انتخاب همسر، خانواده گسترده، جامعه مدرن

دانلود پایان نامه ارشد

به نوعي زندگي مشترك دو نفر بدون متعهد و پاي بند ماندن به قيودات ازدواج مي دهد اما در ايران ديگران وجود دارند و در انتخاب همسر دخالت مي كنند بنابر اين كمتر ممكن است ازدواج به يك نوع زندگي موقتي كشيده شود.
به هر حال مي توان ادعا نمود كه ابعاد اجتماعي پيوندهاي زناشويي و همسرگزيني داراي پشتوانه هنجاري است، يعني بر اساس آداب و رسوم و هنجارهايي صورت مي گيرد و مكانيسم هاي همسرگزيني اصولاً همسان همسري را تشويق مي كنند شبكه مناسبات اجتماعي كه همسرگزيني در آن اتفاق مي افتد بوسيله قراردادهاي متعددي تضمين مي شود.

3-1-2-انواع ازدواج و معيارهاي آن
ازدواج يك پديده اجتماعي است كه شديداً تحت تأثير اوضاع اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي جامعه
مي باشد.
افزايش و كاهش ميزان ازدواج ،‌نوع ازدواج و عوامل مؤثر برآن در ارتباط تنگاتنگ با شرايط جامعه
مي باشد. هر جامعه اي مكانيسم هايي براي كنترل و نظارت بر ازدواج تعبيه كرده است، يكي از اين مكانيسم ها تعيين معيارهاي همسرگزيني بوده است كه در شرايط مختلف اين معيارها نيز متفاوت
بوده اند.
در نتيجه شرايط و مقتضيات مختلفي كه درجوامع مختلف وجود داشته است علاوه بر معيارها انواع مختلفي از ازدواج نيز بوجود آمده است كه البته هر نوع ازدواجي در تناظر با يك معيار عمده است.

1-ازدواج ربايشي
1- يكي از انواع ازدواج “ازدواج ربايشي بوده است اين ازدواج مختص بعضي از جوامع قبيله اي بوده است ” در نظامهاي قبيله اي يا شبه قبيله اي كه همه اركان حيات از نخستين سالهاي زندگي متكي بر تمرين جنگاوري و مخصوصاً توفيق در نبرد است ازدواج نيز صورتي ويژه مي يابد در اين شرايط مرد با ربودن همسرش هم برتري خود را در برابر وي به اثبات مي رساندو هم پيروزي بر رقبا را تضمين مي كند.” (ساروخاني، 1370 ،75) روشن است كه معيار مهم در اين نوع ازدواج قدرت بدني فيزيكي است .
2-خريد همسر
2- نوع ديگر ازدواج ، ازدواج از طريق خريد همسر است اين نوع ازدواج در نظامهاي پدرسري وجود داشته است .” نظام پدر سري و همراه آن پيدايش مرد سالاري و شرايط وضع انتسابي براي مرد موجب شد مردان به كار خريداري همسر يا همسران خود اقدام كنند اين وضع كه با كالا شدن يا كالا پنداري زن در تاريخ همراه است به صور گوناگون در تاريخ تحقق يافته است گاه خريداري زن به صورتي آشكار و با تمهيد شرايط مشخص در بازار صورت گرفته است و گاه داراي صورتي پوشيده، نهان تلويحي است ولي در هر حال نتيجه همان است “. ( پيشين، 78)
همانطور كه از مطالب فوق بر مي آيد معيار اصلي در اين نوع ازدواج قدرت مالي مرد بوده است .

