اسباب بازی، برنامه های تلویزیون، برنامه های تلویزیونی

دانلود پایان نامه ارشد

روش آزاد نشانه استفاده می کنند، کودکانی پرورش می دهند که با دیگران به راحتی می توانند ارتباط برقرار کنندف در نتیجه این کودکان همبازیهای خوبی خواهند شد و بازی آنها از اصالت و سازندگی برخوردار است. این کودکان قوانین بازی را می پذیرند، همکاری و همراهی دارند و نوآوری در بازیهایشان دیده می شود.
کودکانی که با روش تسلطی یا مستبدانه پرورش می یابند، به علت انضباط خشک و قوانین و بکن و نکنهای بسیار، کودکانی ساکت و مطیع هستند. این گروه همین ویژگی را در بازی نشان می دهند، یعنی کنجکاو نبوده، از قوه تخیل خود بسیار کم استفاده می کنند، بازیهایشان سازنده نیست و ابتکار عمل ندارد، در نتیجه عنوان همبازی تحت تسلط دیگران هستند و خلاقیتی از خود نشان نمی دهند و طبیعی است همبازی خوبی نباشند. خانواده های سهل گیر معمولاً کنترلی بر رفتار فرزندان خود ندارند و کودک یاد نگرفته است که باید به خاطر دیگران گذشت کند و یا با دیگران همکاری کند. در نتیجه این کودکان در بازی با دیگران مدام از قوانین سرپیچی می کنند و یا می خواهند عقاید خود را به دیگر همبازیها تحمیل کنند. در نتیجه رفتارشان پرخاشگرانه است و با زورگویی می خواهند افراد را تحت نفوذ قرار دهند. این گروه از کودکان در بازیهای مهارتی و حرکتی جرأت و جسارت خطرآفرینی ندارند و در چنین مواردی قانون شکنی را به مبارزه طلبی ترجیح می دهند.
روشهای تربیتی خانواده نه فقط در بعد ارتباطات اجتماعی کودک اثر می گذارند، بلکه در نوع بازی نیز تغییراتی ایجاد می کند. مثلاً کودکان خانواده های تسلطی که مطیع و ساکت هستند در بازی با عروسک (بازی نمادین) خشونت زیادی نسبت به عروسک نشان نمی دهند. به عبارتی در بازیهای انفرادی نیز خلاقیتی از خود نشان نمی دهند و همان ویژگی خود را به نمایش می گذارند. همچنین کودکان خانواده های سهل گیر در بازیهای گروهی نقشهای اجتماعی، پرخاشگری بیشتری نسبت به بازی نمادین نشان می دهند (مجیب، 1377).
توماس50 1984 متوجه شد که اسباب بازیهای مورد علاقه کودکان 4 ساله که کتاب خواندن را زود آغاز کرده اند، با کودکانی که کتابخوان نبودند، متفاوت بود، گروه اول اسباب بازیهایی که با خواندن ارتباط داشت مثل کتاب و کتابهای الفبایی را دوست داشتند در صورتیکه گروه دوم، اسباب بازیهای فانتزی، ترکیبی و ساختنی و ماشینهای بزرگ را ترجیح می دهند (مجیب، 1377).
بزرگسال می تواند به دو طریق در بازیهای کودکان دخالت کند :
1 ) دخالت از خارج یا تأثیر گذاشتن از خارج بر بازی کودکان ؛
2 ) دخالت داخلی یا جزو مجموعه بازی کودک قرار گرفتن.
در روش اول (تأثیرگذاری از خارج) بزرگترها با طرح سؤالات، پیشنهادات، توضیحات و بالاخره دستورهایی که می دهند به کودک کمک می کنند تا بهتر و بیشتر بتوانند نقشهایی را در بازیهای اجتماعی داشته باشند. مثلاً در «دکتر بازی» والدین می توانند از کودک سوال کنند «دکتر چه کار دیگری می تواند انجام دهد؟ » و یا «دکتر چگونه مریض خود را معاینه می کند؟ » این نوع سؤالات درباره بازی و نحوه بازی، بر دامنه بازی کودکان می افزاید (مجیب، 1377).
