اسرائیلیات، فرهنگ اسلامی، تاریخ اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

مانند تفسیرش آکنده از اسرائیلیات است و دربارة آغاز آفرینش و تاریخ پیامبران و اقوام پیشین، عمدهترین منبع او روایات اسرائیلی است که از کعب الأحبار و وهب ین منبه رسیده است.
«در کتابهای تاریخی بعدی ملاحظه میکنیم که به تدریج به ضعف روایات اسرائیلی توجه شده است هر چند که آنها را ذکر کردهاند».
مسعودی (متوفای سال 421ق) در مروج الذهب پس از ذکر حدیث نسناس و عنقاء و آفرینش چارپایان اظهار میدارد که این روایات از روایاتی نیست که شنوندة آن باید آن را بپذیرد… و آنها داخل در اسرائیلیات است.31
ابو علی ابن مسکویه (متوفای سال 421ق) از مورخانی است که کمتر به دام روایتهای اسرائیلی گرفتار شده است. او با توجه کامل به این که بخشهای مهمی از تاریخ پیشینیان، مشتمل بر خرافات و تخیلات است، تلاش کرده که در کتاب خود به نام تجارب الامم از آن دوری کند و تا حد زیادی هم موفق شده و به تخیل حوادث پرداخته است. او در مقدمه کتاب خود میگوید:
چنین یافتم که خبرهای موجود، آمیخته با خبرهایی است که به منزلة قصهپردازی و خرافات است. اینها هیچ فایدهای ندارد جز این که در قصهگویی شبانه باعث خواب رفتن شنونده باشد.32
تجارب الامم از ذکر دو بخش از تاریخ که نوع کتابهای تاریخی آن زا دارند و خاستگاه آنها روایات اسرائیلی است، خودداری کرده است. آن دو بخش عبارتاند از: آغاز آفرینش (بدء الخلق) و تاریخ پیامبران. ابن مسکویه گفته است که هدف او بیان وقایعی است که میتوان از آن تجربهای آموخت که به درد زندگی میخورد.33
در عین حال، یکی از منابع مهم ابن مسکویه تاریخ طبری است که منبع اسرائیلیات است. هرچند که او در نقلهای خود از طبری گزینشی عمل کرده و با نقد و نظر همراه کرده است، ولی گاه و بی گاه برخی روایات اسرائیلی از طریق تاریخ طبری در تجارب الامم راه یافته است. او مانند نوع مورخانی که پس از طبری آمدهاند به شدت از تاریخ طبری متأثر است و تاریخ طبری برای او آن چنان مهم بوده که درس آن را خوانده است. ذیل حوادث سال 350ق از درگذشت ابوبکر احمدبن کامل خبر میدهد و میگوید: من کتاب تاریخ ابوجعفر طبری را از وی شنیدهام.34
مطهر بن طاهر مقدسی (متوفای سال 507ق) نویسنده کتاب البدء و التاریخ روایات اسرائیلی درباة آفرینش را با قید احتیاط نقل میکند و در موارد بسیاری میگوید: «اگر این روایات صحیح باشد دلالت بر فلان مطلب میکند» و بدین گونه صحت آنها را مورد تردید قرار میدهد. و در فصل مربوط به نخستین موجودی که خداوند آفریده، برخی روایات اسرائیلی را به نقل از وهب بن منبه و عبدالله بن سلام نقل میکند و پس از نقد آنها از نظر عقلی میگوید:
جایز نیست به آنچه از اهل کتاب در این باره نقل شده، یقین پیدا کرد مگر اینکه قرآن و سخن پیامبر(ص) ما آن را تصدیق کند، زیرا در کتابهای آنها تحریف و تبدیل رخ داده و حتی این روایات، مخالف با چیزی است که در اول تورات آمده است.35
مقدسی عقاید یهود را مستقیماً از برخی از کتابهای آنها نقل و نقد میکند. مثلاً در باب آغاز آفرینش، تحت عنوان: «ذکر مقالات اهل الکتاب فی هذا الباب» نظر آنها را از کتابی به نام شرایع الیهود نقل میکند و بخشی را هم از تورات میآورد و جالب این که عبارت تورات را به زبان عبری و با حروف عربی نقل میکند و سپس آن را به عربی ترجمه میکند36
