انتخاب همسر، جنس مخالف، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

جستجوي دختري باشد كه داراي ويژگيهاي كاملاً متفاوتي از مادرش باشد و ‌آن نوع ارتباطي را براي او برقرار نمايد كه وي در زمان كودكي اش آرزوي آنرا داشته است. مثلاً پسري كه مادري ضعيف ناتوان و ريز نقش دارد ممكن است زنان قوي سالم و درشت اندام را به همسري برگزينند. البته درصورتيكه آن زنان از نظر او قوي هيكل و سالم باشند. اغلب تحقيقات پيرامون نظريه فرويدي حول اين محورها متمركز گرديده اند: 1- كوشش براي نشان دادن اينكه تضاد بين فرزند والدين جنس مخالف براي آزاد نمودن فرزند از عقده اديپ و صدور اجازه به او براي پيشرفت عشق ضروري است. 2- اثبات اين نكته كه مردان بيشتر به سمت زناني كه شبيه مادران خود بوده و دختران نيز به سمت مرداني كه شبيه پدرانشان باشند كشيده مي شوند.
كوششهايي نيز براي نشان دادن تشابه فيزيكي بين همسر انتخابي جنس مخالف صورت گرفته كه اغلب در نشان دادن اين تشابه شكست خورده اند كه اين مطلب را يادآوري مي كند كه عليرغم ديدگاه فوق علائق فرزندان با والدين تفاوتهاي فاحشي داشته و احساسات آنان نيز با احساسات والدين تطابق ندارد مطالعه اي در همين زمينه توسط جادليكا صورت گرفته كه محقق سعي داشته بيشتر بر واقعيات تأكيد نمايد تا تصور.(1986) وي در مطالعه بر روي ساكنان هاوايي ازدواجهايي را انتخاب نمود كه در آنها والدين افراد مورد بررسي از زادگاههاي متفاوتي بودند و خود افراد مورد بررسي با شخصي كه از زادگاه يكي از والدينشان بوده ازدواج نموده بودند در تطابق با نظريه فرويدي وي فرض نمود كه پسران
مي بايست بيشتر همسر خود را از كساني انتخاب نمايند كه با مادر خود هم زادگاه باشند و دختران نيز برعكس در تأييد بسياري از مطالعات قبلي او دريافت كه گزينش همسر بطور قابل ملاحظه اي بيشتر تحت تأثير مادر بود تا پدر. ولي با اين وجود پسرها بيشتر از دختران تحت تأثير مادرانشان بودند در حاليكه دختران بيشتر از پسران تحت تأثير پدران خود بودند وي نتيجه گيري نمود كه اين داده ها تئوري روانكاوي را در مورد تأثير غير مستقيم والدين بر روي انتخاب زوج تأييد مي كنند.

نقد نظريه:
در اين زمينه مي توان گفت كه اين نتيجه گيري چندان معتبر نيست چرا كه هر چند تأثير مادر در انتخاب بيشتر بود (در مورد هر دو جنس) اما بطور كلي انتخاب هم زادگاه والدين (جنس مخالف) بسيار كم بود بطوريكه بدون توجه به نظريه روانكاوي نيز مي توانست تبيين شود و حتي مي تواند به تأثير عوامل فرهنگي نسبت داده شود.
در يك نقد كلي در مورد ديدگاه تأثير تصور از والدين در انتخاب همسر مي توان گفت كه:
“1- براي تبيين اينكه آيا تأثير عامل فوق در گزينش همسر چقدر مي باشد بايد ديد كه آيا اين تأثير بر روي آنهايي است كه كاملاً عقده اديپي خود را حل كرده اند. (در مقايسه با آنها كه اين عقده را حل ننموده اند) اين ضرورت در تحقيقات مشابه تحقيق فوق هرگز مورد ملاحظه قرار نگرفت و معياري نيز براي تمايز بين اين دو ارائه نشده است.
