انتخاب همسر، ازدواج موفق، فرهنگ دانش

دانلود پایان نامه ارشد

تلويزيوني دكتر اسدي مدير كل سابق اداره كل جمعيت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي، 1371) كه اهميت اين امر اجتماعي و ضرورت پرداختن به آنرا بيش از پيش روشنتر مي سازد بنابر اين مطالعه حاضر مي تواند علاوه بر شناخت بنيادي و علمي مسائل مربوط به خانواده و همسرگزيني به لحاظ كاربردي براي سياستگذاران و برنامه ريزان مسائل اجتماعي و خصوصاً براي شورايعالي جوانان و كميسيونهاي بانوان سودمند و مفيد باشد.
مطالعه حاضر ، بررسي تأثير ميزان تحصيلات بر ملاكهاي ازدواج در بين دانشجويان مي باشد. آنچه كه در امر همسرگزيني مدنظر است، سنجش تأثير ميزان تحصيلات در معيارهاي انتخاب همسر بين زوجين
است كه با توجه به ملاكهاي اقتصادي و اجتماعي، خانوادگي فرد و محيط جغرافيايي آنها مورد ارزيابي قرار گرفته و سپس به تأثير اين زمينه ها در موضوع عنوان شده، پرداخته خواهد شد.

سؤال اصلي تحقيق :
آيا ميزان تحصيلات مي تواند در تعيين ملاكهاي ازدواج تأثير داشته باشد؟
سئوالات فرعي :
– آيا افراد تحصيل كرده ، نزديكي محل سكونت را ملاكي براي افزايش احتمال ازدواج
مي دانند؟
– آيا سطح تحصيلات در تشابه قوميت زن و مرد براي ازدواج مؤثر است؟
– آيا مي توان گفت افراد تحصيل كرده بيشتر به ملاكهاي مادي در امر همسرگزيني توجه
مي كنند؟
– ميزان تحصيلات چه تأثيري در توجه به اعتقادات ديني زن و مرد بعنوان يكي از ملاكهاي ازدواج دارد؟
– آيا ملاك اصالت خانواده همسر، براي افراد تحصيل كرده اهميت دارد؟
– آيا ملاكهاي همگني سني و تحصيلي زن و مرد در امر ازدواج براي افرادي كه تحصيل كرده اند مهم است ؟

3-1- اهداف تحقيق
براي موفقيت در هر كاري بايد از قبل در آن زمينه آگاهي و اطلاعاتي وجود داشته باشد. ازدواج نيز بعنوان يك مسئله مهم در جامعه بايد از طرف كساني كه اقدام به آن مي كنند شناخته شود، بنابراين هدف اصلي اين تحقيق بررسي تأثير ميزان تحصيلات بر ملاكهاي ازدواج در بين دانشجويان مي باشد. در واقع با آشكار شدن معيارهاي انتخاب همسر، آگاهي و بينش نسبت به اين معيارها فراهم مي شود، كه هر يك از جوانان در رفع نواقص و اصلاح معيارهاي خود مي كوشند و با تقويت نكات مثبت گامي در جهت استحكام بنيان خانواده ها و اجتماع برداشته مي شود. از اهداف ديگر اين پژوهش آشنايي با
ملاك هاي ازدواج در بين جوانان تحصيل كرده ، شناخت نسبت به عوامل مؤثر و مهم در امر ازدواج موفق ، شناخت و آگاهي از ارتباط بين افزايش سطح تحصيلات و تغيير ملاكهاي ازدواج در بين آنان مي باشد.
همچنين مسئولان جامعه مي توانند با آگاه شدن از زمينه هاي ذهني و فكري جوانان تحصيل كرده و معيارهاي حاكم بر جامعه تصميمات لازم را اتخاذ نمايند و با آگاهي دادن و برنامه ريزي درست
صحيح ترين ملاكهاي سرنوشت ساز را اولين انتخاب جوانان قرار دهند و آنان را تشويق به ازدواج درست با رهنمودهاي اساسي و منطقي نمايند.
بدين صورت است كه جامعه مي تواند با توجه به اين ملاكها و معيارها به جوانان مجرد توجهي خاص مبذول دارد و چگونگي داشتن يك زندگي ايده آل را با داشتن معيارهاي درست و اساسي به آنها
بياموزد. به اين ترتيب انجام پژوهشي در ملاكهاي ازدواج و انتخاب همسر امري ضروري و لازم است تا از عواقب وخيم و غم انگيزي كه از ناآگاهي ناشي از اين مسئله دامنگير جوانان مي شود پيشگيري كرده و زندگي شاد و موفق را براي آنها فراهم آوريم.
در نتيجه هدف كلي عبارتست از :
– بررسي تأثير ميزان تحصيلات بر ملاكهاي ازدواج در بين دانشجويان

