اسفار اربعه، دوران مدرن، قبض و بسط

دانلود پایان نامه ارشد

است.
در ميان فلاسفه اسلامي نيز بحثهايي پيرامون اين تجارب وجود دارد. براي مثال ميتوان به بحث مقامات العارفين ابن سينا در کتاب الاشارات و التنبيهات اشاره نمود شيخ در اين کتاب در ذيل داستان ابسال و سلامان به مقاماتي که يک عارف در طول سلوک خود توانايي رسيدن به آنرا دارد اشاره ميکند. وي در اين داستان نشان ميدهد که چگونه يک عارف ميتواند با طي مقامات و مراحل به مرحلهي کشف و شهود خداوند دست يابد. ابن سينا در اين 33 کتاب خود تقسيمات عرفاني را بيان ميکند و برخي مصطلحات صوفيه را توضيح ميدهد. اما فلسفهي او کمتر از شهود و مکاشفه بحث ميکند.
اما شيخ اشراق بناي فلسفهاي را ميگذارد که سراسر اشراق و مکاشفه است و بسياري از علوم عرفاني را در خود دارا ميباشد. فيلسوف شهيري که توانست به راستي حق مطلب را ادا کند ملاصدرا بود. ملاصدرا توانست با طرح روش جمع ميان قرآن، عرفان، برهان بسياري از مشکلات فلسفه و عرفان را حل بنمايد. او به درستي و با بيان استدلالي تجربهي ديني را در سراسر کتاب اسفار اربعه و همچنين کتابهاي شواهد الربوبيه وکتاب مفاتيح الغيب مطرح نمود او به بررسي شرايط، اسباب، موانع تجربهي ديني پرداخت و آنها را مبرهن نمود.او تعريف جامعي از تجربهي ديني ارائه کرد و ماهيت اين تجربه را به روشني بيان نمود.
ملاصدرا راه کشف و شهود را بهترين راه براي کشف34 حقايق غيبي و ارتباط با عالم قدس معرفي نمود. او شهود را به مراتب برتر از علوم حصولي و با واسطه دانست و آنرا سرچشمه همهي علوم ومنبع جميع معارف و ادراکات معرفي نمود. يکي ازنکات برجستهي روش صدرا بررسي موانع اين گونه تجارب است که در مواضع مختلف اسفار به آنها پرداخته است. اين موانع که در لسان صدرا از آنها به حجاب تعبير ميشود، باعث جلوگيري از مشاهدات ميگردد. او تجارب و مشاهدات را تقسيمبندي نمود، و برخي از آنها را داراي ارزش کمتري دانست و برخي از تجارب را بسيار بالا و خالص ناميد. بنابراين بررسي آثار صدرا در اين زمينه ميتواند ما را در اين راه ياري رساند.
مفسران اسلامي هم از اين قافله عقب نماندند، به طوري که فخر رازي، ابن عاشور، استاد جوادي آملي به شايستگي از اين موضوع سخن گفتهاند. ولي بيش از همه تفسير الميزان نوشتهي علامهي طباطبايي خود نمايي ميکند. يکي از تواناييهاي علامه طباطبايي شرح و بسط آيات مربوط به مشاهدات عرفاني است. اين شرحها توانست ما را به حقايق جالبي در پيرامون بحث مشاهده و مکاشفه آشنا سازد.
شاگرد او استاد جوادي آملي در دو کتاب تفسير موضوعي و تفسير تسنيم، اين روش را ادامه داده است بنابراين اين کتب نيز ميتواند ما را در راستاي بحثهاي کلامي خصوصا تجربهي ديني رهنمون سازد. روشي که ما بايد در اين تحقيق پي بگيريم، بررسي موضوع تجربه ديني براساس رئاليسم فلسفي اسلامي است باشد و تحقيق خود را در راستاي جمع ميان کتب غربي و اسلامي در اين موضوع و طرحي نو و جديد از اين موضوع با تکيه بر قرآن و فهم قرآني قرار دهيم.