2-فقدان دقت در مورد بسياري از مفاهيم نظريه روانكاوي غالباً تكرار كارهاي فرويد را غير قابل آزمون ساخته است در مورد بحث بالا يعني عقد اديب تأثير عوامل جامعه شناختي با نظريه روانكاوي درآميخته شده و مي توان نتيجه گيري كرد كه داده ها بطور اندكي با تغيير روانكاوانه انطباق داشته و بيشتر منطبق با تفسيري جامعه شناختي است. بهر حال نظريه تصور از والدين از اين لحاظ كه بر خلاف ساير نظريه ها به تأثير عوامل ناخودآگاهاه و غير ملاحظه كارانه و انگيزش در روند انتخاب همسر تأكيد مي كند كمك قابل ملاحظه اي به شناخت روند فوق مي باشد. اما به نظر نمي رسد كه اين عامل در روند انتخاب همسر اهميت زيادي داشته باشد.” (شهابي 1371 ، 60).

5-3-2- تئوري تصور از همسر مطلوب:
واژه همسر ايده آل (مطلوب) به منظور بيان تصوري كه جوانان از ويژگيهاي فرد مورد نظرشان جهت ازدواج در ذهن خود مي سازند بكار مي رود در هر جامعه اي و بخصوص جوامعي كه در آن ازدواج و انتخاب همسر اهميت زيادي دارد از جوانان انتظار مي رود كه وقت قابل ملاحظه اي را به تفكر درباره ترسيم ذهن ويژگيهاي همسر مطلوبشان اختصاص دهند هر جواني بخصوص دختران جوان از سنين پاياني تحصيل در دبيرستان يا حتي زودتر تصويري از همسر ايده آلشان را در ذهن خود طراحي مي كنند كه براي بعضي ها يك تصوير مبهم است و براي بعضي واضح و روشن اگر چه تقريباً هيچ تحقيق تجربي در خصوص منشاء تشكيل تصور ذهني از همسر ايده آل صورت نگرفته اما ” مي توان به دو منبع مهم شكل گيري اين تصورات اشاره كرد.1- ارزشهاي فرهنگي 2- نيازهاي شخصي (شهابي 1371 ، 67)
بر اساس ارزشهاي فرهنگي: هر فرهنگي تصوري از همسر مطلوب را در ذهن افراد جامعه ارائه مي دهد اينكه چه چيزي در آن فرهنگ مهم است و يا ازدواج چه كاركردهايي دارد متفاوت است.
تجويزات فرهنگي همچنين نشان دهند توصيف جامعه از ويژگيهاي شخصي زنانه و مردانه مي باشند كه اين نيز به نوبه خود در تصور ذهني از همسر مطلوب تأثير مي گذارد.
بر اساس نيازهاي شخصي: اگر روابط زوجيت همچون روابطي تلقي شود كه انسانها در آن حداكثر ارضاء عاطفي خود را دارند طبيعي است كه تصور آنها از همسر مطلوب قوياً متأثير از آرايش شخصيتي فرد تصور كننده باشد مستقل از تجويزات فرهنگي يا مضاف بر آن خواهد بود كه اين امر در مورد جنبه هاي روان شناختي همسر مطلوب صادق است. نهايت اينكه تصور همسر مطلوب بندرت از مدل فرهنگي جامعه بدور است. جوانان در درون چارچوبي از مفاهيم فرهنگي همسر آينده شان را جستجو مي كنند.

بسوي يك نظريه تركيبي:
با عنايت به اينكه با وجود تلاشهاي زيادي كه از سوي محققين در راه شناخت و تجزيه و تحليل روند همسرگزيني صورت گرفته است تاكنون در درك پيچيدگي اين روند موفقيت كاملي حاصل نشده است و انتخاب همسر همچنان فاقد يك نظريه جامع و فراگير مي باشد و هيچ نظريه اي از نظريه هاي پيش گفته به تنهايي نمي توانند از عهده تبيين فرآيند همسرگزيني برآيند و هر يك از آنها در اين روند پيچيده نقش و سهمي محدود را به خود اختصاص مي دهد.