3- ازدواج موقت
در برابر صور گوناگون ازدواج كه موجبات پيدايي ارتباطي تام ( دائمي ، همه جانبه ، شرعي و عرفي ….) را بين دو انسان ( زن و مرد) فراهم مي سازند انواع ديگري از ازدواج نيز وجود دارد كه در آن تاميت ارتباطي ناشي از زناشويي به چشم نمي خورد( پيشين،81)
در اين نوع ازدواج ( صيغه يا متعه) زمان ارتباط از قبل مشخص مي شود و زن و شوهر توافق مي نمايند براي مدتي معين قرارداد زوجيت بندند اين ازدواج نيز مانند ساير ازدواجها شرايط و قواعد خاص خود را دارد .
4-ازدواج مبادله اي
“برخي مبادله را اساس حيات اجتماعي مي دانند . انسانها در گردونه روابط متقابل اجتماعي قرار مي گيرند و اساس اين روابط را تبادل تشكيل مي دهد. ” كلودلوي استروس بر اين عقيده است كه اساسي ترين قاعده حيات اجتماعي تبادل است و حتي آنگاه كه روسو از قرارداد اجتماعي و ميثاق اجتماعي سخن
مي راند باز انديشه اش در معناي وسيع تبادل جاي مي گيرد يعني انسانها در برابر جامعه و همچنين در برابر يكديگر به نوعي دادو ستد است مي زنند”.( پيشين ،85)
از ديدگاه كاركردي ازدواج مبادله اي نه تنها پاسخي بود به نياز تبادل بين انسانها بلكه وظايفي بسيار را در گروههاي اوليه تحقق بخشيده است از جمله اين نوع ازدواج موجبات وسعت ارتباط در جمع را براي انسان فراهم مي كند چه تا زماني كه قواعد منع زناي با محارم مطرح نبود انسانها روابطي كمتر با يكديگر داشتند حال با ورود به نظام زوجيت متبادل شبكه روابط اجتماعي بسط يافت و شبكه خويشاوندي سببي منبعث از زناشويي گسترش پذيرفت و با آن تداوم و بقاي جامعه تضمين گرديد و ديگر اينكه اينوع ازدواج موجبات پيوند اجتماعات گوناگون را فراهم مي سازد.

5-ازدواج تنظيم شده
يكي از عمده ترين انواع ازدواج است كه بطور كلي خاص جوامع سنتي مي باشد.
” منظور نوعي خاص از ازدواج است كه در آن گزينش همسر از طريق والدين يا بزرگترها و معمولاً بدون حضور و حتي نظارت طرفين صورت مي پذيرد بنابر اين ازدواجي است غير مستقيم و با واسطه . اين نوع ازدواج را نمي توان فردگرايانه دانست زيرا نه توسط افراد ذي نفع صورت مي گيرد و نه هدف غايي در آن ضرورتاً سعادت طرفين ازدواج است . ازدواج تنظيم شده هم توسط ريش سفيدها و بزرگترها به عنوان نمايندگان جامعه صورت مي گيرد. هم آنكه در آن غايت اولي تأمين اهداف اجتماعي است.
در ازدواج تنظيم شده معيارهاي گزينش يا تنظيم بيش از آنكه تناسب دو همسر از منظر رواني يا حتي جسماني باشد مصالح اجتماعي و سنخيت خانوادگي آنان مورد توجه خواهد بود.(پيشين،
92-90)
6- ازدواج گروهي
نوع ديگري از ازدواج را تحت عنوان “ازدواج گروهي” مطرح مي كنند. بر اساس اين نظر ازدواج گروهي به ازدواج دو يا تعداد بيشتري از مردان با دو يا تعداد بيشتر از زنان بطور هم زمان اطلاق مي شود اين شيوه ازدواج يكي از نامتعارف ترين شيوه هاي تشكيل خانواده است. در ميان مردم شناسان و جامعه شناسان اين بحث وجود دارد كه آيا چنين خانواده هايي در ميان اقوام و قبايل وجود داشته است يا نه. در واقع ازدواج گروهي را مي توان در جوامعي يافت كه در آنها چند شوهري شيوه غالب تشكيل خانواده است اما اگر ثابت شود كه زن اول نازا و عقيم است زن دوم براي توليد نسل با شوهران زن اول ازدواج مي كند. اما در چند زني مسئله مهم ثروت قدرت و اعتبار اجتماعي است و مرداني كه توان اقتصادي بيشتري داشته باشند چند زن اختيار مي كنند. (عضدانلو ، 1384 ،37)
– بطور كلي اگر به معيارهاي انتخاب همسر در بين جوامع مختلف در طول تاريخ توجه شود در كنار گوناگوني هاي فراوان دو صورت كلي مي توان تشخيص داد:

1- معيار انتخاب همسر در جوامع سنتي
2- معيار انتخاب همسر در جوامع مدرن
جوامع سنتي عمدتاً مبتني بر خانواده گسترده بوده اند. خانواده گسترده يك واحد توليدي – مصرفي است كه حداقل سه نسل را در بر مي گيرد.
خانواده گسترده وظايف و كاركردهاي متعددي داشته است . از جمله كاركرد اقتصادي بهداشتي آموزشي نگهداري از سالخوردگان و …. يكي از كاركردهاي اين نوع خانواده انتخاب همسر براي فرزندان بوده است. در اين جوامع كه ازدواج توسط والدين تنظيم مي شود كاركرد مهم مناسك ازدواج به همان اندازه كه پيوند بين دو نفر است پيوند بين دو خانواده نيز هست بنابر اين والدين دخالت زيادي در ازدواج مي كنند.
در اين نوع جوامع ” ارزشهاي جمعي اصل و مرجع شناخته مي شوند و لذا به هنگام ازدواج مصالح جامعه برخواست و منافع افراد پيشي مي گيرد. از همين روست كه در اين مرحله از نظرتاريخي زوجيت ، ازدواج جوانان را همچون ابزاري در خدمت تأمين خواستهاي جمعي ملاحظه مي كنيم . والدين ، ريش سفيدان و بزرگترها به عنوان نمايندگان جامعه عمل مي كنند و سعي در تحقق اهداف جامعه دارند” (ساروخاني 1370 ، 26) بنابر اين انتخاب همسر نه بر اساس ميل و علاقه دو طرف به ازدواج ،‌بلكه به دليل ، جبر اجتماعي صورت مي گرفت (اعزازي، 1376 ، 27)
مردم عادي هنگام انتخاب زن عواملي چون قدرتمند بودن زن ، مسائل اخلاقي و سلامتي والدين زن را در نظر مي گرفتند اما ثروت از جنبه هاي مختلف مهمتر از عوامل فوق بود و چيزي كه اصلاً اهميت نداشت انطباق ويژگيهاي شخصيتي زن مرد با يكديگر بود” ( اعزازي 1376 ، 31)
در جوامع مدرن انتخاب همسر و چگونگي آن صورت ديگري به خود مي گيرد. در اين جوامع خانواده گسترده جاي خود را به خانواده هسته اي مي دهد در خانواده هسته اي از وظايف و كاركردهاي متعدد خانواده گسترده خبري نيست بسياري از كاركردهاي آموزشي،توليدي و … به سازمانهاي دولتي و ساير بخشهاي جامعه واگذار شد.
اين نوع خانواده شامل زن و شوهر و فرزندان مي باشد.” آقاي ( Scheuch) مي گويد، مهمترين مشخصه جامعه مدرن ” امكان انتخاب ” است در جامعه مدرن تعداد زيادي ” امكان انتخاب ” وجود دارد اين امكان انتخابها در رابطه با شيوه زندگي از طريق رهايي از جبرهاي موجود و محدوديتهاي استفاده از تكنولوژي مدرن در كار مي تواند باعث ايجاد نقشهاي اجتماعي مدرن بشود البته فقط در قلمرو خانواده نيست مثلاً ممكن است نقشهاي سنتي در خانواده از طريق مدرنيزه كردن نقشها در ساير قلمروها دست نخورده باقي بماند.”(مهدوي، 1377 ، 25)
پارسوتر دو نوع خانواده را از هم تشخيص مي دهد” خانواده اي كه فرد درآن رشد مي كند.(خانواده سلفي) و با استفاده از مغموم سازي آن را خانواده جهت ياب مي نامد و خانواده اي كه فرد خود تشكيل مي دهد و شامل همسر و فرزندان اوست و آن را خانواده فرزند ياب مي نامد.
