اعتماد متقابل

دانلود پایان نامه ارشد

بايد مسدود گردد.
از نظر سياسي، نپذيرفتن تحت الحمايگي، نفي ظلم و استبداد و استعمار، جايز نبودن مداخله‌ي بيگانگان در امور داخلي کشور اسلامي و تصميم‏گيري‏هاي سياسي مورد تاکيد است؛ و از نظر نظامي نيز تسلط بر مقدرات و تدابير نظامي مدنظر مي‏باشد؛ در ضمن، عدم وابستگي اقتصادي و جلوگيري از نفوذ فرهنگي ومنع مشورت در حوزه‏هاي فرهنگي و نظامي در روابط خارجي مورد توجه است; بنابراين، قاعده نفي سلطه‌ي كافران، بيانگر دو جنبه‌ي ايجابي و سلبي است که جنبه‌ي سلبي آن ناظر بر نفي سلطه‌ي بيگانگان بر مقدرات و سرنوشت ‏سياسي و اجتماعي مسلمانان است و جنبه‌ي ايجابي آن، بيانگر وظيفه‌ي ديني امت اسلامي در حفظ استقلال سياسي و از ميان برداشتن زمينه‏هاي وابستگي است.
برخي مفسران براي نفي سلطه‌ي کفار و عدم جواز آن، به آيه 118 سوره آل عمران استدلال کرده‏اند. در اين آيه، خداوند سبحان مؤمنان را از دوستي با بيگانگان نهي مي‏کند: “يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاتَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لايَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَ مَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبر… اي كساني كه ايمان آورده‏ايد، از غير خودتان، [دوست و] همراز مگيريد. [آنان‏] از هيچ نابكاري در حق شما كوتاهي نمي‏ورزند. آرزو دارند در رنج بيفتيد. دشمني از لحن و سخن‌شان آشكار است و آنچه سينه‏هاي‌شان نهان مي‏دارد، بزرگتر است.”
گفته‏اند مقصود از “بطانه”، دوستي است; بنابراين، مسلمانان نبايد کافران را دوست و همراز شان خود بدانند؛120 چون اين امر، موجبات سلطه‌ي آنان بر مسلمانان را فراهم مي‏سازد.
اصل نفي سلطه‌ي كافران، علاوه بر اينکه در مباحث ‏سياسي و روابط خارجي مورد توجه بوده، در عرصه‌ي عملي نيز با نمودها خاصي همراه بوده است; فتواي تاريخي ميرزاي شيرازي در تحريم تنباکو و فتواي امام خميني ‏قدس سره در مورد قرارداد کاپيتالاسيون، از نمونه‏هاي نفي سلطه‌ي عملي در تاريخ معاصر است. امام خميني با اهتمام جدي بر اين اصل، هر نوع روابط و قرارداد بين‏المللي را که منجر به نقض اين اصل و ناديده انگاشتن آن گردد، بي‏اعتبار دانسته و انعقاد چنين معاهداتي را تحريم مي‏کند; بنابراين، ايشان فراتر از يک نظريه سياسي، اصل نفي سلطه‌ي كافران را امري لازم الاجرا در روابط خارجي فرض مي‏کند و به آن فتوا مي‏دهد.121
6ـ اصل عزت اسلامي
اصل عزت در روابط خارجي دولت اسلامي، بيانگر برتري تعاليم اسلامي و به دنبال آن، برتري جوامع اسلامي است. اصل عزت اسلامي در روابط خارجي، ناظر به جامعيت و مقبوليت دين اسلام است که خداوند اين دين آسماني را کامل‏ترين و برترين دين دانسته و به صراحت ‏بر مقبول نبودن ديگر دين‏ها تاکيد دارد: “إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْاسْلَامُ… ” (آل عمران/19)
بنابراين، دولت اسلامي در روابط خارجي خود نبايد به گونه‏اي سياست‏گذاري و رفتار کند که اين اصل مخدوش و يا کم رنگ شود. برخي آيات قرآن کريم اتکاي مسلمانان به کافران و دولت‏هاي غيراسلامي را براي دست‏يابي به عزت و شوکت دنيوي زشت خوانده و يادآور شده‏اند که عزت همه از آن خدا و رسول و مؤمنان است: ” الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِين‏ أَ يَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا. آنان كه غير از مؤمنان، كافران را دوستان [خود] مي‏گيرند، آيا سربلندي را نزد آنان مي‏جويند؟ [اين خيالي خام است،] زيرا عزّت، همه از آنِ خداست.” (نساء/139)