ابوالفرج عبدالرحمان بن جوزی (متوفای سال 597ق) در مقدمة تاریخ مفصل خود به نام المنتظم فی اخبار الملوک و الامم میگوید:
از مورخان پیشین بعضیها کتابهای خود را آکنده از مطالبی کردهاند که ذکر آنها مورد رغبت نیست. و در آنها مطالبی ذکر شده که مربوط به آغاز آفرینش است و صحت آنها بعید به نظر میرسد و ذکر آنها نزد صاحبان خِرد زشت است، مانند اخباری که از وهب بن منبه و دیگران نقل شده که از خرافات است.37
در عین حال، ابن جوزی بسیاری از آن روایات را در همین کتاب نقل کرده و حتی روایات وهب بن منبه را درباة آغاز آفرینش به طور گسترده آورده است.38
ابن کثیر دمشقی (متوفای سال 74ق) نیز از کسانی است که در کتاب خود البدایه و النهایه بر ضعف روایات اسرائیلی تأکید کرده است. او در مقدمة کتاب خود میگوید:
ما اسرائیلیات را ذکر نمیکنیم مگر آن مقدار که مخالف کتاب و سنت نباشد و آن بخشی از روایاتی است که نا قابل تصدیق است و نه قابل تکذیب.39
او دربارة آغاز تاریخ و حالات پیامبران و امتهای گذشته، برخی از روایات معروف را میآورد و در جای جای آن میگوید: این از اسرائیلیات است. برای همین است که حاجی خلیفه در معرفی کتاب البدایه و النهایه میگوید: ابن کثیر در این کتاب بر نص کتاب و سنت تکیه کرده و روایات صحیح و سقیم و نیز اخبار اسرائیلی را مشخص نموده است.40
عبدالرحمان بن خلدون (متوفای سال 808ق) در تاریخ خود برخی روایات را نقل میکند و تذکر میدهد که این از اسرائیلیات است. او از کتابی به نام الأسرائیلیات نام میبرد و گاهی از آن نقل میکند.41
اینها نمونههایی بود از کتابهای تاریخی که بسیاری از آنها، به خصوص در قرنهای اولیه اسلامی، آکنده از روایتهای اسرائیلی بوده است که بیشتر به خرافات و افسانههای تخیلی شباهت دارد تا حوادث و وقایع تاریخی البته همان گونه که گفتیم از قرن چهارم به بعد، تاریخ نویسان مسلمان به ضعف این روایتها توجه نشان داده و کوشیدهاند از آنها دوری کنند، هر چند در تنقیح و تهذیب و پاکسازی تاریخ از این روایات، توفیقی نیافتهاند.
نکتهای که باید در این جا یادآور شد این است که با وجود این که محققان و مورخان معاصر از وجود اسرائیلیات در کتابهای تفسیری و تاریخی انتقاد کرده و ضرورت پاکسازی تاریخ را از این روایات تذکر دادهاند و در این باره کتابهای متعددی نوشتهاند، در عین حال برخی نویسندگان معاصر، اساطیر و اسرائیلیات را با پردازش جدید به طور گسترده وارد تاریخ اسلام کردهاند. از جملة آنها طه حسین است که کتاب علی هامش السیره را بر همین اساس نوشته است و در مقدمة آن تصریح کرده که من در این کتاب به خود آزادی دادهام که در سیره از اساطیر استفاده کنم.42
طه حسین که به خوبی میدانست این کار او با مخالفت علمای اسلام روبهرو خواهد شد، پس از تبیین روش خود میگوید:
میدانم که گروهی دربارة این کتاب سختگیری خواهند کرد، آنها عقلگرایانی هستند که جز عقل به چیزی اطمینان ندارند و لذا دربارة بسیاری از روایاتی که عقل، آنها را نمیپذیرد سخت میگیرند.43
نباید تصور کرد که طه حسین مانند یک فرد متدین معتقد است که باید در برابر معجزات پیامبران تسلیم شد هرچند که عقل بدان جا راه نبرد، بلکه منظور او از این سخن، توجیه روش خود و شاید هم نوعی فریبکاری است. کاری که او کرد وارد کردن افسانههای قدیمی و روایتهای اسرائیلی در سیرة نبوی با شیوهای تازه بود.
