسته سالاري :
در اين تحقيق منظور ارتقا بر اساس عملکرد . ارزش قائل شدن بر اساس عملکرد با ارزيابي درست و صحيح عملکرد ومديريت عملکرد مي باشد

ايجاد زمينه هايي براي افزايش رضايت شغلي :
در اين تحقيق منظور تناسب اختيارات با حيطه وظايف، شرح وظايف روشن و مدون، عادلانه بودن مواد وتبصرهاي قرار داد في مابين دريانوردان وشرکت، انسجام گروه هاي کاري، ارزيابي دقيق و درست عملکرد و ارتباط آن با حقوق و مزايا مي باشد

توجه به منزلت دريانوردان در سازمان و اجتماع :
در اين تحقيق منظور پذيرش وقدرداني از جانب مدير و همکاران، ترويج فرهنگ دريانوردي به منظور ارج گذاري اجتماعي، گسترش فضا وامکانات قدرداني از دريانوردان به مناسبت هاي مختلف مي باشد.

فصل دوم :
ادبيات و پيشينه تحقيق

2-1 مقدمه :
مطالعه انگيزش و رفتار جستجويي براي يافتن پاسخ به سئوالات پيچيده طبيعت انسان است . (بلانچارد ، 1388 ،23) انگيزش به اين موضوع مي پردازد كه افراد كارها را به طرق و شيوه هاي خاصي انجام مي دهند. عده اي وقت شناس، سخت كوش، با علاقه و پشت كار به كار و فعاليت مي پردازند و عده اي براي وقت خود ارزش قائل نبوده و به حداقل كار و تلاش بسنده كرده و همواره سعي از گريز در محل كار دارند (محمدي، 1381، 24)
موضوع انگيزش در دريانوردي اهميت زيادي دارد زيرا حرفه دريانوردي داراي شرايط ويژه و خاص است كه ساير سازمانها با آنچنان شرايطي كه در حوزه دريانوردي با آن مواجه هستند روبرو نمي شوند. انجام كار مداوم و مستمر بدون امكان ترك محيط كار پس از سپري كردن كار موظف روزانه ، پيوند محيطي مكان زندگي فردي با مكان كار كه اين همگرايي تا حدود 6 ماه (حداقل 3 ماه) ادامه مي يابد
ـ‌ وجود فاصله عاطفي با زندگي خانوادگي و محيطهاي اجتماعي باز و عمومي ـ امكان رخداد عارضه هاي رواني ناشي از به هم ريختگي ساعات زندگي با ساعات كار ـ كار در شرايط سخت عملياتي ـ كار در محيط هاي جغرافيايي متفاوت ـ كار در درجه حرارت متنوع و به شدت تغيير پذير ـ‌ كار در شرايط جوي نامساعد، كار در محيط با لرزش از آن جمله اند .
بررسي در اين موضوع كه چه عواملي باعث انگيزش افراد دريانورد مي شوند و با پاسخ به اين پرسش كه چگونه مي توان در كاركنان ايجاد انگيزه نمود و ثبات و ايستايي و ماندگاري آنان را در فضاي شغلي بيش تر كرد حائز اهميت است .
انگيزش فرايند نيروهاي متعددي است كه هم زمان بر فرد ـ محيط و بر فضاي شغلي ـ حرفه اي وارد مي شود و در چنين وضعيتي است كه مي توان اذعان كرد در بروز انگيزش ، عوامل داخلي فردي و بيروني مختلفي دخالت دارند در اين خصوص مي توان به عوامل سازماني (داخلي) عوامل اقتصادي ـ اجتماعي و فرهنگي (بيروني) و مهارت هاي فردي ـ شخصيت ـ خصايص رفتاري كه فرد شاغل دارد (عوامل فردي اشاره كرد)
در اين زمينه ها نظريه هاي متعددي مطرح شده است و بايد اعتراف كرد كه نظريه ي مشخصي در مورد اين كه چه عواملي باعث انگيزش افراد در محيط كار مي شوند به صراحت و روشني وجود ندارد .
اين فصل به بررسي تئوري هاي انگيزشي و تحقيقاتي كه در تئوري هاي انگيزش تلاش مي كنند تا آن دسته از عواملي را كه باعث تقويت نيازهاي رفتاري مي شوند نشان دهند اين نيازها شامل كمبودهاي فيزيكي رواني در حد قوي يا ضعيفي مي باشند كه موجب تحريك و بروز يك رفتار شده و در نهايت تحت تأثير عوامل محيطي قرار مي گيرند از اين رو نيازهاي انسان بر حسب زمان و مكان بسيار متنوع و دائم در حال تغيير است. (كريتنر ، 1384، 207)

