ارزیابی عملکرد، سودآوری، سهم بازار

دانلود پایان نامه ارشد

به رقبا با هدف ضعيفكردن قدرت رقابتيشان ميتواند اجر شود يا اينكه امتيازات را از طريق تاكتيكهاي حمله مستمر به دست آورد. در مقابل پيشتازي رقابت جسورانه ارزيابي مداوم رقبا را فراتر از ارزيابي محيط در نظر ميگيرد، يعني دنبالكردن فرصتها براي بهرهبرداي از نقاط قوت خود و ضعف رقبا و گرفتن امتياز است.
شركتهاي جسور عمدتاً خود در فعاليت پيشقدم ميشوند و سپس به رقبا پاسخ ميدهند. در معرفي محصولات جديد، تكنيكهاي اداري، تكنولوژيهاي عملياتي و … پيشرو هستند، خيلي رقابتي هستند و موضع «پيشتر بودن از رقبا»138 را اتخاذ ميكنند. در مقابل شركتهاي منفعل، عمدتا به اقداماتي كه رقبا در آن پيشقدم شدند، پاسخ ميدهند، به ندرت در معرفي محصولات جديد، تكنيكهاي اداري، تكنولوژيهاي عملياتي و… پيشقدم ميشوند و موضع «زندگي كن و بگذار ديگران هم زندگي كنند »139 را ترجيح ميدهند(کوین و کوین140، 1990).
توسعه و تغييرات جديدي كه در بازار در حال رخدادن است، شركتها را براي توسعه بيشتر گرايشات فرهنگ رقابتي موثر مجبور ميكند(کایا و دیگران141، 2005). قابل ذکر است که بسیاری از تحقیقات رقابت تهاجمی و پیشتازی را مترادف دانسته اند(لامپکین و دس، 1996). مطالعه تجربی لامپکین و دس(2001) نشان داد که این دو بعد به وسیله پاسخگویان به عنوان دو عامل مجزا درک میشوند. پیشگامی پاسخ به فرصتها است در حالی که رقابتتهاجمی پاسخ به تهدیدات است.

2-10- گرایش کارآفرینانه در کسب و کارهای کوچک و متوسط
کسب و کارهای کوچک و متوسط موتور رشد اقتصادی و ایجاد تغییر در جامعه هستند. یکی از راههای توسعه صنعتی که در سالهای اخیر مورد توجه کشورهای در حال توسعه و حتی توسعهیافته قرار گرفته، روی آوردن به کوچکسازی صنایع و اتکا به توسعه و گسترش صنایع کوچک و متوسط به عنوان موتور توسعه صنعتی و اقتصادی است. بسیاری از کارآفرینان کار خود را در قالب ایجاد شرکتهای کوچک و متوسط شروع میکنند. این شرکتها سهم به سزایی در توسعه صنایع پیشرفته و ایجاد اشتغال داشته و نسبت به شرکتهای بزرگ از انعطافپذیری بالایی برخوردارند. لذا بسیاری از دولتها متقاعد شدهاند که باید بستر رشد را فراهم نمایند و آنها را تا زمانی که بتوانند به صورت یک شرکت مستقل وارد بازار شوند، حمایت کنند.در کشورهای جنوب شرقی آسیا 95% کل بنیادهای اقتصادی و صنعتی کشورها را SMEها تشکیل دادهاند و به عنوان رکن اساسی در اقتصاد و اشتغال این کشورها تاثیر گذارند(موسوی،1382).
در دهههای اخیر دو واژه کارآفرینی درونسازمانی و کارآفرینی شرکتی نیز در ادبیات کارآفرینی به کار میروند. علت محبوبشدن این مفاهیم، هماهنگی با تغییرات محیط اجتماعی و اقتصادی بوده است، از جمله نوآوری برای بقا در رقابت نفس گیر جهانی، سربرآوردن رقباي كوچك ولي سريع و ايجاد تمايل در نيروهاي كليدي براي ماندن در سازمان به جاي كار فردي و مستقل(دهقانپور، فراشاه،1381).

