اسرائیلیات، پیامبر اسلام(ص)، عمر بن عبدالعزیز

دانلود پایان نامه ارشد

به نام عاصم بن عمر نزد امام باقر (ع) آمد و گفت:کعب الأحبار میگوید: «هر بامداد کعبه مقابل بیت المقدس سجده میکند» امام باقر(ع) فرمود» نظر تو درباره سخن کعب چیست؟ او گفت: کعب راست گفته است. امام باقر(ع) فرمود: تو و کعب، هر دو دروغ میگویید کعب الأحبار و امثال او از کسانیاند که حکایات و سخنانی را میان مسلمانان وارد کرده و آنها را فریب میدادند.192
2. تمیم داری
تمیم بن اوس داری از مسیحیان یمن بود. در سال نهم هجری پس از جنگ تبوک با گروهی نزد پیامبر(ص) آمد و مسلمان شد. او در مدینه زندگی میکرد و پس از قتل عثمان به شام رفت. در دوران خلافت علی(ع) در سال چهلم هجری وفات کرد.193 از کسانی بود که به جای پیامبر(ص) پیش نماز میایستاد.194 وی اولین کسی بود که داستان سرایی را آغاز کرد؛ از عمر اجازه گرفت تا برای مردم داستان بگوید؛ عمر به او اجازه داد تا ایستاده بگوید.195 او در زمان عمر پیش از خطبههای نماز جمعه سخنرانی میکرد. در زمان عثمان جلسات سخنرانی تمیم در هر جمعه به سه جلسه افزایش یافت.196
3. وهب بن منبه
نژادش از فارس است که کسرا آنها را به یمن فرستاد. آگاه به اساطیر گذشتگان، به ویژه اسرائیلیات بود عمر بن عبدالعزیز قضاوت شهر یمن را به او سپرد.
وهب میگفت: 92 کتاب آسمانی را گوش دادهام، هفتاد و دوتای آنها را در کنیسهها و بیست تا را از طریق مردم. وی میگوید: در تمام آن کتابها دیدم که اگر کسی خواست و ارادهای را به خود نسبت دهد، کفر ورزیده است پدرانش بر دین مردم فارس (مجوس یا زرتشت) بودند.197 آنان با سکونت در میان مردم یمن ضمن فراگیری دین مسیح، با آداب و رسوم یهودی نیز، خو گرفتند. وهب، زبان یونانی میدانست و از علم و دانش اهل کتاب اطلاعات زیادی داشت.198 او از مشهورترین مدرسان مدرسهای بود که کیسان بن طاووس در یمن بنیانگذاری کرده بود.199
وهب در محرم سال 113 یا 114 هجری قمری در هشتاد سالگی وفات یافت.
بعضی هم سال وفات او را سال 110 هجری درج کردهاند.200 وی میگفت: سی کتاب آسمانی را که برای سی پیامبر نازل شده بود مطالعه کردم.201
از کتابهایی که به او نسبت داده شده: ذکر الملوک المتوجه من حمیر و اخبارهم و قصصهم و قبورهم و اشعارهم، قصص الأنبیاء قصص الأخیار، کتاب القدر و کتاب الاسرائیلیات است. وهب بن منبه مدعی بود تورات و انجیل تحریف نشده و تغییری در آن صورت نگرفته است و به همان صورتی که نازل شده باقی است. تغییر و تحریف در کتابهایی رخ داد که توسط احبار و راهبان نوشته شده است و کتابهای نازل شده الهی مصون از تحول و تحریفاند.202
4. عبدالله بن سلام
او که از دانشمندان معروف یهود بود، در زمان حیات پیامبر(ص) مسلمان شد و پس از اظهار اسلام، همچنان عرق یهودی گری داشت و طبق محدثان اهل سنت او از پیامبر اجازه خواست یک شب قرآن بخواند و یک شب تورات و پیامبر(ص) هم به او اجازه داد.203 آیا به راستی پیامبر(ص) اجازه میداد که تورات تحریف شده، همردیف قرآن شود و مسلمانان آن را مانند قرآن تلاوت کنند؟
و نیز نقل میکنند که ابن سلام از پیامبر(ص) اجازه خواست که روز شنبه را که روز مقدس یهودیان بود گرامی بدارد و در نماز به جای قرآن تورات بخواند، ولی پیامبر(ص) اجازه نداد.
