اسباب بازی، کودکان پیش دبستانی، پیش دبستانی

دانلود پایان نامه ارشد

ساختمانی پیچیده را برنامه ریزی و اجرا می کند، یا کودک دوازده ساله ای که با لگوهایی شامل صدها قسمت کوچک بازی می کند که می توان از آنها طرحهای پیچیده و ظریفی ساخت، همه و همه از بازی با قطعه های خانه سازی لذت می برند، احتمالاً لذت بزرگسالان هم از این کار کمتر نخواهد بود.
قطعه های خانه سازی نه تنها جالب هستند، بلکه توان آموزش مفهوم های کمی و فضایی گوناگون به کودکان را نیز دارند. در وهله نخست، قطعه های خانه سازی پیزهایی درباره اندازه گیری به کودکان می آموزند. قطعه های خانه سازی درباره مفهوم تعادل نیز به کودکان چیزهایی می آموزند، هنگام چیدن اشیاء بر روی یکدیگر، باید اشیاء بزرگتر و سنگین تر را در زیر و اشیاء کوچکتر و سبک تر را در بالا قرار دهیم.
کودکان در بازی با قطعه های خانه سازی، چیزهایی بسیاری درباره مفاهیم فضایی یاد می گیرند. معمولاً توانایی نگاه کرده به فضا از جنبه ای گسترده تر تا پیش از 7 تا 8 سالگی در کودکان مشاهده نمی شود. به همین دلیل، کودکان پیش دبستانی در انجام تکلیف های فضایی گیج می شوند. اما بازی کردن با قطعه های خانه سازی به کودکان در درک بهتر فضا کمک می کند، زیرا آنها همواره قطعه های خانه سازی را به صورت و شکلهای مختلف می چینند و خراب می کنند. حتی تجربه کنار گذاشتن قطعه های خانه سازی پس از بازی کردن با انها، می تواند فرصتهای برای رشد ذهنی فراهم سازد. قطعه های خانه سازی معمولاً براساس اندازه و شکل در محل خود مرتب می شوند، و بسیاری از کلاسها الگوهایی دارند که نشان می دهند قطعه های گوناگون باید در کجا قرار داده شوند. وقتی کودکان آنها را به مکانهای مناسب بر می گردانند، گاهی اوقات یاد می گیرند که به تفاوتهای جزئی میان آنها توجه کنند و همچنین می آموزند که آنها را براساس ویژگیهای منطقی شان مرتب کنند، یعنی مهارتی که به آن طبقه بندی منطقی54 می گویند (هیوز، ترجمه گنجی، 1384).
نقاشی
فعالیت زمانی نقاشی محسوب می شود که کودک بتواند طرح، رنگ یا نقش و یا ترکیبی از اینها را با توجه به برداشتهای ذهنی و حسی خود از طریق مشاهده محیط پیرامون و یا از طریق تصور و تجسم بر روی سطوح مختلف (کاغذ، سنگ، ظرف و …) ترسیم نماید. نکته قابل توجه آن که : نقاشی کوک می تواند با واقعیت یا با تخیل منطبق باشد (مفیدی، 1381).
یکی از شیوه های مفید در آغاز بررسی علت نقاشی کردن کودکان آن است که این کار را مانند نوعی رفتار بازیگونه، درنظر آوریم. در آن صورت می توانیم به بررسی انگیزه ها و کارکردهایی بپردازیم که نگرشهای رشد مدار گوناگون به بازی به معنی اعم کلمه نقاشی به معنی اخص آن نسبت داده اند. کودکان، بدون تردید، نقاشی را نوعی بازی می پندارند. زیرا مشتاقانه به آن می پردازند. در نقاشی نیز مانند بازی انفرادی با اسباب بازیها و چیزهای دیگر، غرق می شوند (انگجی، 1384).