در روش دوم، بزرگترها می توانند رفتارهای گوناگونی را به نمایش بگذارند و خود را جزئی از بازی کودکان کنند، به عبارت دیگر خود را در نقشی که با بازی کودک هماهنگی دارد، وارد کنند. کودکان به مرور با روش بازی نقش آشنا می شوند و والدین و یا مربیان می توانند به آرامی از بازی خارج شوند. نکته دوم در این بازی این است که «بزرگتر اداره بازی را برعهده نگیرند و روند بازی اختیار آنها نباشد » (مجیب ، 1377).
6 ) تأثیر موقعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خانواده بر بازیهای کودکان
در مطالعه ای، گروهی از کودکان پرورشگاهی را که در 2 سالگی به علت عقب ماندگی شدید در رشدشان، کسی حاضر به پذیرش آنها نبود، به یک موسسه عقب ماندگان ذهنی انتقال دادند. هر کودکف تحت سرپرستی و مراقبت یک دختر بزرگتر که عقب ماندگی ذهنی ضعیف تری داشت قرار گرفت. این جانشین مادر، با محبت کردن، بازی و آموزشهای غیررسمی، اوقات زیادی را با کودک صرف می کرد. علاوه بر این محیط فعلی زندگیشان از پرورشگاه بزرگتر بود و اسباب بازیهای زیادی را نیز، در اختیار داشتند. بعد از مدتی این کودکان را به مهدکودکی فرستادند که از نظر محیط و وسائل بازی انگیزش بشتری داشت.
بعد از طی 4 سال، هوشبر این گروه آزمایشی به طور متوسط 32 نمره افزایش را نشان می داد در صورتیکه کاهش بهره هوشی در گروه گواه (کودکانی که در پرورشگاه بزرگ می شوند) کاهشی معادل 21 نمره را داشت. رنگ سفید دیوارهای پرورشگاه، نبودن آغوش گرم و پرمحبت مادر یا جانشین مادر، نبودن وسایل بازی مناسب و متنوع، مخاطب قرار نگرفتن، بازی نکردن و ارتباط نداشتن، مانع یادگیری و پیشرفت چنین کودکانی می شود و این مساله تنها به کودکان بی سرپرست ختم نمی شود و چه بسا در محیطهای خانوادگی به علت فقر مادی و فرهنگی چنین مسائلی دیده می شود و در نتیجه آن، کودکان این طبقه اجتماعی خلاقیت ندارند، باز آنها ثبات ندارد، و محرکات خارجی بیش از چند لحظه توجه آنها را به خود جلب نمی کند. امکانات مادی خانواده، خرید بازیچه های بیشتر و استفاده از فضاهای ورزشی مناسبتری را برای کودکان مهیا می سازد و کودکان این گروه می توانند از مزایای بازیها و ورزشهای پرهزینه تری برخوردار شوند. در حالیکه کودکان طبقات پائین تر، اسباب بازیهای محدودتری در اختیار دارند امکان استفاده از فضاهای ورزشی برایشان محدودتر است (مجیب، 1377).
7 ) تأثیر محیط زندگی بر بازیهای کودکان
این عامل که بستگی به ویژگیهای کودک ندارد در تعیین بازیها نقش بازیها نقش عمده ای ندارد.
مکان و فضای باز، شوق تحرک را در کودک بر می انگیزد.
محیط جغرافیایی و موقعیت استراتژیکی مکانها نیز عامل دیگری در تدوین و شکل گیری بازیها در گذشته بوده، که امروزه اثرات آن در بازیهای کودکان نیز به چشم می خورد. زندگی در شهر و فضاهای محدود آن از جمله مواردیست که اثر آن در بازیهای کودکان مشهود است (مجیب، 1377).
