اقشار کم درآمد، حقوق انسان، توسعه شهر

دانلود پایان نامه ارشد

زمان شکل گيري تاکنون با عناوين متعددي چون : حاشيه نشيني، زاغه نشيني، سکونتگاههاي خودرو و نابسامان، اجتماعات آلونکي، اسکان نابهنجار و خودانگيخته ناميده مي شود که البته هر يک از اين تعاريف بر ملاک ها و معيارهاي خاصي مانند کالبد، جغرافيا، اقتصاد، روابط اجتماعي و
ويژگي هاي رواني تأکيد کرده اند؛ که در زير به تعريف چند مفهوم مرتبط با اين پديده پرداخته شده است:

1-6-2- زاغه نشيني
” محلات زاغه نشين آخرين چاره بازماندگان است و در تلاش بي امان براي بدست آوردن مزاياي شهري، اين محلات از نظر مدرسه، شغل، جمع آوري زباله، روشنايي معابر، خدمات اجتماعي و هر چيز ديگري که به طور دسته جمعي فراهم مي شود نيز بازنده هستند. محله زاغه نشين محله اي است که جمعيت آن نمي تواند در روند رقابت براي خدمات و کالاهاي عمومي به نحو مؤثري شرکت جويد و بدين ترتيب کنترلي بر نحوه توزيع اين خدمات و کالاها ندارد” (هاروي، 1376: 72).

2-6-2- حاشيه نشيني
حاشيه نشيني بيشتر به موقعيت جغرافيايي اشاره دارد و البته در بعضي موارد از نظر اجتماعي نيز کاربرد دارد. مارشال کلينارد در تعريف حاشيه نشيني چنين مي گويد: “حاشيه نشيني، خرده فرهنگي با مجموعه اي از ارزش ها و هنجارهاست که در محل هايي با بهداشت کم، انحرافات اجتماعي و ويژگي هاي ديگر از جمله انزواي اجتماعي همراه است” (لطفي و همکاران، 1389: 136). ” حاشيه نشين به مفهوم کلي به کسي گفته مي شود که در شهر سکونت دارد ولي به علل گوناگون نتوانسته است جذب نظام اقتصادي و اجتماعي شهر شود و از خدمات شهري استفاده کند. گرچه ريشه اصلي حاشيه نشيني را بايد در عواملي که موجب مهاجرت افراد از روستا به شهر مي شود، جستجو کرد. ولي تمام حاشيه نشينان از مهاجران تشکيل نيافته اند. بلکه بخشي از آنان افرادي هستند که ساکنان هميشگي شهر بوده اند ولي به علت فقر اقتصادي در واحدهاي مسکوني غيراستاندارد زندگي مي کنند و جزء حاشيه نشينان محسوب مي شوند” (عابدين درکوش،1380: 121).
حسين زاده دلير حاشيه نشيني را که در اغلب موارد، منظور استعمال کلمه “slum ” بوده است را به مفهوم محله يا کوچه هاي کثيف يک شهر يا مسکن انحطاط يافته و غيرمنطقي مي داند (حاتمي نژاد و همکاران،1385: 133). اگر حاشيه نشيني به عنوان يک مکان درنظر گرفته شود، به دليل پايين بودن نرخ زمين و يا عدم نياز به اجازه ساخت و ساز و يا نبودن نظارت و کنترل دولتي، رانده شدگان از متن ها با هجوم به اين محدوده ها سبب تداعي شدن اين سبک از واژه ها در اذهان عمومي شده اند. حالتي که شخص در قالب آن فرو رفته و در حالت زندگي کردن است و هميشه اميد به فردايي بهتر دارد (لطفي و همکاران، 1389: 137).

