افراد مبتلا، مواد مخدر، تحت درمان

دانلود پایان نامه ارشد

بدليل اعتياد پدر وي و اينکه با همديگر تزريق مواد مي نمايند، پدر شوهر و به احتمال فراوان مادر شوهر وي نيز به اين ويروس آلوده شده اند… شغل همسر مصاحبه شونده قبل از اعتياد به مواد مخدر کار در نانوايي بوده، ولي اکنون شاغل نيست. مصاحبه شونده نيز قبلاً به کار پرستاري در منازل اشتغال داشته، ولي در حال حاضر شاغل نمي باشد و تحت پوشش کميته امداد است که از اين طريق هر سه ماه يکبار چهل هزار تومان دريافت مي کند. خانه پدري که در آن زندگي مي کنند ملکي بوده و متعلق به پدر مصاحبه شونده مي باشد. پدر مصاحبه شونده سرپرست خانواده است. مصاحبه شونده داراي پنج خواهر و دو برادر مي باشد. در خانواده فقط پدر شاغل است. در ميان خانواده پدري مصاحبه شونده، فرد اچ آي وي مثبت وجود ندارد. در رابطه با بيماري مصاحبه شونده، همسر و دخترش افرادي همچون پدر، مادر، برادر، خواهرها و همچنين مادر همسر سابقش از موضوع مطلع اند.

