افراد مبتلا، فعال نمودن

دانلود پایان نامه ارشد

ماکروفاژهاي تحريک شده توسط ليپوپلي ساکاريد بهبود دهند [185]. در يک آزمايش درون‌تني نشان داده شد که تغذيه اجباري ائوگنول التهاب ايجاد شده توسط کاراگنان9 را در موش کاهش داد و اثر کاهش وابسته به دوز مصرفي بوده است. جالب اينجاست که پاسخ موش‌ها به اوگنول کاملاً وابسته به نوع چربي مصرفي آنها در جيره بود و موشهايي که جيره‌هاي غني از اسيدهاي چرب غير اشباع مصرف نمودند نسبت به آنهايي که جيره غني از اسيدهاي چرب اشباع مصرف نمودند پاسخ قويتري به اوگنول دادند [226].
رزمارينيک اسيد که ماده موثره عصاره رزماري ‌مي‌باشد به عنوان يک داروي ضد التهابي غير استروييدي در نظر گرفته مي شود که اثرات خود را با 1- ممانعت از توليد ايکوزانوييدها و لکوترين‌ها، 2- عمل نمودن به عنوان يک آنتي اکسيدان قوي و 3-تأثير بر سيستم کمپلامان که بخشي از سيستم ايمني ذاتي مي‌باشد، ايجاد مي‌نمايد [183]. تحقيقات نشان داده‌اند که يک ارتباط قوي بين فرآيندهاي التهابي و تنش اکسيداتيو وجود دارد. در تحقيقي نشان داده شد که تزريق داخل صفاقي روزمارينيک اسيد به موش‌هايي که آلوده به ويروس بودند توانست اثرات ضدالتهابي خود را به واسطه کاهش سايتوکين‌هاي پيش‌التهابي اعمال نمايد و اثرات ويروس‌کشي شديدي از خود نشان دهد. اين تحقيق نشان داد که اين ماده شيميايي مي‌تواند به عنوان راهکار درماني بسيار قوي براي موش‌هاي آلوده به ويروس در نظر گرفته شود [261].
2-3-4- تأثير گياهان دارويي بر مقاومت انسولين و متابوليسم گلوکز
تحقيقي که توسط خان و همکاران در سال 1990 صورت گرفت نشان داد که عصاره برخي از گياهان دارويي و ادويجات اثرات شبه انسولين و يا تقويت کننده اثرات انسولين از خود نشان ميدهند و تا کنون بيش از 200 ماده موثره گياهي خالص توانسته است متابوليسم گلوکز را تحت تأثير قرار دهد. محصولات گياهي مي‌توانند متابوليسم گلوکز و شرايط عمومي افراد ديابتي را بهبود بخشند که اين بهبود نه تنها به اثرات کاهش مقاومت انسوليني، بلکه به بهبود متابوليسم چربي، وضعيت آنتي اکسيداني بدن و عملکرد بهينه مويرگ‌ها مربوط مي‌گردد [45]. در تحقيقي ديگر، تأثير 49 عصاره گياهي بر متابوليسم گلوکز وابسته به انسولين مورد بررسي قرار گرفت. اين گياهان در گذشته براي درمان ديابت استفاده شده‌اند و يا بخش مهمي از رژيم غذايي غربي‌ها بوده است. از بين اين گياهان، دارچين، ميخک، چاي سبز و سياه از قوي‌ترين ترکيبات موثر بر متابوليسم گلوکز بودند [46]. اين تحقيق آغازي بر سري تحقيقاتي بود که به بررسي اثرات گياهان مختلف دارويي بر متابوليسم گلوکز از جنبه هاي مختلف پرداخته اند و همچنان ادامه دارند.