2-2 مباني نظري پژوهش :‌
2-2-1 انگيزه :
رفتار به عنوان مجموعه اي از فعاليت ها امري برانگيختني است كه انگيزه ها را چراهاي رفتار تعريف كرده اند.
انگيزه ها چراهاي رفتار هستند. آنها موجب آغاز و ادامه فعاليت مي شوند و در جهت كلي رفتار هر فرد را معين مي سازند .
انگيزه ها را گاهي به عنوان نيازها ، تمايلات ـ سائقه ها يا محركات دروني فرد تعريف مي كنند . انگيزه هايي كه به سوي هدفها معطوف مي شوند ممكن است آگاهانه يا ناخودآگاهانه باشند .
اينها نه تنها از لحاظ توان انجام كار بلكه از لحاظ ميل يا اراده انجام كار يا انگيزش نيز با هم تفاوت دارند. انگيزش افراد به نيروي انگيزاننده آنان بستگي دارد. (رضائيان ، 1384،92)

2-2-2 تعريف انگيزش :
براي انگيزش تعاريف زيادي وجود دارد. برخي از اين تعاريف خيلي جامع ، اما برخي ديگر بسيار محدود است و همه آنها به ديدگاهي وابسته اند که مؤلفان در ابتداي کار اتخاذ مي کنند. در کل ، مي توان گفت که انگيزش عبارت است از : مجموعه نيروهايي که افراد را به درگير شدن در يک رفتار معين وادار مي کنند.. بنابراين ، انگيزش مفهومي است که با عوامل دروني و بيروني ارتباط پيدا مي کند و اين عوامل فرد را وادار مي کنند تا رفتار خاصي اتخاذ کند.
در برخي موقعيتها ، روي عوامل دروني تأکيد مي شود ، در حالي که برخي موقعيتهاي ديگر ، عوامل بيروني اهميت پيدا مي کند. عوامل دروني عبارتند از انگيزه ها يا نيازهايي که فرد را در جهت اتخاذ يک رفتار خاص سوق مي دهند. اما نبايد از نظر دور داشت که اگر شخصي کاري را انجام مي دهد يا او را براي انجام دادن کاري وادار مي کنند ، به اين علت است که او تحت فشار عوامل بيروني نيز قرار دارد ؛ مثلاً ، تايلور1 ، براي ايجاد انگيزش در کارکنان ، روي پاداش مالي متناسب با بازده تأکيد مي کند.
امروزه تلاش اين است که ، به کمک عوامل بيروني ، در کارکنان انگيزه به وجود آورند و در عين حال اميدوار باشند که آنها ، بر اثر عوامل دروني ، متناسب با نيازهاي سازمان گام بردارند و به طور همزمان نيازهاي خود را نيز ارضا کنند.
تعريف کردن انگيزش کار دشواري است . کافي است به مطالعات انجام گرفته در اين زمينه مراجعه کنيم تا دشواري موجود در تعريف انگيزش را به خوبي متوجه شويم. از ديد سازماني ، انسان با انگيزه کسي است که براي انجام دادن کارها اصرار مي ورزد ، رفتارها و نگرشهايي اتخاذ مي کند که او در رسيدن به هدفهاي خود و سازمان ياري مي دهند. اما ، اکثر روان شناسان تعريف زير پذيرفته اند :
“انگيزش ، در معناي وسيع کلمه ، عبارت از تغييري است که در ارگانيسم به وجود مي آيد و او را تا کاهش اين تغيير به تلاش وا مي دارد. همچنين، انگيزش يک عامل رواني است که فرد را براي انجام دادن برخي اعمال يا رفتن به سوي برخي هدفها ، از قبل آماده مي کند.” (پيرون ، 1951)
از تعريف فوق ، مفهوم نيرو يا سايق استنباط مي شود ، نيرويي که فرد را براي انجام دادن رفتار خاصي وادار مي کند. به عقيدة همة کساني که در اين زمينه کار کرده اند ، مفهوم نيرو يا سايق اساس انگيزش است. بنابراين ، مي توان انگيزش را با نيروها يا سايقهايي همراه دانست که ظهور يک رفتار را ممکن مي سازند و آن را طوري هدايت مي کنند که پاسخگوي نيازها يا شرايطي باشد که اين نيروها يا سايق ها را به وجود آورده اند. به عبارت ديگر ، انگيزش نيرويي است که فرد را در جهت اتخاذ يک رفتار خاص سوق مي دهد ، تحرکي است که کارمند يا کارگر را در جهت انجام دادن کار ، ارضاي نيازهاي جسمي و رواني خود ، با عملي که پيش مي گيرد ، هدايت مي کند. بنابراين ، انگيزش يک پديدة دروني شده است (نياز، تمايل، هدف) که فرد را وادار مي کند تا به شيوه اي خاص وارد عمل شود. (گنجي ، 1387 ، 57)

