امام رضا ع

دانلود پایان نامه ارشد

وايافتگان دين دار لازم آيد و اين معني با آنکه مخالف و منافي غرض از نصب و تمکين اوست باعث آن گردد که روز به روز اختلال احوال بر موجبات و بال و نکال افزايد و تقابل حق و باطل طريق ثماثل و تشاکل بپيمايد و تضاد خير و شر بود ادبل اشماد گرايد. قواعد احکام از استواري دور افتد و شرائع اسلام به ويراني و دثور بپيوندند چگونه آئين محافظت دين تواند شناخت تيره رواني که مراسم عبادت و بندگي از ظهور ضلالتش کمال تزلزل و اختلال پذيرد و چه سان بپاشاني حوزه ملت تواند پرداخت، نافرماني که معالم سعادت و فرخندگي از وفور جهالتش راه تنزل و سفال پيش گيرد. حاصل که امام مانند پيغمبر از همه امت برتر بايد در حسب و نسب و فواضل خصال و فرقي ميان اين دو نشايد در هيچ يک از شرايط وجوب اطاعت و لزوم امتثال مگر در ديدن فرشته حامل وحي و رساننده پيغام که پيغمبر به آن متفرد است از ساير انام و امام اگر چه وحي بر او نازل نشود و فرشته را نبيند ليکن شنيدن او از سخن فرشته او را ميسّر است. بلکه گوش بنوشش از حديث فرشتگان لبريز، گوهر و منازل و فروشش از آمد و شد ايشان حواره پر از پر است و اين کرامت از متمکن مسند امامت نه جاي شگفت باشد چه قدر و منزلت امام از قدر و منزلت فرشتگان بسي برتر است.
فصل: ثمره شجره آفرينش گوهر پاک اوست و مقصود اصلي از ايجاد انجم و افلاک جوهر دراک اوست. اوست سبب وجود آسمان و علت نمود زمين وسيله حيات عالم بالا و ذريعه ثبات عالم پائين قوالب عوالم را به منزله جان و مجموع تنهايي خلائق را به جاي روان شخوم زمين به برکت او ساکن و نجوم آسمان به جهت او ساير صنوف املاک براي او عاکف و صفوف افلاک براي او دائر نضرت و خضرت در بستان جهان به حسن طراوت امتنان و يُمن سراوت احسانش ساري و آب حيات در نهر دهر و ذنوب عيوب بافاضت برکات انفاس بندگي سپاسش جاري چمن غيب و شهادت به وفور گلهاي رنگارنگ سروري و سيادتش همواره مزين و انجمن نيکبختي و سعادت بنور خورشيد بي نديد معرفت و عبادتش بدون آفت زوال و ابادت پيوسته روشن، منبع عيون انديشه و بينش مجمع فنون کمال و دانش گشاينده خزائن امتنان و کرامت نماينده مواطن اطمينان و سلامت، مشکوة انوار شهود و بينائي، مرآت اسرار دانائي و شناسائي ناشر ارواح امن و امان، کاسر جناح مذلت و هوان، حارس بيض? عبادت و پرستاري، حامي حوزه سيادت و سرداري، فطرت و قاده به شادي خدمتش روشناس نادي توقد و اشتغال، قوت قدسيه به همزادي طينتش شايسته ايادي مقامات و احوال، کردارش ميزان سنجيدن خطا و صواب، گفتارش ترجمان لباب حکمت بالغه و فصل خطاب، حبل متين ارادتش مجمع اسباب ارجمندي، بي نديد افق مبين، اطاعتش مطلع انوار سربلندي جاويد ليکن چون دريافت اتصاف امام به امثال اين اوصاف فوق رتب? اصناف، گمگشتگان باديه اعنتاف است و بر تقديري که قدم در جاده حق گزيني و انصاف نهند و پي سير بخباء و اشراف گشته بکُنه حقيقت حقّيت او رسند حميت عصبيتشان قفل دهان اذعان و اقرار است و الفت نخوتشان بند زبان نصفت و اعتراف، پس بايد پيغمبر به فرمان داور عزّوجل چنان که قبل از اين مقرر شد اختصاص او را به حمل اعباي امامت به مسامع مجامع امت رساند به حيثيتي که احدي را مجال تمر و خيال استنکاف نماند تا آشنا و بيگانه بدون عذر و بهانه اطاعت و انقياد نمايند و دست از داعيه سرکشي و استکبار کشيده در راه ايتمام و ايتمار پاي تکاپو کشانيده.
