اقتصاد خانواده، افراد مبتلا، مواد مخدر

دانلود پایان نامه ارشد

اضافي، استخدام کارشناسان جديد بيماريهاي عفوني، مراقبت منظم از کادر، آزمايش مرتب خون و اجراي برنامه هاي آموزشي براي پرسنل بيمارستان، هزينه هاي مربوط به اين عمليات معمولاً شامل همه بيماران مي شود و در هزينه هاي درمان هر بيمار قابل حساب نيست… وجود اپيدمي، موجب نگراني افراد مي شود و اين نگراني هزينه هاي پزشکي را بالا ميبرد. اشخاص خسته، بي اشتها و دچار يک کسالت ساده در اثر نگراني به پزشک مراجعه و تقاضاي آزمايش خون از نظر آلوده شدن به HIV مي کنند (فرهاديان 184:1369).
با توجه به بررسي تيپ هاي متفاوت خانواده در تحقيق حاضر، و از آنجايي که يکي از تيپ هاي مورد مطالعه در زمينه تحقيقات “آسيب هاي اچ آي وي/ايدز” خانواده هايي هستند که حداقل يکي از اعضاي خود را در اثر ايدز از دست داده اند -اين فرد مي تواند اعم از نان آور(متکفل)22 اصلي خانواده و يا اعضاي غير متکفل (در بيشتر موارد زنان،کودکان و…) باشد- آسيب يک مورد مرگ ناشي از ايدز ممکن است بعلت خاصيت دراز مدت آن باعث تخليه طولاني منابع خانوار و سپس موجب تحميل سختي وسيع تر و بيشتر به نسبت مرگهاي ناشي از ساير علل گردد.
آسيب هاي اقتصادي اچ آي وي/ايدز بر روي اعضاي خانوار هاي [در حال بقايي] که دچار مرگ عضو بزرگسال خود گشته اند، بر اساس سه مشخصه ممکن است متفاوت باشد:
1- ويژگي هاي فردي فرد فوت شده، نظير سن، جنسيت، درآمد و علت مرگ وي.
2- ويژگي هاي خود خانوار، نظير ترکيب و ميزان دارايي.
3- ويژگي هاي اجتماع؛ نظير نگرش در رابطه با کمک به خانوارهاي نيازمند و دسترسي به منابع -سطح معيشت- عموم افراد در اجتماع.

2. 8 انحراف23
يکي از موضوعاتي که در اين مطالعه به آن خواهيم پرداخت بحث درباره تبيين پديده ايدز بعنوان يک انحراف و آسيب اجتماعي است. بديهي است اين بحث بدون رد يا تاييد انحرافي انگاشتن ايدز بعنوان يک انحراف اجتماعي صورت گرفته و محقق هيچگونه موضع خاصي نسبت به آن نداشته است.
واژه انحراف از صدها سال پيش در متون مختلف بكار ميرفته، اما درك جامعه شناختي از آن نسبتاَ جديد است. انحراف معمولاَ به فعاليتهايي كه مخالفت عمومي جامعه را بر مي انگيزد دلالت دارد (اقليما71:1383). برخي نيز انحراف را رفتاري تعريف مي كنند كه مخرب زندگي بوده ، مورد سرزنش قرار گيرد يا موجب لكه دار شدن و جريمه گردد (Boudon,1989 به نقل از ستوده30:1372).
انحرافات بسته به اينكه تا چه حد از عدم تاييد برخوردار باشند با واكنش جامعه روبرو مي شوند. (هارولدسكي 1353 به نقل از قائم مقامي:98). انحرافات تاييد نشده ممكن است مجازاتهاي متفاوتي را بدنبال داشته باشند كه از حد معيني از تحمل آغاز و به عدم تاييد ملايم يا حتي شديد ختم مي شوند. گروههاي جامعه ممكن است از اين طريق نسبت به منحرفيني كه رفتار غيرعادي شان مورد تاييد جامعه قرار نمي گيرد واكنش نشان دهند: اظهار تنفر، خشم، طرد، محروم كردن از حقوق اجتماعي و نكوهش زباني و يا تنبيه بدني، بازداشت،جريمه و حبس” (قائم مقامي:98و101).
با اينحال هنجارهايي كه يك رفتار را انحرافي معرفي مي كنند لزوماَ در فرهنگهاي مختلف يكسان نبوده و نيز در يك فرهنگ معين در طول زمان يكسان نمي باشند(هارولدسكي1353 به نقل از قائم مقامي:100).
يكي از موضوعاتي كه در بحث انحرافات مطرح مي شود اينست كه چه كساني فرد يا افراد را منحرف مي خوانند؟ بايد گفت انحراف وضعيتي مخلوق است و گروهها و مردمي كه در يك جامعه قدرت قانونگذاري را در دست دارند و مصوبات منفي بر روي نوع معيني از رفتار مي نهند، آفريننده اين وضعيت هستند، زيرا اعمال و رفتارها به خودي خود نه اخلاقي هستند و نه غيراخلاقي، نه انحرافي هستند و نه غيرانحرافي. بنابراين، قضاوت از رفتار شخصي تعيين كننده رفتار انحرافي است، نه خود آن رفتار (آيبر 1344 به نقل از قائم مقامي:109و110).
در بحث از انحرافات اجتماعي لازم است به نظريه برچسب نيز اشاره نماييم كه بنابر نظر جامعه شناسان كمك بسياري به مباحث مربوط به انحرافات نموده است.