همان گونه که خود وی پیش بینی کرده بود، کتاب علی هامش السیره پس از انتشار، با مخالفتهای شدیدی روبهرو شد و نخستین کسی که به آن اعتراض کرد دوست قدیمی و هم فکر او محمد حسین هیکل بود که معتقد بود که دست مایه قرار دادن سیرة نبوی در ادبیات اساطیری، کاری نارواست و به همین سبب طه حسین را سرزنش کرد.
طه حسین در حالی اسرائیلیات را به طور گسترده وارد کتاب خود کرد که محققان اسلامی بسیار کوشده بودند که آنها را از تاریخ اسلام بزدایند.
مبدأ نفوذ اسرائیلیات
آغاز ورود اسرائیلیات به فرهنگ تمدن و فرهنگ یهودی به فرهنگ اعراب بت پرست قبل از اسلام باز میگردد. پیش از ظهور اسلام، قبایل فراوانی از اهل کتاب در مجاورت مشرکان در مدینه و پیرامون آن از جمله خیبر و فدک زندگی میکردند. اهل کتاب چون دارای دین و کتاب آسمانی بودند، موقعیت و فرهنگ بالاتری در مقایسه با مشرکان داشتند و نزد آنان از جایگاه علمی ویژهای برخوردار بودند. مشرکان برای فهم بسیاری از مسائل، از جمله مسائل مربوط به خلقت، تاریخ ملتهای گذشته و… به آنان مراجعه میکردند، افزون بر این، آنان در سال، دو کوچ زمستانی و تابستانی به یمن و شام داشتند و در این مسافرتها با گروههای فراوانی از اهل کتاب که در این دو سرزمین ساکن بودند مراودت داشتند و این ارتباطها نیز خود عامل دیگری در نفوذ فرهنگ یهودی در فرهنگ عرب جاهلی به شمار میرفت.44 مراجعه اعراب به اهل کتاب، بعد از اسلام و پذیرش آیین جدید ادامه یافت و آنان برای فهم برخی ناشناختهها، اهل کتاب را بر دیگران ترجیح میدادند، به ویژه که قرآن نیز در آیاتی، مشرکان را به اهل کتاب ارجاع داده بود: « فَسـَلوا اَهلَ الذِّكرِ اِن كُنتُم لاتَعلَمون * بِالبَيِّنـتِ والزُّبُرِ…»45 مخاطب اصلی در آیات، مشرکان هستند که خداوند به آنان خطاب کرده: اگر در صحت گفتههای قرآن شک دارید، از اهل کتاب بپرسید؛ اما برخی مسلمانان گمان کردند که این آیات مراجعه آنان به اهل کتاب را مجاز شمرده است، بدین سبب برای سوال از معارف اصلی دین به اهل کتاب مراجعه میکردند.
رجوع به اهل کتاب به همین منوال ادامه داشت، تا اینکه پیامبر اکرم (ص) در روایاتی که خواهد آمد، به طور صریح مسلمانان را از مراجعه به آنان منع کرد؛ ولی با وجود نهی صریح پیامبر(ص)، گروهی از مسلمانان برای دستیابی به مطالبی که به گمان آنان در معارف اسلامی وجود نداشت، به اهل کتاب مراجعه میکردند.
