ادبيات، “، کيلاني

دانلود پایان نامه ارشد

شوند.
چون روز بعد فرا رسيد ” أنّ ” به ديدن اين دو بردار (مبتدا و خبر) آمد و از آنها خواست با او پيوندي متمايز داشته باشند همانگونه که ديروز با ” کان ” برقرار کردند تا او نيز بدين وسيله از سايرين متشخص گردد.
اين بار مبتدا پيش آمد و درخواست او را پذيرفت. هنوز لحظه اي سپري نشده بود که همه خواهران “أنّ ” رسيدند و درخواستي همچون خواهرشان داشتند. و با اصرار و پافشاري به خواسته شان رسيدند.
اين استاد ارجمند درتدريس عربي و قواعد صرف و نحو اين گونه عمل مي کرد و عربي رابراي دانش آموزان شيرين ودوست داشتني مي کرد. “162
اين روش بسيار زيبا بود واستاد را نزد دانش آموزان و دانشجويان دوست داشتني و داراي مقبوليت مي نمود و در دل آنان جاي مي داد و آنان را به فراگيري مطالب از او تشويق و ترغيب مي کرد. در چنين محيطي که تاثير داستان گويي در آن بسيار واضح وآشکار است، کامل کيلاني پرورش يافت و انگيزه هاي او جهت اهتمام به ادبيات کودک شکل گرفت.
2-1-10-4 . انگيزه هاي فعاليت کامل کيلاني در ادبيات کودک
در تبلور و به فعليت رسيدن اين انگيزه ي ، انگيزي مهم تر ديگري دخيل بود که نويسنده کتاب ” کامل کيلاني پيشگام ادبيات کودک ” آن را نقل مي کند. مؤلف اين کتاب مي- گويد : اگر بخواهيم انگيزه فعاليت کامل کيلاني در حيطه ادبيات کودک را جستجو کنيم ، آن را در دو چيز مي يابيم :
اول : احساس کيلاني است ، او در کودکي داستانهاي کودکانه بيگانه را سرشار از ظرافت و زيبايي مي يافت درحاليکه داستانهاي عربي درنهايت کهنگي و انحراف بودند . تا جايي که در همان دوران کودکي به دوست و همکار کنوني خود ، استاد ابراهيم مي گفت : ” از خواندن اين کتا بهاي عربي زده شدم . دوستش به او گفت : اگر بتواني بهتر از اينها تاليف کن .”163
” اين احساس از همان اوان کودکي در او بود. بدين سبب او بسار مطالعه مي کرد و در اين راستا هر ايده مناسب و داستان جالبي که نظرش را جلب مي کرد ، يادداشت مي کرد ؛ زيرا که به يقين مورد پسند کودکان هم سن و سال او قرار خواهند گرفت . تا اينکه روز موعود فرا رسيد و اولين داستان از داستان هاي کودکان که ” سند باد دريايي ” بود ، در سال 1927 ميلادي به چاپ رسيد.”164
اما جزء دوم : که باعث ايجاد انگيزه و فعاليت او در اين راستا بود اين است که ” او قصه اي را براي پسرش تعريف کرد بعد از چند روز مشاهده کرد که پسرش آن قصه را با ذکر تمام جزئيات و بي هيچ کم و کاستي براي خدمتکارانش بازگو مي کرد و موقعي که دانست ، فرزندش آن قصه ر ا بارها و بارها براي همسالان خود بازگو کرده بي آنکه چيزي از آن بکاهد بيشتر شگفت زده شد .کامل کيلاني در آن هنگام متوجه شد که اين داستان باعث ايجاد انگيزه در همه کودکان خواهد شد ؛ لذا خود را در برابر دو امر مهم يافت ؛ يا اينکه تمام وقت خود را بر اين رسم و منوال کُند صرف تأديب و تربيت فرزندان خود کند و يا اين داستانهايي به چاپ رسانده و منتشر کند و فرزندان خود را همگام با ساير کودکان ، تربيت نمايد و دومي رابرگزيد .”165
داستان نويسي براي کودکان از نظر کامل کيلاني يک کار بي هدف نبود بلکه نويسندگي او تاحدي تحت ضابطه و چارچوب مشخص و داراي هدف و قاعده مند بود و از انجا که کودکي داراي مراحل متوالي و متصل به هم ، همچون مراحل عمر آدمي است و از انجا که دوران کودکي نردبان رو به رشد تدريجي را مي پيمايد کامل کيلاني به اين رشد آهسته و تفاوت دوران و سنين کودکان پي برده و قصه هاي خود را چه آنهايي که خود تاليف کرده يا قصه هايي که از زبان هاي ديگر ترجمه کرده را با ملاحظه و مدنظر قرار دادن اين مراحل و تفاوت رده ها ، عرضه کرده است .
و با وجود اين گروه بندي متناسب با عقل وخرد کودکان و با وجود همه اين تلاش مجدانه که کيلاني درتاليف براي کودکان از خود نشان داد ، در اين زمينه صاحب خبره وتجربه گرديد وبدين وسيله شايسته تقدير و تمجيد ازسوي همه اديبان ومربيان گرديد اما آثار او از آنجا که در نوع خود اولين فعاليت بوده و پيشگام فعاليت هاي مشابه مي باشند به سبب پيشگامي خالي ازعيب ونقص نيست.” و چه بسا بزرگترين عيب و نقص در آثار کيلاني همان توجه و اهتمام به افسانه ها و شخصيت هاي خرافي و افسانه اي و غفلت نمودن از اوضاع و مسائل اجتماعي است. او به عالم خرافه و افسانه بجاي واقعيت ها وحقايق ، اکتفا نموده و ازپديده هاي اجتماعي همچون فقر و تفاوت طبقاتي و وجود تبعيض و… چشم پوشي کرده است.”166
2-1-10-5. نمونه اي از اشعار کامل کيلاني
از جمله از شعرهاي او ” الوقــــت ” مي باشد .
” قالت الطير : لقـــد حل الشتاء