خانواده هسته اي از ديد پارسونز لحاظ زندگي نو مكان است و دور از خانواده والدين زن يا شوهر زندگي مي كند و از لحاظ اقتصادي و پايگاه اجتماعي مستقل از خانواده هاي جهت ياب است .پايگاه اجتماعي خانواده تنها از طريق شغل شوهر كه مستقل از روابط خويشاوندي بدست مي آورد مطرح
مي شود.( اعزازي، 1376 ،67- 66)
پارسونز مي گويد : با تضعيف خانواده گسترده انتقال و نگهداري از ارزشهاي ازدواج نيز تضعيف شده و حالت نابساماني ، آنومي و يا عدم تعادل ساختي بصورت مشكل ظاهر خواهد “مثلاً در ايران اعضاي خانواده هسته اي كمتر از گذشته با خويشاوندان معاشرت دارند و بنابر اين ادامه ارزشهاي فرهنگي توسط خانواده هاي هسته اي كاهش مي يابد به اين ترتيب ميزان ارتباط خانواده ها با خانواده پدري درجه مدرن بودن آنها را نشان مي دهد. معمولاً نسل قديمي بيشتر از نسل جوان متمايل به پيروي و حفظ الگوهاي ارزشي سنتي است و همين امر يك نوع ثبات ارزشي را كه درست نقطه مقابل مشكل اجتماعي است ايجاد مي كند در مقابل خانواده هسته اي كه كمترين ميزان ارتباط با نسل گذشته را دارد منشاء بسياري از اندوهها و گرفتاريهاي مدرن مي باشد( مهدوي 1377 ،29)
نو مكان بودن خانواده هسته اي و جدايي از والدين براي فرزندان يك نوع آزادي از كنترل و نظارت آنها را براي فراهم مي كند در جوامع مدرن و در خانواده هسته اي انتخاب همسر بيشتر به خود طرفين محول شده و نقش والدين و ديگران كمتر شده است.
همراه با اين تحولات اهميت معيار عشق و علاقه بين طرفين ازدواج افزايش يافته است ” چنين بنظر
مي رسد كه امروزه ازدواج از قيد و بند خانواده رها شده اند اندك اندك برخي از قيود اجتماعي نيز كنار مي رود و به صورت آشكار و پنهان تنها بر عشق و علاقه و اميال شخصي زوج تاكيد مي شود ( اعزازي 1376 ، 100)
با اين حال بايد توجه داشت كه آزادي بوجود آمده براي انتخاب همسر آزادي مطلق نيست و اگر چه انتخاب همسر بوسيله خود طرفين ازدواج به صورت يك حركت جهاني ظاهر شده است اما هيچ جامعه اي فرآيند عاشق شدن و انتخاب همسر را در دستان افراد جوان رها نمي كند.
زيرا رها كردن ازدواج به اميال شخصي مي تواند خطري براي نظم جامعه باشد به همين دليل خودبخود و ناخودآگاه كنترل اجتماعي بوجود آمده و جايگزين كنترلهاي خانواده شده تا ازدواجهاي نا متناجس جلوگيري مي كند بطوريكه اغلب هر فرد تنها در محدوده كوچكي از جامعه و تنها از ميان افرادي كه از لحاظ اجتماعي داراي تجانس هستند مي توانند ازدواج كنند اين كنترل اجتماعي در جامعه غربي امروز حالت ضمني و پنهاني دارد در حاليكه هنوز در جوامع در حال پيشرفت بصورت آشكار و تحت كنترل خانواده قرار داشته و دارد.” ( پيشين ، 100)

4-1-2-تاريخ تحولات خانواده و ازدواج در ايران
” هر پديده اي داراي سابقه يا پيشينه اي است ، وضع و شرايط امروز آن نيز تابع همين گذشته است …

پایان نامه
Previous Entries انتخاب همسر، تحول خانواده، زمان گذشته Next Entries تعدد زوجات، انتخاب همسر، خانواده گسترده