بعد از انقلاب شکوهمند اسلامي ايران، کتابهاي بسياري پيرامون اين موضوع نوشته شده است. از جمله قبض و بسط تئوريک شريعت و بسط تجربهي نبوي هر دو نوشتهي عبدالکريم سروش، معرفت ديني صادق لاريجاني وليکن هيچکدام بحث جامعي براساس مباني نظري اسلام به همراه بحثهاي جديد ننمودهاند. و لذا جاي نوشتهاي در اين زمينه خالي بود که ما سعي داريم در اين پايان‌نامه، آن جا را با خواست خدا در حدّ امکان کامل نمائيم.
تعريف تجربه ديني
تجربهي ديني از دو واژه مجزا و مستقل ترکيب يافته است. تجربه و دين مراد از تجربه چيست؟ واژهي تجربه داراي معناي واحدي نبوده است بلکه در طول زمان دچار تغيير و تحولات بسياري قرار گرفته است. در ابتدا اين واژه به معناي نوعي (فعل) بوده است. يعني وقتي از اين کلمه استفاده ميشد که يک تأثير، و کنش از سوي فاعل مراد بوده است. و مراد از اين کلمه اين بوده که چيزي را مورد آزمايش و تجربه قرار دهند براي مثال وقتي گفته ميشد که “اين کار را تجربه کن” مقصود اين بوده که اين شئ را مورد امتحان و آزمايش قرار بده.
اما آهسته آهسته معناي اين کلمه دچار تغيير و تحول گرديد. اين تغيير و تحول در عصر جديد و در دوران مدرن صورت گرفت. در اين زمان اين کلمه در معنايي تقريباً متضاد با معناي سنتي آن به کار رفت وعبارت شد از معناي انفعالي و کنش پذيري35. در اين معنا تجربه به معناي حيث قابلي اشياء به کار رفت. در حقيقت وقتي ما از لفظ تجربه کردن استفاده ميکنيم به اين معناست که ما از فاعلها و عوامل خارجي تأثير پذيري داشته باشيم و حالتي در ما اتفاق بيافتد. مثلا حادثهاي را ببينيم و آن در ما اثر خوشايند يا ناخوشايندي به دنبال داشته باشد.
اين معناي جديد کلمهي تجربه در مقالهي ما مقصود است و ما در تجربهي ديني داراي حالت کنش پذيري و انفعالي نسبت به پديدههاي ديني هستيم و دين و عوامل خارجي در نفس ما تأثير گذار خواهند بود.
در اصطلاح عرفاء واژهاي که معادل تجربه است، واژهي (حال) است36 و ما در اينجا همين معنا را قصد ميکنيم. عارف در درون حال خود مشاهدات و مکاشفاتي را مشاهده ميکند که حاصل اتصال موجود متناهي با موجود نامتناهي است و در اين رابطه علم لدني به او اشراق ميشود.
واژهي دوّم در عبارت تجربهي ديني، واژهي “دين” است. دين داراي تعاريف مختلفي است که شايد37 براستي نتوان38 جامعي براي آنها تصور نمود: جان هيک برخي از اين تعاريف را ذکر ميکند ولي ما در اينجا به ذکر يک تعريف که به نظر ميرسد تعريف تقريبا جامعي است اشاره ميکنيم. اگر بخواهيم دين را با نگاه پديدار شناسانه تعريف کنيم، عبارت است از “شناخت يک موجود فوق بشري که داراي قدرت مطلقه است و خصوصا باور داشتن به خدا و خدايان متشخص که شايستهي اطاعت و پرستشاند.”39
حال نوبت آن استکه عبارت “تجربهي ديني” را به صورت مرکب تعريف نمائيم. تجربهي ديني داراي تعاريف متعددي است که هرکدام از آنها براساس مباني مختلف آنها صورت گرفته است. برخي از اين تعابير بسيار وسيعاند و برخي بسيار محدود به گونهاي که فقط دين خاص را در برميگيرد. ما در اين جا به ذکر چند تعريف ميپردازيم و در آن ميان به تعريف مورد نظر اين مقاله اشاره ميکنيم:
1- تعريف خيلي محدود از تجربه ديني که فقط اديان خاصي شخصي را شامل ميشود.40 مثلاً: تجربهي ديني را “مواجههي انسان با خداي شخصي تعريف کنيم که در اين صورت تجارب اديان غير شخصي مثل بودايي را خارج کنيم. اين گونه تعريف نمودن بسيار سطحي و غير قابل قبول است. زيرا صاحبان چنين تجاربي بسيار گستردهاند و نميشود تعريفي ارائه نمود که اکثر اين اديان را خارج نمود. حتي اين گونه تعريف، تجارب يک دين خاص را هم به تمامي و کامل بيان نمي‌کند.