در تمام دوره کودکی و تا مرزهای نوجوانی، اکثر کودکان منظماً به مجموعه ای از فعالیتهای ترسیمی می پردازند و بدین ترتیب روابط متکثری را با واقعیتها برقرار می سازند. کودکان با استفاده از شیوه های مختلف، تصور خود را از جهان به نوعی ترسیم کنند. با این فعالیت، همانند دیگر فعالیتهای لهوی، لذت، اکتشاف و تجربه آنچه ممکن است همراهند. نقاشی، بازی و طنز و هنر به یک خانواده رفتاری تعلق دارند. بدیهی است که این فعالیتها به کار بسته می شوند و به این دلیل به منزله انعکاس مجموعه ساختهایی هستند که کودک در دسترس خود دارد (دادستان، 1381).
نحوه آموزش نقاشی به کودکان بسیار حساس است چون بچه ها تخیل و خلاقیت خود را در نقاشی بروز می دهند و اگر هنگام نقاشی کردن این ویژگیها مهم ریخته می شوند ممکن است اعتماد به نفس و قدرت تصمیم گیری آنها برای همیشه آسیب بینید (مریم پاپی، 1380).
به گفته پیاژه بخشی از نقاشی کودک – از لحاظ کیفیت انجام شدن محض خود عمل نقاشی و فراهم آوردن فرصتهایی برای درون سازی – با بازی وجه مشترک دارد. به همین دلیل، پیاژه خط خطی کردن های اولیه کودکان بسیار نورسیده را «بازی محض» به شمار می آورد (انگجی، 1384).

کتاب
هنرهای زیبا و ادبیات ویژه خردسالان در پرورش شخصیت کودک بسیار موثرند. کتاب، جهان نوینی در مقابل کودک می گشاید و برای نخستین باروادارش می سازد تا بیاندیشد که «خوب کدامست؟» و «بد یعنی چه؟» قهرمانان داستانها اکثراض قهرمانان بازیهای او می شوند.
کودکان در حدود 2 سالگی دوست دارند به کتابهایی که عکسهای بزرگ و درخشان از آدمها، حیوانات و اشیاء آشنای خانگی در آنها هست نگاه کنند و هنگام نگاه کردن به این عکسها داستانهای کوتاه نیز برایشان گفته شود. این نکته روشن شده است که کودکان قبل از سنین مدرسه روزی نیم ساعت به داستان خوانی گوش می دهند. پودولسکی می نویسد : کتابهای داستان به کودک فرصتی برای فرار از واقعیات خسته کننده زندگی روزمره می دهد. خواندن آنها آسان است. ارزان هستند و مهیج، مرموز، تکان دهنده و گاهی اوقات طنزآلود (هارلوک، ترجمه رواندوست، 1364).
مهمترین اثر کتاب بازیها، باز کردن جای مطالعه در زندگی کودکان است. یکی از فواید اینگونه کتابها تحریک حواس بینایی و لامسه و توجه به سایر احساسات است. مهین محجوبی که تصویرگری و طراحی چند کتاب پارچه ای را به عهده داشته نیز درباره کتابهای پارچه ای می گوید : «بچه ها به این کتابها نیاز دارندف چون نرم است، پاره نمی شود و می توانند آنها را در رختخواب نیز به همراه داشته باشند و ضمن اینکه نوعی اسباب بازی هستند به کودکان اطلاعاتی هم می دهند؛ اطلاعاتی ساده درباره رنگها، حیوانات، لباسهای شخصی و اشکال و … کتابهای ساده و کاغذی هم آموزنده هستند، ولی کتابهای پارچه ای چون جنس لطیفی دارند، اگر همراه با طرح خوب و رنگ شاد باشند، برای بچه های کوچک جذاب تر خواهند بود. »
فریبا کیهانی که چندین سال است کتاب پارچه ای می سازد، معتقد است : «کتابهای به شکل اسباب بازی برای تمام گروههای سنی و کودکان با نیازهای ویژه (معلول) خیلی مفید است و همه کودکان می توانند از این کتابها استفاده کنند. آنها همراه بازی کردن، شخصیت خود را در کتاب می بینند. مثلاً در مورد کتابهای پارچه ای، باید بگوئیم که حس لامسه بچه ها با این کتاب تقویت می شود و چون بچه ها با لمس کردن اشیای اطراف احساس امنیت می کنند، این کتابها در تقویت این احساس نیز مؤثر است. از طرفی، نوزادان و کودکان پیش دبستانی، از طریق کتاب بازی، با ادبیات هم آشنا می شوند.»