2-11- عملکرد
نقش سازمانها در دستیابی به هدفهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آنچنان برجسته است که سازمانها هرجامعه را گردونههای تحقق اهداف آن میدانند. واقعیت این است که سازمانها به چند دلیل از ارکان ضروری زندگی انسانها محسوب میشوند. آنها به جامعه خدمت میکنند. ما را قادر میسازند تا کارهایی را انجام دهیم که بدون وجود آنها از عهده آنها برنمیآمدیم. جریانی از دانش و آگاهی ارائه میکنند که میتواند زمینه ساز توسعه فردی و رشد و سعادت بشر گردد. با درنظر گرفتن این اهمیت و نقش و تاثیرهای گوناگونی که سازمانها دارند، امروزه توجه فزایندهای به ابعاد مختلف آنها ازجمله فرآیندها، سیستم ها و بویژه آنچه که سازمان بدان دست می یابد (عملکرد ) می شود. از طرف دیگر، هیچ سازمانی نمیتواند چندان اثربخش باشد مگر اینکه برای آنچه که میخواهد انجام دهد برنامهای داشته باشد. دستیابی به عملکرد برتر و کسب نتایج عالی نیز بدون داشتن برنامه ای که در قالب یک نظام منسجم و یکپارچه تدوین شده و اجرا دربیاید، بسیار دشوار خواهد بود.