اهداف فرعي عبارتست از :
1- شناخت با ملاك هاي ازدواج دختران و پسران تحصيل كرده در سطح كارشناسي
2- شناخت با ملاك هاي ازدواج دختران و پسران تحصيل كرده در سطح كارشناسي ارشد
3- آگاهي مسئولان جامعه از زمينه هاي ذهني و فكري جوانان تحصيل كرده در زمينه ملاكهاي انتخاب همسر براي برنامه ريزي و تصميمات اساسي در اين زمينه .
نتيجه اينكه هر گونه برنامه ريزي اجتماعي در اين زمينه بدون توسل به تحقيق و پژوهش قدم نهادن در بيراهه اي خواهد بود كه فرجام آن با عدم نيل به مقصود همراه مي باشد. اكنون مراكزي چون شوراي عالي جوانان، كميسيونهاي بانوان كشور، ادارات كل اجتماعي استانداريها، ادارات كل ارشاد اسلامي و مراكز متعدد ديگر قدمهاي مهمي را در جهت شناسايي انگيزه ها، ارزش ها، هنجارها و طرز تلقي حاكم بر جوانان، در امر ازدواج بر مي دارند كه اين مطالعه مي تواند بعنوان يك پژوهش در بين يك جمع دانشگاهي كه در آن افراد با فرهنگهاي مختلف، زمينه هاي اقتصادي متفاوت، گرايشات سياسي متنوع، ديدگاههاي اقتصادي گوناگون و پايگاه اجتماعي ناهمگن حضور دارند، داراي نكات جالب توجه و حائز اهميتي باشد.