رحلت پیامبر (ص) و فقدان آن حضرت سبب ورود بیشتر اسرائیلیات به فرهنگ اسلامی شد، زیرا از طرفی حضرت مانعی برای مراجعه مسلمانان به اهل کتاب به شمار میرفت و از سوی دیگر، با وفات وی راه کسب دانش و معارف اسلامی بر کسانی که از جانشین عالم و دروازه علم پیامبر، علی (ع) و صحابیان دانشمندی همچون ابن عباس و ابن مسعود غافل بودند، مسدود ساخت، به همین جهت ذهبی مینویسد: داخل شدن اسرائیلیات در تفسیر از اموری است که به عهد صحابه بازمیگردد.46
نو مسلمانان اهل کتاب که در عهد صحابه، اسلام را پذیرفته بودند، از عوامل دیگر ورود اسرائیلیات به فرهنگ اسلامی بودند. اینان با تظاهر به اسلام سوء استفاده از اعتماد برخی صحابه، خرافات فراوانی را وارد حوزه فرهنگ اسلامی کردند. ورود و نفوذ این روایات در دوره تابعان نیز ادامه یافت، بلکه در این عصر بر اثر تساهل گذشتگان، شیوع پدیده داستانسرایی، گرویدن شمار بیشتری از اهل کتاب به اسلام و نیز رغبت بیشتر مسلمانان به شنیدن داستانهای ملتهای پیشین، اسرائیلیات بیشتری وارد تفسیر و حدیث اسلامی شد، افزون بر این، وجود مفسرانی در این عصر همچون مقاتل ابن سلیمان که می خواستند نقص و کمبودهای تفسیر را با روایات اسرائیلی برطرف سازند، بر نفوذ بیشتر این روایات افزود47 تا اینکه عصر تابعان فرا رسید. در این عصر نیز علاقه به اخذ روایات اسرائیلی افزونتر شد و گروهی در مراجعه به اهل کتاب، راه افراط را در پیش گرفتند، به گونهای که هر روایت اسرائیلی را میپذیرفتند و آن را صحیح تلقی میکردند. این گرایش شدید ادامه یافت تا نوبت به عصر تدوین تفسیر رسید. در این عصر، مفسران بخش اعظم این روایات اسرائیلی را وارد تفسیر کردند.48
علل عمده نفوذ اسرائیلیات در منابع اسلامی
عوامل اصلی نفوذ اسرائیلیات در فرهنگ اسلامی و منابع و اذهان مسلمین را میتوان بدین گونه خلاصه کرد:
1. نزدیکی و همسو بودن فرهنگ اسلامی و باورهای مسلمین با ادیان قبل مخصوصاً یهود و مسیحیت.49
2. نا آگاهی اعراب و نداشتن کتاب آسمانی همراه با اشتیاق به دانستن مسائل گذشته جهان.50
3. استقبال و توجه مردم عوام به قصهپردازی و داستانسرایی
علامه طباطبائی ضمن تأکید بر این عامل مهم میگوید: «قصص قرآن بر نکتهها و اهداف اساسی بسنده کرده و به شرح بسط زائد و بی فایده آنها نپرداخته است، بر خلاف کتب اهل کتاب که آنها را با جزئیات تمام نقل نمودهاند تا آنجا که مفسران گذشته بزعم خود برای تکمیل جزئیات قصص قرآنی از آن مطالب بهره وافری گرفتهاند»51
دکتر ذهبی در این خصوص میگوید: «با دقت نظر در مییابیم که تورات و قرآن در بسیاری از مسائل، خصوصاً قصص و تاریخ، اشتراکات زیادی دارند. با این تفاوت که در قرآن به اختصار و آنچه که مقصود اصلی و مایه عبرت است، بسنده شده

پایان نامه
Previous Entries اسرائیلیات، اهل بیت (ع)، فرهنگ اسلامی Next Entries اسرائیلیات، اعراب جاهلی، متون تاریخی