اقتصاد دانشی، اقتصاد دانش، مالکیت معنوی

دانلود پایان نامه ارشد

سازمان است که شامل پایگاه داده ها و چارتهای سازمانی و دستورالعمل های فرآیندی و استراتژی هاو یا شامل هر چیز دیگری که به سازمان ارزشی بیشتر از مواد آن می دهد. (Bontis et al.,2000)
– سرمایه ساختاری به صورت آنچیزی که در سازمان باقی می ماند هنگامی که افراد شب به خانه هایشان می روند تعریف شده است و از فرایندها و روالهای سازمانی بر می خیزد. (Roos et al.,1997)
– سرمایه ساختاری به صورت سخت افزارها ونرم افزارها و پایگاه داده ها و ساختار سازمانی و حق اختراع ها و مارکهای تجاری و سایر تواناییهای و قابلیتهای سازمانی است که از بهره وری کارکنان حمایت می کند.(Edvinsson et al., 1997)
2-1-5- چرایی تغییر و گذار50 به سوی داراییهاي نامشهود
1- محیط قانونی متغیر
از سال 1982 و در پی تصویب یکسری قوانین در ايالات متحده آمريكا، حقوق انحصاری مالکان داراییهاي معنوی یا مالکیت معنوی به رسمیت شناخته شد و به داراییهایی از قبیل حق اختراعها، حق امتیازها و کپی‌رایت و غیره ارزش داده شد و یکسری ضمانتهای و تضمین‌های اجرایی نیز برای حمایت از آن تصویب شد که این امر منجر به اهمیت و ارزش مالکیت معنوی شد.
2- اثرات اینترنت و تکنولوژی اطلاعات
رشد سریع اینترنت و به موازات آن قابلیتهای روبه رشد آن به خصوص فناوري اطلاعات، دنیای صنعتی را وارد یک پاردایم اقتصادی جدیدی بنام اقتصاد دانشی و اطلاعاتی کرد.
3- اثر اهرمی سرمایه‌های فکری
سرمایه‌های فکری دارای این توانایی هستند که سودآوری یک شرکت را افزایش داده و این سرمايه فكري به شرکتها این اجازه را می‌دهد که کالاها و خدمات جدید و فرآیندهای تجاری و اشکال سازمانی جدیدی را تولید کنند. برای مثال تحقیقات نشان داده است که شرکتها سازنده خودرویی که وسایل و تراشه‌های کامپیتری بیشتری را در خودرو خود تعبیه کرده‌اند شرکتهای موفق‌تری هستند (Sullivan et al., 2000).
4- الگوهای متغیر فعالیتهای بین فردی و جامعه شبکه‌ای51
5- ظهور و پیدایش نوآوری به عنوان مهمترین عامل تعیین‌کننده رقابت‌پذیری شرکتها (Petty et al., 2000).
6- شکست استراتژیها ادغام و اكتساب52 در اثر نادیدهگرفتن نقش داراییهاي نامشهود و عدم تقارن اطلاعاتی در بازارهای مالی (Lim et al., 2004)
7- محدودیتهای سیستم‌های حسابداری و گزارش‌دهی مالی در هزاره جدید و بحث مبهم سرقفلی (Seetharaman et al., 2002)
8- ظهور سینرژیهای دانش بر در هزاره جدید (Guptua et al., 2001)
9- تمایل شرکتها برای فهمیدن این موضوع که چرا شرکتهای دارای منابع انسانی با کیفیت بالا، دارای ارزش بالایی هستند.
10- مطالعه سرمايه فكري بخاطر درک بهتر پویاییهای درون سازمانی
11- کشف اثر قابل ملاحظه‌ای فعالیتهای تحقيق و توسعه بر روی بهره‌وری و ارزش سهام و کشف و فهم سودآوری سرمایه‌گذاری نامشهودی مانند آموزش. (Guthrie et al., 2001)
كوهن53 و همکارانش (1993) اینطور هشدار می‌دهند که درست مانند زمانیکه انسان از اعضای بدن خود استفاده نکند آنها را از دست می‌دهد اگر شرکتها از سرمايه فكري خود استفاده نکنند، آن را از دست می‌دهند و این موضوعی است که سرمايه فكري از آن رنج می‌برد. بنیاد Gottlieb Duttweiler مطالعاتی را در زمینه سرمايه فكري انجام داد و به این نتیجه رسید که فقط از 20 درصد دانش موجود در یک سازمان به طور واقعی استفاده می‌شود (Bontis et al., 2000).