ابن سلام، برای خوشایند مسلمانان جملاتی را در وصف پیامبر اسلام(ص) به نقل از تورات نقل میکرد. از جمله اینکه میگفت: در تورات در سطر اول نوشته شده: محمد پیامبر(ص) خدا و بنده برگزیده اوست. زادگاه او مکه و محل هجرت او مدینه است و سلطنت او در شام خواهد بود.204
تورات زمان ابن سلام همان توراتی است که اکنون در دست ماست و هرگز چنین جملهای در آن وجود ندارد و جالب اینکه در این جملات گفته شده که سلطنت او در شام خواهد بود! و این ماهیت ابن سلام را نشان میدهد و بی جهت نیست که او مانند کعب الأحبار و تمیم داری و سیار طراحان روایات اسرائیلی پس از قتل عثمان همگی به شام رفتند و در کنار سفره معاویه قرار گرفتند.
از ابن سلام روایاتی نقل شده که دلالت بر تجسیم دارد، مانند روایتی که درباره عبارت «مقام محمود» که خداوند به پبامبر(ص) میدهد، از وی نقل شده است. به این صورت که گفت: در قیامت پیامبر اسلام(ص) در کرسی خداوند و در کنار او مینشیند! گرچه این سخن از کسانی مانند عبدالله بن عمر هم نقل شده، ولی آنها کسانی هستند که از کعب الأحبار و ابن سلام نقل حدیث میکنند.205
ب) مسلمانان
اگر چه در میان مسلمانان این حدیث پیامبر(ص) شایع بود: «لا تَصدِقُوا اَهلِ الکِتاب وَ لا تَکذِبواهُم…» اما مسلمانان در نقل کلام آنها خودداری نمیکردند.206 و حتی بعضی از صحابه به وهب بن منبه، کعب الأحبار و عبدالله بن سلام پیوستند.207
1. ابوهریره
ابوهریره از صحابه پیامبر(ص) است، کنیهاش «ابوهریره» و نام وی اختلاف نظر است. تا جایی که سی اسم برای او نقل کردهاند. پس از فتح «خیبر» به مدینه آمد و تا وفات پیامبر(ص) سه سال صحبت آن حضرت را درک نموده است.208
کعب الأحبار در وصف ابوهریره میگوید: «ما رَأیتُ اَحَداً لَم یَقرَأ التَوراۃ اَعلمَ بِما فیها مِن اَبی هُرَیرَۃ» ندیدم کسی را که تورات نخوانده باشد و آگاهتر از ابوهریره به محتوای آن باشد. وی میگفت: احادیثی از پیامبر(ص) روایت میکنم که اگر در زمان عمر میگفتم، سرم را میشکاند ابوهریره میگفت: اگر تمام روایاتی را که در کیسه دارم برای شما نقل میکردم با پشگل مرا میزدید. وی در 78 سالگی و به سال 59 هجری وفات کرد.209
2. عبدالله بن عمروعاص
از صحابه پیامبر(ص) است. کنیهاش ابامحمد و به روایتی، عبدالرحمن بود.210
قبل از اسلام اسمش «العاص» بود که و بعد از مسلمان شدن، پیامبر(ص) نام عبدالله بر او نهاد.211 وی زبان سریانی را که زبان اصلی تورات است آموخته بود. معاویه مدت کوتاهی ولایت کوفه را به او سپرد.212 او در جنگ یرموک دوخورجین، پر از کتابهای اهل کتاب به دست آورد. عبدالله بن عمرو کتبهای یهود ونصاری را همواره مطالعه میکرد و توجه خاصی به آنها داشت. مجاهد میگوید: نزد عبدالله بن عمروعاص صحیفهای دیدم پرسیدم این چیست؟ گفت: این صحیفه صادقه نام دارد. هر چه از پیامبر(ص) شنیدم در آن نوشتم؛ در حالی که بین من و او هیچ کس دیگری نبود وی از قول پیامبر(ص) روایت کرده است که فرمود: «بَلِغُوا عَنی وَ لَو آیهً وَ حَدِثُوا عَن بَنی إسرائیل وَ لا حَرِجً»213