2- تجربهي ديني را مواجههي با امر متعالي يا امر قدسي تعريف کنيم. اين تعريف مربوط به “اتو” مي‌باشد. اين تعريف داراي مزايايي نسبت به تعريف اول است و تعداد بيشتري از اديان را شامل مي‌شود اما داراي نواقصي است، از جمله اينکه همهي تجارب بشر را شامل نميشود، زيرا تجارب عرفاني بسيار متنوع و گستردهاند. و حتي تمامي اديان را هم در برنميگيرد براي مثال ادياني که ادعاي تجربه‌ي طبيعت را دارند شامل نميشود.
3- تعريف عام از تجربه ديني ارائه دهيم که شامل تمامي تجارب بشود. تجربهي41 ديني تجربهاي است که فاعل آن تجربه در توصيف پديدار شناسي آن از واژههاي ديني استفاده کند. اين تعريف عام و وسيع است و شامل تمامي تجارب ديني ميشود و همهي اديان را هم در برميگيرد.
اين تعريف، تعريفي است که ما در اين رساله از آن استفاده ميکنيم، هر چند گاهي سعي ميکنيم براي استحکام بحث اين تعريف را محدودتر کنيم و به تعريف دوم نزديکتر شويم. اما مدار اين پايان‌نامه به تعريف سوم است.
خصوصيات تجربهي ديني
تجربهي ديني داراي خصوصياتي است که باعث ميشود آنرا از برخي ادراکات ديگر جدا کنيم و شناخت اين خصوصيات ما را درک بهتر تجربهي ديني ياري ميرساند:
1- دريافت زنده: صاحب تجربه داراي درک مستقيم و زندهاي از تجربهي خود است. يعني خود با متعلق تجربه درگير است و صرفاً استفاده کنندهي خاموش از تجربه نيست. مانند کسي که تجربهي حادثه‌ي مهمي دارد و خود در آن شرکت داشته است.
2- احساس هم دردي: صاحب تجربه احساس هم بودي و هم دردي با متعلق تجربه را دارد. و لذا اگر کسي تجربهي مشابهي را براي او بازگو کند، داراي درک مشابهي خواهد شد و آنرا بهتر متوجه ميشود.
3- خالي بودن از مفاهيم و استدلال: اين تجارب داراي هيچ واسطهاي نيست. لذا براي درک تجربه‌ي خود از مفاهيم و تصورات و استدلال بهره نميگيرد. و لذا تجاربي که در آنها فکر و انديشه باشد، تجربه ديني نيستند بلکه بايد درک مستقيم و بي‌ واسطه‌اي از مورد تجربه داشته باشيم.
4- غير قابل انتقال بودن: چون دراين تجربه مفاهيم وجود ندارد، لذا صاحب تجربه نميتواند تجربه‌ي خود را به ديگران انتقال دهد. اما اين به آن معنا نيست که شخص نتواند محصول تجربهي خود را درون قالب الفاظ و مفاهيم بريزد و به ديگران انتقال دهد. اما خود تجربه قابل انتقال دادن نيست.
