اعمال مجرمانه، انتقال دانش

دانلود پایان نامه ارشد

و از شاگردان مسلط کمک بخواهند و پاسخهاي آنان را در تکاليفشان کپي- پيست کنند، بدون ذکر و قدرداني از اينکه آن‌ها کمکي دريافت کردهاند. رابطه بين سهولت دسترسي به منابع اطلاعاتي از طريق اينترنت و مواردي از سرقتعلمي قابل انتظار است. از آنجا که تکنولوژي کامپيوتر يک پديده پويا است، مسائل اخلاقي در مورد اين فنآوري بايد در يک حوزه پژوهشي جدا قابل بررسي باشد که به طور مداوم روابط بين واقعيتها، مفاهيم، ??مفهومسازي و خطيمشيهاي مربوط به اين فنآوري را بررسي کند. در واقع مطالعاتي که به بررسي ماهيت و وسعت رفتارهاي غيراخلاقي در مورد اين تکنولوژي بپردازند، به شدت مورد نياز است (آکبولوت و همکاران، 2008: 465-464).
1-1-5- تقلب به مثابه رفتار انحرافي
جامعهشناسان ابتدا ادعا کردند، تقلبدانشگاهي يک امر فردي از سوءرفتار اخلاقي است که از درستکاري و ارزشهايي که بيشتر مردم اعتقاد دارند براي مسؤوليت شهروندي لازم است، تخطي مي‌کند (بلانچار و بورنس87، 2011: 5)؛ اما بعدها تعاريف ديگري از عدم صداقت علمي يا تقلب علمي ارائه شد. بسياري از نظريهپردازان درصدد بودهاند اظهار کنند که عدم صداقتعلمي هم براي اهداف نظري و هم عملي، بايد تحت يک طبقهبندي عمومي از تقلب، شامل رفتارهاي مجرمانه؛ به عنوان مثال کلاه‌برداري، اختلاس و فساد طبقهبندي شوند (تيبتس و ماير88، 1999). به عنوان مثال رويدادهاي تقلب دانشآموزان، تخطي‌هاي سوءرفتاري کمتري از ونداليسم و تجاوز نيست (رادرفورد و اولسون، 1981؛ به نقل از تيبتس وماير، 1999). هم عدم صداقتعلمي و هم اعمال مجرمانه، در حالي که به افراد براي دوري کردن از کارهاي سخت يا به دست آوردن کامرواسازي فوري اجازه مي‌دهند، به فراهم کردن راه‌هاي کوتاهِ سريع و آسان براي دست‌يابي به اهداف نيز اقدام مي‌کنند (تيبتس و ماير، 1999: 182). در حالي که تقلب دانشجويان به طور سنتي به عنوان يک شکل نسبتاً جزئي از انحراف است، محققان اذعان کردهاند که عدم صداقتعلمي توسط دادگاه در تمامي سطوح به عنوان نقض قوانين اداري ديده مي شود و اين نشان مي‌دهد که تقلب را بايد به عنوان شکلي از تخلف مورد مطالعه قرار داد (همان: 181). تقلب علمي يک وسيله فريبآميز درجهت به دست آوردن منابع ارزشمند کميابي است که همراه با آن تنظيماتي89 اختصاص داده شده است. اگر چه مطالعات مربوط به تقلب علمي اغلب به لحاظ نظري هدايت نشدهاند، اما ادبيات نشان ميدهد که تقلب شبيه به ساير صور رفتار انحرافي است. براي مثال، تقلب شامل سازوکارهاي يادگيري و وزندهي احتمال هزينه90 و فايده91 کردن ميباشد که توسط فشار خارجي و تمايلات شخصي براي کسب موفقيت برانگيخته ميشود و ممکن است با مجازاتهاي92 خاص و شديدي بازداشتهشود (مايکلز و مايث93، 1989: 871-870).