حل فصل البرد ، و اشتد الصقيع

فَوداعاً – ايها الغصن – وداعاً

سوف القـاک أذا عــاد الربيـــع

قالت الأوراق للغصـــن وداعاً

ايها الغصــن – فقد جاء الشــتاء

سوف القاك اذا ما الطـير عادت

في الربيع الطلق نشدو بالغناء

ثـم قـال الوقـت للـناس وداعا

إنـني أنفـس شيء فــي الوجود

تـرجع الاوراق والـطير جميعا

و انا مـن حيـث امضـي لا أعود”167

” پرنده گفت همانا که زمستان فرا رسيد فصل سرما آمد و يخبندان شدت گرفت. ”
” پس خداحافظ ، خداحافظ اي شاخسار اگر بهار يکبار برگردد ، تو را خواهم ديد.”
” برگ ها به شاخسار خداحافظ گفتند : اي شاخسار اکنون زمستان سر رسيد .”
” تو را زمان بازگشت پرندگان در بهار به هنگام آواز خواندن آزاد و رها در آسمان ،خواهم ديد.”
” پس وقت به مردم گفت خداحافظ ، همانا گرانبهاترين چيز در جهان ، من هستم. “
” برگ درختان و پرندگان ، همه باز خواهند گشت . اما من از جايي که بروم باز نخواهم گشت.”
2-1-11 . نتيجه فصل
با توجه به آنچه تا کنون درباره ي روند شکل گيري ادبيات کودک نوين عرب گفته شد مي توانيم اين مرحله را مرحله ترجمه و اقتباس و تاليف قصه هاي منظوم به زبان حيوانات برگرفته شده از فابل هاي لافونتين و ميراث کهن انساني و عربي توصيف کنيم .
در سال 1911 م احمد شوقي قصه هاي منظوم “الشوقيات” را بار ديگر چاپ نمود و تا اين دوره مي توان آغاز شکل گيري ادبيات نوين کودک در ادبيات معاصر عرب به معني هنري آن و آغازي مبتني بر ترجمه و اقتباس و تاثير از ادبيات غرب توصيف نمود در واقع ادبيات کودک که احمد شوقي و بسياري از شعرا و نويسندگان عرب به خلق آن دعوت نمودند، شکل يک جنبش ادبي به خود نگرفته اند و تنها در حد تلاش هاي فردي باقي مانده است و در مورد آنها هيچگونه نظريه پردازي يا پژوهش ادبي قاعده مند صورت نگرفته است. ادبيات کودک تا دهه ي سوم قرن بيستم بيشتر بر تعليم و تلقين اصول و ارزش هاي اخلاقي و معارف و آداب و اخلاق نيکو و پسنديده و پند او اندرز هاي مستقيم مي چرخيد . چه بسا علت عدم ظهور ادبيات کودک به عنوان هنر ادبي مستقل و پديدار نشدن اصطلاح ادبيات کودک تا اين دوره اين باشد که پرداختن به آن بين شاعران و نويسندگان ، نه تنها از جايگاه ويژه اي بر خوردار نبوده بلکه به اديباني که در حوزه ادبيات کودک فعاليت مي کردند به ديده ي تحقير و استهزا نگريسته مي شد و آن را نشانه ضعف و ناتواني هنري و ادبي آنها در زمينه ي ادبيات بزرگسالان تلقي مي کردند. بسياري از شعرا و نويسندگان بر اين باور بوده اند که پرداختن به ادبيات کودک و فعاليت در شاخه هاي آن ، آنها را به آستانه ي شهرت ادبي که براي رسيدن بدان تلاش مي کردند، نمي رساند و مجد ادبي را براي آنها محقق نمي سازد. چنين ديدگاهي نسبت به ادبيات کودک حاصلي جز تأسف به بار نمي آورد. نويسندگان و شعراي کشورهاي متمدن اهميت فراواني براي ادبيات کودک قائل بوده و براي خلق انواع مختلف و فنون و رورش هاي گوناگون آن بسيار تلاش مي کردند و تفاوتي بين ادبيات کودکان و ادبيات بزرگسالان از نظر اهميت وجود نداشت.
از اين رو پرداختن به ادبيات کودک در فضايي که بدان به ديده تحقير و استهزا نگريسته مي شد و پرداختن به آن نشانه ناتواني هنري ادبي در حوزه ي ادبيات بزرگسالان به شمار مي- رفت ؛ فداکاري بزرگي را مي طلبيد و تنها نويسندگان و شاعراني از عهده اين فداکاري برمي- آمدند که ايمان داشتند ادبيات کودک نيز نوعي از هنر به طور اعم و نوعي ادبيات به طور اخص است که کيان مستقل دارد و در تعليم وتربيت کودک و پرورش ذهني و عقلي و عاطفي وي نقش مهمي ايفا مي کند .

