اسرائیلیات، فرهنگ اسلامی، منابع اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

ادا نگردیده است، لیکن نباید غفلت ورزید که اثرات ناگواری که جامعه اسلامی از رهگذر داستانهای خرافی و اساطیر اهل کتاب در صدر اسلام و پس از آن متحمل گردیده و این نویسنده بدان اشاره کرده امری است که به هیچ روی قابل انکار نبوده و شواهد و قراین بسیاری نیز گواه این مدعاست.
اما آنچه به گسترش اسرائیلیات و داستانهای خرافی و مجعوله اهل کتاب کمک میکرد، اسلام آوردن ظاهری و سطحی تنی چند از علما و دانشمندان یهود و نصاری بود که با پوشیدن کسوت اسلام و حتی درآمدن به کسوت صحابه پیامبر(ص) توانستند به راحتی بسیاری از عقاید خرافی و رسوبات فکری خود را در قالب روایات و احادیثی چند به خورد مسلمانان بدهند و زلال جاری فرهنگ اسلامی را با مجعولات و موهومات خود آلوده سازند. یکی از عواملی که سبب میگردید تا اسرائیلیات و مجعولات این گروه از مسلمان نماهای اهل کتاب به دیده قبول نگریسته شود آن بود که اغلب مسلمانان، اینان را همرتبه و همشأن اصحاب رسول خدا(ص) دانسته و ارج و قرب شایانی برای آنان قایل بودند و این در حالی بود که از منویات شوم آنان بی خبر بودند.
امیرالمؤمنان علی (ع) در خلال یکی از فرمایشات خود به موضوع جعل حدیث این دسته از مسلمان نماها اشاره داشته و میفرماید:
یکی از گروهها که از پیغمبر خدا (ص) نقل حدیث می کنند، منافاتی هستند که ظاهری آراسته به اسلام دارند ولی عمداً بر پیغمبر اکرم (ص) دروغ میبندند و اگر مردم میدانستند آنان دروغ میگویند حدیثشان را نمیپذیرفتند، اما مردم میگویند، اینان اصحاب رسول خدا (ص) هستند آن حضرت را دیده و از وی حدیث شنیدهاند و از این رو حدیث آنها را قبول میکنند، در حالی که خدا در قرآن وصف صحابه منافق را آورده و دروغ آنان را بازگو کرده است. این منافقان دروغگو بعد از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز زنده ماندند و با دروغ و بهتان نزد سران ضلالت مقرب شدند و این سران آنان را به مقامات دولتی نصب کرده و بر مردم مسلط ساختند و به وسیله ایشان دنیای خود را آباد کردند و مردم همواره با حاکمان فرمانروا و با دنیا هستند مگر آنان که خدا آنان را مصون بدارد.74
2. کنیه و دشمنی شدید یهود
یهودیان با ظهور اسلام، موقعیت سیاسی- اجتماعی و اقتصادی خود را از دست رفته میدیدند. از سوی دیگر پیامبر خاتم (ص) از میان آنان برانگیخته نشد، از این رو از اسلام و مسلمانان کنیه بسیار شدیدی در دل داشتند و همواره درصدد نابودی و ضربه زدن به اسلام بودند و چون از طریق مقابله نظامی و همدستی با مشرکان نتوانستند به این هدف دست یابند، از حیله و تزویر وارد شده، با پذیرش اسلام و تظاهر به آن و جلب اعتماد برخی مسلمانان، عقاید خرافی فراوانی را وارد فرهنگ اسلامی کردند.75
3. ایجاز و گزیده گویی قرآن
قرآن کریم طبق اسلوب ویژه خود در بازگویی داستانها و نقلهای تاریخی، فقط به ذکر آنچه با هدف و مقصود کلام ارتباط داشته، بسنده کرد و به جزئیات این داستانها کمتر پرداخته است. این امر، گروهی از صحابه را بر آن داشت تا برای به دست آوردن جزئیات، به اهل کتاب که این داستانها در کتابهایشان با تفصیل بیشتری آمده است، مراجعه کنند.76