فصل: خلفاي پروردگار جهان، و اوصياي خاتم پيغمبران و ائمه جميع طوائف مردمان و پاسبانان مراسم دين و معالم ايمان دوازده معصومند و خاندان نبوت و رسالت و از دودمان هدايت و دلالت که به جمع شرائط… امامت و جهانباني در خلافت يزداني مشهورند و آن مخصوص و به قمع آلات ناداني و رفع آثار وخامت حيراني در تشييد مباني شهامت… مشکورند و از براي آن منصوص اسامي گرامي ايشان در جنب اسم آفريننده آسمان و زمين و اسم سرور انبياء و مرسلين بر عرش برين مکتوب است و مسطور. و در کتب رباني و صحف آسماني مزبور و مذکور، اعاظم پيغمبران باصطفاء و سروري ايشان گواهي داده‌اند و به بيان اجتبأ و مهتري ايشان به آشکار و نهان زبان ثناخواني گشانيده اند. مقامات محموده به شرف ملازمت استان ملايک پاسبانشان رتب? امتياز يافته و کرامات مشهوده به خدمتگزاري بارگاه قدسيان پناهشان به برتر پاي? اعجاز شتافته، روح القدس با منصب پيغام گزاري انبياء از جناب اقدس کبريا محصول حدائق اين دودمان وصايت نشان چشيده، و کليم خداي عزوجل به پاداش ثبات مقدم در وادي مقدس وفاي پيمان ولاي اين خاندان ولايت بينان حُلّه اصطفأ پوشيده، توبه آدم صفي به برکت کلمات باهرات توسل به ايشان بذروه قبول رسيده بلکه نهال اقبال جميع اصفياء جز به تربيت ولايت اين دودمان قامت کرامت نکشيده طلوع کوکب وصايتشان منوّر قلوب خردمنشان حکمت پذير و ورود موکب هدايتشان شارح صدور ديده وران روشن ضمير مصباح صلاح معاش و معاد بانارت امدادشان از تندباد بترکي و فساد رسته و جناح نجاح حال و مآل باشارت بست و کشادشان ببراح رباح پيوسته.
فصل: قواعد عقايد به دستياري عنايتشان محروس از آفت تقصير و شعائر شرائع رعايتشان دور از مخافت تبديل تفسير مزبور خلعت اقبال و قبول و نوشانندگان شربت وصول مسئول صدرنشينان مسند کرامت بي منتهي فرمان روايان کشور خلافت عظمي رهانندگان عيون مسائل طوائف امم از غمرات حيراني، رسانندگان جفون وسائل پري و بني آدم باقصي درجات اماني، موافقت شيم و اطوارشان موافقت حق است و وسيله هلاک و تباهي چه فرمان ايشان فرمان خداست در همه اوامر و نواهي، اطاعت ايشان اطاعت خداست و علامت سعادت و آگاهي، و عصيان ايشان عصيان خداست و باعث شقاوت و روسياهي، دوستدار ايشان دوستدار پروردگار است و شيوه پرستاري استوان، دشمن ايشان دشمن پروردگار است و همه آفريدگان از او بيزار، مثل ايشان مثل کشتي نوح است، هر نيکبختي که به آن متوسل گرديد به ساحل رستگاري رسيد و در نزهت سراي آستانش جاويد ارميد و هر دل سختي که سخن نشنيد و از آن تخلف ورزيد در گرداب اضطراب طپيد تا کار به هلاک ماودان کشيد بلکه نسيم اطمينان بر دماغ اميدش نوزيد، حاصل که مکارم و مناقب ايشان از گنجائش ظروف و حروف افزون است و از نمايش مدارک افهام و مشاعر احلام بيرون است نه خواطر ظنون در ملاحظه سماتشان به آخر کار تواند رسيد و نه سواخط عيون در مشاهده صفاتشان يکي از هزار تواند ديد، همان به که صحرا نورد انديشه درين وادي قدم کوشش نفرسايد و آموزگار خامه بنگارش نموداري چند که از او آيد بر حجم نامه نيفزايد بلکه از روي اقرار به عجز و انکسار بتذکار اسماي باهر الانوارشان که هر يک نمودار اسمي است از اسماي پروردگار طريق اختصار بپيمايد.