3. سير تاريخي ادبيات کودک در سوريه
اگر چه از عمر کشور مستقل سوريه کمي بيش از نيم قرن مي گذرد ولي سرزمين شام در طول تاريخ ، فرهنگي درخشان داشته است . در دوران جاهلي روابط تجاري گسترده اي با قريش داشت در دوران اسلامي در زمان معاويه و بعد از او به عنوان پايتخت سرزمين هاي اسلامي جايگاه خود را داشت .
” موقعيت جغرافيايي اين کشور و آب و هواي خوب آن يکي از دلايل پيشرفت اين منطقه مي باشد . در کتاب ” معجم البلدان ” در مورد آب و هواي اين منطقه سخن به ميان آمده است . حتي اين منطقه يکي از مدعيان اختراع خط مي باشد .”168
و نيز ، قبل از فتوحات اسلامي ، داراي فرهنگ و خط مختص به خود بوده است ولي با ورود اسلام ، خط عربي به عنوان خط مردم اين سرزمين پذيرفته شد و به سرعت رواج يافت تا جايي که ترانه هاي عاميانه امروز کودکان سوري و شعرهايي که بر لب جاري مي کنند از همين زبان گرفته شده است .
3-1 . ترانه هاي عاميانه اولين سرچشمه ادبيات کودک در سوريه
” ادبيات عاميانه در کشورهايي که از فرهنگ قديمي برخوردارند به عنوان اولين سرچشمه ادبيات و شعر کودک محسوب مي شود . مي توان دليل اين را ارتباط مستقيم بعضي از انواع ترانه هاي عاميانه ، با کودک دانست . لالايي ، شعر بازي ، ” شعر مهمل”169 … بيش از ديگر ترانه هاي عاميانه در ارتباط با کودک مطرح مي شود . لالايي و شعر بازي گونه اي از ترانه هاي عاميانه مي باشد که فقط مختص کودک است و بدون وجود کودک ، اين دو گونه از ترانه هاي عاميانه معنا ندارد . به همين دليل نمي توان ترانه هاي عاميانه و تأثير آن بر ادبيات کودک را ناديده گرفت . ادبيات عاميانه کودکان سوريه در لالايي ها ، شعر بازي ، اشعار مهمل ، متل ، چيستان و . . . خلاصه مي شود . علاوه بر اين در زبان عربي شعرهايي با زبان فصيح و در موضوعات مربوط به کودکان مانند لالايي ، اشعار نوازش و … وجود دارد . در دوره جاهلي – اسلامي به کودک به عنوان يک مرد کوچک نگريسته مي شد .”170
” در اين دوره ادبيات خاص کودکان وجود داشت و نيز گاهي کودک خود موضوع بعضي از آثار ادبي قرار گرفته است ؛ مانند اشعاري که درباره رثاء فرزند و يا احساس مسئوليت در مقابل کودک و يا نوازش و رقصاندن او وجود داشت . بعد از ظهور اسلام توجه به تعليم و تربيت کودک در شبه جزيره عربستان گسترش يافت ولي تغير در نظام آموزش ، سبب تغيير ديد شاعران نسبت به کودک نگرديد. “171
اگر بخواهيم نشاني از ادبيات کودک به معناي امروزي در ادبيات قديم بيابيم مسلماً به خاطر تفاوت شناخت کودک و پيشرفت روانشناسي کودک آن عصر ، نمي توانيم به شعري دست پيدا کنيم ولي اگر بخواهيم کودک را با توجه به شرايط زمان و ديد جامعه نسبت به او ، در ادبيات عصر مربوطه بررسي کنيم کودک و شعر کودک در هر عصري وجود دارد . اگر چه پرداختن به کودک در اين اشعار به معني مناسب بودن آن اشعار براي کودکان نمي باشد ؛ ولي مي توان اندک نشانه را به عنوان نقش کودک در عصر خود و ادبيات کودک در آن زمان در نظر گرفت .
” احمد سويلم” نويسنده و منتقد مصري ادبيات کودکان ، يکي از کساني است که به اين مسأله اشاره کرده و گفته است : ” او شعر کودک را که شاعران آن عصر براي کودک گفته- اند مناسب آن عصر و ديدگاه آن – به عنوان يک مرد کوچک – دانسته است .”172
در اين دوره متفکران بسياري در باب کودک و تعليم و بهداشت و اخلاق او سخن گفته

پایان نامه
Previous Entries شعر کودکان، تداوم ارتباط Next Entries امثال و حکم