2-1-6- منافع و مزایای اندازه‌گیری سرمايه فكري
1- شناسایی و نقشه‌یابی (نقشه‌برداری54) داراییهای نامشهود
2- شناخت الگوهای جریانهای دانشی در درون سازمان
3- اولویت‌بندی مباحث دانشی حیاتی و سرنوشت‌ساز
4- تسریع و شتاب دادن به الگوهای یادگیری درون سازمانی
5- شناسایی بهترین عملیات55 و اشاعه آن در سرتاسر سازمان
6- تحت نظارت داشتن مستمر ارزش داراییها و پیدا کردن راههایی برای افزایش ارزش آنها
7- درک شبکه‌های اجتماعی سازمان و شناسایی عاملان تغییر
8- افزایش نوآوری
9- درک بیشتری از این موضوع که چگونه دانش، یکسری روابط متقابل را بوجود می‌آورد.
10- افزایش فعالیتهای همکاری و فرهنگ تسهیم دانش در نتیجه افزایش آگاهی از منافع و مزایای مدیریت دانش
11- افزایش خود ادراکی کارکنان از سازمان و افزایش انگیزش آنها
12- ایجاد و خلق فرهنگ عملکردگرا (Kannan et al., 2004).
13- افزایش شفافیت
14- منجر به هزینه سرمایه کمتر
15- افزایش قیمت سهام
16- می‌تواند به عنوان یک وسیله بازاریابی مورد استفاده قرار گیرد (Seetharaman et al., 2002)
17- بهبود خط مشی‌گذاری در سطح ملی و کاهش شکاف اطلاعاتی در بازارهای مالی و موفقیت شرکتها در زمینه اجرای استراتژیهای خود.
و … .
2-1-7- چرا باید با وجود اینکه اندازه‌گیری سرمايه فكري دارای این چنین مزایایی است اما تلاشهای کمی در این زمینه صورت گرفته است؟
شاید یکی از مهمترین دلایل این امر، بخاطر عدم اجماع در مفهوم، طبقه‌‌بندیها و اجزای سرمايه فكري و گوناگونی و تعدد روشهای اندازه‌گیری سرمايه فكري است که شرکتها را به اندازه‌گیری سطح سرمایه‌های فکری خود، راغب نمی‌کند.
1- اندازه‌گیری و گزارش‌دهی سرمايه فكري، یکسری هزینه‌های عملیاتی را افزایش می‌دهد که محصول قوانین جدید و بوروکراسی است.
2- اندازه‌گیری و گزارش‌دهی سرمايه فكري موجب می‌شود که برخی از اطلاعات حساس رقابتی که قبلاً فاش نشده بود در قلمرو عمومی افشا شود که ممکن است به ضرر سازمان تمام بشود.
3- اندازه‌گیری سرمايه فكري باعث افزایش ریسکهای بدهی کاربران می‌شود که این بخاطر نمایش و نشان دادن اطلاعات آینده مداری که نمی‌تواند مستدل باشد.
4- ارزشگذاری سرمايه فكري برخلاف داراییهای مشهود، خیلی ذهنی است یک نمونه کوچک از این موضوع اندازه‌گیری مهارتهای فنی شرکتهای با تكنولوژي پيشرفته و بالا است.
