اصلاحات ارضی، مدیریت روستایی، مدیریت محلی

دانلود پایان نامه ارشد

تولیدی را تعیین می کرد ومعمولآ مالک یا عاملی که حق بهره برداری از اراضی روستا را کسب کرده بود ( از طریق تیولداری، اقطاع داری، خالصه و …) سر نسق یا مدیر کل روستا محسوب می گردید.
2- منحصر بودن منبع اب زراعی ویا محدود بودن ان و ضرورت رسیدگی های مرتب به لحاظ تعمیر ونگهداری و … از وظایف مالک روستا بوده که توسط افرادی با عناوین میراب، ابیار و… وبا بهره گیری از نیروی کار کلیه روستاییان بالاخص زارعین اداره می شده است.
3- مسائل حفاظتی در مقابل عوامل نامساعد طبیعی مثل سیل و مسائل امنیتی و دفاعی برای تأمین بخشیدن به روستاییان از دیگر وظایف مدیر ده بوده که توسط افراد مختلف و با سازمان بخشیدن به کلیه روستاییان در موارد ضروری به مرحله عمل در می امده است.
4-مسائل اجتماعی، ارتباط با سایر روستاها وحتی شهرها، ارتباط با سازمانهای اداری ( دولت ) از دیگر ابعاد مدیریت روستا بوده است .
5- امور مختلف ده یا روستا تحت ریاست کلی و گاه از دور ( در مورد مالکان غایب ) و توسط عواملی مثل نماینده، مباشر، کدخدا، دشتبان، دارغه و … اداره می شده است. روی هم رفته می توان چنین نتیجه گرفت که اولآ مدیریت ده پیچیده و چند بعدی بوده و ثانیآ عوامل و عناصر مختلفی ( نماینده، کدخدا، سالار، سربنه، دشتبان، و …) که عمومآ از ساکنین روستا بودند، در مدیریت ده نقش عمده ای را بر عهده داشتند و ثانیآ هزینه های مربوط به مدیریت ده عمدتآ توسط روستاییان تأمین و پرداخته می شده است. رابعآ علی رغم پیچیدگی مدیریت از لحاظ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و … امور عمرانی و خدماتی ده را یکی از روستاییان تحت عناوین، دهگان، دیهیگ، دهقان و … بالاخره کدخدا بر عهده داشتند. ( طالب، 1371 : ص 7 )
-مدیریت روستا از مشروطیت تا جنگ جهانی دوم ( 1316-1284 ه ش )
با شروع جنگ جهانی دوم به تدریج سعی در در دخالت در امور روستا را داشت و با تصویب قوانین تمایل خود را به انجام فعالیت هایی در چهار چوب عملیات عمرانی در روستاها و ارتقاء سطح سطح زندگی روستاییان نشان می داد. در این دوره نحو ه ی اداره ی کلی با مالک بوده ولی قانون عمرانی روستایی مصوب 1316 وظایفی را برای شورای بخش در نظر گرفته بود، عمران عمومی را در ساختن راههای فرعی، تنقیه انهار و قنوات و بهداشت عمومی خلاصه کرده است و تأمین هزینه های مربوطه با مالکین روستاها بوده است. لذا از سال 1316 به بعد به دلیل انکه در قانون کدخدا را (( نماینده مالک و مسئول اجرای قوانین ونظام نامه های دولتی که به او مراجعه می شود )) دانسته بودند، کد خدا امور جاری دهات را در زمینه های حقوقی و قضایی، ثبت احوال، نظام وظیفه، معارف اوقاف، انتظامی و کشاورزی را انجام می داد. با این همه روستاییان بدون داشتن نقشی در تعیین کدخدا، بر خلاف دوره ی قبل امکان عرض حال به مقامات دولتی را داشتند و کمافی السابق مدیریت روستایی در دست مالکان و عوامل مربوط به انها از جمله کدخدا بود. با تصویب برنامه اول عمرانی کشور، تصویب قانون ازدیاد سهم کشاورزان به عنوان منع مالی فعالیت های بنگاه در روستا و استمداد از اصل چهار، دولت تمایل خود را به انجام فعالیت هایی در چهارچوب عملیات عمرانی در روستاها و ارتقاء سطح زندگی روستاییان نشان می داد و تصویب این گونه قوانین به دلیل حضور نفوذ مالک در روستاها تأثیر چندانی نمی بخشید ( طالب، 1376 : ص 82- 80)
-مدیریت روستا از اصلاحات ارضی تا انقلاب اسلامی ( 1357 -1341 ه ش )