فصل: امام اول است مظهر عجائب و مُظهر غرائب ابو الحسن علي بن ابي طالب که خداي عزوجل او را امير المومنين نام نهاده و هيچ يک از ساير اوصياء و خلفاء نه متقدمين و نه متأخرين را رخصت تسمي به اين اسم نداده، در خبر است که جز او هر کس اين لقب را براي خود پسنديده کافر است.6 دوّم سبط مصطفي و خلف مرتضي امام حسن مجتبي _ سيّم ثاني سبطين و مقتداي ثقلين امام حسين _ چهارم سرآمد پرستاران جهان آفرين امام زين العابدين، پنجم برگزيده اوائل و اواخر در جميع مناقب و مفاخر امام محمد باقر، ششم روشني بخش مغارب و مشارق امام جعفر صادق، هفتم افتخار اعالي و اعاظم ابو ابراهيم موسي بن جعفر کاظم، هشتم سلطان سرير امامت و ارتضا امام رضا علي بن موسي، نهم قبله‌ها ديان سبيل رشاد امام محمد تقي جواد، دهم قدوه راه نمايان طريق اقصد ابو الحسن نقي علي بن محمد، يازدهم شرق انوار فضائل خفي و جلي ابو محمد حسن بن علي، دوازدهم بقية الله که هم نام و هم کنيت حضرت پيغمبر است و در صورت و سيرت شبيه‌ترين مردمان به آن سرور است.7 شب نيمه شعبان از سال دويست و پنجاه و پنج از اعوام هجرت تولد يافته و در پنج سالگي به خلافت يزداني و حمل اعباي جهانباني شتافته تا امروز عالم به برکت وجود او برپاست و اوست که در اين زمان بر جميع طوائف مردمان حجت خدا است. اوست پاسبان بيض? ملّت و حارس گوهر دين، اوست سبب پايندگي زمين و وسيله روزي يافتن کهين و مهين، در اين مدت متمادي به علت قلت مددگار و کثرت اعادي از نظر حاضر و بادي نهان است، و از تاريخ ولادت تا اين اوقات که آخرين پله عشر نهم است بعد از بلوغ مات به نخستين پلّه عشرات مانند آفتاب زير سحاب نفع رسان خرد و کلان و نوربخش ذرات جهان است و هر گاه به مقتضاي مشيت قاهره ايزدي از ابر غيبت برآمده سراسر جهان را به نور ظهور وافراسرور نوازد. چنان به توحيد ملل و اديان و اعلاي کلمه ايمان و تشديد قواعد و مباني پردازد که تمامي روي زمين را که آکنده جور و عروان شده مالامال عدل و احسان سازد.