4-1- ضرورت و اهميت تحقيق
با ازدواج، خانواده بنا مي شود و كوچكترين لغزش در گزينش همسر خانواده را دچار آسيب
مي سازد يا حيات آن را به انهدام مي كشد. اگر گزينش همسر بدون بلوغ رواني صورت گيرد به يقين مشكلاتي را ببار مي آورد، بنابر اين اهميت مطالعه و تحقيق در اين زمينه از اين جهت است كه در جامعه فعلي ايران و بخصوص در ميان خانواده هاي شهري و تحصيل كرده يكي از مشكلات اساسي جوانان مسئله ازدواج و انتخاب همسر مي باشد. فراواني و شدت مشكلاتي كه نسل جوان در اين زمينه با آن روبروست امروزه بيش از هر زمان ديگري است. با توجه به اينكه ما شاهد تحولات عظيم اقتصادي و اجتماعي هستيم كه هم تغييرات و هم مشكلاتي را در امر انتخاب همسر و زناشويي جوانان بوجود آورده است از جمله :
1- پيدا كردن همسري مطابق ميل و علاقه
2- مشكلات مالي و عدم توانايي در تهيه مسكن و هزينه زندگي بدليل طولاني شدن دوره تحصيل
3- تشريفات سنگين قبل از ازدواج مانند مهريه ، شيربها ، مراسم ازدواج و ……
كه مي توانند از موانع شكل گيري خانواده هاي جديد باشند.
در عين حال مي توان گفت از ميان انتخاب هاي مهمي كه فرد در طول حيات خود انجام مي دهد مانند انتخاب رشته ، انتخاب شغل و …… انتخاب همسر بيشتر از هر مورد ديگر در سعادت و يا بدبختي فرد مؤثر مي باشد. چه بسا خانواده هايي كه بدون آگاهي، مطالعه و تحقيق به ازدواج مي پردازند و ديگر راه نجات زندگي براي آنها بسته مي شود و بسياري از موقعيت ها را از دست داده و حتي خانواده آنها متلاشي مي شود پس انتخاب همسر و توجه آن اهميت دو چندان پيدا مي كند.
بايد توجه داشت كه انتخاب همسر علاوه بر تبعيت از مدل فرهنگي جامعه كل از خرده فرهنگهاي طبقاتي نيز متأثر است ، يكي از راههاي شناخت دست يابي به چگونگي تفاوتهاي ذهني ميان قشرهاي مختلف جامعه بررسي شيوه ها، الگوها و معيارهاي همسرگزيني در ميان آنهاست .
اين مطالعات قابليت و آمادگي ازدواج را بالا مي بردند و همچنين از اين جهت كه در انتخاب همسر بدان توجه مي گردد، مي توانند ارزشمند و مفيد واقع شوند. براي افراد مايل به ازدواج مهم است كه دريابند همسر آينده شان چه خواسته ها و توقعاتي از شوهران خود دارند و چه صفات و ويژگيهايي را در آنها جستجو كنند.
اين شناخت به آنها فرصتي مي دهد تا بتوانند بخشي از صفات و ويژگي ها را در خود بپرورانند و شرايط يك زندگي موفق و بادوام را فراهم آورند.
بنابراين با توجه به مطالب مطروحه بررسي و مطالعه ديدگاههاي نسل جوان نه تنها مفيد بلكه لازم ضروري است .
به اعتقاد جامعه شناسان ازدواج موفق سرچشمه و اساس يك زندگي سالم فردي و اجتماعي است. چنانچه ازدواج با موفقيت همراه باشد، نه فقط زوجين بلكه فرزندان خانواده نيز از سلامت رواني برخوردار
مي گردند. از اينرو اگر در راهنمايي جوانان در امر ازدواج تلاش جدي بعمل آيد و آنها در اين امر مهم ياري شوند خانواده و جامعه از سلامت لازم برخوردار خواهند شد.

فصل دوم
“ادبيات تحقيق”