2-11-1- عملکرد کسب و کار
ارزیابی عملکرد شرکت به عنوان چالش مهمی برای محققان بوده و میباشد. عملكرد سازماني به سطح تحققيافتهاي از انواع اهداف كاري كه مدير پاسخگو است، اشاره دارد(کاظم142، 1987). عملکرد کسب سازمانی اشاره به این دارد که به چه اندازه سازمان به اهداف بازاری و نیز اهداف مالیاش دست یافته است(یامین، گیوناسکرون و ماوندو143، 1999). عملكرد كسب و كار مفهومي چند جانبه است و رابطه بين گرايش كارافرينانه و عملكرد بسته به شاخصهايي كه براي ارزيابي عملكرد استفاده ميشود، متفاوت است(لامپکین و دس، 1996). علاوه بر این هيج توافقي روي معيار مناسب عملكرد كسب و كار وجود ندارد(یوسف144، 2002). پيشينه تجربي مجموعه متنوعي از شاخصهاي عملكرد را بيان ميكند. يك اختلاف متداول بين معيارهاي عملكرد مالي و غير مالي است. در تعدادی از مطالعات قبلی عملکرد سازمانی را با استفاده از معیارهای مالی و بازاری که شامل بازده سرمایهگذاری، سهم بازار، حاشیه سود فروش، رشد بازده سرمایهگذاری، رشد فروش، رشد سهم بازار و موقعیت رقابتی میباشد، سنجیدهاند(لی و دیگران، 2006، ص111). رويكرد سنتي براي ارزيابي عملكرد كسب و كار سودآوري و رشد فروش را در نظر ميگرفت كه شاخص عمده آن بازده سرمايهگذاري بود( رییس و کول145، 1978). معيارهاي غيرمالي شامل اهدافي همانند ميزان رضايت و موفقيت است كه توسط مدير يا مالك كسب و كار ايجاد ميشود. همه اين معيارها داراي مزايا و معايبي هستند. بسياري از محققان اعتبار بازده سرمايه گذاري را به عنوان يك شاخص منحصر به فرد براي ارزيابي عملكرد مورد انتقاد قرار دادهاند. بزرگترين اختلاف براي استفاده از اين معيار اين است كه سود كوتاهمدت ممكن است باعث از دست رفتن رشد بلندمدت گردد. با در نظر گرفتن معيارهاي مالي اغلب همگرايي كمي بين شاخصهاي مالي وجود دارد( مورفی، تریلر و هیل146، 1996). از طرفي رابطه بين سازه هاي گرايش كارافرينانه و اهداف غير مالي داراي دقت كمتري است. بنابراين بسياري از محققان بيان ميكنند كه ابعاد چندگانه عملكرد شركت بايد در تحقيقات سازماني استفاده گردد(لامپکین و دس، 1996؛ ونکاترامان و رامانجام147، 1986).لامپکین و دس(1996) بیان میکنند که فرایندهای کارافرینانه ممکن است منجر به نتایج نامطلوب بر اساس یک بعد عملکرد و نتایج نامطلوب بر اساس یک بعد عملکردی دیگر گردد. معیارهای چندگانه که اهداف مالی و غیرمالی را در جهت حمایت از برنامه استراتژیک ترکیب میکند، باید برای مفهوم سازی جامعتر و وسیعتر عملکرد شرکت استفاده شوند(مورفی، تریلر و هیل، 1996). بنابراين در اين پژوهش سعي ميگردد هم معيارهاي مالي و هم معيارهاي غير مالي ارزيابي گردد. در مورد داده هاي نمونه مورد مطالعه دادههاي بسيار كم وجود دارد يا اينكه دادهاي وجود ندارد و مالكان كسب و كارها اغلب براي در اختيار گذاشتن اطلاعات عملكردي شركت تمايلي ندارند(اسمارت و کونانت148، 1994). بنابراين از معیارهای ذهنی عملکرد استفاده گردید. بدین صورت که از طریق پرسشنامه از مدیران خواسته شد تا عملکرد خود را بر اساس سوالات مطرح شده و به طور ذهنی(subjective) بیان دارند. اگر چه استفاده از دادههاي ادراكي و ذهني به خاطر اشتباهات ادراكي و تعصب مديران يك محدوديت مي باشد ولي تحقيقات قبلي بيان مي كنند كه معیارهای عملکرد ذهنی و بیان شده توسط افراد دارای ارتباط و همبستگی بالایی با معیارهای عینی عملکرد شرکت دارند(دس و رابینسون149، 1984؛ ونکاترامان و رامانجام150، 1987؛ رابینسون و پیرز151، 1988؛ مورفی و گالاوی152، 2004). برای مثال چاندلر و هانکس(1994) دریافتند که ارزیابیهای مدیران/مالکان از فعالیتهای کسب و کار(همانند سود، فروش و رشد فروش) تا حد زیادی با دادههای بایگانی شده همبستگی دارند. در قسمت زير مروري بر تحقيقاتي داريم كه از دادههاي ذهني مديران براي ارزيابي عملكرد استفاده كردهاند.
جدول 2-2- مروري بر تحقيقاتي كه از دادههاي ذهني مديران براي ارزيابي عملكرد استفاده كردهاند
محققان
معيارهاي عملكرد
Tat Keh et., al(2007)
مالی
غیر مالی
Wolff and Pett (2006)
نسبت سودآوری به فروش
رشد فروش
تولید محصولات و خدمات جدید
بازده داراییها
Lumpkinn and Dess (2006)
سهم بازار
سودآوری
بازده داراییها
عملکرد کلی(در طول پنج سال گذشته در مقایسه با رقبا)
Runyan (2008)
عملکرد کلی:
در مقایسه با سال اخیر
مقایسه با رقبا
در مقایسه با رقبای مشابه در صنعت
Naldi et., al(2007)
سود
رشد فروش
جریان نقدی
رشد ارزش خالص
Lumpkinn and Dess (2001)
رشد فروش
سودآوری
نسبت سودآوری به فروش
Alegre and chiva (2004)
رشد
سودآوری
Bahn et., al (2009)
بازده داراییها
سود
فروش
سهم بازار