4. 3 آثار سوء بيماري

4. 3. 1 اثر بيماري بر روي اشتغال
منظور از شغل85 يا پيشه “كاري است كه در مقابل مزد يا حقوق منظمي انجام مي شود.(گيدنز 5117:1376)
اثر بر اشتغال در ميان خانواده هاي دچار اچ آي وي/ايدز در اشكال مختلفي رخ داده است. با بررسي و تحليل اظهارات مصاحبه شوندگان الگوي اثرگذاري ايدز بر اشتغال در ميان موارد مورد مطالعه حاصل گرديده است. ايدز ممكن است يا بر اشتغل فرد مبتلا تاثير بگذارد و يا بر اشتغال ساير اعضاء خانواده وي. همچنين ايدز ميتواند موجب از دست دادن شغل بخصوص در مورد افراد مبتلاي متكفل (نان آور) خانواده گردد. اين از دست دادن شغل در برخي مواقع بصورت اجباري و به شكل اخراج از كار مي باشد. بعنوان مثال، يکي از مصاحبه شوندگان که زن بيوه اي بوده و شوهرش در زمان حيات از کار اخراج شده بود، مي گفت:
“از اونجا كه بعلت بيماري اخراجش كردن (هر سال اونجا از كارمنداشون آزمايش ميگيرن)، خب ولي هيچ موقع تست اچ آي وي از كاركن نميگيرن، منتها خيلي ضعيف شده بود، 15 كيلو كاهش وزن داشت بيماري پوست پيدا كرده بود كه تو صورتش ظاهر شده بود… ازش خواستن كه پيگيري كنه. بهش مرخصي تحت درمان دادن. بعد گفتن سر كار نيا، حقوقتو ميديم.”
برخي مواقع نيز از دست دادن شغل بصورت ارادي و در شكل ترك شغل صورت گرفته است. يکي از مصاحبه شوندگان زن که سرپرستي خانواده سه نفره اش را بر عهده دارد تجربه ترک شغلش را چنين توصيف مي کند:
“ديدم ميخوان كلي از همه آزمايش بگيرن، اون موقع خب ديگه كارمو ول كردم و به يه بهانه اي اومدم بيرون. نتونستم بمونم. كارش خيلي راحت بود حداقل براي من. ديگه از روي ناچاري گفتم حداقل تو خونه خودم بشينم كار كنم، ديگه اين بازخواست ها رو ندارم. يه سري هم تو خونه يه خانمي كار مي كردم، اونا خيلي باهام راحت بودن، حتي وقتي كه از جريان بيماريم مطلع شدند رفتارشون با من تغييري نكرد، ولي خودم يه جوري بودم. كلا َ كارمو خودم ول كردم. بهم گفتن برگرد بيا. گفتم نميتونم…”
در مورد فوق بنظر ميرسد مبتلا بعلت ترس از علني شدن موضوع اچ آي وي اش در بين همكاران و افرادي كه در محيط كارش با آنها بوده شغلش را رها مي كند و همچنين بنظر ميرسد اين عمل بيشتر همراه با آگاهي مبتلا در مورد نگرش منفي اكثريت افراد جامعه نسبت به ايدز و مبتلايان به آن است. اما از بخش دوم اظهارات وي وجود نوعي احساس “رو در بايستي” و در محدوديت بودن مبتلا -در شرايطي كه كارفرمايان وي از موضوع بيماري او مطلع اند- استنباط ميشود.
برخي نيز به دليل مشكلات ديگري كه در اثر اچ آي وي/ايدز خود و يا ساير اعضاي خانواده برايشان ايجاد گشته شغل خويش را ترك نموده بودند. بطور مثال، يکي از مصاحبه شوندگان که زن بيوه اي بوده و تا پيش از مرگ همسرش به کار آرايشگري اشتغال داشت، مي گفت:
“فعلاَ ديگه كار نميكنم. از اون موقع كه فهميدم بيمارم، [كار] نكردم. كارم زياد بوده. چون يه سري كار اداري داشتم كه بايد انجام ميدادم براي كار سرپرستي بچم.”