برخي از مفسران ضمن تحليل جهاد با اين معيار، گفته‏اند جهاد زماني مشروعيت مي‏يابد که براي تحقق عزت ديني و سيادت اسلام باشد. اين برداشت، احتمالا ناظر به تعليلي است که در برخي آيات جهاد به آن اشاره شده، آنجا که مي‏فرمايد: ” وَ قَاتِلُوهُمْ حَتي‏ لاتَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لله‏… جهاد کنيد تا کلمه‌ي الله اعتلا يابد و کلمه‌ي کفر محو شود…” (انفال/39)
به اين ترتيب، اصل عزت اسلامي همانند اصل نفي سلطه‌ي كافران، بر معاهدات و رفتار خارجي دولت اسلامي حاکميت دارد؛ به گونه‏اي که اگر رفتار سياست ‏خارجي دولت اسلامي موجب عزت کفار و ذلت جامعه‌ي اسلامي شود، غيرمجاز و ممنوع است.
7ـ اصل التزام به پيمان‌هاي سياسي
اصل وفاي به عهد، يکي از دستورهاي مؤکد اسلام است که آيات بسياري به آن توصيه کرده‏اند. مانند: اسراء آيه 34، بقره آيه 177، مؤمنون آيه 8 ، معارج آيه 32، مائده آيه 1، و آل‏عمران آيه 76. عمره‌ي قضاء طبق بند 8 صلح‌نامه‌ي حديبيه پيامبر و يارانش فقط سه روز مي‌توانستند در مكه اقامت كنند. در پايان سه روز قريش به ايشان اعلام كردند كه سه روز، تمام شده است و برحسب قرارداد بايد بيرون برويد. رسول خدا و مسلمانان از مكه بيرون رفتند و پيامبر فرمودند كه نبايد تا شب كسي از مسلمانان در مكه بماند.
وفاي به عهد در زمره‌ي اصول سياست ‏خارجي دولت اسلامي قرار دارد. دولت اسلامي موظف است ‏بر اساس آن، به همه‌ي معاهدات سياسي و نظامي بسته شده با ديگر جوامع با ديده‌ي احترام بنگرد و التزام خويش را حفظ کند. از نظر صغروي و تطبيق اين اصل و همچنين حوزه‌ي شمول و ابعاد آن، تفاسير و ديدگاه‏هاي متفاوتي ارائه گرديده است. آيا وجوب وفاي به عهد، کليه‌ي عهدها، اعم از پيمان‌هاي مکتوب و شفاهي را در بر مي‏گيرد يا اختصاص به پيمان‌هاي رسمي و مکتوب دارد؟ بيش‌تر مفسران، چنان که اشاره شد، با استناد به اطلاق يا عموم لفظ عقود، آن را شامل کليه‌ي پيمان‌هاي کتبي و شفاهي مي‏دانند; همچنين، اطلاق مزبور از نظر گستره، کليه‌ي پيمان‌ها اعم از اقتصادي، امنيتي و سياسي را در برمي‏گيرد; بنابراين، مقصود از “اوفوا بالعهد” و “اوفوا بالعقود” کليه پيمان‌هايي است که مردم يا براي برقراري صلح يا مسائل مالي و بيع و شراء و اجاره و غيره با طرف مقابل مي‏بندند.122
عده‏اي از مفسران با استناد به مطلق بودن “عهد”، پيمان شفاهي و مکتوب را مشمول آن مي‏دانند. برخي بالاتر از اطلاق، ادعاي عموم لفظ “عهد” را مطرح کرده و آن را شامل کليه‌ي تعهدات مي‏دانند و مي‏گويند اين حکم از نظر حوزه‌ي شمول به معاهدات ميان مسلمانان اختصاص ندارد؛ بلکه مربوط به تمام افراد و کليه پيمان‌ها مي‏گردد، البته با رعايت‏ حلال و حرام الهي; بنابراين، لفظ عهد، عام و شامل کليه‌ي پيمان‌هايي است که مطابق ديانت در مسائل اقتصادي (بيع) و اجتماعي و سياسي منعقد گرديده است.123
از مجموع آياتي که به وجوب وفاي به عهد اشاره دارند، چند نکته برداشت مي‏شود:
1ـ اصل بقاي معاهدات و اعتبار آن تا زمان انقضاي مدت;
2ـ جايز نبودن خدعه با طرف مقابل و وجوب وفاي به عهد تا زمان انقضاي مدت;
3ـ وقتي قرارداد بسته شد، از نظر قرآن تحت هيچ شرايطي نبايد آن را شکست؛ مگر آنکه طرف مقابل آن را نقض کند و به نيرنگ روي آورد.