الف : ازدواج

1-1-2- تعريف ازدواج
از دير باز جوامع مختلف پيوند ميان زن و شوهر را به عنوان ازدواج مورد قبول قرار داده اند، اما در طول زمان انواع مختلفي از ازدواجها پديد آمده است. با وجود اين ، ‌مشابهت ها و عناصر نسبتاً ثابتي در اين پديده همواره وجود داشته است. اگر چه مفهوم ازدواج تا بدان اندازه عمومي و نسبتاً ساده نيز هست كه درك اين واژه علي الاصول بر همگان روشن مي باشد با وجود اين تعاريف به تدوين تئوريكي مسئله كمك خواهند كرد : اين تعاريف عبارتند از :
1- «ازدواج در لغت به معناي جفت كردن ، زن گرفتن يا شوهر كردن ، با يكديگر جفت و قرين شدن مي باشد و از نظر حقوقي رابطه اي است كه براي هميشه يا مدت معيني بوسيله عقد مخصوص بين زن و مرد حاصل شده و به آنها حق مي دهد كه از يكديگر تمتع جنسي ببرند».
( فرهنگ دانشگاه انگليسي- فارسي،‌آريانپور، 332)
2- «ازدواج نوعي معامله يا قرارداد است ولي نه به معناي خريد و فروش و استشمار و تحميل عقايد بلكه ركن اساسي آن انس و الفت و تفاهم و همكاري همه جانبه است و زوجين بر اثر آن هدف مشتركي را تعقيب مي كنند و در وصول به اهداف خانواده باتمام وجود مايه مي گذارند». (قائمي ، 1364، تلخيص 85 تا 163)
3- كارلسون ازدواج را اينگونه تعريف مي كند:” ازدواج فرايندي است از كنش متقابل بين دو فرد ، يك زن و يك مرد ، كه برخي از شرايط قانوني را تحقق بخشيده اند و مراسمي براي برگزاري زناشويي خود برپا داشته اند و بطور كلي عمل آنها مورد پذيرش قانون قرار گرفته و بدان ازدواج اطلاق شده است” ( ساروخاني1370 ،23)
4- ويل دورانت معتقدات است” پيوند ازدواج براي قانوني ساختن رابطه عشقي و شهواني زن و مرد نيست، بلكه پيوندي است ميان پدر و مادر و فرزند و براي حفظ و استواري بنياد نوع. اينكه ازدواج مهمترين رسوم و قوانين بشري است براي آن كه امري نوعي است نه شخصي” ( ويل دورانت، 1369، 164)
5- كلودلوي اشتروس معتقد است كه ” ازدواج برخوردي دراماتيك بين فرهنگ و طبيعت يا ميان قواعد اجتماعي و كشش جنسي است ” او در جاي ديگر مي گويد : “ازدواج از مهمترين اركان هر جامعه بشري است هر چند ابتدايي يا متمدن باشد ازدواج موجب كنترل سائقه ها مي شود. او ازدواج را محل تقاطع فرهنگ و طبيعت مي داند زيرا سائقه هاي مختلف بشر بدينوسيله ( توسط فرهنگ ) كنترل مي شود و در مسير خاصي هدايت مي گردد”.( ساروخاني، 1370 ،23)
6- مالينوفسكي يكي از مردم شناسان است كه در مورد ازدواج مي گويد: ” زناشويي قراردادي به منظور بدنيا آوردن نوزادان و نگهداري آنان است از اين رو توان خانواده را بر زناشويي برتر دانست”. ( كينك، 1346 ،226)
7- از نظر جي برنارد” ازدواج مترادف با نظام فرهنگي آراء عقايد تربيتي و نهادي از نقشها، هنجارها و تجربيات تعاملي پيچيده اي براي مردان و زنان بشمار مي رود.(ريتزر،1374 ،306)
8- ازدواج برقراري ارتباطي رسمي و قانوني ميان زن و مرد است، اين ارتباط شامل همكاريهاي اقتصادي برقراري ارتباط جنسي بر اساس هنجارهاي تأييد شده و بارداري و زاييدن بچه مي شود كه اكثر مردم به آن تن مي دهند. در حقيقت اين باوري فرهنگي است كه ازدواج مناسب ترين راه براي توليد مثل است. ازدواج يك نهاد پيچيده اجتماعي است كه مجوز برقراري نوعي ارتباط به زن و مرد مي دهد و آنها را متعهد مي كند تا براي حفظ سيستم زندگي خانوادگي ، به حقوق يكديگر بر اساس هنجارها و قوانين جامعه خود احترام بگذارند. (عضدانلو، 1384 ،36)
9- «روبرت لوي قوم شناس آمريكايي در كتاب ” فرهنگ و قوم شناسي ” زناشويي را يك بستگي تقريباً پايدار ميان يك زوج مجاز تعريف مي كند».( كينك، 1346 ، 228)
10- هگل فيلسوف بزرگ در مورد ازدواج مي گويد: ” زناشويي عبارتست از تحقق عيني و ضروري عقل كل و خواست همگاني – پس زناشويي اصلاً پيوندي اخلاقي و به خودي خود غايتي مطلق است .زناشويي را نبايد صرفاً تدبيري براي تأمين لذات فرد يا مصلحت فردي و ملاحظاتي ديگر از اين نوع دانست زناشويي در طبع ذاتي و اصلي خود، وحدت اخلاقي است و ارضاي غريزه جنسي فرع بر آن است زناشويي مي تواند فرآورده لذت جويي باشد ولي بيشتر از هر چيز تكليفي و يا غايت

پایان نامه
Previous Entries انتخاب همسر، آداب و رسوم، ناخودآگاه Next Entries انتخاب همسر، تحول خانواده، زمان گذشته