امام صادق، رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

آنها چيزهاي ديگري را مصداق درهاي بهشت يا جهنم دانست .
چنانچه ملاصدرا از زيرشاخه هاي کفر يا ايمان به عنوان درب هاي کوچک دوزخ وبهشت اشاره مي کند:
“اما دربهاي کوچک دوزخ عبارت است از شاخه هاي کفر وارتکاب اعمال زشت ، وهمچنين دربهاي کوچک بهشت عبارت است ازشاخه هاي ايمان وبندگي ، “90
درست به همين جهت است که نصوص ديني در بيان تعداد درهاي بهشت و جهنم متفاوتند و در عين تفاوت همه صادق و مطابق با واقعند ؛ زيرا ، هر کدام ازآنها مساله ياد شده را از ديدگاهي معين و به اعتباري مخصوص مورد ملاحظه قرارداده است ؛
مثلا از جمله اموري که ، راه را براي انجام کارهاي خير يا شر هموار مي کنند ، امام و رهبر جامعه است ؛ يعني اگر زعامت ملت در کف با کفايت امامي صالح قرار گيرد ، راه براي انجام کارهاي خير هموار مي گردد و اگر رهبري امت در دست امامي ناصالح بيفتد ، راه براي انجام کارهاي شر باز مي شود . لذا امام صالح ، امام نور و دري از درهاي بهشت است و امام ناصالح امام نار و دري ازدرهاي جهنم. چنانچه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم درباره علي بن ابيطالب عليهما السلام مي فرمايد :
” إِنَّ عَلِيّاً ع بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّ91
همانا علي عليه السلام دري از درهاي بهشت است. ”
امير مؤمنان علي بن ابي طالب – عليه افضل صلوات المصلين – مي فرمايد :
” ان للجنة احدي و سبعين بابا يدخل من سبعين منها شيعتي و اهل بيتي و من باب واحد سائر الناس92؛
به درستي که براي بهشت هفتاد و يک در است که شيعيان و خاندان من از هفتاد در و ديگران از يک در آن داخل مي شوند . “
امام صادق عليه السلام در خبري بعد از آن که تعداد درهاي جهنم را هفت در ذکرمي کند ، آنها را به هفت نفر از ائمه جور اختصاص داده و مي فرمايد :” فهم ابواب لمن اتبعهم “93يعني : پس آنان براي پيروان خويش درهايي ازجهنمند و راه ورود آنها را به آتش هموار مي سازند .
2-3-4مناسبات آن آيات و روايات
بهشت درهاى متعددى دارد و قرآن كريم در آياتى به صورت كلى و اجمال از آن سخن گفته است، چنان‌‌كه در وصف بهشتيان درهاى بهشت را بر آنان گشوده دانسته: “جَنّـتِ عَدن مُفَتَّحَةً لَهُمُ الاَبوب”ص/50 حق‏تعالي درهاي رحمت را باز كرده و درهاي غضب و دوزخ را بسته است و كليدهاي غيب به دست اوست:” وَ عِنْدَهُ مَفاتِيحُ الْغَيْب”.انعام/59 كليد دو حالت دارد؛ از طرفي بازكننده است و مي‏گشايد و از طرف ديگر مي‏بندد، هم مِفْتاح است و هم مِغْلاق، ولي آنچه به دست خداست جنبه مفتاح بودن است، نه مغلاق. تدبير و ربوبيّت او هميشه به جانب رحمت و باز شدن‏هاست، نه بستن و قفل كردن. از اين‏رو پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در خطبه مشهور خود كه در ماه شعبان ايراد كردند با اشاره به نزديكي و اقبال ماه مبارك رمضان فرمودند: “أيّها النّاس أبواب الجنان فى هذا الشّهر مفتّحة”. وقتي درها كاملاً باز باشد مي‏گويند “مفتّحة”، چون اين كلمه خاص بر مبالغه و نسبت دلالت دارد، اما اگر به طور معمول باز باشد مي‏گويند “مفتوح” است؛ يعني قفل نيست، گرچه نيمه باز باشد.از اين‏رو خداي سبحان فرمود: “جَنّـتِ عَدن مُفَتَّحَةً لَهُمُ الاَبوب”ص/50 ؛ زيرا بسته‏بودن درْ خود يك نوع عذاب است، برخلاف باز بودن كه نعمت به شمار مي‏رود و آن نعمت آزادي است. از اين‏رو پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) در ادامه فرمود:
“فاسئلوا ربّكم أن لايغلقها عليكم، وأبواب النّيران مغلقة فاسئلوا ربّكم أن لايفتحها عليكم”
از پروردگارتان بخواهيد در بهشت را بر روي شما نبندد و درهاي آتش بسته است از پروردگارتان بخواهيد آنها را باز نكند.94
يا مى‌‌فرمايد: هنگامى كه بهشتيان به بهشت نزديك شوند و درهاى آن گشوده شود، خازنان بهشت به آنها سلام مى‌‌كنند95:
“حَتّى اِذا جاءوها و فُتِحَت اَبوبُها و قالَ لَهُم خَزَنَتُها سَلـمٌ عَلَيكُم”(زمر/، 73)
و هنگام استقرار در بهشت نيز فرشتگان از هر درى وارد شده، بر آنان درود و سلام مى‌‌فرستند:
“المَلـئِكَةُ يَدخُلونَ عَلَيهِم مِن كُلِّ‌‌باب سَلـمٌ عَلَيكُم بِما صَبَرتُم”. (رعد/13، ‌‌23 ـ 24)96
در قرآن كريم سخنى از شمار درهاى بهشت به ميان نيامده؛ ولى درهاى جهنم را 7 تا دانسته است:
” لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُوم “؛
به درستي که وعده گاه همه آنها جهنم است که آن را هفت دروازه است و هر دروازه اي به گروهي اختصاص يافته است . (حجر/44)؛
امام باقر عليه السلام مي فرمايد :
” احسنوا الظن بالله و اعلموا ان للجنة ثمانية ابواب . . .97
به خداوند گمان نيکو بريد و بدانيد بهشت را هشت دروازه است . ”
در خصال از امام صادق (ع) روايت شده است: براي بهشت هشت درب است از يک درب پيامبران واولياء وارد مي شوند، و از يک درب شهداء وصالحون واز پنج درب ديگرشيعيان و محبين ما واز درب ديگر ساير مسلماناني که به يگانگي خدا شهادت داده اند وذره اي از بغض ما اهل بيت در دلهايشان نباشد وارد مي شوند..98
از “سهل بن سعد ساعدى” نقل شده كه رسول خدا (ص) فرمود:براى بهشت هشت درب مى‏باشد، يك درب آن به نام (ريان) است كه از آن داخل نمى‏شوند مگر روزه داران و اين حديث را “بخارى و مسلم” در “صحيح” خود نقل كرده‏اند.99
در جهت تبيين سبب فزوني درب هاي بهشت نسبت به دربهاي جهنم گفته اند:حق‏تعالي چون رحمانيّت مطلقه دارد و رحمتش عام و وسيع است درهاي رحمتش را بيشتر از درهاي غضب قرار داده است. 100از اين‏رو امام باقر (ع) مي‏فرمايد: به خدا حسن ظنّ داشته باشيد و بدانيد كه بهشت داراي هشت در است و عرض هر يك چهارصد سال راه است:
“قال: أحسنوا الظنّ باللّه، واعلموا أنّ للجنّة ثمانية أبواب عرض كلّ باب منها مسيرة أربع مأة سنة”.101
سِعَه رحمت الهي غير از سِبْقَتِ آن بر غضب است و هركدام معناي خاص و حكم مخصوص خود را دارد و آنچه مي‏تواند مصحّح زياده درهاي بهشت نسبت به درهاي جهنم باشد همانا وسعت رحمت خداست كه اجمالاً بازگو شد.102
2-4 درجات و درکات بهشت وجهنم
2-4-1 درجات بهشت و درکات جهنم از ديدگاه ملاصدرا
همان گونه که در دنيا برخي از مردمان در بهره مندي از موهبت ها برتري داده شده اند، در ‌آخرت نيز مردم يکسان نخواهند بود و البته طبق آيه ي:
” انظر کيفَ فضّلنا بعضهم علي بعضٍ و للآخرة أکبرُ درجاتٍ و أکبرُ تفضيلاً” (اسراء، 21):
آخرت درجاتي بالاتر دارد و تفاوت هادر آخرت بيش از دنيا و چشمگيرتر است.103 تفاوت در آخرت بيشتر است زيرا كه تفاوت بهشت بدرجات و دوزخ بدركاتست و از درجه‏اى تا درجه‏اى و از دركه‏اى تا دركه‏اى تفاوت ما بين آسمان و زمين است.