16-2-2- ارزیابی عملکرد در تحقیقات کارافرینی
ارزیابی مناسب و صحیح عملکرد در تحقیقات کارافرینی بسیار حیاتی است. بدون ابزار مناسب ارزیابی عملکرد، توسعه تئوریها و نظریات با مشکل مواجه میشود و ایجاد معیاری مناسب برای کارافرینان مشکل میباشد. تحقیقات کارافرینی با مشکلات زیادی در ارزیابی کافی از موفقیت یا شکست کسب و کار مواجه میشوند. کسب دادههای قابل‌ اطمينان‌ اغلب مشکل میباشد و سوال قابلیت مقایسه، یک مشکل همیشگی بوده است. به هر حال اطلاعات و راهنمودهای کمی درباره ارزیابی عملکرد در زمینه کارافرینی وجود دارد. با توافق کم در میان محققان در مورد تعریف و اهداف کارافرینی، جای تعجب ندارد که تعاریف عملکرد موفق برای کسب و کارها و متغیرهای مورد استفاده برای ارزیابی عملکرد به طور گسترده متفاوت میباشد. نویسندگان بسیاری تعدادی از متداولترین معیارهای عملکرد را مورد بررسی قرار دادهاند. هیچ مطالعهای تا امروز تعداد واقعی استفاده از معیارهای متفاوت را مستند سازی و به طور کامل استفاده از آن معیارها را در تحقیقات کارافرینی تحلیل نکردهاند. بیشتر تحقیقات در مورد ارزیابی عملکرد برگرفته از تئوری سازمان و مدیریت استراتژیک میباشد. در تئوری سازمان سه رویکرد تئوریکی اساسی برای ارزیابی اثربخشی سازمانی ارائه شده است. رویکرد هدف محور بیان میکند که سازمان از طریق اهدافی که برای خود تعیین کرده است ارزیابی میشود. هر چند، سازمانها بعضی اوقات دارای اهداف متضاد و متغیر هستند و مقایسه بین شرکتها را مشکل میسازند. رویکرد سیستمی این ضعف را تا حدودی از طریق در نظر گرفتن موفقیت همزمان جنبههای عملکرد چندگانه و همهجانبه جبران میکند. هم رویکرد سیتمی و هم رویکرد هدف محور برای در نظر گرفتن تفاوتهای بین گروههای ذینفعان در مورد عملکرد شکست میخورند. رویکرد چندگانه این تفاوت ها و اندازهای که در آن گروههای متنوع ذینفعان راضی میشوند را بررسی میکند.
تحقیقات استراتژی این سه رویکرد تئوری سازمان را یکپارچه میکند و معیارهای عملکرد سازمانی را بر اساس سازههای سلسله مراتبی چندگانه مورد بحث قرار میدهد. اولین سازه یعنی عملکرد مالی در مرکز دامنه اثربخشی سازمانی قرار دارد. چنین معیارهای عملکرد لازم هستند، ولی برای تعریف اثربخشی کلی کافی نیستند. بالاتر از این حوزه معیارهای عملکرد عملیاتی همانند کیفیت محصول و سهم بازار قرار دارد که مفهومسازی وسیعتری از عملکرد سازمانی از طریق تاکید بر روی عواملی که نهایتاً منجر به عملکرد مالی میشود را تعریف میکنند. رویکرد نهایی بالاتر از معیارهای عملکرد از طریق بررسی اجزاء چندگانه میباشد. ونکاترامن و رامانجام153(1986) که چارچوبی را برای طبقهبندی معیارهای عملکرد ارائه میکنند، بحث ساختاری را از وضعیت جاری این حوزه تهیه میکنند. چارچوب، یک برنامه طبقهبندی جامع و دوبعدی از رویکردهای ارزیابی عملکرد میباشد. اولین بعد دربرگیرنده معیارهای مالی و غیرمالی(عملیاتی) است. دومین بعد منابع دادهای اولیه در مقابل ثانویه است. مطابق با یافتههای براش و واندرورف154(1992) استفاده از واژه عملکرد به وسیله محققان بسیاری از سازهها را در بر میگرفت که جنبههای گوناگونی از عملکرد را ارزیابی میکردند. اکثریت معیارهای عملکرد به هشت معیار

پایان نامه
Previous Entries کارآفرینی، عدم اطمینان، استقراض Next Entries کارآفرینی، مزیت رقابتی، ارزش افزوده