در سال 1990گزارش شد که ترکيباتي که در دارچين يافت ميشود داراي اثرات تقويت کننده فعاليت انسولين ميباشد و ممکن است علايم و عوارض مربوط به ديابت و يا سندرم متابوليک را کاهش داده و مفيد واقع گردد [138]. همچنين زماني که گياهان دارويي و ادويجات در شرايط آزمايشگاهي مورد بررسي قرار گرفتند، عصاره آبي دارچين توانست قدرتي 20 برابر ديگر گياهان از خود نشان دهد. اضافه نمودن عصاره آبي دارچين به نظر ميرسد که مشابه اضافه نمودن انسولين به محيط کشت بوده و دلالت بر افزايش حساسيت انسولين داشته و در کل مقدار انسولين کمتر براي مشاهده پاسخ بيشتر مورد نياز است. افرادي که ديابت نوع دو دارند و يا از سندرم متابوليک رنج مي‌برند معمولاً مقدار کافي انسولين در خون دارند ولي اين انسولين کارايي لازم را ندارد و مواد موثره موجود در عصاره آبي دارچين که حاوي برخي ترکيبات پلي فنوليک ميباشند کارايي انسولين را بيشتر مي‌نمايند [46 و 223]. در تحقيقي نشان داده شد که تغذيه عصاره آبي دارچين مصرف گلوکز توسط عضلات را با پاسخ وابسته به دوز مصرفي در موش بيشتر نمود. بخشي از اين پاسخ مشاهده شده در اين تحقيق به افزايش سيگنال‌دهي انسولين در غضلات اسکلتي نسبت داده شد [222]. اندرسون و همکاران در سال 2003، پليمرهايي از پلي فنولهاي نوع A دارچين شناسايي و توصيف نمودند که فعاليت شبه انسوليني دارند [15]. ترکيبات موثره محلول در عصاره آبي دارچين اتوفسفريلاسيون گيرنده‌هاي انسولين را تحريک نموده و از فعاليت فسفوتيروزين فسفاتاز، آنزيمي که در دفسفريلاسيون گيرنده انسولين نقش دارد، ممانعت مينمايد. فعال شدن فسفريلاسيون و ممانعت از دفسفريلاسيون گيرنده انسولين منجر به افزايش فسفريلاسيون گيرنده انسولين مي‌گردد که با افزايش حساسيت انسولين در ارتباط است [14]. در افراد مبتلا به ديابت نوع 2 فسفريلاسيون گيرنده انسولين کاهش مييابد. در تحقيقي که اخيراً انجام شد، نشان داده شده است که پلي‌فنول‌هاي دارچين اثرات کاهنده گلوکز و چربي خون را از طريق ترميم سلولهاي بتاي پانکراس در افراد ديابتيک انجام مي‌دهد. ترکيبات پلي فنوليک وضعيت آنتي اکسيداني را بهبود بخشيده و مسموميت سلولي را با ممانعت از فعاليت نيتريک اکسيد سينتاز القا شده و فاکتور هسته‌اي کاپپا در سلولهاي بتاي پانکراس کاهش مي‌دهد [157].
در آزمايشي ديگر که روي موشهاي ديابتي صورت گرفت، نشان داده شد که سينامالدهيد يک ترکيب قوي ضد ديابت مي‌باشد. شواهدي وجود دارد که سينامالدهيد مستقيماً بر جزاير پانکراس اثر مي‌نمايد. تأثير استفاده طولاني مدت اين ترکيب بر آنزيم‌هاي کليدي متابوليسم کربوهيدرات در شرايط ديابتيک نشان داد که فعاليت آنزيم‌ها و بيان ژن‌هاي مرتبط به حالت نرمال بازگشت و پاسخي مشابه گلي‌بنکلاميد ايجاد نمود. همچنين نشان داده شده است که سينامالدهيد جابجايي پروتئين ناقل گلوکز GLUT 4 را افزايش داد که جابجايي گلوکز از غشاي سلولهاي بافت عضلاني را بيشتر نمود [13].