در روستاها فضا به قدر کفایت برای بازی است ولی وسائل کم است. در شهرها فضاها کم و وسایل بیشتر است. آپارتمان نشینی در شهرها نیز غیر مستقیم در نوع بازی های کودکان تأثیر می گذارد.
بازیهای کودکان آپارتمان نشین ترجیحاً به بازیهای آرام و ساده و کم تحرک منجر می شود. این کودکان اغلب به تنهایی و یا با افراد خانواده خود بازی می کند. بازیهای فکری، بازیهای کامپیوتری و حداکثر بازیهای ابداعی کودکان که الهام گرفته از بازیها از فضای باز است از جمله بازیهای این کودکان است.
در مناطق روستایی، کودکان به علت وضعیت جغرافیایی خاص، نوع زندگی و ابزاری که در اختیار دارند بیشتر اوقات خود را به همکاری والدین صرف می کنند در نتیجه به علت خستگی ترجیح می دهند با صرف انرژی کمتری بازی کنند. از طرف دیگر محدودیت و مسائل بازی، آنها را مجبور می کند که از وسائل موجود در طبیعت استفاده کنند. گردو بازی، ریسمان بازی و … براین اساس طبیعی است که کودکان در مناطق کوهستانی، به ورزشهایی چون کوهنوری و سنگنوردی علاقه مند شوند و یا کودکانی که در مناطق که آب در دسترس دارند، شناگران ماهری باشند و یا فلسفه اصلی بازیهایی چون قایم باشک ، آشنا شدن کودک با مسیرهای پرپیچ و خم و شبیه بافتهای شهرهای قدیمی با کوچه های تنک و تاریک باشد (مجیب، 1377).
8 ) نقش فضای بازی در بازیهای کودکان
فضای بازی بچه ها می توان به اندازه یک قالیچه، مساحت روی میز، یک اتاق یا محوطه بیرون از ساختمان باشد. ودک معمولاً فضای بازی خود و محدوده آن را مشخص می سازد.
عوامل متعددی در تعیین فضای بازی ایفای نقش می کنند که از جمله آنها می توان به سن و سال کودک، مواد بازی، نوع بازی اشاره کرد. زمان نیز در تعیین فضای بازی نقش تعیین کننده دارد (گریوز، ترجمه قراچه داغی، 1380). معمولاً کودکان در فضای باز و بسته بازی می کنند. فضای لازم برای هر کودک فعال در محیطهای باز حدوداً 30 مترمربع و در فضای بسته 15 مترمربع است. نتیجه تحقیقات در مورد فضای اختصاص داده شده برای هر کودک و تجهیزات برای بازی در شکل گیری بازی و نتیجتاً رفتار کودکان مؤثر است. تحقیقات راجر و سویر51 در این زمینه مؤید این مساله است که هرچه فضای بازی کوچکتر باشد و تعداد بچه ها بیشتر، واکنش اجتماعی کودکان افزایش یافته و میزان خشونت بالا می رود، بازیهای هل دادنی و دویدنی بیشتر دیده می شود (مجیب، 1377).
تورن52 در تحقیقی که در سال 1984 در مورد بازی دختران و پسران انجام داد به این نتیجه رسید که دختران دوست دارند در فضایی نزدیک مدرسه، در گروههایی کوچک و تحت نظر بزرگسالان بازی کنند. در حالیکه پسران، ضایی حدوداً 10 برابر دختران را به بازی اختصاص می دادند و هر قدر فضا بزرگتر بود بازیهایشان منظم تر و با قاعده تر می شد. اما در صورتیکه فضای اختصاص یافته برای بازی کوچک و محدود می شد، بازیهای خشونتی و هل دادنی در آن افزایش می یافت. با توجه به مطالب فوق برای انتخاب فضای بازی کودکان در محوطه بیرون از خانه به نکات زیر باید توجه کرد.
