اعلان جنگ

دانلود پایان نامه ارشد

ازطريق گروه تجددگرايان به رهبري شيخ محمدعبده قصد انتشارشان را بين مردم داشت‌:
تقريب بين مسلمانان وكفار‌‌‌،که تلاش اوليه را محمد‌عبده جهت اين کار هنگام تبعيد در لبنان با تاسيس “جمعية للتقريب بين الأديان” شروع نمود ؛ از سخنان وي در اين خصوص مي‌توان به‌اين مطلب اشاره نمود‌: زماني که نور کامل عرفان بدرخشد بسيار نزديک است‌،نوري که تاريکي جهل را از بين مي‌برد و دو ملت بزرگ پديدار شوند‌،مسيحيت و اسلام و هر کدام ديگري را بشناسند و با يکديگر دست دوستي بدهند و در اين زمان است که شمشيرهاي جنگي که روح دو ملت را آشفته کرده‌اند‌‌‌،در نيام فرو مي‌روند.”233و به رشيد رضا شاگردش مي‌گويد‌:”چيزي است که اسلام براي آن آمده است همانا تقريب بين اديان است.”234
کشتن روحيه جهاد در امت اسلامي‌،دكتر فهد الرومي مي‌گويد‌:”شايد اولين نتيجه‌اي که تجددگرايان در تقريب بين اديان به دنبال آن بودند‌،از بين بردن فکر جهاد در اسلام بود پس تا زماني که اديان سه‌گانه همگي برحق باشند و بين آن‌هافرقي وجود نداشته باشد ديگر انگيزه‌اي براي حمل سلاح و اعلان جنگ بر ضد کافران مسيحي باقي نمي‌ماند”235به همين دليل است که محمد‌عبده جهاد در اسلام را فقط دفاع مي‌داند و مي‌گويد جنگ در اسلام براي دور کردن تجاوز دشمنان است236 و نظر شاگردان او نيز همين است.
تلاش براي ازبين بردن روحيه جهاد توسط محمد‌عبده درکشور مصر محدود نمي‌شد بلکه اين نصيحت‌ها را براي علماي الجزاير که توسط فرانسه اشغال شده بود نيز ارسال مي‌کرد. و از اين جاست که شيخ الجزايري “عبد الحميد سمايا” در سال 1903ميلادي مي‌گويد: “مردمنيازمند نور علم و صداقت درعمل و جديت در امور هستند تا در راحتي و آرامش با ملت‌هاي ديگر زندگي کنند.”237 پس آن چه که نزد عبده و پيروانش از تجددگرايان مهم است زندگي در راحتي و آرامش است حتي اگر کشور شما در اشغال صليبي‌ها باشد.
دعوت به ناسيوناليسم منطقه‌اي و جدا کردن مصر از عالم اسلام و محمد‌عبده در اين مورد نظرات زيادي دارد که اين تفکر جاهلانه را گسترش داد و بعد از او نيز توسط شاگردانش توسعه يافت‌، خصوصا احمد لطفي السيد که شعار “مصر براي مصري‌ها” را سر داد. و سخن محمد‌عبده که مي‌گويد‌:”اي فرزندان وطن اگر چه اختلاف نظر و تنوع روش در بين شما وجود دارد ولي من شما را در جامعه يکپارچه مي‌بينم که به آن عادت داريد و در آن جمع شده‌ايد238. پس انقلاب عرابي را بنا نهاد که ثمره افکار تجددگرايان بود دكتر فهمي الشناوي مي‌گويد‌:”انقلاب عرابي ناگوارترين حادثه براي امت اسلامي بود به طوري که مصر را ازخلافت جدا نموده و آن را مانند کشوري مستقل درآورد.”
دعوت به پيشرفته کردن اسلام تا موافق زندگي معاصر ما گردد در خلال باز کردن باب اجتهاد تا هرکسي بتواند اجتهاد کند چه قادر باشد يا نباشند که بر اين اساس فتاواي نادر و عجيب ظاهر شدند.