تحقيقات متعددي نشان داده اند که عصاره و الئورزين10 زردچوبه که غني از کورکومينوئيدها مي‌باشند و همچنين اسانس زردچوبه ميتواند در درمان ديابت موثر باشد. در يک تحقيق که از اسانس و الئورزين زردچوبه استفاده گرديد مشخص شد که اين ترکيبات مي‌توانند بيان ژن‌هاي مرتبط با متابوليسم گلوکز و چربي را در کبد تحت تأثير قرار داده و گلوکز خون موش‌هاي ديابتيک را به سطح نرمال خود بازگرداند [115]. اين محققين اشاره نمودند که مواد موثره موجود در زردچوبه توانست گيرندههاي فعال کننده تکثير پروکسي‌زوم‌هاي نوع گاما را فعال نموده و اثرات کاهنده گلوکز خون را در موش‌هاي ديابتيک کاهش دهد. در تحقيقي ديگر اثرات ضد ديابتيک زردچوبه در مقايسه با داروي پيوگليتازون بر موش‌هايي که ديابت به آنها القا شده بود، مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان داد که استفاده از عصاره زردچوبه، به شکل وابسته به دوز مصرفي، گلوکز خون را کاهش داده و در سطوح بالاتر پاسخ شديدتر ايجاد نمود و پيشنهاد گرديد که اين ترکيب ميتواند به عنوان يک داروي ضد ديابت در آينده مورد استفاده قرار گيرد [238]. مکانيسمهاي احتمالي که کورکومين و ديگر مواد موثره موجود در آن مي‌توانند همئوستاز گلوکز را تحت تأثير قرار داده و مقاومت انسولين را کاهش دهد توسط ژانگ و همکاران [290] به طور کامل توضيح داده شده است.
از گذشته هاي بسيار دور جوشانده برگهاي زرماري براي درمان بيماران ديابتي تجويز شده است، قبل از اينکه بسياري از خواص دارويي اين گياه مشخص گردد. تحقيقات علمي صورت گرفته در اين زمينه نشان داده است که عصاره اتانولي رزماري توانسته است مقدار گلوکز خون را در خرگوش و موش‌هاي سالم، در آنهايي که گلوکز خون بالايي داشته اند يا در خرگوش‌هايي که به آنها ديابت القا شده بود، به حد نرمال خود بازگرداند [20 و 121]. به نظر مي‌رسد پاسخ ضدديابتي مشاهده شده بيشتر به تقويت قدرت ترشحي سلول‌هاي بتاي پانکراس، و افزايش نفوذگلوکز به اندام‌هاي محيطي مربوط گردد. همچنين قدرت آنتي اکسيداني بسيار قوي و احتمالاً فعال نمودن گيرندههاي فعال کننده تکثير پروکسي زوم هاي نوع گاما توسط عصاره رزماري ميتواند مسئول بخشي از پاسخ ضد ديابتي مشاهده شده باشد [20 و 225]. در مورد خرگوشهاي تغذيه شده با رزماري، پاسخ‌هاي مشاهده شده گاهاً مشابه پاسخ مشاهده شده از گلي‌بنکلاميد بود. در تحقيق ديگر نشان داده شد که استفاده از کارونوزيک اسيد، ترکيب فنوليک غالب در برگ رزماري، چربي تجمع يافته در کبد را کاهش داده و برخي ار ناهنجاري‌ها را که در اثر مصرف بالاي چربي در موش‌ها ايجاد شده بود تعديل نموده و شرايط کلي را بهبود دهد. از جمله ميتوان به کاهش قند خون به حد نرمال و کاهش مقاومت انسوليني اشاره نمود که احتمالاً به تنظيم بيان ژن‌هاي کبدي مرتبط با سنتز اسيدهاي چرب و بتا اکسيداسيون مربوط مي‌گردد [196].
بعنوان بخشي از تحقيقات سيستماتيک صورت گرفته در راستاي کشف ترکيبات فعال بيولوژيک بر پيشگيري و تعديل سندرم متابوليک و مقاومت انسوليني، نشان داده شد که عصاره اتانولي جوانه ميخک توانست گلوکز خون را در موش‌هاي ديابتيک کاهش دهد و پاسخي مشابه با پيوگليتازون نشان دهد [146]. همچنين بر اساس نتايج به دست آمده از اين تحقيق چنين به نظر مي‌رسد که برخي از ترکيبات موجود در اين گياه ليگاندهاي11 اتصالي قوي براي گيرنده‌هاي فعال کننده تکثير پروکسي زوم‌هاي نوع گاما بوده و بخشي از پاسخ‌هاي ضد ديابتيک مشاهده شده احتمالاً به اين گيرنده‌هاي هسته‌اي مربوط مي‌شود. در تحقيقي ديگر نيز نشان داده شد که تغذيه ميخک افزايش گلوکز و پروکسيداسيون چربي را در موش‌هاي ديابتيک کاهش داده و سطح آنزيمهاي آنتي اکسيداني را بيشتر نموده و صدمات ناشي از ابتلا به ديابت را به طور قابل توجهي کاهش داده است [248].