احاديث متواتري از رسول اکرم در اين زمينه وجود دارد که حضرت مسلمانان را از لزوم پاي‏بندي به پيمان‌ها و حرمت نقض پيمان آگاه مي‏سازد.124 برجسته‏ترين نمونه‌ي آن، پاي‏بندي پيامبر به مفاد صلح حديبيه است که طبق آن، پيامبر با ناخشنودي، افراد تازه مسلماني را که از شکنجه و آزار قريش به سوي مدينه هجرت کرده بودند، باز مي‏گرداند.125 امام علي نيز در نهج‏البلاغه، لزوم وفاي به عهد و التزام به پيمان‌هاي سياسي و نظامي را آن‏ چنان مهم مي‏خواند که شکستن آن را صلاح نمي‏داند، امام مي‏فرمايد:
اگر ميان تو و دشمنت پيماني بسته شد و يا تعهد کردي که به وي پناه دهي، جامه‌ي وفا را بر عهد خويش بپوشان و تعهدات خويش را محترم بشمار و جان خويش را سپر تعهدات خويش قرار ده؛ زيرا هيچ يک از فرايض الهي نيست که همچون وفاي به پيمان مورد اتفاق مردم جهان ـ با همه‌ي اختلاقي که دارند ـ باشد؛ حتي مشرکان زمان جاهليت آن را مراعات مي‏کردند؛ زيرا عواقب پيمان‏شکني را آزموده بودند; بنابراين، هرگز پيمان شکني مکن و در عهد خود خيانت روا مدار. هرگز نبايد در تنگناهايي که تو را به پيمان شکني مي‏خوانند، به نقض پيمان روي آوري؛ زيرا شکيبايي در تنگناها که اميد گشايش و پيروزي در عاقبت آن داري، بهتر از پيمان شکني و خيانتي است که مجازات الهي را در پي‏دارد.126
بنابراين از نظر اسلام، التزام به پيمان و وفاي به عهد، يک سياست استراتژيک و بلند مدت است که تحت هيچ شرايطي مجوزي براي نقض آن وجود ندارد. از مجموع آيات و روايات در اين قسمت، چنين استفاده مي‏شود هنگامي که مسلمانان يا حکومت اسلامي با دولت‏يا مردماني که مسلمان نيستند، با رعايت‏ ساير اصول، معاهده‏اي امضا کردند يا با مؤسسات تجاري و خدماتي آنان قراردادي بستند، جز در صورت تخلف طرف مقابل، نقض آن به هيچ وجه جايز نيست و وفاي به آن، به حکم عقل و شرع لازم است.127
اصول حاكم بر روابط سياسي ميان جوامع (نه دولت‌ها) از ديدگاه قرآن
1ـ عدالت
يكي از اصولي كه در قرآن كريم بسيار مورد تأكيد و اهتمام قرار گرفته، مسأله عدالت است: “ياأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يجْرِمَنَّكُمْ شَنَئَانُ قَوْمٍ عَلَي أَلاَّ تَعْدِلُواْ إِعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَي. اي كساني كه ايمان آورده‏ايد، براي خدا به داد برخيزيد [و] به عدالت شهادت دهيد، و البتّه نبايد دشمني گروهي شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد. عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديك‌تر است و از خدا پروا داريد كه خدا به آنچه انجام مي‏دهيد آگاه است.” (مائده /8)