چنانچه در روايت آمده است:
“أنّ ما بين أعلى درجات الجنة و اسفلها مثل ما بين السماء و الارض”.104
به درستي که بين بالاترين وپايين ترين درجه بهشت فاصله ايي به اندازه زمين تا آسمان است.
ملاصدرا دراين زمينه مي گويد:
” هر حقيقتى را در وجود درجات و مراتبى است كه برخى از آنها بدون حصول انفكاك و جدايى برتر از برخى ديگر است، “105
درجه، در معنى جاه و منزلت است امّا وقتي مى‏گويند: للمنزلة درجة ، جاه و منزلت را درجه‏اى است از اين معنى رفعت و بالا رفتن در نظر گرفته مي شود نه اينكه بر يك حالت ساده ادامه داشته باشد، مثل پلّه نردبان و پشت بام (كه بالاتر از قسمت‏هاى ديگر است)106
گفتني است، اين درجات، امري اعتباري و قراردادي محض نيست تا در پرونده كسي به منظور ترغيب و تشويق به خدمت ثبت يا بر دوش او نصب شود، بلكه درجه‏اي است كه رتبه و مقام تكويني انسان را بالا مي‏برد. از اين‏رو در آيه ديگر فرمود:
” هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصيرٌ بِما يَعْمَلُون” ( آل‏عمران/ 163)
اينان خودشان درجاتي هستند نزد خدا و خدا به آنچه مي‏كنند بيناست107.واين درجات مغاير ذات آنها نيست بلكه از شئون ووسعت ذات آنهاست.108
بر اين اساس براى هر حقيقت كلّى كه مظهر اسمى از اسماء الله است بعد از مرتبه آن اسم مراتب عقل و نفس و طبع و جسم موجود است، در نتيجه همه موجودات عالم مادّه، اصنام و اظلالى براى حقايق عقلى و روحانى هستند و اين زمين مادّى ظلّ زمين عقلى روحانى است و انسان حسى نيز جثه و صنمى براى انسان عقلى و انسان عقلى نيز مظهر اسم الهى و نورى از انوار اوست كه از امر خدا در عالم غيب حاصل شده است:
“قُلِ الرُّوحُ مِن اَمرِ رَبّى و ما اوتيتُم مِنَ العِلمِ اِلاّ قَليلا”(اسراء/ 85)109
بهشت نيز يا حسى و محسوس به حواس اخروى يا عقلى و مشهود به ديده باطنى عقلى است و براى هريك از اين دو مراتب و درجاتى است، همان‌‌گونه كه عالم دو عالم است: غيب و شهادت و براى هريك منازل و مراحلى است، از اين رو انسان سعادتمند با توجه به روح وى كه عقل بالفعل است، خود با همه علوم و معارفى كه حمل مى‌‌كند بهشتى معنوى و روحانى است ودر عين حال براى نفس حيوانى وى بهشتى است صورى همراه با همه لذتها ومشتهيات كه از طريق قواى حسى عملى بدان دست مى‌‌يابد.110 بهشت محسوس خاص اصحاب يمين است وبهشت معقول ويژه مقربان که عليون مي باشند.همين طور نار نيز دوتا است نار محسوس ونار معنوي، نار محسوس خاص کافران است ونار معنوي ويژه منافقان متکبر.محسوسش براي بدن هاست ومعنويش براي دلها.111 گفتنى است كه اساس تفاوت دو مرتبه حسّى و عقلى بهشت، تفاوت شوق و رغبت انسانهاست.112