4. قصه سرایان و همراهی دستگاه خلافت با آنان
علاقه وافر صحابه و دیگران به شنیدن داستانهای ملتهای گذشته باعث شد داستانپردازی در صدر اسلام گسترش یابد. اینان با اهداف گوناگون، از جمله کسب مقام، شهرت ما بدنام کردن اسلام و فاسد کردن عقاید مسلمانان، داستانهای خرافی فراوانی را ساخته و آنها را وارد فرهنگ اسلامی میکردند. طبق نقل ابوشهبه، این کار در اواخر خلافت عمر آغاز و بعد به حرفهای رسمی از سوی جاهلان مبدل شد. سپس به تدریج، ابزار دست صاحبان سیاست گردید که برای رسیدن به مقاصد خود از گسترش این پدیده پشتیبانی کردند77 نامورترین این افراد تمیم اوس داری است که عمر به او اجازه داد پیش از خطبههای نماز جمعه در مسجدالنبی (ص) به ایراد موعظه و نقل داستان بپردازد. این کار در زمان عثمان به هفتهای دو بار افزایش یافت78 نیز نقل شده که عمر به کعب اجازه داد تا از کتبهای کهن برای او داستان نقل کند و مردم را نیز در شنیدن سخنان او آزاد میگذاشت گرچه در روایات دیگری نقل شده که عمر از نقل روایات اهل کتاب به شدت منع و ناقلان این گونه روایات را توبیخ میکرده است. این توبیخ و تشدید او به نوشتن روایات اهل کتاب مربوط بود، چنان که در نوشتن روایات پیامبر(ص) نیز همین سرسختی را نشان میداد؛ اما درباره نقل شفاهی این گونه نبود.
این حرفه در زمان معاویه گسترش بیشتری یافت و وی نخستین زمامداری بود که داستانسرایان را برای اهداف سیاسی به خدمت گرفت. او برای این کار افرادی را منصوب و برای آنان کارمزد معینی قرار داد، چنان که از وجود برخی صحابه پیامبر(ص) نیز برای جعل حدیث بر ضد مخالفان خود استفاده میکرد.79
5. ممنوعیت نگارش حدیث
ممنوعیت نگارش حدیث پیامبر(ص) که در صدر اسلام پدید آمد و تا یک قرن بعد ادامه یافت، به دستور خلفا، به ویژه خلیفه دوم بود. خلا حاصل از نگارش حدیث و نشر آن، زمینه مناسبی را برای بدعتهای یهودی و یاوههای مسیحی و افسانههای زردشتی، به ویژه از سوی یهود و نصارا پدید آورد تا اینان احادیث فراوانی را جعل کنند و آن را به پیامبران الهی از جمله پیامبر اسلام نسبت دهند. محمود ابوریه مینویسد: از جمله پیامدهای تأخیر تدوین حدیث تا پس از قرن اول، باز شدن درهای جعل حدیث و رونق گرفتن آن بود، به حدی که احادیث موضوعه فراوانی در منابع اسلامی وارد شد.80
6. مسامحه در نقل و بررسی روایات
از دیگر زمینههای نشر و گسترش اسرائیلیات، تسامح تابعان و دیگر مفسران و راویان حدیث است که بدون توجه به موثق بودن راویان این احادیث و سازگار بودن مضمون این روایات با کتاب خدا، سنت پیامبر(ص) و عقل، آنها را برای دیگران نقل یا در کتابهای تفسیری خود ثبت میکردند و بدین وسیله، کتابهای تفسیری را از این روایات انباشتند.81
7. حضور اهل کتاب در جزیرۃ العرب پیش از اسلام
گرچه آیین بت پرستی بر بیشتر اعراب غلبه داشت و تا اعماق جزیرۃالعرب شیوع پیدا کرده بود، اما با این حال دو آیین یهودیت و مسیحیت در مقایسه با سایر ادیان در جزیرۃالعرب از اهمیتی درخور توجه برخوردار بودند و آشنایی و امتزاج و معاشرت اعراب با پیروان این ادیان نقش بسزایی در انتقال فرهنگ اهل کتاب به اعراب چه قبل و چه بعد از اسلام ایفا کرد.