2. 9 نظريه برچسب24
بدنبال طرح مباحث مربوط به انحراف اجتماعي نظريه برچسب نيز مي تواند مورد نظر قرار گيرد. در واقع با مرور اين نظريه مقدمه لازم جهت طرح اين بحث که “مبتلايان به ايدز نيز برچسب منحرف مي خورند يا نه؟” فراهم خواهد آمد.
نظريه برچسب نوعي كنش متقابل نمادين است و چون در محدوده اين سنت نظري قرار ميگيرد، عمدتاَ چشم انداز آن با كنش متقابل بين منحرفان و سازشكاران سروكار پيدا مي كند. بعلاوه چون كنش متقابل نمادين است، اين نظريه با مفاهيمي كه اعضاي سازمان يا اعضاي گروه از اعمال و عكس العملهاي ديگران مي گيرند، سروكار دارد. نظريه برچسب تاكيد مي كند كه نفس رفتار، منحرفان را از غيرمنحرفان متمايز نمي سازد، بلكه اعمال اعضاي سازشكار جامعه است كه اين تمايز را فراهم مي سازد. اين اعضا برخي از رفتارهاي انحرافي را تفسير كرده، برچسب انحرافي را به افراد نسبت مي دهند. نظريه برچسب سئوالاتي از اين قبيل را مطرح مي كند كه چه كساني برچسب انحراف را به چه كساني مي زنند و پيامدهاي اين برچسب زدن براي كساني كه به آنها برچسب زده مي شود، چيست؟
نظريه برچسب تاكيد مي كند كه برچسبها را كساني چون پليس، قضات، زندانبانان و روانپزشكان، كه براي تحميل معيارهاي خود بر جامعه داراي قدرت كافي هستند، بكار مي برند (ستوده144:1372). با اينحال بنظر مي رسد علاوه بر اين نيروها يا منابع كنترل رسمي، منابع كنترل اجتماعي غيررسمي اي نظير خانواده و همسايگان نيز در اين ميان دخيل مي باشند.
برچسب خوردگان جنايكاران، بزهكاران نوجوان، معتادان به مواد مخدر، الكليستها، روسپيان، همجنس بازان، بيماران رواني و عقب ماندگان ذهني را شامل مي شوند.
اين نظريه بر اين موضوع تاكيد دارد كه انحراف چگونگي يك عمل نيست، بلكه چگونگي پاسخ و واكنشي است كه به يك عمل داده مي شود. بعبارت ديگر نظريه برچسب درباره واكنشها و پيامدهاي اجتماعي اي كه نسبت به اشخاصي منحرف صورت مي گيرد و همچنين اثراتي كه چنين واكنشي در انحرافات بعدي اشخاص دارد، مي باشد. برچسبي كه به فردي زده شد موجب بروز وقايع مشابه ديگري مي گردد كه منجر به ظهور انحرافات ديگري مي شود.
يكي ديگر از نكات مورد توجه در اين نظريه اينست كه تئوري برچسب از درون اين حقيقت ريشه گرفته است كه عمل برچسب زدن توسط جمعيت ناقض قانون صورت نمي گيرد، زيرا آنها شانس برچسب زدن به كسي را ندارند، بلكه اين جمعيت واضع قانون است كه مي تواند هرگونه برچسبي را به افراد بي قدرت بزند. بايد گفت كه مصالح و منافع آتي طبقه حاكم ايجاب مي كند كه تصميم بگيرند چه كسي را بعنوان منحرف معرفي كنند و چه عملي را انحرف تلقي نمايند. عقيده برچسب نيز بر اين خصوصيت متمركز است كه تضاد اجتماعي و ملاحظات قدرت اجتماعي چه نقش مهمي در جامعه در تعيين اينكه چه رفتاري انحراف است، دارا مي باشد.