5- استانداردهای اندازه‌گیری و گزارش‌دهی هنوز در مراحل ابتدایی خود بسر می‌برند و مبهم و ساختار نیافته هستند (Seetharaman et al., 2002)
6- با افزایش پیچیدگی طبقه‌بندیهای سرمايه فكري یک مشکلی که بوجود می‌آید این است که عملیات حسابداری سنتی نمی‌تواند برای شناسایی و اندازه‌گیری داراییها نامشهود جدید در سازمان بویژه در سازمانهایی که مبتنی بر دانش هستند کاری انجام دهد (Petty et al., 2000). مطالعه و اندازه‌گیری سرمايه فكري بیشتر به عنوان یک هنر توصیف می‌شود تا یک علم و دربرگیرنده عوامل روانی و خلاقیت و شامل یک ترکیبی از مطالعات رفتاری است (Lim et al., 2004).
7- بیشتر تحقیقات انجام شده در زمینه سرمايه فكري، پیمایشی و مطالعه موردي بوده است و برای درک بهتر از روشهای اندازه‌گیری سرمايه فكري باید از سایر روشهای تحقیق نیز باید استفاده کرد (Petty et al., 2000). استفاده از رویکرد اقدام پژوهشي و رویکردهای چندروشي و متعدد در این زمینه بسیار مفید است.
8- اما یکی از مهمترین مشکلات در زمینه اندازه‌گیری سرمايه فكري، به روشهای و سیستم‌های ناکارآمد و ناکارآ حسابداری و پارادایم حسابداری سنتی مربوط می‌شود (Lim et al., 2004 and Chen et al., 2004 and Kannan et al., 2004, Seetharaman et al., 2002)
9- تسلط به موضوع و بحث سرمايه فكري و اندازه‌گیری سرمايه فكري مستلزم وجود افرادی است که در زمینه استراتژی، مدیریت دانش، منابع انسانی و جامعه‌شناسی و سایر علوم انسانی تخصص داشته باشند که این موضوع در جهانی که به تخصص‌گرایی در یک زمینه خاص توجه می‌شود تناقض دارد.
2-1-8- برخی از محدودیتهای سیستم حسابداری سنتی از نظر بنتيس
– رویکردهای موجود و جاری در حسابداری سنتی، به یک سازمان بصورت یک کل مرتبط می‌شوند و نمی‌توانند بخشهای انفرادی یا کارکنان دانشی رامورد توجه قرار دهند.
– آنها نمی‌توانند توازنی بین پیش‌بینی‌ها گذشته‌نگر و پیش‌بینی آینده‌نگر خود برقرار کنند (عدم توازن بین معیارهای مالی یا کمی و معیارهای غیرمالی یا کیفی)
– پویاییهای رفتاری و اثرات آن بر روی اقتصاد سازمانی56 اندازه‌گیری نمی‌شود.
– هیچ سیستمی برای اندازه‌گیری اثربخشی فرآیند در شکل‌گیری و ستخیر و انتقال دانش ضمنی وجود ندارد. (Kannan et al., 2004)
بطور خلاصه چنین می‌توان گفت که:
پارادایم حسابدرای سنتی برای عصر صنعتی مناسب بوده است زيرا بیشتر داراییهاي شرکتها مشهود بوده‌اند و این پارادایم فقط به معاملات57 انجام شده در گذشته توجه می‌کند ولی با ورود به اقتصاد دانشی، این پارادایم دیگر دارای کارایی لازم نیست و پارادایم حسابدرای جدیدی در حال مطرح شدن است. (Seetharaman et al., 2002)
1- رویکردهای اندازه‌گیری سرمايه فكري حقایق نرمی مانند کیفیتها را در برمی‌گیرند در حالی که معیارهای حسابداری حقایق سختی مانند کمیتها را اندازه‌گیری می‌کند.
2- اندازه‌گیری سرمايه فكري بر روی خلق و ایجاد ارزش تکیه می‌کند درحالی که حسابداری سنتی، پیامدهای معاملات گذشته و جریانهای نقدی گذشته را که تحقق یافته است منعکس می‌کند.
3- رویکردهای سرمايه فكري تمایل به آینده دارند (آینده‌نگر) در حالی که رویه‌های حسابداری سنتی در مقابل گذشته‌نگر هستند (Chen et al., 2004).
