اسرائیلیات، فرهنگ اسلامی، منابع اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

سیاسی خود بکارگیری هر وسیلهای را مجاز میشمارند، از روایات جعلی و ساختگی علمای یهود و مسیحی تازه مسلمان شده (یا به ظاهر مسلمان شده) و سایر جاعلان حدیث و هوس پرستانی که در ظلّ عنایات و مواهب آنها بسر میبرند نهایت بهره را بردند.
بدیهی است که زمینههای نفوذ اسرائیلیات به فرهنگ اسلامی، تنها به عواملی که ذکر آن رفت خلاصه نمیشود بلکه عوامل دیگری نیز زمینه ساز حرکت خزنده اسرائیلیات در جامعه اسلامی بوده که از آن میان میتوان به چند عامل ذیل اشاره کرد:
جلوگیری از نگارش احادیث پیامبر اکرم (ص) در طول قرن اول هجری که از یک سو منجر به نابودی حجم انبوهی از میراث اسلامی گردید و از سوی دیگر رواج اسرائیلیات و افکار خرافی و انحرافی در جامعه اسلامی را به دنبال داشت؛
1. اجمال داستانهای قرآن و شرح و تفصیل کتابهای پیشین؛
2. جمود برخی مفسران و محدثان در قبول هر گونه روایت؛
3. فتوحات اسلامی و اختلاط و آمیزش مسلمانان با ملل بیگانه و تأثیرپذیری از برخی عقاید و آداب و رسوم آنها؛
4. ترجمة بسیاری از آثار علمی، فلسفی و ادبی ملل دیگر و خصوصاً ترجمه تورات و انجیل و کتب مانوی و مزدکی به زبان عربی و در نهایت آشنایی مسلمین با داستانها و اساطیر و خرافات موجود در برخی از این آثار و راهیابی آنها به متون اسلامی؛
5. عدم وجود ضوابط و معیارهای دقیق برای تشخیص اسرائیلیات و احادیث موضوعه در ابتدای شکلگیری جوامع روایی؛
6. دورنگاره داشتن تشنگان معارف ناب اسلامی از چشمهسار زلال اهل بیت پیامبر(ص)
به دلیل سیاستهای خاصی که از ناحیه دستگاه خلافت تعقیب میگردید.
و عواملی دیگر که این مجال را گنجایش طرح تمامی آنها نیست و نیازمند تألیفی مستقل میباشد و امید میرود محققان و دانش پژوهان با پرداختن به ابعاد گسترده این موضوع گامی مؤثر در جهت آشنایی امت اسلامی با خطرات و اثرات ناگوار اسرائیلیات برداشته و برای مصون ماندن میراث گرانبهای اسلامی از گزند تحریفات و تغییرات به پالایش آن از اسرائیلیات و سایر مجعولاتی که متأسفانه رنگ دین به خود گرفتهاند همه گمارند.
خطر اسرائیلیات برای فرهنگ اسلامی
ورود اسرائیلیات به برخی منابع اسلامی و آمیخته شدن آن با روایات اصیل، آسیب فراوانی به فرهنگ اسلامی وارد کرده است و شاید هم هدف اصلی تازه مسلمانانی که این مطلب را به طور گسترده وارد منابع اسلامی کردند، مخدوش کردن چهره اسلام بود. بسیاری از علما و محققان بر این مطلب تأکید دارند که ورود اسرائیلیات به منابع اسلامی از سوی افرادی چون کعب الاحبار با هدف تخریب اسلام صورت گرفته است.