اين آيه نشان مي‌دهد كه با دشمن نيز نبايد بي عدالتي كرد. اگر اين عقيده در فرد فرد مسلمانان و جوامع اسلامي اثر گذارد، و به اجرا درآيد، مي‏تواند مسلمانان را به سوي مديريت صحيح در كارها و برافراشتن پرچم عدل، نه تنها در كشورهاي اسلامي بلكه در كل جهان سوق دهد. اهميت اين موضوع به حدي است كه هيچ چيز نمي‏تواند مانع آن گردد؛ و هر گونه انحراف از آن، پيروي از هواي نفس است. (ص/26) در آيات قرآن به صراحت از ستم روا داشتن به دشمن، چه دشمن شخصي و چه ديني نهي شده است. (بقره/279) در برنامه‏هاي اجتماعي، سياسي، نظامي و اقتصادي جامعه اسلامي عدالت بايد به عنوان زير بنا در روابط متقابل بين مسلمانان و ديگران باشد؛ زيرا يك جامعه‌ي پيشرو، سربلند و قوي، جامعه‏اي است كه روي پاي خود بايستد و پيوندش با ديگران، پيوندي بر اساس رعايت عدالت و منافع متقابل باشد؛ همان طور كه قرآن مي‏فرمايد: “…لاتَظلِمون و لاتُظلَمون. نه ستم كنيد و نه زير بار ستم رويد.” (بقره/279)
هرگاه حكومت‌ها از اين اصل اساسي غفلت كرده يا به آن پشت پا زده‏اند، باعث تباهي خود و ديگران شده‏اند و هرگاه به آن پاي‏بند بوده‏اند، از سربلندي برخوردار بوده‏اند.
2ـ تعادل در روابط و حفظ احترام متقابل
اصل اعتماد متقابل، پشتوانه‌ي فعاليت‌هاي هماهنگ اجتماعي و همكاري در سطح وسيع مي‏باشد. همين معنا در روابط بين المللي و در سطح جهاني نيز صادق است. يكي از مصاديق بارز و تعيين كننده به عنوان ضامن اجراي اين اصل، وفاي به عهد مي‏باشد؛ زيرا وفاداري به پيمان، تأكيدي بر حفظ اين همبستگي و اعتماد متقابل است؛ و اگر ميثاق‌ها شكسته شود، ديگر اثري از اين سرمايه بزرگ (اعتماد عمومي) نخواهد ماند؛ و اين مطلب هم در داخل جامعه‌ي اسلامي، در روابط با اقليت‌ها، و هم در سطح جهاني در ايجاد روابط با كشورهاي غيراسلامي صادق است.
به همين دليل در آيات قرآن و احاديث اسلامي، به طور گسترده به مسأله وفاي به عهد و ايستادگي در برابر سوگندها تأكيد شده و شكستن آن، از گناهان كبيره محسوب مي‏شود. بدون ترديد پاي‏بندي به عهد تا زماني لازم است كه طرف مقابل به مفاد آن وفادار باشد؛ و در صورت پيمان‏شكني و عدم رعايت اصول عهدنامه از سوي يك طرف، طرف ديگر نيز ملزم به رعايت آن نخواهد بود.
3ـ حفظ سيادت اسلام
حفظ سيادت اسلام و جامعه‌ي اسلامي از جمله وظايف مسؤولان نظام اسلامي است كه نقض آن از حدود اختيارات مسلمانان خارج بوده و بر اساس

پایان نامه
Previous Entries خاورشناسان، حقوق انسان Next Entries ناخودآگاه