مافتيک94 (2006) از تقلب به عنوان “يک جرم ابزاري95” نام ميبرد. جرايم ابزاري، جرايمي هستند که در پي هدف مادي شکل ميگيرند و هم به آسيب جسمي و هم از بين رفتن اقتصاد منجر ميشوند. اين نوع از رفتارها شامل تخلفهاي يقهسفيدان، جرايم خياباني مانند راهزني و خريد و فروش موادمخدر، و ديگرِ جرايمي که به عنوان پيآمدي از اين فعاليتها رخ ميدهند، ميباشند. مافتيک بيان ميکند:
“اين ميتواند استدلال شود که تقلب دانشجويان شکلي از تخلفات ابزاري است؛ زيرا که نوعي از پاداش غيرپولي (به عنوان مثال امکان بدستآوردنِ يک نمره بالاتر از دانشجوياني که تقلب نکردهاند) را براي دانشجو فراهم ميکند. نمرات ممکن است همانند وجه رايجي96 از دانشگاه ديده شوند. نمره (معدل) بالاتر، وجه رايج بيشتري است که دانشجو دارد؛ بنابراين تقلب براي دانشجو ارزش ابزاري ذاتي97 دارد” (2006: 635).
همچنين بسياري از تحقيقات نشان ميدهند که رفتارهاي متقلبانه در دانشگاه با بسياري از جرايم عمومي شامل اعمال تجاري98 غيراخلاقي، و مصرف مشروبات الکلي مرتبط‌اند (نگاه کنيد به؛ بلنکشيپ و وايتلي99، 2000؛ مافتيک، 2006؛ بوراس100 و همکاران، 2007). تقلب به عنوان بخشي از يک الگوي کلي از نقض هنجار به نظر ميرسد. صرف نظر از هر گونه توجيهات عقلاني، سوءرفتار تحصيلي فعاليتي مضر در يک سيستم آموزشي رقابتي است. در واقع تقلب علمي ممکن است که، توزيع منابعي که به عنوان پاداشهاي اجتماعي هستند، و مفروض داشته ميشود که در يک جامعه علمي منصفانه به دست خواهند آمد، تحت تاثير قراردهد (وُوِل101 و همکاران، 2004: 226)، از اين رو تقلب علمي بهراحتي تهديدي براي اجتماع علمي و در پي آن تهديدي براي کل جامعه است.
1-2- ضرورت و اهميت پژوهش
چندين عامل ادامهي علاقه به بررسي مساله عدم صداقت علمي را سبب شدهاند. مسلما يکي از اين عوامل تاثيري است که تقلب روي ساختار ارزشي آموزش عالي داشته است. يک حس در جامعه علمي وجود دارد که ارزشهاي صداقت و درستکاري102 از مفاهيم اساسي در يک محيط آموزشي هستند (بورآسا، 2011: 5). فاس (1986) روشن ميسازد که اين نگرش نشان ميدهد عدم صداقت علمي “جديترين نقض اعتماد است که ميتواند در جامعهي پژوهشگران و مربيان اتفاق بيفتد” (به نقل از بورآسا، 2011: 5). مسلما عدم صداقت علمي درستکاري آموزشي را نابود ميکند و حقانيت پيشرفت تحصيلي را زير سوال ميبرد (بورآسا، 2011: 5). دانشگاهي که تقلب علمي در آن جريان دارد، دانشي که در آن توليد ميشود بر پايه جعل، تحريف و دادههاي بي اساس است. با چنين دانشي، دانشگاه هيچ سودمندي براي جامعه نخواهد داشت. چنين دانشگاهي هيچ وقت نخواهد توانست نقش آنچه مانوئل کاستلز103 از آن به عنوان “دانشگاه حرفهاي104” (برنان105، 2004: 11) نام ميبرد را بر عهده به گيرد. دانشگاه حرفهاي دانشگاهي است که “نيروي کارماهر” را تربيت ميکند، چيزي که کاستلز يکي از کارويژههاي دانشگاه ميداند.