3. محمد بن کعب القرظی
پدر وی از اسیران بنی قریظه و از فرزندان کاهنان یهود بود. وی در سال 40 هجری متولد شد و در سال 117 هجری وفات یافت و از کسانی بود که در مساجد به قصه گویی میپرداخت و افسانههایی را از کتابهای پیشینیان نقل میکرد و سرانجام در حالی که در مسجد مشغول قصه گویی بود، سقف مسجد فرو ریخت و به همراه گروه دیگر جان سپرد.214
4. ابن جریح
ابوخالد یا ابوالولید عبدالملک بن عبدالعزیز جریج. اصل وی رومی و پیش از اسلام نصرانی مذاهب بود. در سال 80 هجری متولد شد و در سال 150 هجری وفات یافت. ذهبی وی را یکی از قطبهای نشر اسرائیلیات دانسته و مینویسد: او محور نشر اسرئیلیات در دوره تابعان است و هرگاه آیات مرتبط به نصارا را دنبال کنیم، میبینیم بیشترین روایاتی که طبری درباره نصارا آورده، در محور ابن جریح دور میزند215؛ اما این نظریه پنداری بیجا مبتنی بر حدس است که شاهدی بر صحت آن وجود ندارد، بلکه شاهد نادرستی این مدعا، افسانههایی است که درباره مائده (سفره) آسمانی نازل بر حضرت عیسی (ع) و حواریون در جامع البیان و الدر المنثور آمده است که فقط دست وهب بن منبه و کعب الأحبار در آنها دیده میشود و از ابن جریح خبری نیست؛ نیز صدها روایت اسرائیلی که ابوشهبه در کتاب الاسرائیلیات و الموضوعات گرد آورده و در آن دستهای افرادی چون عبدالله بن سلام و تمیم داری و کعب و وهب و قرظی و ابوهریره به طور فراگیر دیده میشود و ابن جریح فقط در یک مورد (هنگام نجات بنی اسرائیل از وادی تیه) از ابن عباس نقل میکند.216
5. عبدالله بن عباس
زمانی که پیامبر خدا (ص) از دنیا رفت عبدالله بن عباس کودک بود و لذا احادیث بسیار اندکی از پیامبر نقل کرده است حتی گفته شده که ابن عباس به خاطر سن کمی که داشت، از پیامبر(ص) جز چهار حدیث نشنیده است.
با این وجود در کتب اهل سنت روایات بسیاری از وی نقل شده و به طوری که گفتهاند، فقط در مسند احمد بن حنبل 1696 حدیث مسند از وی نقل شده است.217
بیشتر احادیثی که از ابن عباس نقل شده، روایات او از کعب الاحبار است و لذا در کتابهایی که درباره اسرائیلیات نوشته شده، ابن عباس را در ردیف ابوهریره قرار دادهاند و او را متهم به نزدیکی با کعب الأحبار کردهاند.218
ما تصور میکنیم که شأن و جلالت ابن عباس بالاتر از آن است که چنین باشد. او از ارادتمندان و شاگردان خاص امیرالمؤمنین علی (ع) بود، به گونهای که در دفاع از امیرالمؤمنین از هر خطری استقبال میکرد. مناظرات او با معاویه حتی در زمانی که معاویه در اوج اقتدار بود در تاریخ مشهور است. ابن عباس، همواره امیرالمؤمنین را پیشوای خود میدانست و همانگونه که پیش از این گفتیم، امیرالمؤمنین کعب الأحبار را کذاب میخواند و کعب پس از کشته شدن عثمان به شام رفت و به معاویه پیوست و ثناگوی او شد. بنابراین، بسیار بعید و حتی ناممکن به نظر میرسد که ابن عباس با کعب الأحبار که از اول در جبهه مخالفان امیرالمؤمنین (ع) بود، روابط خوبی داشته باشد و این همه روایت از او اخذ کند.