2. 10 انگ اجتماعي25
آدام و هرتسليک (1385) معتقدند “گافمن در مورد خط مشي اول26 فکر مي کند وقتي وضعيت به زيان شخص مبتلاست، کوشش اصلي فرد بر آنست که در خبري که به بي اعتبار شدن او مي انجامد، دست ببرد. اين پديده به ويژه در مورد بيماري ايدز کاملاً به چشم مي خورد. چه نخستين کساني که به آن دچار شدند اغلب “همجنس باز”27 و يا معتاد بودند، در اين مورد لطمه اي که به اين دسته وارد مي شود به زخمي که از ابتلاي به بيماري به آنها خورده، افزوده مي شود، بدين ترتيب اشخاص مبتلا اغلب بطور مضاعف نشان مي خورند” (آدام و هرتسليک 157:1385و158).
“… روشن است که نگهداري شخص مبتلا به ايدز، در بعضي موارد ، به دوري گزيني ديگران از شخصي که به او کمک مي کند منتهي مي گردد” (آدام و هرتسليک 162:1385).
يکي از مشخصه هاي عينيت بخش در مورد مسئله انگ اجتماعي، جلوگيري از دسترسي افراد مبتلا به ايدز به خدمات اجتماعي است. بخشي از اين محروم سازي ناشي از ترس از انتقال بيماري به افراد سالم (بخصوص ارائه کنندگان خدمات) مي باشد. “هرچند نظر کارشناسان مربوطه در مورد شناسانيدن عامل مولد بيماري و روشهاي سرايت آن اعلام گرديده روشن و قانع کننده باشد، ترس از سرايت بيماري هر اندازه که غيرواقعي هم باشد، وجود دارد. مثلاً پوششهاي مخصوصي که بعضي از پرستاران موقع حمل بيماران مبتلا به ايدز به تن مي کنند يادآور جامه هايي است که پزشکان مولير28 (طنز نويس فرانسوي) با آن جامه ها از بيماران طاعوني قرن هفدهم مراقبت ميکردند” (فرهاديان 178:1369).