5- شخصي و خصوصي بودن تجربه: از آنجا که متعلق تجربه فقط براي صاحب تجربه ظاهر شده است، و لذا اين ظهور فقط مربوط به آن شخص است و ديگران نميتوانند اين ظهور را انکار يا رد نمايد. بلکه ميتوانند بگويند که آيا چنين ظهوري با ملاکهاي آنها قابل قبول يا مردود است.
به عبارت ديگر: تجربه، تجربهي آن شخص خاص است و مربوط به ديگران نميشود و ديگران تنها ميتوانند در خصوص اين تجربه قضاوت نمايند. حاصل اين خصوصيات آن است که موارد زيادي را جزء اين تعريف بدانيم. مانند: ادراک حسي42، تجربهي اخلاقي، تجربهي عارف و حتي بنا بر ديدگاه برخي تجربهي انسان سکولاريست را هم از دنيا شامل ميشود.
رفع يک شبهه
در اينجا بايد قبل از هرچيزي به اين نکته بپردازيم که محور اصلي بحث کدام است؟ به عبارت ديگر در علم روش تحقيق متذکر ميشوند که تحقيق بايد مسأله محور باشد حول سؤال اصلي بگردد. سؤال اصلي که در اين پايان‌نامه به آن پرداخته ميشود کدام است؟ اولين سؤالي که ميتواند مقصود اين مقاله باشد اين است که آيا تجربهي ديني شناختاري امري ممکن است؟ يعني از امکان وقوعي آن سخن بگوئيم البته اين سؤالي بسيار مهم است و در برخي کتب به آن پرداخته شده است، اما موضوع تحقيق ما، اين نيست. در حقيقت امکان وقوع اين تجربه اوّلاً و وقوع خارجي آن ثانيا پيش فرض گرفته ميشود همانطور که در بسياري از کتب مانند عقل و اعتقاد ديني امکان تجربه ديني و وقوع آن پيش فرض گرفته شده است و ادلهي دال بر اثبات يا رد آن ذکر نگرديده است.
سؤال دومي که در اين زمينه ممکن است مورد بحث قرار بگيرد، ماهيت تجربهي ديني است. يعني به اصطلاح: تجربهي ديني چيست؟ در اين سؤال ما به ماهيت تجربهي ديني و تعريف آن و مبادي تصوري و تصديقي آن ميتوانيم بپردازيم. در حقيقت محور اصلي پايان‌نامه ما همين نکته است و ساير سؤالات و مباحث حول اين محور ميگردد. ما ابتداء در اين مقاله به تعاريف مختلف اشاره کرديم و سپس تعريف مختار خود را بيان کرديم و به ذکر مباني قرآني، فلسفي اين نوع ادراک در قرآن و فلسفهي سنتي اسلامي که بر پايهي نوعي رئاليسم بنا شده است ميپردازيم. بعد از آن به قرآن رجوع ميکنيم و موارد ذکر شدهي پيرامون تجربهي ديني را بيان ميکنيم واز اقوال مفسرين ارجمند آگاه ميشويم. و همينطور از آراء دانشمندان غربي، عرفاي اسلامي در اين باره سخن مي‌گوئيم. سؤال سومي که دربارة تجربه ديني مي‌توان مطرح نمود سؤال از محتواي تجربهي ديني است. اين نيز به نوبهي خود سؤال مهمي است که بايد به آن پرداخته شود و ما در لا به لاي مباحث به مناسبت به برخي از موارد آن اشاره ميکنيم و در اين باره صحبت ميکنيم که آيا محتواي اين تجارب لزوماً اموري معقولاند يا اموري فوق عقل نيز در اين تجارب وجود دارد. و نوع محتواي اين تجارب چه اموري ميتواند باشد.
سؤال ديگري که در حوزهي تجربهي ديني ميتوان مطرح کرد. مسأله زبان اين تجارب است. مسألهي زبان اين تجارب به دو گونه مطرح است.

پایان نامه
Previous Entries دوران باستان، فصوص الحکم، انسان کامل Next Entries ديني، تجربهي، آيا