ايدز علاوه بر اثرگذاري بر شغلي كه فرد مبتلا و يا ساير اعضاء خانواده وي تا پيش از ابتلا و يا اطلاع از بيماري به آن مشغول بوده اند، مي تواند مانع اشتغال مجدد آنان گردد. در برخي موارد اين موضوع حالتي اجباري به خود مي گيرد و با ايجاد شروطي از جمله لزوم انجام آزمايش توسط داوطلبين موقعيتهاي شغلي موجب عدم بكارگيري اين گروه از افراد در اين موقعيتها مي گردد. بعنوان مثال، يکي از مصاحبه شوندگان در مورد وضعيت اشتغال فرزند مبتلايش گفت:
“الان تنها مشكلش براي كار بيماريشه. ميترسه هر جا بره آزمايش بده، بگن مريضي. نمي خوايم.”
يکي از مصاحبه شوندگان زن نيز علت اشتغال مجدد خود را چنين بيان مي کند:
“دوستم گفت يه جايي هست كه كار هست. بيمه هم ميكنند. اداره پست يا داروخونه بود. اما ميگفت كه بايد آزمايش داد! شماره تلفن و آدرس داد، ولي نرفتم. وقتي جويا ميشد بهانه مياوردم كه مثلاَ كارگر گرفتند يا اينكه آدرسشو پيدا نكردم و…”
ايدز علاوه بر تاثير بر از دست دادن شغل افراد مبتلا و يا ممانعت از كسب موقعيت شغلي ديگر ميتواند موجب كاهش ساعات كاري افراد مبتلا و يا ساير اعضاي خانواده وي گردد.
در مورد افراد مبتلا اين موضوع در قالب كاهش ساعات كاري و يا كاهش ميزان بهره وري ناشي از ايجاد ضعف جسماني در اثر ايدز، بروز بيماريهاي مرتبط با اچ آي وي/ايدز و يا آسيب پذيري مضاعف در نتيجه كاهش ايمني سيستم دفاعي بدن مبتلايان صورت مي گيرد. بطور مثال، يکي از مصاحبه شوندگان که زن بيوه اي بوده و خود نيز مبتلاست، در مورد وضعيت اشتغال همسرش در زمان پيش از فوت وي ميگفت:
“ساعات كارش تو اداره رو كم كرده بود. تدريسش رو هم در دانشگاه كم كرد. حس و حال نداشت. يكسال قبل از اينكه فوت كنه هيچ كاري نمي كرد.”
يکي از مصاحبه شوندگان، زن مبتلايي بود که داراي همسر و يک فرزند مي باشد. وي در مورد وضعيت اشتغال پس از ابتلايش مي گويد:
“وقتي كه ريه هام شديداَ عفونت ميكنه، اصلاَ ميفتم، يعني صدام كيپه كيپ ميشه. بعد تب ميكنم هيچ فعاليتي نميتونم داشته باشم… كارايي كه مربوط به شغلمه رو نميتونم انجام بدم.”
همچنين زن مبتلايي که شوهرش نيز دچار اچ آي وي بوده و با توجه به اينکه شوهر فاقد شغل بوده، وي به انجام کارهاي منزل مردم اشتغال داشته و سرپرستي خانواده دو نفره اش را بر عهده دارد. وي ميگفت:
“روزهاي [كاري] هفتگيمو كمتر كردم براي اينكه بدنم ضعيف تر نشه.”
در برخي موارد نيز كاهش اشتغال در مورد ساير اعضاء خانواده مبتلايان ايجاد مي شود. اعضاء غير مبتلاي اين گروه از خانواده ها كه شاغل مي باشند، بدليل مراقبت از فرد/افراد مبتلاي خانواده و يا انجام وظايف و كارهاي آنان ساعات كاري خود را كاهش مي دهند. بعنوان مثال، يکي از مصاحبه شوندگان که زن مبتلايي بوده در مورد وضعيت اشتغال همسر (غيرمبتلا) پس از ابتلاي خود مي گويد:
“اون سه ماه اولي كه از بيماريم مطلع شدم (براي انجام يه سري آزمايشها هر روز ميرفتم بيمارستان امام) همه برنامه هام بهم ريخته بود، روي شغل همسرم خب آره تاثير گذاشته بود. مثلاَ فكر كنين ساعت 11-5/11 تازه سر كارش ميرفت. اين يه خرده خلل وارد كرده بود تو كارش.”