اصل عمومي همسان همسري، همسران بالقوه را در دو دسته واجد شرايط و فاقد شرايط قرار مي دهد و به لحاظ نظري گروه واجد شرايط براي اكثر افراد بسيار بزرگ است اما عملاً مجاورت مكاني گروه واجد شرايط را محدود مي كند در درون اين گروه محدود از واجدين شرايط بدون شك بسياري از همسرگزيني ها بر اساس همسان همسري و نيازهاي شخصيتي مكمل صورت مي گيرد چنانچه در پيش نيز يادآور گشتيم نظريه نيازهاي شخصيتي مكمل در آغاز حركت خود با نوعي عدم اقبال روبرو گشت و تلاش علاقمندان بدين نظريه ره بجايي نبرد و اين ديدگاه را از هزيمت خود نتوانستند دور نمايند تكيه بيش از حد به چند كار تجربي نيز نتوانست اين ديدگاه را بر جاي خود استوار دارد.
نظريه تأثير تصور از والدين بطور خاصي بر شكل گيري تصور از همسر مطلوب تأثير مي گذارد و نيازهاي شخصيتي فرد نيز تا حد زيادي تحت تأثير ميزان رضايت وي از محيط خانواده اش مي باشد اما چنانكه گفته شد عليرغم تأثير مثبت و جانبي اين نظريه در كارهاي جامعه شناختي و توجه به تأثير عوامل ناخودآگاه در جريان انتخاب همسر نمي توان تأثير را زيادتر از حد جدي گرفت همچنين اين نظريه روانكاوانه فرويد نيز در طول دوران كاري خود نشان داده شد كه فاقد قابليت هاي لازمه براي تحليل و تبيين فرآيند مهمي چون همسرگزيني مي باشد مضافاً اينكه براي تبيين امر فوق لزوماً بايد از زمينه هاي روانشناختي افراد كاملاً آگاهي پيدا كرد كه اين مطلب نيازمند يك مطالعه طولي است كه برخي نيز در اين مسير دست به برخي پژوهشها زده اند كه در متن نيز اشاراتي در اين خصوص گرديده است.
لازم به ذكر است كه جوامع مختلف و حتي گروهها قشرها و دسته هاي مختلف از افراد در مناطق مختلف يك كشور براي خود مكانيسم ها و عوامل ويژه اي را دارا هستند و بكارگيري الگوها و ديدگاههاي مختلف بدون در نظر گرفتن زمينه مورد بررسي مطمئناً فاقد جامعيت و قابليت لازمه خواهد بود. ارزشها و هنجاهاي حاكم بر جامعه اي چون جامعه ما شديداً تحت فشارها و باورهاي عمومي نشأت گرفته از مذهب مي باشد كه فرصت و مجال هر گونه دخول در حيطه خانواده را براي هر كسي مانع شده و از اين امر جلوگيري مي كند.
بنا به دلايل مطروحه و اينكه نمي توان از طريق يك نظريه خاص به شناخت پديده مورد اشاره پرداخت در پژوهش حاضر سعي شده تركيبي از مجموع آنچه تاكنون عنوان گشته، تأكيد بر دو نظريه همسان همسري و مجاورت مكاني مد نظر ميباشد. آزمون دو نظريه فوق و سنجش پژوهش جامعه آماري مورد نظر بر اساس اين دو ديدگاه از اصلي ترين و اساسي ترين نكات مورد توجه مي باشد در عين حاليكه از نظريه هاي ديگر چه در انتخاب سئوالات پرسشنامه و چه در تحليل نهايي خود استفاده برده و از ميراث فكري مبدعان و انديشمندان اين حوزه ها استفاده خواهيم كرد.
نظريه همسان همسري اكنون بنا به ادعاي برخي از صاحبنظران جامعه شناسي خانواده تبديل به يك نظريه جهاني و عام گرديده و مورد استفاده بسياري از محققين قرار مي گيرد هر چند كه نظريه مجاورت مكاني نيز بدليل آراي خاص خود مي تواند در تبيين امر همسرگزيني نقش مهمي ايفاء كند.