کتاب از دو طریق می تواند در خدمت کودک بیمار قرار بگیرد؛ یکی مستقیم و در ارتباط با خود کودک، دیگری از طریق ارتقای سطح آگاهی جامعه در این زمینه که مخاطبان آن می توانند از خانواده کودکان، اثر بیماریها بر آنها، روشهای برخورد با کودکان بیمار و … باشد.
کتاب می تواند با توجه به هدفهای زیر، در اختیار کودک بیمار قرار گیرد :
( ایجاد نیرو و برانگیختن احساسات سالم ؛
( فراهم آوردن زمینه تفریح و سرگرمی ؛
( تحریک احساسات و استعدادهای ذاتی برای گذراندن زندگی روزمره و شرکت در زندگی عادی؛
( رفع بی حوصلگی و ایجاد فعالیتهای مناسب و سرزندگی ؛
( ایجاد فرصتهایی برای ارتباط کودک بیمار با دیگران غ
( خارج کردن کودک از دنیای کابوس و نیز تخلیه روانی او (به ویژه با استفاده از فعالیتهای همجوار با کتابخوانی ) ؛
( کاهش اضطراب از طریق در اختیار قرار دادن اطلاعات درست و علمی و پاسخ به ابهام های کودک ؛
( کاهش ترس ؛
( کاهش احساس تنهایی و غربت ؛
( کاهش درد و ناراحتی های ناشی از بیماری ؛
( کاهش درد و ناراحتی های ناشی از شیوه های درمانی ؛
( پرکردن اوقات بیکاری و خلأ محرومیت از زندگی عادی ؛
( آماده کردن کودک برای جبران عقب ماندگیهای درسی ؛
( سهیم کردن کودک در تجربه های دیگران غ
( کمک به کودک در ایجاد ارتباط با سایر کودکان (معمولاً چنین رابطه ای براساس احساس مشترک اضطراب، ترس، غربت و … شکل می گیرد. نه فقط سن و جنس ) ؛
( ایجاد علاقه به مطالعه بعد از گذراندن دوره بیماری ؛
( همه نوع کتاب، از کتابهای معمولی برای کودکان و نوجوانان گرفته تا بسیاری از کتابهای مربوط به کودکان توانخواه می توان مورد استفاده کودکان بیمار قرار گیرد، به شرط اینکه ویژگیهای کتاب برای کودکان بیمار را دربر داشته باشد.
( کتابهایی می تواند مستقیم در اختیار کودکان بیمار قرار بگیرد که ویژگیها و معیارهای زیر در آنها وجود داشته باشد :
( پیش داوری نسبت به بیماری یا ناتوانی های دیگر نداشته باشد ؛
( خواننده را گول نزد و امتیاز بی جا به او ندهد ؛
( حاوی اطلاعات درست، به ویژه درباره بیماریها باشد ؛
( پرکشن باشد ؛
( غم انگیز و ناراحت کننده نباشد ؛
( امید به زندگی و مقاومت را در خواننده تقویت کند ؛
( خواند آن شیرین و لذت بخش باشد ؛
( مطالب آن به زبانی ساده و روان نوشته شده باشد ؛
( کوتاه باشد و اگر هم طولانی است، به بخش های کوتاه تقسیم شده باشد ؛
( حروف آن حدالامکان درشت تر از نوشته های معمول باشد ؛
( خط ها کوتاه و فاصله آنها بیشتر از معمول باشد ؛
( کتاب سبک باشد ؛
( دارای تصویرهای شاد و زنده و زیبا باشد (منبع از اینترنت).