دکتر طه حسین به دنبال بحث از زمینههای آشنایی اعراب با آیین یهود و مسیحیت مینویسد:
بنابراین اعتقاد به این مطلب که ملت یهود در آن عصر دور و بر کنار از سایر ملل و ادیان زندگی میکرد و از وضع ملتهای همسایه خود بی خبر بود درست نیست زیرا دو کیش یهودی و مسیحی بر مردم جنوب و شمال جزیرۃالعرب از آسمان فرود نیامده بلکه از راه ارتباط با ملتهای متمدن همسایه به دست آنان و اینان رسیده بود و تردیدی نیست که برخی از مردم که با دولت ایران همسایه و تا حدی زیر نفوذ و قدرت ایرانیان بودند، کیش زردشتی را شناخته و پذیرفته بودند.82
آری، همین معاشرتها و تعاملها بود که بستر مناسبی را برای شیوع فرهنگ اهل کتاب در جامعه عرب پیش از اسلام مهیا میکرد و به دلیل ضعف فرهنگی که بر عرب جاهلی آن دوره حاکم بود و در عامل بعدی بدان میپردازیم آنها بیشترین تأثیر را از عقاید و آداب و سنن اهل کتاب و خصوصاً از اساطیر و داستانهای خرافی که در میان آنها رواج داشت پذیرفتند.
دکتر ذهبی در این باره مینویسد:
در زمان جاهلیت اعراب کوچهایی به شرق و غرب جزیرۃالعرب داشتند و همان گونه که قرآن کریم اشاره داشته، قریش در کوچ زمستانی خود به یمن و در کوچ تابستانی به شام میرفت و در این دو شهر، بسیاری از اهل کتاب که بیشتر آنها را یهود تشکیل میداد سکونت داشتند. بدیهی است بین اعراب جاهلی و یهودیانی که در این شهرها اقامت داشتند ملاقاتهایی صورت میپذیرفت و این برخوردها و ملاقاتها خواه در داخل جزیرۃ العرب یا خارج آن نقش مهمی در نفوذ فرهنگ یهودی به عرب جاهلی که در آن زمان به دلیل بادیه نشینی و جاهلیت حاکم بر آن عصر از نظر فرهنگی بسیار ضعیف و ناتوان بود، ایفا میکرد. البته بدون تردید عرب جاهلی به دلیل محدودیت فرهنگی که پیش از اسلام از آن برخوردار بود از فرهنگ یهودی بهره اندکی برد و زمینه برای گسترش ارتباط فرهنگی میان آن دو بسیار محدود و اندک بود.83
8. حکومت اموی و نقش آن در اشاعه اسرائیلیات
با به سلطنت رسیدن معاویه و حاکمیت خاندان اموی بر جامعه اسلامی سیر قهقرایی فرهنگ و ارزشهای اسلامی و احیای سنتهای جاهلی آغاز گردید و در چنین محیطی بود که بسیاری از بیماردلان، جاعلان حدیث، قصه سرایان درباری، مروجان اسرائیلیات، مسیحیان رومی، ورشکستگان سیاسی و ته ماندههای کفار قریش همگان بسان مگسانی به گرد شیرینی جاه و جلال حکام اموی تجمع کردند و از این خوان گسترده حظّ و بهرهای وافر بردند.
از آنجا که اکثر حکام اموی خود بهرهای از علم و دانش نبرده بودند برای پرکرد خلا علمی که در جامعه اسلامی پدیدار شده بود به اهل کتاب و شعرا و خطبا و قصه گویان روی نمودند و آنها نیز تا توانستند أباطیل خود را در میان مسلمانان پراکنده ساختند و چهره تابناک اسلام را زشت و کَریه نمودند.