ملاصدرا باديدي وسيع تر مراتب بهشت وجهنم را رتبه بندي مي کند.بدين صورت که منطبق با مقامات انساني مراتب بهشت ودرکات جهنم راتعريف مي کند.در ابتدا در توضيح مقامات نفس انسان چنين مي گويد:
“بعضي از اهل تحقيق گفته اند:خلق نخست به وجود وبعد به علم وبعد به قدرت وبعد به اراده وبعد به علم متصف مي گردد، چون معاد برگشت به فطرت وسرشت اصلي و رجوع به آغاز – در پايان – مي باشد، ناگزير اين صفات بايد خرده خرده و به تدريج از سالک منتفي گردد، و ترتيب، عکس ترتيب اول حدوثي باشد.”113
ابتدا در راستاي اولين مرحله از مراحل پيش گفته شده سراغ افعال انساني مي رود:
“سالک الي الله با قدم ايمان و نور عرفان ناگزير است که نخست از وي فعل (که در قوس نزولي آخر بود) منتفي گردد، و آن مرتبه تقوا و زهد در دنيا است، خداوند مي فرمايد:
” لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْ‏ءٌ ” ، يعني: از فعل چيزي بدست تو نيست (128/ آل عمران)
و فرمود:
” وَ ما أَدْري ما يُفْعَلُ بي‏ وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى‏ إِلَيَّ” يعني: ندانم بر سر من و شما چه خواهد آمد (57 /انعام) “114
ودر مقابل اينان کساني هستند که طبق اميال وشهوت هايشان عمل مي کنند و به درکه وگودالي مخصوص از جهنم سقوط مي کنند:
“خداوند اشاره فرموده:” وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فيهِنَّ “، يعني: اگر حق تابع هوسهايشان شده بود، آسمانها و زمين و هرکه در آنها است تباه مي گشت (71 /مؤمنون) لذا ناگزير از آنچه هوا و هوسش مي خواهد بازداشته، و از هرچه که طبعش درخواست مي کند محجوب و پوشيده مي گردد، چنانکه خداوند مي فرمايد: “وَ حيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ” ، يعني: ميان ايشان و ميان آن آرزوها که دارند جدايي افکنده مي شود (54 /سبأ)، پس در دايره خشم الهي و آتش غضبش قرار مي گيرد:
“أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصير”، يعني: آن کس که خشنودي خداوند را پيروي کرده با آنکه جفت خشم خدا است چگونه مانند تواند بود؟ (162 / آل عمران)، بنابراين هوا و هوس او را به هاويه و گودال دوزخ مي رساند و از تمام آنچه دلش مي خواهد و لذت مي برد محروم شده و در بند زنجيرها و کند و بندها – چنانکه صفت بندگان و بردگان است – گرفتار مي ماند”115
بنظر ميرسد اين همان مرحله اي است که امام خميني با عنوان بهشت وجهنم اعمال از آن ياد مي کند.
سپس به سراغ مراحل بعدمي رود:
“سپس ناگزير بايد از او اختيار منتفي گردد و در او، اراده اي جز به فرمان خدا و رسولش باقي

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه مبدأ و معاد، حل اختلاف، امام سجاد Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه فرهنگ اصطلاحات، نهج البلاغه