آلوسی در تفسیر خود، پس از نقل روایاتی دربارة عوج بن عنق میگوید: کار کسی که جرأت کرده که این حدیث را جعل کند و بر خدا دروغ ببندد، تعجب آور نیست، بلکه تعجب از کسی است که این حدیث را وارد کتابهای علمی و تفسیری کرده و درباره آن چیزی نگفته است. سپس میگوید: شک نیست که این حدیث و مانند آن از ساختههای زنادقه اهل کتاب است. نظر آنها این بوده که پیامبران بزرگوار را مسخره کنند91 و نیز پس از نقل روایتی از تفسیر طبری و تفسیر ابن ابی حاتم، میگوید: این روایت و امثال آن، قصههایی است که مفسران ذکر کردهاند، ولی صاحبان خرد نمی توانند آن را بپذیرند… ای کاش کتابهای اسلامی این خرافات را که هیچ عاقلی آن را تصدیق نمیکند، نداشت.92
رشید رضا صاحب المنار میگوید: کعب الاحبار مسلمانان را فریب میداد تا دین آنها را تباه کند و مردم به سبب این که او اظهار تقوا میکرد فریب او را خوردند.93
احمد عبدالموجود و علی محمد معوض در مقدمه خود بر کتاب سبل الهدی گفتهاند: از این اسرائیلیات چنین اراده شده که یک متولوژی اسلامی ساخته شود تا عقول توده مردم تباه گردد و روشنفکران مسلمان به تردید افتند و در نفوس آنها شکی درباره اسلام و پیامبر آن به وجود آید. هدف نهایی آوردن این افسانه از ادیان دیگر همین بوده است.94
محمود ابوریه میگوید: وقتی یهودیها مغلوب شدند و از خانههایشان رانده شدند، چارهای ندیدند جز این که از راه حیله و زیرکی وارد شوند تا به آن چه میخواستند برسند. مگر یهودیگری، آنها را وادار کرد که به اسلام تظاهر کنند تا حیله آنها مخفی بماند. قویترین آنها از نظر تیزهوشی و سختترین آنها از نظر حیله گری عبارت بودند از کعب الاحبار، وهب بن منبه، عبدالله بن سلام… آنها کوشیدند که اصول اسلام را آمیخته با اساطیر و خرافات و اوهام و ترهات کنند تا این اصول تضعیف شود.95
در برابر این نظریهها که نقل شد، افرادی مانند محمد حسین ذهبی نویسنده کتاب التفسیر و المفسرون از نقل اسرائیلیات در کتابهای حدیثی و تفسیری و تاریخی دفاع کردهاند. ذهبی در توجیه ورود اسرائیلیات در تفسیر اظهار میدارد که قرآن کریم در طرح برخی از موضوعات با تورات و انجیل هماهنگ بود، با این تفاوت که قرآن روش اختصار را در پیش گرفته، ولی تورات و انجیل به صورت مشروح است.96
هم چنین وی در کتاب دیگرش دربارة کتابهای تفسیری که مشتمل بر اسرائیلیات است به تفصیل سخن میگوید و آنها را توجیه میکند و در برابر کسانی که این روایات را افسانهها و خرافاتی میدانند که با سوء نیت وارد فرهنگ اسلامی شد، موضع میگیرد. او در جایی به رشید رضا که به شدت مخالف اسرائیلیات بود، حمله میکند و پس از نقل سخن او که یک حدیث اسرائیلی را رد میکند، میگوید: من نمیدانم که چگونه رواست که شیخ رشید، حدیث صحیحی را که در دو جای صحیح بخاری نقل شده است رد میکند؟ سپس اضافه میکند که شایسته این بود که او زبان خود را از طعنه زدن به رجالی که منزلت در دین دارند باز میداشت.97
ذهبی برای کتابی ماند صحیح بخاری و افرادی از صحابه و تابعین، آن چنان قداستی قائل است که کسی حق ندارد راجع به سخنانی که از آنها نقل شده اظهار نظر کند. گویا برای اعتبار این افراد از اعتبار اسلام و پیامبر اسلام (ص) که با این روایات مخدوش میشود، مهمتر است.