فضای بازی باید ایمن باشد، و خطر شکستن شیشه و یا شاخه درختان وجود نداشته باشد.
دسترسی به دستشویی آسان باشد (مجیب، 1377).
اگرچه بچه ها آزادی عمل کافی (با رعایت محدودیتها) و مواد بازی مناسب داده شود، آنها در طی زمان بازی ابتکارات خود را به نمایش می گذارند. وقتی بچه های دیگر به بازی اضافه می شوند نیاز به زمان و مواد بیشتری است.
9 ) تأثیر تلویزیون بر بازیهای کودکان
امروزه، کودکان بیشتر اوقات فراغت خود را به دیدن برنامه های تلویزیونی سپری می کنند، و گاهی تلویزیون، تنها وسیله تفرغ آنها محسوب می شود، از همین رو، والدین و متخصصان علوم تربیتی، نگران اثرات آن می شوند. زیرا آنها گمان می کنند دیدن مستمر برنامه های تلویزیونی، به مرور رفتارهای تقلیدی را از آن الگوه افزایش می دهد. این رفتارها می تواند رفتارهای جامعه پسند و حتی رفتارهای باشد که غیر قابل قبول جامعه است (مجیب، 1377).
کودکانی که زمان زیادی را صرف تماشای تلویزیون می کنند، در مقایسه با کودکانی که چنین نیستند، کمتر به بازیهای تخیلی می پردازند، این بدان سبب نیست که تلویزیون باعث بازداری تخیلی می شود، بلکه بدین علت است که بخش مهمی از وقت کودکان در برابر تلویزیون سپری می شود و آنها زمان کمتری برای پرداختن به سایر فعالیتها از جمله خیالپردازی در بازی تخیلی دارند (هیوز، ترجمه گنجی، 1384).
در رابطه با نقش اطرافیان در تقلید الگوبرداری نکته قابل توجهی وجود دارد و آن این است که چنانچه کودک در موقع دیدن برنامه های تلویزیونی در کنار بزرگتر قرار گیرد و بزرگتر در مورد برنامه ها توضیح دهد، دیدن موضوعات تلویزیون به مقدار فزاینده ای تخیلات کودک را متأثر ساخته و او آنها را در بازیهای نمایشی و تخیلیش منعکس می کند.
اسباب بازی
کودک به منظور عملی ساختن نقشه و اندیشه خود به اسباب بازی نیاز دارد. ضمناً هرگاه بازیچه های لازم در دسترس نباشد، می تواند به جای انها از چیزهای دیگری استفاده کرده وهمان شیء دلخواه را در خیال مجسم کند. این قابلیت ویژه کودکان خردسال است. برای کودک هیچ چیز جای بازیچه را نمی گیرد. او نه تنها با عروسکش بازی می کند، بلکه به او روح می بخشد، با او دوست می شود، دوستی که می تواند در شادیش، در رازهای کوچکش، در تشویشها و نگرانیهایش شریک باشد. بازیچه تماماً در اختیار کودک است، تحت تسلط و مورد تخیل اوست.
عوسک می تواند دوستش و یا دخترش باشد، می تواند به کودکستان برود یا دبستان، برای کودکان 4 و 5 ساله بازیچه نشانه به وجود آورنده بازی است. محتوای بازی را همیشه بازیچه ها تعیین می کنند و همین بازیچه ها زمینه باز رشد اندیشه خلاق در کودک هستند (بوندارنکو، ترجمه باباجان، 1366).
اسباب بازی جزء لاینفک زندگی کودکان و عمده ترین ابزار تأثیرگذار در شکل دادن شخصیت کودکان است. اسباب بازی در حکم یک مربی خوب است، زیرا کودک با بازی با آن شخصیت

پایان نامه
Previous Entries اسباب بازی، آداب و رسوم، عملکرد شناختی Next Entries اسباب بازی، ساختمان سازی، مهارتهای اجتماعی