انجام برنامه های اصلاحات ارضی همراه با اصطلاحات دیگری که در دهه ی 1340 ه .ش و مقارن با دهه ی 1960 میلادی که دهه ی توسعه اعلام شده بود، اهداف مختلفی را دنبال می کرد. اصلاحات ارضی که قبل از هر چیز در صدد حذف قدرت سیاسی مالکین بود موجب گردید که ساختار مدیریت روستا اسیب جدی ببیند. به این ترتیب ظاهرآ مردم منشأ قدرت وتعیین کدخدا و مباشر امور خود شدند ولی نفوذ مالکین که جزء در مرحله اصلاحات ارضی مورد توجه جدی قرار نگرفت از یک طرف ورود دولت به روستا از طرف دیگر هیچگاه این باور را به روستاییان ندادند که ادارهی امور خود را خود در دست دارند.
در این دوره منشأ قدرت در روستا دولت است و مالکین با نفوذ خود در دولت و استفاده از ایادی خود در روستاها، از طریق مقامات دولتی اعمال نفوذ می کنند. غیر از کدخدا عوامل دیگری در ده ساکن بوده و یا رابطه ی بسیار مستمری با روستاییان داشتند مانند سپاهیان دانش، ترویج و سرپرست حوزه های تعاونی در روستا بارزتر می کرد و کدخدا همواره سعی در هماهنگی با این افراد که نمایندگان دولت محسوب می شدند داشت. روستاییان مانند قبل عملآ نقشی در انتخاب کدخدا نداشتند در این دوره غیر از کدخدا عوامل متعدد دولتی استقرار یافتند و در نهایت با جایگزینی دهبان به جای کدخدا امور اجرایی ده زیر نظر انجمن ده قرار گرفت. اگرچه قانون اجازه داده بود که مردم از طریق انجمن ده که ظاهرآ منتخب خود انان بود در تعیین کدخدا دخیل باشند. به هر حال به دلیل تجزیه مدیریت هر بخش وظایف تعیین شده خود را انجام می داد که اغلب متداخل یا موازی بودند، مثلآ انجمن ده، سپاه دانش یا سپاه بهداشت و کدخدا در امور عمرانی ده فعال بودند وظایفی در حد ساخت وساز موسسات رفاهی و بهداشتی داشتند که با بعضی از وظایف کدخدا و انجمن ده در این راستا تداخل می یافت. از بعد اقتصادی نیز نبود مالک و ناتوانی تعاونی موجب گردید که پای سلف خران، میدان داران و … نیز به عرصه اقتصادی ده باز شود ( طالب، 1376 : 87 -84 )
از جمله شاخص های این دوره ایجاد وزارت تعاون و امور روستاها بود که مدیریت کلان نواحی روستایی را برعهده گرفته وقانون تشکیل انجمن ده و دهبانی را در سال 1345 به تصویب رسانید و (( دهبان )) جایگزین (( کدخدا )) شد که امور اجرایی ده را زیر نظر انجمن ده به عهده داشت ( رضوانی، 1383 : ص 218 )
– مدیریت روستا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ( 1390 -1357 )
با پیروزی انقاب اسلامی و انحلال موسساتی مانند ؛ سپاه دانش، ترویج، عدالت خانه انصاف و انجمن ده، مدتی خلاء مدیریت روستاها به وجود امد. نهادهای جهاد سازندگی برای سازندگی روستاها در خرداد ماه 1358 و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به منظور کمک در امر تأمین مسکن محرومان در فروردین ماه 1358 به فرمان امام خمینی ( ره ) و تشکیل هیأت های هفت نفره، در زمینه ی ارتباط دولت با روستا گردید ( مهدوی، 1377 : ص 194 – 184 ).
قبل از تصویب قانون شوراهای اسلامی، این شوراها از طریق جهادسازندگی در روستاها شکل گرفتند در سال 1361 مجلس شورای اسلامی قانون تشکیلات شوراهای اسلامی را به تصویب رساندوبرگزاری انتخابات این شوراها را در روستا به جهاد سازندگی واگذار نمود. شوراهای اسلامی روستایی در این دوره با وجود سپری شدن دوره ی قانونی خود، تا سال 1367 و تاقبل از تشکیل شوراهای جدید به فعالیت های خود ادامه دادند. جهاد سازندگی و بنیاد مسکن به ترتیب در روستاهای تحت پوشش خود در زمینه ی تهیه و اجرای طرحهای بهسازی و هادی (( خانه همیار روستا )) و (( دفتر عمران روستا )) تشکیل شدند که این مراکز در روستاهای تشکیل شده تا قبل از دوره ی جدید شوراهای اسلامی به فعالیت خود دامه داد ( رضوانی، 1383 : ص 220 -219 )