آثار و پیامدهای اسرائیلیات
ورود و نفوذ اسرائیلیات به فرهنگ اسلامی، آثار سوء فراوانی را در پی داشت که عمدهترین آنها عبارت است از:
1. آمیخته شدن تفسیر و حدیث صحیح اسلامی با خرافات
روایات اسرائیلی چون به طور عمده ساخته دست یهود و جاعلان حدیث بود، هیچ گونه تطبیقی با واقعیت نداشت و این امر سبب آمیختگی روایات صحیح و غیر صحیح شد98 که خود زمینههای تضعیف یا از بین رفتن اعتماد عمومی به تفسیر و حدیث و دور کردن مردم از معارف صحیح اسلامی را فراهم ساخت، به گونهای که احمد بن حنبل میگوید: سه چیز اصل و واقعیتی ندارد و یکی از آن تفسیر است.99
2. فساد و انحراف در عقاید مسلمانان
نقل عقاید باطل اسرائیلی و انتساب آن به پیامبر اسلام (ص) و دیگران باعث شد تا برخی از مذاهب اسلامی بدون تحقیق، این روایات را پذیرفته و آنها را به صورت عقیده و مذهب خود برگزینند. عقیده به جسم بودن خداوند، معصوم نبودن پیامبران و… را میتوان رهآورد این گونه روایات دانست.
3. خدشه دار کردن سیمای اسلام
ورود اسرائیلیات به فرهگ اسلامی باعث شد تا عدهای اسلام را دینی خرافی جلوه دهند و بگویند: اسلام میکوشد پیروانش را با تعالیم پوچ و واهی که با هیچ معیار عقلی سازگاری ندارد، سرگرم سازد. چنان که برخی مستشرقان، بعضی از این روایات را از منابع اسلامی استخراج کرده و با ترویج آنها در صدد بدنام کردن اسلام و ضربه زدن به آن هستند.100
دیدگاهها و هشدار برخی از اندیشمندان اسلامی در خصوص اسرائیلیات
ابن خلدون، که دیدگاههای وی در خصوص بررسی مسائل تاریخی و جامعه شناسی از ارزش خاصی در نزد محققان برخوردار است، در این زمینه میگوید: «مورخ اگر تنها به نقل اخبار اعتماد کند، بدون آنکه به قضاوت در مورد اصول عادات، رسوم و قواعد سیاستها و تمدن و کیفیت اجتماعات بشری بپردازد و حوادث نهان را با وقایع پیدا و اکنون را با گذشت بسنجد، چه بسا که از لغزیدن در پرتگاه خطاها و انحراف از شاهراه راستی در امان نماند» و بعد به ذکر نمونههایی در این خصوص میپردازد، مانند سپاهیان بنی اسرائیل که چگونه میتوانستند فقط بعد از چند نسل به نحو نامعقولی که مورخان و مفسران گزارش دادهاند افزایش یابد.101
واحدی در انتقاد از علمای معاصرش میگوید: «امروز دیگر کار از کار گذشته است، هر کس از راه میرسد، داستانی به هم میبافد و دروغ و ناروایی میسازد و زمام خویش را به دست جهالت و بی خبری میسپارد و به هیچ روی نمیاندیشد که خداوند کسانی را که خبر از اسباب نزول قرآن ندارند ولی در این باره اظهار نظر میکنند چه وعدههایی داده است».102
دکتر صبحی صالح در ضمن گفتاری در این خصوص میگوید: «کیست که نداند تاریخ چقدر دروغگوست و مورخان چه دروغهای شگفت انگیزی که از زبان تاریخ نگفتهاند، چه بسیار شکافها که بر ایوان تاریخ افتاده است باید مرمت گردد و چه بسیار پست و بلندیها که بر سر راه مورخ وجود دارد که باید هموار شود، پس ما تنها با یافتن داستان تاریخی نزول آیات قرآن به همه چیز دست نیافتهایم و همه امکانات را برای فهم قرآن بدست نیاوردهایم».103