دكتر محمد محمد حسين مي‌گويد‌: اجتهاد در زماني که مجتهد شيفته و دلباخته تمدن غرب باشد خطري است که نمي‌توان از عواقب آن در امان ماند‌،چرا که موجب مي‌شود که مجتهد بدون اين که آگاه باشد ارزش‌هاي غربي‌اي را که مفتون آن‌هاشده است را رنگ و بوي اسلامي داده و وارد زندگي مسلمانان نمايد.من مي‌گويم‌: شيخ محمد‌عبده سهم بسيار زيادي از اين فتاواي متجددانه را داشته است و احکام اسلامي را آن گونه که اشغالگر انگليسي و مردم زمانه مي خواسته‌اند تغيير داده است‌،مانند فتواي بر مباح بودن رباي صندوق‌هاي قرض‌الحسنه و مباح بودن ذبيحه مسيحيان که با تبر کشته مي‌شود و بسم الله نيز نمي‌گويند.دكتر محمد محمد حسين مي‌گويد‌:”امثال اين نظرات در ظاهر هيچ مشکلي ندارند در صورتي که در حقيقت به ليبراليسم (Liberalism) دعوت مي کنند،مکتبي که در تسامح ديني تا آنجا پيش مي‌رود که فاصله بين مذاهي و فرقه‌هاي مختلف را از بين مي‌برد”239 و اين سخن بسيار گرانبهايي است که پرده از سادگي کساني که مي‌پندارند اين فتاوا فقط مسائل فقهي هستند‌،برمي‌دارد.
دعوت به آزادي زن مسلمان که هدف اساسي تمام کفار در همه زمان‌هابوده است که شيخ محمد‌عبده و مکتبش به دنبال تحقق آن بوده‌اند. شيخ محمد‌عبده در نشريه (السفور) به اين نکته اشاره مي‌کند و در تاليف کتاب “تحرير المراة” با شاگردش قاسم امين مشارکت فعالانه‌اي دارد240.ولي شاگردانش در اين قضيه تلاش بيشتري از خود نشان داده‌اند پس قاسم امين شش سال بعد از تاليف کتاب “تحرير المراة” حقيقت تفکر غرب‌گرايانه خود را با تاليف کتاب “المراة الجديدة” آشکار نمود که اثرات تفکرات غرب گرايانه در آن کاملا مشاهده مي‌شود241 و او در اين کتاب حق مالکيت مردان بر زنان را قبول نمي‌کند.242و شاگرد ديگر محمد‌عبده که سعد زغلول باشد از تاييدکنندگان اين تفکرات بود و همان‌گونه که شيخ محمد بن اسماعيل مي‌گويد‌: مجري افکار قاسم أمين‌،سعد زغلول مي‌باشد که به واسطه همسرش که از اولين آزاديخواهان است به اين کار همت گمارد243. و اما لطفي السيد که دكتر حسين النجار در موردش چنين مي‌گويد‌:”دعوت قاسم امين براي آزادي زن از تاييدات لطفي السيد بهره‌مند شد به طوري که کس ديگري نتوانست اين کار را انجام دهد244و همچنين مي‌گويد‌: لطفي السيد “کسي بود که الجريدة را داير کرد تا مکاني براي گفتگو و تبادل آراي زنان باشد245. زماني که او مدير دانشگاه مصر بود به همراه يارانش مانند طه حسين کاري کردند که دختران وارد دانشگاه شوند و با پسران جوان در کلاس‌هاي مختلط حاضر شوند.خلاصه به قول شيخ ناصر العقل‌: تمرکز گرايش‌هاي عقلي جديد براي فاسد نمودن زن مسلمان از اموري است که آثار و خطرات آن را تمام مردم از طبقات گوناگون آن را درک مي‌کنند و اين تفکر که اين گرايش‌ها مي‌خواهند با فاسد کردن زنان جامعه اسلامي زمينه فاسد نمودن امت مسلمان و عقيده اسلامي را آماده کنند.246