2-2-3 سطوح مدیریت محلی
نهادها به مثابه سازمان های رسمی و غیر رسمی نقش انکار ناپذیری در رفتارهای مدیریت محلی و سرزمینی از جمله کیفیت زندگی روستاها دارند. نهادها در ایجاد، خلق و شکل گیری تعلقات، منافع، علاقه مندی ها، هدف گزینی بازیگران و قرار دادن بازیگران در دستیابی به اهداف از جمله کیفیت زندگی نقش بسزایی دارند. ( ارمکی و خوش فر، 1391 : ص 140 )
نهادها ویژگی های خاصی دارند، اول اینکه هدف اصلی هر نهاد، براوردن نیازهای اجتماعی خاصی است. دوم اینکه نهادها ارزش های غایی اعضای خود را متبلور می سازند. سوم اینکه نهادها به نسبت پایدارند به گونه ای که الگو های رفتاری جا افتاده در نهادها به صورت بخشی از سنت فرهنگی یک جامعه در می ایند. چهارم اینکه مبانی اجتماعی نهادها چندان گسترده اند که فعالیت های انها پهنه وسیعی از جامعه را پوشش می دهند. هر تغییری در نهاد احتمالآ دگرگونی هایی در نهادهای دیگر را به بار می اورد. پنجم اینکه اگرچه همه نهادهای یک جامعه به هم وابسته اند، ولی هر نهادی بر محور یک رشته هنجارها، ارزش ها و الگو های رفتاری مورد انتظار به شدت ساختارمند وسازمان یافته است حال چه انها در این نهادها عملآ مشارکت داشته باشند ویا نداشته باشند ( مبانی برنامه ریزی روستایی )
در همین راستا، سازمان محلی که شکل رسمی و سازمان یافته نهاد اجتماعی می باشد، سازمانی است عمومی که با اختیاراتی وسیع در قسمتی از خاک یک کشور مانند؛ استان، شهرستان، بخش، دهستان و یا شهر و روستا به منظور اداره ی امور محلی ان به وجود می اید. سازمان محلی از این جهت متمایز از حکومت به معنی اعم است که جزییات مقررات مربوط به اداره ی ان به وسیله ایالات و یا حکومت مرکزی تعیین نمی شود، بلکه خود مردم محل به موجب اختیاراتی که طبق قانون اساسی ویا قوانین مادی به انها داده شده، می توانند با تنظیم و تصویب مقررات جدید، امور محلی خود را اداره نمایند. اختیارات و قدرت های محلی از طریق مصوبات و ایین نامه هایی که شوراها و انجمن های محلی تصویب می کند، به وسیله ی مجریان اجرا می گردد ( طاهری و ابوالقاسم، 1378 : ص 47 )

2-2-4 وظایف و مسئولیت های مدیریت محلی
گسترش وتوسعه نهاد دهیاریها در سراسر کشور و انتقال بخشی از وظایف دولت به این مراکز، زمینه را برای شکل گیری جامعه مدنی و تحقق شاخص های توسعه فراهم نموده است. تأسیس نهاد عمومی و غیر دولتی دهیاریها طی سالهای اجرای برنامه برنامه سوم توسعه را می توان اقدام مهمی در تکمیل حلقه مدیریت روستایی در فرایند توسعه متوازن و پایدار و هم چنین نشانه ای از حرکت به سوی اجرای نظام جدید مدیریت روستایی مبتنی بر مشارکت های محلی دانست که می توان تحولی را در فرایند مدیریت و توسعه روستاها ایجاد کند. دهیاریها دارای کارکردهای متعددی هستند که از ان جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد ؛
– تکمیل کننده زنجیره حکومت مردم بر مردم
– ارائه دهنده ی خدمات و تسهیلات عمومی
– بستر ساز شهرهای اینده، و کنترول کننده ی روند مهاجرت از روستا
– حافظ امکانات زیر بنایی احداث شده در نواحی روستایی
-تقویت کننده روند توسعه کشاورزی
– قابلیت تصدی بسیاری وظایف بخش ( در بان استانه و اکبری، 1383 : ص 15)
جایگاه مناسب و قانونی دهیاریها، قابلیت ها و کارکردهای متعدد و متنوع ان باعث شد. که در برنامه چهارم توسعه، برخی

پایان نامه
Previous Entries مدیریت محلی، مدیریت روستایی، جامعه روستایی Next Entries توسعه روستا، توسعه روستایی، مدیریت محلی