عامل مهمِ ديگري که از ادامهي بررسي عدم صداقتعلمي حمايت ميکند، تاثيري است که تقلب بر رفتارهاي آينده دارد. مطالعات نشان دادهاست دانشجوياني که تقلب ميکنند، احتمال بيشتري دارد که مجددا و با فراواني بيشتري تقلب کنند (بروسلينو، 1983؛ جنسون وهمکاران، 2002؛ به نقل از بور آسا، 2011). گرايش به رفتارهاي غيرصادقانه با هر رفتار غيرصادقانهاي افزايش مييابد. بنابراين داشتن فهم قابل اطميناني از پيآمدهاي رفتار متقلبانه بسيار مهم است. علاوه بر تاثيري که عدم صداقت علمي بر فرهنگ و ارزشهاي آموزشعالي دارد، تاثير منفياي بر ارزشهاي کل جامعه نيز برجاي ميگذارد. مفاهيم اساسي عدم صداقتعلمي به طور قوياي با ارزشهاي اعتماد، درستکاري و صداقت مرتبط شده است. تقلب علمي به طور منفياي اين ارزشها را تحت تاثير قرار ميدهد و از بين رفتن ارزشها ميتواند به کل جامعه انتقال يابد ( بورآسا، 2011: 5). بنا به آنچه دانيل و آندري106 (2009: 268) بيان ميکنند، اگر چه عدم صداقتعلمي در آموزشعالي ممکن است نسبت به ادارات دولتي و بخشهاي ديگر کمتر باشد، اما از نظر اثرات طولاني مدت بسيار مخربتر است؛ زيرا عدمصداقت علمي بهطور مستقيم نگرشها و اخلاقِ کاري جوانان را تحت تاثير قرار ميدهد. دانشجوياني که مواردي از فساد يا عدم صداقت علمي را در سيستم آموزشي مشاهده ميکنند و يا در آن شرکت ميکنند دانشگاه را با عاداتِ107 کاري ضعيف و پايههاي اخلاقي سوالبرانگيزي108 ترک خواهند کرد. فاس (1986) اشاره ميکند که آن دانشجوياني که در رفتارهاي نادرست علمي شرکت ميکنند، اين رفتارها را در خارج از کلاس درس نيز ادامه ميدهند (به نقل از بورآسا،2011). هم چنين مطالعات نشانميدهد که تقلب در دانشگاه پيشبينيکننده قوياي از تقلب در محل کار است (لاوسن،2004؛ به نقل از الياس109، 2009).
سوءرفتارهاي علمي نه تنها اطلاعات علمي غير قابل اطميناني را توليد ميکند؛ بلکه به تضادهاي عمده بين افراد و گروهها، و تحليل بردن اعتبار نهادها، منجر ميشود و تاثير منفيِ عمدهاي بر زندگي و حرفهي هم افشاگران110 و هم متهمان111 دارد (دکو، 2002: 3). دانشجويان در حالي در دانشگاه به رشد و کمال ميرسند که ارزشهاي آنها و مسير حرفهاي شان به عنوان کساني که مدارک علمي اتخاذ ميکنند، شکل ميگيرد. نهادها آموزشي به عنوان نهادهايي که خدماتي را براي عامهي مردم و فارغالتحصيلانشان توليد ميکنند به گونه جداييناپذيري با جوامعشان درهم آميخته شدهاند (سادلماير، 2005: 2). به همين علت سوءرفتار علمي نبايد به عنوان يک شکل بي اهميت از رفتار انحرافي ديده شوند، چرا که سوءرفتار علمي پتانسيل ايجاد پيآمدهاي جدي را براي افراد و نهادها دارند. در سطح فردي، مشارکت در سوءرفتارعلمي يادگيري دانشجويان را به خطر مي اندازد که در آن ممکن است دانششان براي نقشهاي حرفهاي آينده، يا مطالعهاي که در پيشِ رو دارند، ناقص باشد. در سطح نهادي، سوءرفتار تساوي حقوق و کارآمدي ارزيابي آموزشي را تهديد ميکند و به اعتبار نهادهاي آموزشي آسيب ميرساند (اگيلوي112، 2010).