بطور تدریجی این موضوع تایید شده است که اندازه‌گیری و سنجش مالی سنتی، در راهنمایی و رهنمود خط مشيگذاری استراتژیک دولتها ناکافی و ناتوان است. این رویکرد نیاز دارد تا با اندازه‌گیری‌های جدیدی مانند سرمايه فكري جایگزین یا تکمیل شود. این موضوع باعث شده است که بحث اندازه‌گیری سرمايه فكري در سطح ملی و استفاده از این اطلاعات نیز در بین دولتها و مجامع بین‌المللی داغ شود. برخی از محققان معتقدند که درک دوبارة مفاهیم و روشهای حسابداری ممکن است شروع خوبی برای درک امکان‌پذیری چهارچوبهای شناسایی و اندازه‌گیری و افشاء سرمايه فكري باشد و برخی دیگر از محققان معتقدند برای اینکه قادر باشیم که سرمايه فكري را اندازه‌گیری ومدیریت کنیم ابتدا نیاز به درک بهتر و تعریف دقیق‌تری از مفهوم سرمايه فكري داریم (Guthrie et al., 2001).
امروزه طراحی یک مدل اندازه‌گیری برای سرمايه فكري تبدیل به مشکل بزرگی برای اکثر شرکتها شده است بویژه شرکتهایی که می‌خواهند الزامات اقتصاد مبتنی بر دانش و جهانی شده را برآورده سازند. (Chen et al., 2004)
2-1-9- دلایل اندازه‌‌گیری سرمايه فكري
برای اینکه بتوانیم چیزی همانند سرمايه فكري را مدیریت کنیم ابتدا باید آنرا اندازه‌گیری کنیم (Sanchez et al., 2000). لذا در ادامه به علل اندازه‌گیری سرمايه فكري توسط شرکتها در عصر اقتصاد دانشی می‌پردازیم.
مر و همکارانش در مقاله‌ای تحت عنوان “چرا شركتها سرمايههاي فكري خود را اندازهگيري ميكنند” در سال 2003 بطور مشروح به ذکر دلایل اندازه‌گیری سرمايه فكري پرداخته‌اند.
این افراد با مرور بازبینی سیستماتیک ادبیات سرمايه فكري پنج دلیل اساسی را برای این موضوع که چرا ما باید سرمايه فكري را اندازه‌گیری کنیم آورده‌اند :
1- کمک به سازمانها برای تنظیم استراتژی آنها.
2- ارزیابی اجرای استراتژیها.
3- کمک به تصمیمات گسترش و تنوع.
4- استفاده از نتایج اندازه‌گیری سرمايه فكري به عنوان مبنایی برای جبران خدمات.
5- ابلاغ این معیارها مربوط به سرمايه فكري به سهامداران و ذینفعان خارجی.
در ادامه این دلایل بطور عمیقی مورد بررسی قرار می‌گیرد
1- تنظیم استراتژی
اگر ما استراتژی یک شرکت را بصورت یک الگویی از تصمیم‌گیری درون سازمانی تعریف کنیم که این الگو به نوبة خود اهداف ومقاصد فرعی و رویه‌های سازمانی و سیاستهای سازمانی را در جهت رسیدن به اهداف سازمانی مشخص می‌کند پس سرمايه فكري یک سازمان دارای اهمیت استراتژیک است. امروزه سازمانها درک کرده‌اند که هنگام تنظیم استراتژی های یک شرکت باید حتماً نیروهای رقابتی، فرصتها و تهدیدها یک صنعت را شناسایی کنند و علاوه بر این سازمانها مجبور هستند که شایستگی‌های اصلی شرکت و منابع درونی خود را برای ارزیابی این فرصتها شناسایی کنند. شرکتها مختلف، دارای شایستگی‌های مختلفی هستند سؤالی که آنها باید از خود بپرسند این است که آیا سازمان آنها دارای شایستگی‌های مناسب و صحیحی برای پیگیری و تعقیب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد "وَ، كسي، إِن Next Entries پایان نامه رایگان درمورد سفير، سوره‌ي، كسي