ديگر اينكه در اين مطالعه ما با استفاده از تركيب نظريه هاي مختلف و با تأكيد بر نظريه عمده همسان همسري بعنوان محوري ترين غالب در زمينه همسرگزيني به امر پژوهش پرداخته ايم و ساير نظرات موجود مورد استفاده را در زمينه غالب همسان همسري به ياري كشيده ايم اين امر ما را قادر خواهد كرد تا بتوانيم نظريه هاي موجود و مورد استفاده در ساير پژوهشها را نيز در زمينه ايران و بخصوص در ميان دانشجويان كنترل نموده و ديدگاههاي متفاوت را بسنجيم، مسيري كه ما در آن حركت كرديم را مي توان به تعبيري استفاده از يك نظريه تركيبي ناميد.
همسان همسري در پژوهش حاضر از نظر همساني تحصيلي، سني، مكاني، و اجتماعي مورد بررسي قرار مي گيرد.

6-3-2-نظريه مبادله
” بر اساس اين نظريه مبادله فقط چيزهاي مادي را در بر نمي گيرد بلكه پديده هاي لمس ناكردني مانند احترام ، اظهار نظر و كمك و… را نيز شامل مي شود در واقع اصطلاح مبادله در اين جا به داد و ستد اشياء مادي و غير مادي اطلاق مي شود كه پايه نظام اجتماعي به حساب مي آيد از جمله طرفداران اين نظريه هومتر مي باشد كه بر مبناي پاداش و مجازات ها به مفهوم سازي رفتار انساني ميپردازد و اولين اصل را چنين بيان مي كند كه انسانها از نظر عقلي نتايج دراز مدت كنش هايشان را در بازار محاسبه ميكنند و ميكوشند تا نفع مادي ناشي از معاملات بازار را به حداكثر برسانند”(اديبي 1369 ، 255).
“هومتر بر مبناي يافته هاي اسكينر در مورد كبوتران قضاياي گوناگون را بر مبناي نظريه تبادلي اش درباره رفتار اجتماعي قرار داده است از جمله: 1- قضيه موفقيت كه اگر فرد در مقابل اعمالي كه انجام مي دهد پاداش دريافت كند احتمال تكرار آن به وسيله هاي شخص افزايش مي يابد، 2- قضيه محرك: اگر وجود محرك خاص يا محرك هاي خاصي سبب شده كه فرد با كنش خود پاداش دريافت كند همان كنش را در مقابل محرك هاي مشابه انجام خواهد دا (فراگرد تعميم)، 3- قضيه ارزش: هر چه نتيجه يك كنش براي شخصي با ارزشتر باشد احتمال بيشتري دارد كه همان كنش را دوباره انجام دهد مانند پاداش (ارزش مثبت) و تنبيه (ارزش منفي) ، 4- قضيه محروميت-سيري: يك شخص هر چه در گذشته نزديك پاداش معيني را بيشتر دريافت كرده باشد همان پاداش در آينده برايش كم ارزشتر خواهد بود (اهميت عامل زمان) 5- قضيه پرخاشگري-تأييد: الف- هرگاه شخص از كنش خود پاداشي را كه انتظار دارد به دست نياورد و يا برعكس انتظارش تنبيهي را دريافت كند خشمگين مي شود كه به احتمال زياد رفتار پرخاشگرانه اي نشان خواهد داد و نتايج رفتارش برايش ارزشمند خواهد بود ب: هرگاه شخصي پاداش مورد انتظارش را بدست آورد به ويژه اگر پاداش بيشتر از انتظارش باشد يا با تنبيه مورد انتظارش روبرو نشود احساس خرسندي خواهد كرد در اين صورت احتمال بيشتري مي رود كه آن شخص رفتار تأييد آميزي از خود نشان دهد و نتايج رفتارش نيز برايش ارزشمند

پایان نامه
Previous Entries انتخاب همسر، ناخودآگاه، درجه توافق Next Entries انتخاب همسر، آداب و رسوم، طرح و نقش