3-6-2- سکونتگاههاي غيررسمي1
اسکان غيررسمي را هر چند معادل حاشيه نشيني نيز آورده اند، اما در اذهان عموم بيشتر به معني موقتي بودن اسکان در يک مکان و تصرف و استقرار غيرقانوني بر زمين بوده است.
اسکان غيررسمي به نوعي اسکان گفته مي شود که افرادي بدون اجازه و يا پرداخت اجاره بها مکان آنها را اشغال کرده و آن را سرپناه خويش قرار داده اند. اين تعريف فقط به جنبه فيزيکي و کالبدي اسکان غيررسمي پرداخته و تصرف عدواني را لازمه اسکان غيررسمي دانسته است (عسگري طباطبايي، 1381: 102).
” اسکان غيررسمي نوعي سکونت در فضاي شهري است که در تمامي ابعاد سياسي، اجتماعي، فرهنگي، کالبدي، حقوقي، سابقه استقرار، نحوه شکل گيري و سير تحولات تاريخي با کل شهر و بخش هاي مجاور تفاوت اساسي و فاصله زيادي دارد. مساکن نامعمول، خيابانها و کوچه هاي تنگ و باريک، مشکلات زيست محيطي و بهداشتي، فزوني و تراکم بالاي جمعيت، فقر فرهنگي و آسيب هاي اجتماعي، آسيب پذيري بالا در برابر حوادث طبيعي، سطح پايين برخورداري از امکانات و تسهيلات زندگي، عدم برخورداري لازم از امکانات، تأسيسات و خدمات شهري، اشتغال غالب در مشاغل غيررسمي، تصرف غيرقانوني زمين و غيره از ويژگيهاي اسکان غيررسمي مي باشد. عمده ترين ملاک هاي عدم رسميت، ويژگيهاي مسکن و مالکيت در زمين مي باشد” (صرافي، 1381: 6). به نظر عده اي از متخصصين، اسکان غيررسمي عبارت است از وضع زندگي تمام کساني که در جامعه شهري ساکنند ولي از نظر درآمد، بهره گيري از امکانات و خدمات در شرايط نامطلوبي به سر مي برند.در واقع کليه کساني که از حالت توليدي گذشته خود بيرون آمده و به صورت مازاد نيروي انساني در حاشيه شهر سکني مي گزينند و داراي يک زندگي حاشيه اي هستند (داداش پور و عليزاده، 1390: 31).
تعريفي که از سکونتگاه هاي غيررسمي با تمرکز و تأکيد بر مسکن آنها مي شود، اصطلاح “بدمسکني” است، چرا که مسکن تعيين کننده کليدي کيفيت زندگي است که مي تواند در سطوح فرد، خانوار و اجتماع و حقوق انساني سنجيده شود(مهندسين مشاور پرداراز، 1389: 4). مظفر صرافي اسکان غيررسمي را اينگونه تعريف مي کند : ” سکونتگاه هايي که درون يا مجاور شهرها داراي بافت کالبدي نابسامان و عمدتاً خودرو بوده و از واحدهاي مسکوني که بدون رعايت اصول فني ساختمان است ساخته شده و فاقد مجوز رسمي مي باشند، بيشتر ساکنان آنها اقشار کم درآمد بوده و در اقتصاد غيررسمي فعاليت دارند”(صرافي، 1382: 266).
در واقع اسکان غيررسمي از جمله پديده هاي ناشي از شهرنشيني شتابان معاصر و از جلوه هاي بارز فقر شهري است که به صورت خودرو در درون يا اطراف شهرها ظاهر شده است. اينگونه سکونتگاه ها با تجمعي از اقشار کم درآمد و غالباً با مشاغل غيررسمي و شيوه اي از شهرنشيني ناپايدار همراه اند و زمينه ي مناسبي براي بروز آسيب ها ي اجتماعي به شمار مي روند( علي آبادي، 1381: 5).
در کل مي توان گفت اسکان غيررسمي (Informal settlement) پديده اي به قدمت يک صد سال است که در شهرهاي بزرگ ايران پديدار شده و به طور کلي ناشي از تحولات اجتماعي، اقتصادي و روند شهرنشيني و شهرگرايي ناهمگون و بي برنامه ي ايران به شمار
مي آيد.