تعریف اضطراب
اضطراب عادی حالت کاملاً طبیعی و مهم کسانی است که فکر می کنند انواع متعدد وسائل زندگی فردی، اجتماعی و جهانی ایجاب می کنند که ما به طور دائم از خود سازگاری نشان دهیم. آنچه ما را به سازگاری و تلاش وادار می کند، اضطراب است. همه گامهایی که انسانیت به جلو بر می دارد و همه کشفهای علمی، ادبی و هنری نیز براساس اضطراب انجام می گیرد. اما وقتی اضطراب بالا باشد، مرض می شود. اضطراب مرضی بیماری مخربی است که تنها صاحب خود بلکه عمل او را نیز تخریب می کند.
اضطراب نوعی احساس ترس و ناراحتی بی دلیل است و نشانه بسیاری از اختلالات روانشناختی محسوب می شود. فروید معتقد بود که اضطراب می تواند ماهیت سازش داشته باشد و آن در صورتی است که ناراحتی همراه با آن، فرد را به سوی راههای جدید و مبارزه انگیز سوق دهد. اگر شخص از این حیث یا شکست مواجه شود، نتیجه آن اختلال و اضطراب مرضی است.
اضطراب یک احساس ناخوشایند و مهم دلواپسی است که با یک یا چند احساس جسمی مثل تنگی قفسه سینه، طپش قلب، سردرد، تعریق و میل ناگهانی و جبری برای دفع ادار، بی قراری و میل به حرکت نیز از علائم شایع است. اضطراب یک علامت هشدار دهنده که خبر از خطری قریب الوقوع می دهد و شخص را برای مقابله با تهدید آماده می سازد.
از نظر روان پزشکی اضطراب را می توان چنین تعریف کرد : ناآرامی و هراس و ترس ناخوشایند و منتشر با احساس قریب الوقوع خطر که منبع آن قابل شناختن نیست.
اضطراب یا ترس متفاوت است. ترس واکنش به تهدیدی معلوم، خارجی، قطعی و از نظر منشا بدون تعارض است. اما اضطراب و کنشی در مقابل خطری نامعلوم، درونی، مبهم و از نظر منشاء همراه با تعارض است.
اضطراب به عنوان صفت شخصیتی که آن را معادل روان بخوری قرار می دهند در حافظه دراز مدت اثر منفی دارد. علت تاثیر منفی این است که افراد مضطرب در مقایسه با افراد غیرمضطرب، اطلاعات دریافتی را سطحی تر و از لحاظ معنایی در سطحی پائین تر پردازش می کنند. علت دیگر این که، اضطراب زیاد باعث محدود شدن توجه شده و برخی از ویژگیهای محرک مورد توجه قرار گرفته ادارک نمی شوند. طبق نظریه برگر55 و دادسون56 وجود اضطراب تا حد خاصی باعث بهبود عملکرد شخص می شود و افزایش اضطراب بیش از حد مطلوب در عملکرد شخص اثر منفی می گذارد.
سولیوان57 تفاوت بین ترس و اضطراب را این گونه روشن کرده است : به نظر او اضطراب تجربه تنش درونی است.
در حالیکه ترس مکانیزیمی است که برای رویارویی با خطرات واقع بینانه و خارجی به کار می رود.
از نظر روان تحلیل گران سنت گرا ترس معمولاً پاسخی معقول و گاهی مفید به واقعیتهایی که به نوعی تهدید کننده می باشد. اما اضطراب پاسخی غیرمعمول و ناشی از ناتوانی و بیشتر آسیب رساننده در قبال شرایطی است که آنچنان هم تهدید کننده نمی

پایان نامه
Previous Entries اسباب بازی، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان Next Entries علائم اضطراب، روان شناختی، تنش عضلانی