4. 3. 1. 1 پيامدهاي از دست دادن شغل در بين خانواده هاي مبتلا
گيدنز(3:1376و542) شش ويژگي را براي اشتغال فردي برشمرده و معتقد است كه از دست دادن شغل و در نتيجه بيكاري آثار ويژه اي را بدنبال دارد. اين شش ويژگي عبارتند از:
پول، سطح فعاليت، تنوع، ساخت زماني، تماسهاي اجتماعي و هويت شخصي.

4. 3. 1. 2 از دست دادن و يا كاهش درآمد
درآمد86 “پرداختهايي است كه معمولاً ناشي از دستمزد، حقوق يا سرمايه گذاري است”(گيدنز 801:1376).پول يكي از عناصر اساسي اشتغال فرد محسوب مي شود. درنتيجه در صورت از دست دادن شغل مستقيمترين نتيجه حاصله از دست دادن درآمد است. آنگونه كه گيدنز ميگويد:”مزد يا حقوق منبع اصلي است كه اكثر مردم براي تامين نيازهاي خود بدان وابسته اند. بدون چنين درآمدي اضطرابهاي مربوط به گذران زندگي هر روزه معمولاً افزايش مي يابند”.
“هنگامي که خانواده ها عضو مزدبگيري نداشته باشند در معرض سقوط به ورطه فقر و فلاکت قرار مي گيرند”(برناردز1491384)… برخي موارد اظهار داشتند كه بدليل وجود ضعف جسمي و در برخي مواقع بمنظور جلوگيري از تشديد تضعيف بدن خود و كاهش قدرت دفاعي سيستم ايمني آن [در برابر عفونتهاي فرصت طلب] ساعات كاري خود را كاهش داده اند. با توجه به اين موضوع كه اكثريت شاغلين مبتلا در ميان موارد فوق مشاغلي كارمزدي داشته اند، در نتيجه اين مسئله موجب كاهش ميزان درآمد اين افراد و به تبع آن خانواده آنان گرديده است. بديهي است اين نوع كاهش درآمد صرفاَ در ميان شاغلين مبتلا مشاهده گرديد. بطور مثال، يکي از مصاحبه شوندگان زن که شغل قبلي اش را بعلت وضعيت بيماري اش ترک کرده بود و اکنون به کار خرد کردن سبزي در منزل اشتغال دارد، گفت:
“قبلاً اينجوري نبودم. چون ‏آدمي بودم كه صبح شروع به كار مي كردم تا شب، ولي الان نه. راستش توان كار زياد رو ندارم. تقريباً چه جوري بگم دوست دارم بيشتر استراحت كنم، يه همچين حالتي داره.”
يکي ديگر از مصاحبه شوندگان زن نيز که سرپرستي خانواده دو نفره اش را بر عهده دارد ميگفت:
“روزهاي [كاري] هفتگيمو كمتر كردم براي اينكه بدنم ضعيف تر نشه. هرچي بيشتر كار كنم، بيشتر درآمد دارم. براي همين درآمدم كمتر شده.”
يکي از مصاحبه شوندگان که زني بيوه بود در رابطه با ميزان درآمد پس از ابتلاي همسر فوت شده اش گفت:
“اواخر درآمدش كاهش پيدا كرده بود. مزايا و.. نداشت. تدريس تو دانشگاه رو هم هر سال كم ميكرد. براي همين درآمدمون كمتر شد.”
در برخي موقعيتها تاثير ايدز بر درآمد بواسطه مشغول ساختن ساير اعضاء خانواده در زمينه پيگيري امور فرد مبتلا مي باشد و يا اينكه عضو/اعضاي خانواده به انجام تعهدات و وظايف فرد مبتلا پرداخته و در نتيجه اين امر باعث كاهش كارايي و اثربخشي لازم در محيط اشتغال اين افراد گرديده و در نهايت كاهش درآمد آنان را رقم خواهد زد.در اين زمينه يکي از مصاحبه شوندگان زن تاثير بيماري بر وضعيت اشتغال همسرش که وي اچ آي وي منفي است را اينچنين توضيح ميدهد:
“خيلي درآمدمون كم شده… اون سه ماهي كه همه برنامه هام بهم ريخته بود همسرم ساعت 11-5/11 تازه سر كارش ميرفت… قطعاَ اگر حالم بد بشه، نتونم به بچه برسم نتونم به خودم برسم خب اينا همه ميفته رو دوش همسرم. خب حتماَ از كارش ميمونه، حتماَ درآمدش پايين مياد. چون ميدونيد، مثلاَ ماها يه قشر متوسطيم. شايد زير متوسط باشيم. پس انداز آنچناني يا درآمداي آنچناني اي نداريم كه حالا اونقدري هم تاثير نداشته باشه.”

4. 3. 1. 3 ساير پيامدهاي از دست دادن شغل يا درآمد
علاوه بر پول اشتغال داراي عناصر ديگري است كه در صورت بيكاري ميتواند آثار مختلفي را بر افراد بر جاي گذارد، اما چون اين آثار عمدتاً در سطح فردي قابل بررسي و تحليل اند و سطح تحليل مورد نظر در اين مطالعه عمدتاً در تحليل در سطح خانواده است بصورت تفضيلي بدين عناصر مي پردازيم.
همانطور كه اشاره شد اشتغال علاوه بر عنصر پول يا درآمد داراي عناصر ديگري نظير سطح فعاليت، تنوع، ساخت زماني و هويت شخصي مي باشد. سطح فعاليت اشاره به فراهم سازي محيطي جهت كاربرد مهارتها و توانايي هاي افراد بواسطه اشتغال مي باشد. تنوع در اين زمينه است كه اشتغال دسترسي به زمينه هايي را فراهم مي آورد كه با محيطهاي خانگي متفاوت است. بيكاري فرد را از اين منبع متنوع نسبت به محيط خانگي محروم مي سازد. ساخت زماني اشاره بدين موضوع دارد كه براي افراد داراي شغل منظم روز معمولاً پيرامون آهنگ كار سازمان مي يابد. اگرچه اين امر ممكن است گاهي تحميلي باشد، با اين حال يك حس جهت يابي در فعاليت هاي روزانه فراهم مي كند. افرادي كه بدون كار هستند، غالباً زندگي را ملالت- آور مي يابند و نوعي احساس بي تفاوتي نسبت به زمان پيدا مي كنند. تماسهاي اجتماعي محيط كار غالباً دوستيها و فرصتهاي

پایان نامه
Previous Entries مواد مخدر، مصرف مواد، متادون Next Entries افراد مبتلا، عزت نفس