7-2- عوامل مؤثر بر شکل گيري اسکان هاي غيررسمي در کشورهاي در حال توسعه

يکي از دلايل اصلي شکل گيري سکونتگاههاي غيررسمي در کلان شهرهاي کشورهاي جهان، به خصوص کشورهاي در حال توسعه، شهرنشيني شتابان و تخليه شدن روستاها در اين کشورها به دنبال انقلاب صنعتي بود. در کنار اين عامل کلان که در اکثر کشورهاي جهان شموليت دارد، دلايل ديگري نيز در شکل گيري اين سکونتگاه ها در کشورهاي در حال توسعه دخيل مي باشند که مي توان مهم ترين اين عوامل را در موارد زير خلاصه کرد:

1-7-2- عوامل ساختاري جامعه
توزيع نابرابر ثروت و رشد و برتري برخي از کانون هاي بزرگ شهري (مناطق منتخب اقتصادي) و برخورداري آنها از فوائد جريان توليد و درآمد جامعه، نتيجه انباشت سرمايه و جذب جمعيت در اين نواحي را بدنبال دارد. در واقع وجود اين کانون هاي بزرگ شهري و تسلط اقتصاد دوگانه، طيف گسترده اي از جمعيت را که توان رقابت نداشته، به حاشيه رانده و نواحي نامساعد را جهت سکونت اين افراد فراهم مي کند(رفيعيان، 1382: 290) . فريبرز رئيس دانا نيز در مقاله خود با عنوان” پيشنهاد يک الگوي سازواره اي براي رفتار مهاجرت روستا-شهر” با توجه به نظريه سيستمي تأثير و پويش ساختار انباشت سرمايه و همچنين تغيير در ساختار توزيع درآمد را موجب انتقال جمعيت و رشد شهرنشيني ناموزون و در نتيجه سکونتگاههاي خودرو و گسترش فقر شهري مي داند(داودپور، 1384: 28).
“در کنار اين فرآيند، مهاجرين تازه وارد و جوياي کار به شهر که از توان اقتصادي لازم برخوردار نبوده و در کوتاه مدت نمي توانند جذب بازار رسمي اشتغال شهري شوند نيز فشار مضاعفي را بر منابع موجود شهر وارد ساخته و بازار کاذب غيررسمي شهر را به وجود مي آورند. به دليل عدم امکان رقابت گروه هاي کم درآمد در بازار رسمي و جذابيت بازار غيررسمي، تأمين نيازها از طريق اين بازار صورت پذيرفته و در نتيجه تجلي آن در قالب اسکان هاي نابسامان غيررسمي ظهور مي کند”(رفيعيان، 1382: 290). بنابراين به نظر برخي برنامه ريزان شهري اقتصاد وابسته در اکثر کشورهاي جهان سوم و تصميم گيري هاي سياسي ناشي از آن، علت اصلي پيدايش اسکان هاي ناپايدار شهري مي باشد و از نظر آنها رفع اين عارضه را بايد در تغيير ساختارهاي تعادل بخش جامعه جستجو کرد به اين معني که تا عدم رفع موانع توليد کننده فقر در جامعه، نمي توان انتظار تغيير اين جريان را داشت.

2-7-2- عوامل سازماني
برخي از صاحب نظران، فقدان نظام يکپارچه مديريت توسعه شهري و ناکارآمد بودن سيستم اداري جامعه را مولد اصلي بروز اين اسکان ها تلقي مي کنند. از ديد آنها نابرابري معلول ناکارآمدي سازمان اداري و مديريتي حاکم بر جامعه و برنامه ريزي هاي بخشي موجود در آن است. در واقع اعتقاد آنها بر اين است که برنامه هاي سازماني پاسخگوي نياز سکونتي اقشار کم درآمد شهري نبوده و در نتيجه اين نوع اسکان، در شرايطي متفاوت و خارج از کنترل شکل مي گيرد(داداش پور و عليزاده،1390: 34).