2. 11 “تبعيض”29
يکي از اثرات اجتماعي ايدز بر روي افراد و خانواده هاي اچ آي وي/ايدز که در عمل و بصورت عيني در مورد اين گروه از افراد و خانواده ها اتفاق مي افتد اعمال تبعيض بر ضد آنان از سوي سايرين مي باشد. برخي از اين اعمال تبعيض آميز آثار منفي بر اقتصاد خانواده در بر دارد. در برخي موارد نيمي از خانواده هاي دچار مرگ ناشي از اچ آي وي/ايدز آثار تبعيض اجتماعي را حتي بعد از مرگ عضو مبتلاي خانواده احساس مي نمودند، هرچند پس از مرگ اين آسيب کمتر دشوار بود. اعمال تبعيض آميزي که اثر منفي بر اقتصاد خانواده داشته اند، شامل فشار اجتماعي جهت ترک شغل، دست کشيدن کارمندان از کار در موسسه تجارتي متعلق به PLWHA، از دست دان مشتري هاي سابق و يا سفارش کمتر آنها جهت دريافت کالا يا خدمات مي گردد. از اعمال تبعيض آميز ديگر مي توان به عدم معاشرت، طرد از اجتماع، اخراج كودكان مبتلا از مدرسه از توسط مسئولين مدارس، جلوگيري کودکان از بازي با ساير بچه ها و غيره اشاره نمود (Pitayanon,1997).
“اطفال سرم مثبت30 از مدارس اخراج مي شدند… در سال 1987 يک شرکت هواپيمائي موقتاً از قبول حمل مسافران مبتلا به ايدز خودداري کرده بود. مواردي ديده شده که فوت شدگان از بيماري ايدز از تشييع جنازه محروم شده اند به اين جهت که کارکنان مربوطه از انجام اين تشريفات خودداري کرده بودند” (فرهاديان 178:1369). همينطور “يکي از بيمارستانهاي خصوصي آمريکايي براي اطفال، آگهي کرده بود که اطفال سرم مثبت را قبول نمي کند و اگر بين کودکان بستري معلوم شود کودکي با سرم مثبت است، فوراً بايد به بيمارستان ديگري منتقل شود… تعدادي از کلينيک ها نگرانند که اين بيماري موجب از دست دادن بيماران خصوصي شان بشود” (فرهاديان 182:1369).

2. 12 سردرگمي
اين بخش از چارچوب نظري همچون برخي ديگر از بخشهاي اين فصل پس از انجام مصاحبه ها و گردآوري اطلاعات و يافته هاي مطالعه تدوين گرديد. در واقع منجر شدن ايدز به ايجاد نوعي احساس سردرگمي در ميان افراد و خانواده هاي مبتلا موضوعي نبود که در مطالعات پيشين -حداقل در مطالعاتي که محقق به مرور آنها پرداخته بود- بدان پرداخته شده باشد. از اينرو سعي گرديد بخشي مربوط به مرور ادبيات نظري بحث “سردرگمي” بخصوص در ميان مبتلايان به ايدز به طرح نظري مطالعه افزوده شده و بر اين اساس در بخش ارائه يافته هاي مطالعه تحليل مربوطه صورت پذيرد.
آدام و هرتسليک معتقدند مبتلايان به ايدز علاوه بر مشکلات فراوان ايدز دچار نوعي احساس سردرگمي بعلت ماهيت خاص ايدزشان مي باشند که به ايدز ماهيتي اجتماعي مي بخشد: “… ويروس ايدز به کندي عمل مي کند. دوران خفا (کمون) بين ابتلا و رشد احتمالي بيماري ممکن است ده سال طول بکشد. بنابراين چهره تازه اي در صحنه ظاهر مي شود که همان انسان حامل ميکرب است. او بيمار نيست ولي شخصي است با خطر ابتلاي به بيماري. شخصي که ميکرب حامل بيماري را با خود حمل مي کند، گاهي در طول سالها بايد در وضعيت پيچيده اي زندگي کند: او زندگي عادي خود را دارد ولي نسبت به آينده نگراني بزرگي را در سر مي پروراند و اغلب بدنبال درمان خويش مي رود. اين وضعيت بي شباهت به بيماري هاي مزمن نيست، در عوض لزوم اينکه بيمار بايد روابط جنسي خود را طوري تنظيم کند که طرف مقابل را مبتلا نسازد، بيماري را به برخي از بيماريهاي قديمي و بالاخص سيفيليس نزديک مي کند” (آدام و هرتسليک 41:1385). بنظر آدام و هرتسليک “سردرگمي” در قلب تجربه تعداد زيادي از بيماري هاي مزمن لانه دارد و فقط به کار درمان و

پایان نامه
Previous Entries افراد مبتلا، مخارج خانوار، مصرف مواد Next Entries افراد مبتلا، خانواده گسترده