دکتر ذهبی در این مورد میگوید: «بر مفسران واجب است که در نهایت بیداری، هوشیاری و نقادی باشند تا بتواند از ورطه هولناک اسرائیلیات آنچنان که شایسته روح قرآن و عقل و نقل صحیح است، برهد و همین گونه بر او واجب است در بیان مجملات قرآن هنگامی که حدیث پیامبر (ص) وجود دارد، از نقلیات آنها استفاده نکند و نیز در نقل اینگونه مطالب به مقدار حاجت و اختصار و در حد توضیح و تصدیق قرآن بسنده نماید و جز در بیان ذکر اقوال مخالف و رد آنها به تفصیل به آن اخبار نپردازد و بلکه برای مفسر بسیار نیکوتر و شایسته تر است که از این اسرائیلیات که هیچ فائدهای در بر ندارد و انسان را از تفسیر قرآن باز میدارد و از تدبیر در حکمت و احکامش منحرف میسازد، روی گرداند».104
در میان مفسران متأخر شیخ محمد عبده، در تفسیرش بر خلاف بسیاری از مفسران از افتادن در ورطه اسرائیلیات و استفاده از آنها در بیان مبهمات قرآن بر کنار و سالم مانده و معتقد است که «خداوند ما را مکلف به جستجوی جزئیات و تفصیل در مبهمات کتابش ننموده و اگر میخواست یا آن جزئیات را در کتابش میآورد و یا به زبان پیامبرش (ص) نیز تنها به بیان مهمات قرآن در حد فائده و توضیح آن اشاره فرموده است و نه بیشتر».105
به عنوان نمونه، عبده در تفسیر آیات 4 و ما بعد سوره بروج (قتل اصحاب الاخدود) میگوید: «اما در مورد اصحاب اخدود و جای آنها و بزرگانشان روایات زیادی وجود دارد، ولی دانستن آنها لازم نیست تا از افتادن در ورطه افسانه پردازی برکنار ماند».106
رشید رضا نیز در «المنار» بر خرافات و بدعتها میتازد و در عین اینکه برای شرح مبهمات قرآن گاهی از توارت و انجیل بهره میگیرد ولی به شدت بر مفسران از اینکه در دام اسرائیلیات افتادهاند، انتقاد میکند.107
شیخ طبری در مجمع البیان علی رغم اینکه گاهی به نقل قصص و داستانهای اسرائیلی میپردازد، ولی هنگامی که هر یک از آنها را مخالف با عقیده و شرع مبین میبیند، صریحاً به نقد و رد آن میپردازد، مثلاً در آیه 21 سوره ص، بعد از آنکه داستان داود (ع) و همسر اوریا و دو فرشته را به پنج صورت بیان میکند، همه را مردود دانسته و میگوید: «این گونه رفتار که به داود (ع) نسبت دادهاند حتی با عدالت نیز مخالف است پس چگونه پیامبران الهی (ع) که امنای خداوند بر وحی و واسطه بین او و بندگانش هستند، بر صفتی متصف باشند که با وجود آن شهادتشان مورد پذیرش نیست!؟ بر حالتی که انسان از شنیدن و قبول آن بیزار است، مسلماً شأن پیامبران الهی بسی والاتر است و از امیرالمؤمنین (ع) نیز نقل شده است که فرمود: اگر مردی را نزد من بیاورند که میپندارد داود (ع) همسر اوریا را به زنی گرفت، او را با دو حد مجازات خواهم کرد، حدی برای نبوت و حدی برای اسلام. کنایه از اینکه با توهین به مقام عصمت پیامبر الهی (ع) از اسلام نیز خارج شده است».108
مرحوم علامه طباطبایی ضمن پرهیز شدید از اسرائیلیات تأکید میکند که «عدهای از مفسران با اطمینان با نقلیات و

پایان نامه
Previous Entries اسرائیلیات، فرهنگ اسلامی، منابع اسلامی Next Entries جزیره العرب، پیامبر (ص)، ابراهیم (ع)