3-7-2- فقدان سيستم هاي حمايتي و مشارکتي
برخي ديگر علت اصلي پيدايش اسکان نابسامان شهري را ناکارآمدي نظام هاي حمايتي (اعطاي وام هاي اعتباري و غيره) و ناتواني به کارگيري توانمندي هاي محلي تصور مي کنند و آن را عامل مهمي در ايجاد و تشديد اين گرايش نامطلوب شهري مي دانند. به نظر اين متخصصين تقويت چتر حمايت هاي اجتماعي و استفاده از ظرفيت هاي مشارکت مردمي(در قالب نهادهاي مردمي) مي تواند در جهت کنترل اين نواحي باشد(رفيعيان، 1382: 291) . بنابراين مي توان گفت عدم برنامه ريزي مشارکتي و حمايتي دولت با توجه به هزينه بالاي مسکن و عدم توان مالي مهاجران روستايي و شهري جهت تأمين سرپناه، زمينه گرايش به اسکان غيررسمي را فراهم مي کند.

4-7-2- وجود باندهاي نامشروع قدرت و بورس بازي زمين
عدم کنترل و نظارت بر مصرف درست زمين، که عامل کميابي در نواحي شهري محسوب مي گردد به عنوان عاملي در ايجاد و گسترش اسکان هاي غيررسمي تلقي مي شود. “فقدان اهرم هاي کنترل کننده در جهت به تعادل رساندن عوامل بازار و وجود مافياي نامشروع کنترل کننده زمين هاي بي دفاع شهري، جريان تسخير مناطق باز شهري را دامن زده و به صورت واگذاري غيرقانوني به افراد ديگر صورت مي پذيرد. فعاليت هاي غيرقانوني انجام شده بر روي زمين هاي شهري و رانت هاي حاصله از آن ضمن اينکه حکايت از فقدان اهرم هاي نظارت قانوني بر منابع شهري دارد، گوياي گسيختگي سازمان فضايي شهر و نبود مديريت مقتدر شهري است و لذا عاملي در جهت تشديد اسکان غيررسمي شهري محسوب مي گردد”(داداش پور و عليزاده، 1390: 34) .

5-7-2- سياست هاي مداخله و تأمين مسکن
در جهت برخورد با معضل رشد سريع اسکان هاي نابسامان و غيررسمي شهري، توسط دولت ها، سياست هاي متفاوتي در دستورکار قرار گرفته است که از بدبينانه ترين حالت که عموماً توسل به قوه قهريه و تخريب اين مناطق است شروع و تا انجام اقدامات اصلاح طلبانه (مداراجويانه) ادامه پيدا مي کند (نيک نام و موسوي،1389: 21).
نگاهي کلي به سياست هاي اعمال شده جهت سامان بخشي به مقوله اسکان شهري به ويژه اسکان گروههاي کم درآمد ساکن در شهر و بهسازي اسکان هاي غيررسمي، نشان مي دهد که برخورد قهري و تخليه اجباري( به جز در موارد خاص که خطر ريسک بالا وجود دارد) با اين اسکان ها نه تنها به حل موقت مسأله کمک نکرده است بلکه بر دامنه اثرات اجتماعي آن و بروز ساير ناهنجاري هاي اجتماعي نيز افزوده است، لذا “برخورد با مسأله اسکان غيررسمي را بايد در چارچوب سياست هاي اصلاح تدريجي پي گرفت که از يک طرف تأکيدي بر رعايت حداقل حقوق انساني اين افراد و از طرف ديگر کنترل و هدايت مجدد مقوله اسکان آنهاست. سياست هاي اصلاح طلبانه در برخورد با اسکان هاي غيررسمي به تدريج روند تکاملي را طي کرده و به سمت استراتژي تشکيل سرمايه هاي اجتماعي و انساني در اين سکونتگاه ها سوق پيدا کرده است. تجارب اعمال شده نشان داده است که صرف پذيرش اسکان اين جوامع کافي نبوده و بايد به موازات پذيرش حق مالکيت اين افراد و قاعده مند کردن آن، زمينه هاي لازم جهت بهسازي و ارتقاء محيط کالبدي آنها

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره جبران خسارت، سازمان ملل، حقوق فرانسه Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره حل و فصل اختلافات، حل اختلاف، انصاف و عدالت