2-3- اسيدهاي چرب ضروري و تأثيرات آن‌ها بر سلامتي
به نقل از پالمکوئيست [194]، نياز به برخي از اسيدهاي چرب خاص در جيره اولين بار توسط بور و بور در سال 1929 در موش‌هاي در حال رشد گزارش گرديد. در تحقيقات بعدي صورت گرفته، اين محققين دريافتند که اسيد لينولئيک و لينولنيک مي‌توانند علايم کمبود را برطرف نمايند، ولي اين محققين علاوه بر اين دو اسيد چرب برخي ديگر از اسيدهاي چرب مخصوصاً آراشيدونيک اسيد را نيز ضروري در نظر گرفتند. در اواخر دهه پنجاه ميلادي و با ظهور دستگاه‌هاي آناليز اسيدهاي چرب، محققين نشان دادند که اسيد چرب لينولئيک در بدن موجودات زنده قادر است به آراشيدونيک تبديل گردد و اسيد لينولنيک نيز ميتواند به ايکوزاپنتاانوئيک اسيد و دوکوزاهگزاانوئيک اسيد تبديل گردد. ولي پيش‌سازهاي اوليه يعني اسيد لينولئيک و لينولنيک قابل سنتز در بدن و تبديل به هم نمي‌باشند [113]. در طبقه بندي اسيدهاي چرب اصطلاح امگا به کار برده ميشود که مهمترين آنها خانواده امگا-9، امگا-6 و امگا-3 مي‌باشد. هر خانواده داراي يک والد اصلي ميباشد که مي‌تواند به ديگر اسيدهاي چرب زيست فعال در همان خانواده امگا تبديل گردد که در شکل 2-2 نشان داده شده است. تنها خانواده امگا-9 مي‌تواند توسط بدن ساخته شود و دو اسيد چرب والد امگا-6 و امگا-3 که شامل اسيد لينولئيک و لينولنيک مي‌باشند در بدن سنتز نشده و بايد در جيره حضور داشته باشند و بنابراين به آنها ضروري اطلاق مي‌گردد. حتي با اينکه اسيد آراشيدونيک از اسيد لينولئيک سنتز مي‌گردد برخي محققين اين اسيد چرب را نيز ضروري در نظر مي‌گيرند.
اصليترين نقش اسيدهاي چرب ضروري شرکت در ساختار فسفوليپيدها ميباشد که حد فاصل بين دو فاز آبي و روغني در موجودات زنده هستند و نقش مهمي در ساختار غشاي سلول دارد. فسفوليپيدهاي غشاي سلولي غالبا حاوي اسيدهاي چرب اشباع ميباشند که در جايگاه کربن شماره 1 گليسرول متمرکز هستند، درحالي که در جايگاه کربن شماره 2 غالباً اسيدهاي چرب غير اشباع بلند زنجير يافت ميشوند. در غشاي سلول، ترکيب اسيدهاي چرب فسفوليپيدها دائما بواسطه آنزيم‌هاي فسفوليپاز تغيير وضعيت مي‌دهند و اين تغيير وضعيت در جايگاه کربن شماره دو گليسرول بسيار سريعتر از جايگاه کربن شماره يک ميباشد. تحقيقات اوليه نشان داد که افزايش اسيدهاي چرب غير اشباع، سياليت را بيشتر و دماي ذوب غشا را کاهش ميدهند. تحقيقات بعدي نشان دادند که آراشيدونيک اسيد توسط آنزيم‌هايي به پروستاگلاندين E2 تبديل مي‌گردد. اين تحقيق و تحقيقات انجام

پایان نامه
Previous Entries آنتي، اکسيداني، گياهان Next Entries بهبود عملکرد، عوامل خطر