2-2- 3 مفهوم انگيزش :
اصطلاح انگيزش نخستين بار از واژه لاتين “مور” که به معني حرکت است گرفته شد. اما اين واژه براي تعريف منظور ما در اينجا بسنده نيست ، و آنچه مورد نياز است ، بياني است که به اندازه کافي جنبه هاي گوناگون و جدايي ناپذير فراگردي را که بر پايه آن رفتار بشري فعاليت مي کند ، پوشش دهد.
بدين معني که وقتي ما از انگيزش سخن به ميان مي آوريم ، نخست اين موارد را در نظر داريم :
1ـ آنچه به رفتار شخص نيرو مي دهد.
2ـ آنچه چنين رفتاري را هدايت مي کند يا به آن جهت خاصي مي دهد.
3ـ چگونه اين رفتار نگهداري يا تقويت مي شود؟
ما انگيزه را اينگونه تعريف مي کنيم : ميل به کوشش فراوان در جهت تأمين هدفهاي سازمان به گونه اي که اين تلاش در جهت ارضاي برخي از نيازهاي فردي سوق داده شود.
يکي از وظايف اوليه مدير اين است که موجبات انگيزش کارکنان در سطح بالايي از عملکرد فراهم سازد. بدين معني که اطمينان يابد که افراد کار مي کنند ، بطور منظم سرکار حاضر مي شوند و سهم مثبتي در رسالت سازمان دارند. عملکرد شغلي به توانايي ، محيط و همچنين انگيزش مرتبط است. (افشاري، 1379، 69)

2-2-4 چرخه انگيزش :
انگيزش فرايندي است كه با كمبود فيزيولوژيكي يا رواني يا نياز شروع مي شود كه به رفتار نيرو مي بخشد يا آن را فعال مي كند ، يا يك سائق است كه به سمت يك هدف يا مشوق جهت گيري شده است . بنابراين كليد درك فرايند انگيزش در معاني و ارتباط بين كلمات نيازها ، سائق ها و اهداف نهفته است .
نيازها سائقها اهداف
نيازها موجب بروز سائق ها به منظور تحقق اهداف مي شوند. با يك ديد سيستمي انگيزش مركب از تعامل و وابستگي عوامل سه گانه نياز ، سائق و اهداف است. (برومند ، 1388 ، 93)
1- نيازها هنگامي كه عدم تعادل فيزيولوژيكي يا رواني بروز مي كند به وجود مي آيد . بهترين كلمه براي تعريف نياز كمبود است .
2- سائق ها يا انگيزه ها (دو واژه كه اغلب به جاي هم به كار مي روند) جهت تخفيف نيازها مي باشند . يك سائق فيزيولوژيك مي توان به سادگي به عنوان كمبود جهت دار مطرح شود .
3- در پايان چرخه انگيزش ، هدف يا مشوق ها قرار دارند كه به عنوان تخفيف دهنده نياز و كاهش سائق تعريف مي شوند. بنابراين بدست آوردن مشوق يا رسيدن به هدف تعادل جسمي و رواني را موجب شده و سائق را كاهش داده يا از بين مي برد. (برومند ، 1388 ، 94)

2-2-5 ويژگيهاي انگيزش :
تلاش ، پايداري و جهت گيري تلاشها ، سه ويژگي اصلي انگيزش را تشکيل مي دهند. تلاش ، بيانگر نيروي جسمي يا رواني است که فرد ، به هنگام پيگيري هدفهاي خود ، فراهم مي آورد. پايداري ، يعني پشتکار و مقاومتي که فرد به هنگام اتخاذ يک رفتار يا انجام دادن يک عمل خاص نشان مي دهد. اين دو ويژگي ، يعني تلاش و پايداري ، با مقدار نيرو و کار انجام شده ارتباط پيدا مي کنند ، در حالي که ويژگي سوم ، يعني ، جهت گيري تلاشها ، به کيفيت و مناسب بودن کار مربوط مي شود. تلاش بايد مسيري را پيش بگيرد که هدفها ، مديران يا کارکنان تعيين مي کنند.
مهم اين است که بين هدفهاي کارکنان و هدفهاي کارفرمايان هماهنگي باشد ، زيرا کارفرماست که دربارة نگرشها و رفتارهاي کارکنان قضاوت مي کند و باز هم کارفرماست که کارکنان را ارزيابي و پاداشها را توزيع مي کند. بنابراين ، مهم است که مديران ، کارکنان را براي اتخاذ نگرشها و رفتارهاي مورد انتظار سازمان تشويق کنند. (گنجي ، 1387 ، 61)

2-2-6 انگيزش دروني و انگيزش بيروني :
نيازهايي که انسانها را به کار کردن وا مي دارند ، از فردي به فرد ديگر فرق مي کنند و حتي اگر اتفاق بيفتد که نيازها مشابه باشند ، الزاماً با شدت يکسان تجلي نخواهند کرد. هر فردي ، براي برطرف کردن نيازهاي خاص خود کار مي کند ، خواه اين نيازها، تماس با مردم، دريافت پول، عشق به کار کردن يا اجبار براي کار کردن باشد. منابع انگيزشي گاهي دروني و گاهي بيروني است. منابع دروني از خود فرد و منابع بيروني

پایان نامه
Previous Entries حقوق و دستمزد Next Entries رفتار انسان، ناخودآگاه