از این گذشته ابن عباس شدیداً با نقل مطالب از اهل کتاب مخالف بود. بخاری نقل میکند که ابن عباس گفت: «چگونه از اهل کتاب مطلبی میپرسید، در حالی که کتاب شما که بر پیامبر خدا (ص) نازل شده تر و تازه است و شما آن را میخوانید و پیر نشده است و این کتاب به شما خبر داده که اهل کتاب، کتاب خدا را تغییر دادهاند و با دستان خود از پیش خود آن را نوشتهاند و گفتهاند که این از جانب خداست تا آن را به قیمتی اندک بفروشد. آیا آن علمی که (از راه قرآن) به شما رسیده، شما را از پرسیدن از اهل کتاب نهی نکرده است».219
ملاحظه میفرمایید که چگونه ابن عباس با قاطعیت تمام از اخذ حدیث از اهل کتاب منع میکند و آن را کاری ناروا و مخالف معرفی میکند. آیا میتوان گفت که او خود هزاران حدیث از کعب الأحبار نقل کرده است؟
در چنین روایت آمده است که ابن عباس برخی از سخنانی را که از کعب الأحبار نزد وی نقل میشد، به شدت رد میکرد و کعب را دروغگو یهودی معرفی میکرد که میخواهد مطالبی را به دین اسلام وارد کند. طبری نقل میکند که نزد ابن عباس گفته شد که کعب الأحبار میگوید: خداوند در روز قیامت خورشید و ماه را مانند دو گاو میآورد و به آتش جهنم میافکند، ابن عباس خشمناک شد و سه بار گفت: کعب دروغ میگوید. سپس گفت: این سخن یهودی هاست که کعب میخواهد آن را وارد اسلام کند.220
همچنین نقل شده که ابن عباس به مردی که از شام آمده بود گفت: در شام با چه کسی ملاقات کردی؟ گفت: با کعب الأحبار، ابن عباس گفت: چه چیزی از وی شنیدی؟ گفت: شنیدم که میگفت: آسمانها بر دوش فرشتهای قرار گرفته است. ابن عباس گفت: کعب دروغ میگوید، آیا او هنوز یهودی بودنش را ترک نکرده است؟ و این آیه را خواند: «إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا…»221
آیا کسی که کعب الأحبار را دروغگو بخواند و از آن مهمتر او را به عنوان کسی معرفی میکند که در یهودی بودنش باقی مانده و میخواهد خرافاتی را وارد اسلام کند، میتواند دوستدار و ملازم کعب باشد و از او به این گستردگی اخذ حدیث کند؟
به نظر میرسد که کسانی روایات کعب الأحبار را به دروغ به ابن عباس نسبت دادهاند و میتوان از آنها عکرمه را که برده آزاد شده ابن عباس و شاگر او بود نام برد. عکرمه که عقیده خوارج را داشت و یکی از عوامل نشر اسرائیلیات بود، برای کسب وجاهت، این سخنان را به ابن عباس نسبت میداد.
دروغ بستن عکرمه به ابن عباس حتی در زمان خودش مشهور شده بود. در بسیار از منابع آمده است که عبدالله بن عمر به غلام خود نافع میگفت: بر من دروغ مبند همانگونه که عکرمه بر ابن عباس

پایان نامه
Previous Entries اسرائیلیات، دانشجویان دختر، فعالیت فرهنگی Next Entries اسرائیلیات، نهج البلاغه، امام صادق