تجددگرايي چگونه ساخته شد ؟انگليس با رهبري لورد کرومر نقشه زيرکانه اي براي ايجاد گروه متجددان و تقديم آن براي مصري‌ها کشيد تا افکار سکولار غربي را که در وجود اجنبي‌ها و فرهنگ غربي رسوخ نموده بود را به مسلمانان انتقال دهند. نکته مهم اين است که ما نقاط حساس اين نقشه را بشناسيم تا مسلمانان را از آن‌هاآگاه کنيم. اولين حربه استعمار تعريف و تمجيد غربي‌ها از تجددگرايان و اين که اين تفکر حالت اعتدال و حد وسط تفکر اسلامي است‌،لورد كرومر محمد‌عبده و مدرسه‌اش را چنين توصيف مي‌کند‌:”زماني که درسال 1883ميلادي به مصر آمدم شيخ محمد‌عبده مورد غضب واقع شده بود چرا که از رهبران جنبش عرابي بود بعدا او قاضي شد و درسال 1899ميلادي به مقام فتوا رسيد و من از کمک‌ها و مشاوره‌هاي او سود مي‌جستم چرا که او ذهن قوي و روشني داشت و از بهترين فتاواي او فتوا بر حلال بودن سود صندوق‌هاي قرض‌الحسنه بود.” و نيز گفته است‌: “حزب شيخ محمد‌عبده حزب اعتدال در مصر است”. واستاد سيد يوسف في كتابش “الإمام محمد‌عبده رائد الاجتهاد” مينويسد‌: کرومر نقش مهمي که محمد‌عبده مي‌توانست ايفا کند را درک کرد و او را براي طرح اهداف و آرزوهايش تهييج مي‌نمود”. يکي از مستشرقان در مورد محمد‌عبده چنين مي‌گويد:”از مشهورترين شخصيت‌هاي محترم تاريخ معاصر اسلام محمد‌عبده مي‌باشد و کتاب‌هاي او متمايز هستند” و ادوارد براون مي‌گويد‌:”در شرق و غرب کسي را مانند محمد‌عبده نديدم”. دكتر محمد محمد حسين در مورد محمد‌عبده مي گويد:”بيشتر متون غربيان در مورد شيخ محمد‌عبده مشتمل بر تمجيد و تعريف از افکار و کارهاي او و خدماتي که براي استعمار غربي انجام داده است و از دشمني بين مسلمانان و استعمارگران کاسته است”247و دومين حربه استعمار براي گسترش تفکرات تجددگرايانه استفاده از تمامي امکانات است چنان که دكتر محمد محمد حسين مي‌گويد‌:بسياري از اين تجددگرايان وسايلي که براي مشهور شدن و کسب وجهه در بين مردم لازم است را دارند در حالي که هدف آن‌هاازاين وسايل خدمت به مردم نيست بلکه هدفشان خدمت به فرقه يا افکاري است که ترويج مي‌کنند و نيز خدمت به استعمار است. و براي تاويل اسلام به نفع هر مکتب فاسدي همين که بنويسند فلاني و گفته‌اند کافي است همان‌گونه که جب در کتاب گرايش‌هاي مدرن در اسلام انجام داده است248. و مهم نيست که اين مطلب را از روي حسن نيت انجام داده يا خير. و نقشه استعمار و صهيونيست جهاني براي سيطره بر وسايل ارتباط جمعي از اول پايه ريزي شده و اکنون نيز ادامه دارد و در آن‌هابه معرفي ستاره‌هاي سينما و رقص و آواز مي‌پردازند و اخبار مربوط به آن‌هارا انتشار مي‌دهند و ازانتشار نظريات متفکران و نويسندگاني که مخالف ايشان باشند سرباز مي‌زنند و يا آراي آن‌هارا مشوش جلوه داده و به کوبيدن آن‌هامي‌پردازند249.