سيستمهاي آموزشي همه ساله هزينههاي هنگفتي را براي جلوگيري از رفتارهاي متقلبانه ميپردازند و اين رفتارها نگرانيهاي جدياي را در جهت توليد علم و کيفيت آموزشي براي مديران به وجود آوردهاست. در سالهاي اخير سياستگذاري در جهت مبارزه با رفتارهاي متقلبانه در اولويت نهادهاي آموزشي قرار گرفته است و پيدا کردن راه حلي براي ممانعت از اين رفتارها يک مشکل بزرگ براي آنان است. براي نمونه در دانشکده کشاورزي دانشگاه کاستارت در کشور تايوان براي جلوگيري از تقلب، از “کلاههاي ضد تقلب” استفاده کردهاند، کلاه‌هايي که با ورقه‌هاي کاغذ A4 ‌ساخته شده‌ تا فضاي اطراف صورت دانشجويان را پوشانده و امکان مشاهده برگه‌هاي امتحاني دانشجويان کناري را از آنها بگيرد. با وجود انتقادهاي بسيار نسبت به استفاده از کلاه‌هاي ضدتقلب در امتحانات، با اين حال کارشناسان تاکيد دارند که اين کلاه‌هاي کاغذي با هدف “ترويج صداقت” ساخته شده‌اند. رييس دانشکده کشاورزي دانشگاه “کاستسارت” دراين‌باره گفت: از آنجا که مردم از اين اقدام انتقاد کرده و آن را درخور دانشجويان نمي‌دانند لذا ما نيز مجددا از اين کلاه‌ها استفاده نخواهيم کرد ( تابناک، 1392). همچنين دانشگاه ابوظبي براي کاهش تقلبها در سال 2009 ميلادي “دفتر صداقت و درستکاري دانشگاهي” را راهاندازي کرد. دفتر صداقت و درستکاري دانشگاهي در اين دانشگاه موفق شد تعداد 76 مورد تقلب از 4237 دانشجوي ثبت‌نامي سال تحصيلي 2010-2009 ميلادي را به تنها پنج مورد تقلب در بين 5184دانشجو در سال تحصيلي 2013-2012 ميلادي کاهش دهد. سرقت علمي که در سال تحصيلي 2010-2009 ميلادي در اين دانشگاه 196مورد صورت گرفته بود، در سال تحصيلي گذشته به تنها چهار مورد کاهش يافت. اين نشان مي‌دهد که کارکنان “دفتر صداقت و درستي” زمان بسيار زيادي را براي آموزش اهميت صداقت و درستي دانشگاهي و ارتباط آن با کيفيت تحصيلي دانشجويان و سنجش بين‌المللي مدرک آنها از طريق کارگاه‌هاي آموزشي و جنبش‌هاي آگاهي‌دهنده، اختصاص داده‌اند. دانشجويان همچنين از جريمه‌هاي احتمالي تقلب که حتي منجر به از دستدادن مدرک آنها خواهد شد، آگاه شده‌اند. در دسامبر سال 2010 ميلادي 34دانشجو به دليل تقلب از دانشگاه ابوظبي اخراج شدند در حالي که در سال تحصيلي 2013-2012 ميلادي اين رقم تنها 14 نفر را شامل شد. در مجموع جرايمي نظير سرقت ادبي و تباني در دانشکده‌هاي ابوظبي و العين از 334 مورد به 48 مورد کاهش يافتند (ايسنا، 1392).
وايتلي و اشپيگل113 (2002) اظهار ميکنند که دلايل زيادي وجود دارد که اعضاي هيئت علمي و مربيان درباره عدم صداقت علمي اظهار نگراني کنند و هشت دليل را براي اين نگراني بر ميشمارند؛ 1- تساوي حقوق: دانشجوياني که تقلب ميکنند ممکن است نمرهاي بالاتر از آنچه استحقاق دارند دريافت کنند. 2- رشد شخصيت: واکنشهاي اعضاي هيئت علمي به رفتارهاي مربوط به عدم صداقت علمي، رشد شخصيتي دانشجويان را به شدت تحت تاثير قرار ميدهد. هنگامي که دانشجويان ميبينند همتايانشان تقلب ميکنند و اعضاي هيئتعلمي و مديران نسبت به چنين رفتاري واکنش نشان نمي دهند، دانشجويان ممکن است تصورکنند که عدم صداقت علمي پسنديده يا حداقل مجاز است. 3- ماموريت براي انتقال دانش: مأموريت محوري هر نهاد آموزش عالي، حفظ و

پایان نامه
Previous Entries علمي، تحريف، رفتارهاي Next Entries عزت نفس، دانش آموزان دختر، دانش آموزان پسر