فصل: سرور پيغمبران و وحي نژادان اين دودمان ولايت بنيان يگان يگان از امام ثاني عشر که اکنون صاحب زمان و خليفه يزدان است خبر داده‌اند و زبان به بيان اخلاق فاضله و سيرت کامله و عمر دراز و غيبت جانگداز و دولت ايمان طراز او گشاده‌اند و گفته که اگر از دنيا نمانده باشد مگر يکروز که ايزد تعالي آن روز را دراز نمايد تا آن حضرت رخصت ظهور يافته از ابر غيبت برآيد و دست نوازش گشايد و به وفور نور حضور اطراف و اکناف عالم غرور را روشني بخشايد و سراپاي جهان را شيوع امن و امان و ذيوع عدل و ايمان آرايد بعد از آنکه ظلمات ظلم و عدوان و کدورت کفر و طغيان بر روي يکديگر نشسته باشد و از کثرت فساد و افساد اوباش و اوغاد رشته انتظام امور معاش و معاد عامه عباد در جمله قري و بلاد گسسته باشد، مشارق و مغارب زمين را مسخّر سلطنت قضا امين گرداند و بر کهين و مهين موافق قوانين دين مبين حکم راند، مشعله سرکشي متغلّبان از نهيب شوکتش نگونسار گردد و آتش بدرگي متکبران از هيبت صولتش خاکستروار افسرده شود بسطوت فرمان روائي او در هفت کشور اواني و اقاصي حق طاعت و انقياد گرداند و به برکت غلبه دين حق در ظهور دولتش بر ملل ديگر مطيع و عاصي طريق رشاد سپارند. ذلول و شارد از اقارب و اباعد به مذهب حق شتابند مريد و مارد در هيچ يک از مصادر و موارد مجال تمرد فرمان نيابند. دين قويم و طريق مستقيم چنان رواج گيرد و نظام پذيرد که معمور? در روي زمين نماند که حمايت عنايت و رعايت هدايتش از ادناس عقايد فاسده و ارحاس مکاسب کاسده پاکيزه نسازد و نرهاند و کرامت عبادت و شهامت سيادتش دست ارادت جمهور سکن? آن را به ساق عرش سعادت نرساند و ويران? در همه آفاق نماند که پرتو اشراق دلالت و نور اشفاق عدالتش اباد نگرداند همگي تراث جدش با او باشد از شمشير و درع ورايت و عمامه و رداء و غيرها. و همچنين که اثاث ساير انبياء مانند خاتم سليمان و عصاي موسي. در خبر است که عصا در اطاعت آن حضرت چنان باشد که در اطاعت موسي مي‌بوده و فرمان آن حضرت در مانند ترسانيدن و فرو بردن شنود چنان که فرمان موسي مي‌شنوده.8
فصل: از جمله وقائع آن زمان نورافشان اين است که عيسي بن مريم بتول از آسمان نزول نموده به زمين شتابد تا فضيلت اقتدا در نماز به آن حضرت دريابد و از دين و آئيني که در بندگي جهان آفرين داشته بدين دين و آئين گرايد و پيروي آن حضرت را بر ذمّت همّت خود لازم دانسته در جمله افعال متابعت و مشايعت نمايد. و از آن جمله اينکه خداي عزوجل گروهي را از دوستداران و پيروان اين خاندان و گروهي را از زشت کاران و دشمنان ايشان ديگربان زنده گرداند تا آنان را به مکرمت مددگاري آن حضرت و بهجت جهانداري آن دولت رساند و اينان را از تعذيب و هوائي که مستحق آن باشند بتوغل در کفران و عدوان نموداري چشاند آنان را به لذت نيل مردم نوازد و اينان را در بوته نقمت انتقام گذارد و چون اخبار و آثار در تحقق رجعت بسياري از نيکان و بدان و تفاصيل خصوصيات آن بيش از آن است که احصا و استقصاي همه توان آموزگار خامه به نگارش مضامين آن اخبار نپرداخت و بنابر ايثار اختصار در اين نامه به همين مقدار اقتصار لازم شناخت، منشي غرائب و معطي رغائب سرور اولياء ثبور اعداي اهل بيت نبوت و اصطفاء را به تقصير مدت غيبت و تيسير ظهور دولت آن حضرت محصل و معجّل گرداند و دست ارادت پاک طينتان والا فطرت را که بعرو? وثقاي ولايت، خانواد? امامت

پایان نامه
Previous Entries نماز جمعه Next Entries ظلم و ستم