دکتر احمد امین در توصیف گوشهای از عصر تاریک اموی مینویسد:
دولت بنی امیه نسبت به نشر علوم کمکی نمیکرد فقط ادب و فن قصه گویی رسمی را رواج میداد دربار خود را بر روی شعرا و خطبا، باز و قصه گویان را در مسجد، معین و موظف میکرد. به علم و فلسفه هیچ توجه و اهتمامی نداشت. علت آن جمد، باید این باشد که اولاً اساس حکومت بنی امیه فشار و جبر و خشونت بود و و برای ادامه آن به وجود شعرا و گویندگان نیازمند بودند، زیرا شعر و خطابه در آن روزگار مانند نامهنگاری عصر کنونی بوده. بدین سبب غیر از شعرایی که لب به ثنای آنان میگشودند کسانی دیگر در نزد آنان مرتبتی نداشتند. شعرایی که آل علی و زادگان زبیر را مدح کرده بودند فقط به نجات و رهایی از خشم بنی امیه قناعت میکردند ثانیاً وضع بنی امیه یک وضع بدوی جاهلی خشن بود که از علم و فلسفه لذتی نمیبردند و به یک خطبة بلیغ توجه بیشتری میکردند.
مسعودی میگوید:
عبدالملک بن مروان شعر و مدح و حماسه را دوست میداشت رجال دولت او هم به وی اقتدا کرده بودند. اغلب بنی امیه هم چنین بودند84
احمد امین ضمن استثنای خالد بن یزید بن معاویه و عمر بن عبدالعزیز از این امر میگوید:
چون خالد و عمر را استثنا کنیم اثری از خلفای بنی امیه در فلسفه و علم و تاریخ و تشویق علما نمیبینیم.85
در عصر معاویه، گرمی بازار جعل حدیث به اوج خود رسید و حدیث سازی در برتری «این» و نکوهش «آن» آغاز گردید و نسبت این حدیثها را به پیامبر(ص) دادند و چون در آن دوره غالباً حدیثها نوشته نمیشد، بلکه از سینه این راوی به ذهن آن دیگری منتقل میگردید، هر کس به میل خود آنچه میخواست بر آن میافزود و یا از آن میکاست. در مجامع روایی، بابی به نام «فضایل» میبینیم که غالباً احادیثی از این دست در آنها گرد آمده است.86
ابن عرفه میگوید:
اغلب احادیثی که مشعر به فضیلت یاران پیغمبر است در زمان بنی امیه جعل شده است، زیرا آنها میل داشتند بنی هاشم را خرد و تحقیر کنند.87
ابن ابی الحدید گروهی از صحابه و تابعان را که معاویه آنها را به جعل حدیث گماشته بود نام برده88 و به نقش عمال معاویه در ساختن احادیث فضایل صحابه برای تقرب به بنی امیه اشاره کرده است.89
اما از سیل احادیثی که برای خوشایند معاویه و در جهت تحکم پایههای حکومت او جعل گردید میتوان به احادیث فضیلت شام (یا همان قلمرو حکومتی معاویه) اشاره کرد که حجم انبوهی از روایات جعلی را به خود اختصاص داده است. این احادیث که غالباً ساخته و پرداخته کعب الأحبار یهودی تازه مسلمان است به قدری زیاد هستند که تنها «ابن عساکر» در کتاب خود «تاریخ مدینـﺔ دمشق» در 150 صفحه روایاتی را که در مدح شام وارد شده گردآوری کرده است.90
به این ترتیب، معاویه و سایر حکام اموی که برای رسیدن به اهداف

پایان نامه
Previous Entries اسرائیلیات، اعراب جاهلی، متون تاریخی Next Entries اسرائیلیات، فرهنگ اسلامی، منابع اسلامی