همچنين محمد محمد حسين درخصوص دو سرکرده تجددگرايي زمان ما مي‌گويد: “افغاني و عبده و سخني که منطبق بر افکار و مدرسه آن‌ها شود اين است که پشت سر آن‌ها دو قدرت بزرگ قرار داشتند که در ترويج انديشه آن‌ها ازهيچ تلاشي فروگذار نبودند که يکي فراماسونري (گروه سري صهيونيستي) و ديگري استعمار بودند و اين دو نيرو در حمايت از رهبري و قدرت گرفتن فکري و ديني افغاني و عبده در جامعه اسلامي موفق شدند و توانستند علماي اسلامي مخالف آن‌ها را تضعيف نموده و کتاب‌هاي ايشان را از ديد خوانندگان پنهان کنند اما بيش از سه دهه از مرگ محمد ‌عبده نگذشته بود که الازهر که خاستگاه اصلي شيخ محمد‌عبده و سيد جمال‌الدين بود و توسط تجددخواهان که پرچم تجدد برافراشته بودند آباد شده بود به مکان اصلي مخالفت و مبارزه با افکار ايشان بدل گشت.250سومين حربه تشويق و حمايت ازمتجددان براي کسب مقامات و مناصب مهم است‌،چنان که دكتر محمد محمد حسين مي‌گويد‌:”دوستان محمد‌عبده و يارانش از تشويق‌ها و حمايت‌هاي انگليسي‌ها بهره جسته و ايشان را در پست‌ها و مناصب مهم دولتي به کار مي‌گرفتند مانند سعد زغلول که به وزارت معارف منصوب شد.251
محمد‌عبده که به عنوان طلايه‌دار اصلاح طلبي در جامعه اسلامي مطرح شده علاوه بر اين که به برخي از باورهاي اسلامي ضربه زد و در تحريف آن‌هاکوشيد‌،شاگرداني تربيت نمود و اشخاصي از او تاثير گرفتند و او را الگوي خود قرار دادند که‌،براي مسلمانان جز تباهي و انحراف چيزي به ارمغان نياوردند ؛ اشخاصي مانند252‌:
قاسم امين که در خصوص آزادي زنان مي نوشت و با اصول اسلامي مخالفت مي نمود و به اموري دعوت مي کرد که سبب از هم پاشدن بنيان خانواده مي‌گردد‌،خصوصا اين که زنان را دعوت به آرايش و تبرج مي نمود.
سعد زغلول که در زمينه سياست وارد شد و مسلمانان را دعوت به ملي گرايي مي نمود.
محمد احمد خلف الله که درعرصه قرآن وارد شد و داستان‌هاي قرآني را اسطوره و خرافات قلمداد مي‌کرد و به تحريف مفاهيم قرآني مي‌پرداخت.
محمود ابوريه که به سنت و حجيت آن حمله مي نمود و به محضر صحابه بي‌ادبي مي‌نمود و در کتاب دين الله واحد‌،تمام کفار و مشرکان را مسلمان معرفي نمود.
علي عبدالرزاق که در عرصه حکومت و خلافت وارد شد و شعار سکولاريسم سر داد.
احمد امين که درعرصه‌هاي بسياري به نوشتن و ارائه نظر پرداخت که مهم‌ترين آن تحريف تاريخ اسلام و فقه و اخلاق اسلامي بود.
محمد حسين هيکل در سيره و معجزات به تحقيق پرداخت و برخي از آن‌هارا انکار نمود.
تجددگرايي و سکولاريسم دو روي يک سکه هستند و هرکس که در اهداف و افكار تجددگرايان مطالعه دقيقي داشته باشد آن‌هارا دقيقا مانند اهداف و افكار سکولارها مي يابد تنها فرق ظاهري آن‌هااين است که تجددگرايان افکارشان را با لباس شرعي و ديني ارائه مي‌دهند اما سکولارها اين کار را انجام نمي‌دهند.پس هر دو گروه در نقاط مشترکي گرد هم مي‌آيند که عبارتند از‌: تقريب بين اديان‌،دعوت به دموکراسي غربيو کاستن از ارزش حکم الاهي و تلاش براي اسقاط احکام شرعي خصوصا حدود الاهي و اشسلامي و دعوت به آزادي زنان و… به همين سبب پژوهشگران منصف مسلمان يا غير مسلمان که به اساس افکار آن‌هادقت دارند اين نزديکي افکار را درک کرده و درمي يابند که گروه تجددگرايان در واقع پوشش و چتر سکولارها هستند.
اين گفتار ظهور سکولارهايي مانند لطفي السيد وطه حسين از زير عباي مصلحانه شيخ محمد‌ عبده را

پایان نامه
Previous Entries ظلم و ستم، فرهنگ و تمدن، روشنفکران Next Entries تعدد زوجات، فقه و احکام، منابع معرفت