احساس درد، کودکان طبیعی، برنامه های تلویزیون

دانلود پایان نامه ارشد

احساسات درونی او را برایتان به تصویر بکشد ؛
( از کودک بخواهید تا درباره نقاشی ها و مسائلی که او را به کشیدن چنین تصویری تشویق کرده صحبت کنید ؛
( اگر حس می کنید راهنماییهای شما برای درمان فرزندتان موثر واقع نمی شود، با کمک یک روانشناس کودک مشکلات خود را مطرح کنید ؛
( سعی کنید تا حواس او را به مسائل گوناگون و مفرحی که برایش جذاب است معطوف دارید تا راهیابی افکار منفی و ترس آور را به ذهنش مسدود کرده باشید ؛
( او را مطمئن کنید اگر هم اتفاق بدی برایش روی دهد، شما کنارش هستید و هیچ وقت تنها نیست.» (عنایتی، 1384).
نگرانی61
همانطور که ترس به عنوان سیستم هشدار دهنده شناختی انسان را آماده مقابله با تهدیدهای آینده می کند. نگرانی، ترس از وقایعی است که در آینده ممکن است رخ دهد و در عین حال راههای برای دوری از آن وقایع پیش بینی می کند (ملکی، 1383).
« نگرانی شکل تخیلی ترس است، و برخلاف ترس واقعی، مستقیماً بر اثر یک محرک محیطی به وجود نمی آید و به همین دلیل که معلول تخیل استف در بین کودکان کوچکتر دیده نمی شود. در سالهای مدرسه، نگرانی درباره تکالیف و کاردرسی و امتحانات در بین کودکان بسیار رایج استف و به طور کلی نگرانیها، معمولاً آن است که کودک آنچه را که احتمال دارد رخ بدهد، به طور غیرمنطقی و اغراق آمیز بزرگ می کند. نگرانی در بین کودکان طبیعی است و حتی در سازگارترین کودکان نیز پیدا می شود.
انواع نگرانیها
متداول ترین نگرانیهای کودکان عبارتند از :
نگرانیهای خانوادگی : این نگرانیها در مورد سلامت و امنیت اعضای خانواده، و نگرانی در مورد سرزنش و احتمالاً تنبیه شدن به وسیله والدین است.
نگرانیهای مدرسه ای : این نگرانیها که با بزرگتر شدن بچه ها بیشتر می شود، معمولاً شامل دیررسیدن به مدرسه، رد شدن در امتحانات، سرزنش و تنبیه شدن به وسیله معلم عقب ماندن از بچه های دیگر و غیره است. تحقیقات نشان می دهد که دختران بیش از پسران نگرانی را تجربه می کنند (نوابی نژاد، 1380).
چگونگی ادارک درد در کودکان
کودکان هم پای زمان تغیر و تحول می یابند. در حال حاضر آنها به دلیل برخورداری از امکانات و وسائل ارتباط جمعی، آگاهی بیشتری نسبت به امور داشته و از طریق برنامه های تلویزیون و عناوین روزنامه ها، فناپذیری آدمی را درک نموده اند.
هر کودکی درد یا ناراحتی را تجربه می کند و پاسخ وی بستگی مستقیم به عواملی نظیر خود کودک، موقعیت و اطرافیان نزدیک به او دارد. ادراک علت درد، اعم از جسمانی یا عاطفی، و نیز این مسئله که ادراک ما چگونه پاسخ را متقابلاً تحت تأثیر قرار می دهد، بسیار اهمیت دارد.
تجربه درد در کودکان معمولاً با احساس ترس یا اضطراب توأم است ترس از فقدان یا آسیب دیدن بخشی از بدن و اضطراب در مورد پاسخ دادن نسبت به درد مقابل افراد برجسته و مهم درنظر کودک.
اگر یک پاسخ یک کودک خردسال نسبت به درد حاد، مثلاً در قالب نگاه کردن به دیگران در جستجوی راهی برای رهایی از درد به پاسخ مطلوب وی در مدت زمان کوتاهی نینجامد، باعث افزایش اضطراب او می شود. همانند تجربه ای که کودک به هنگام رویارویی با یک تجربه تهدیدآمیز یا واقعی از عشق یا فقدان یک شخص برجسته احساس می کند.
فرایند دیگری که اضطراب را با درد همراه می سازد، وارد آمدن جراحت یا آسیب از سوی افراد مهم است، (نظیر تنبیه شدن). در این صورت درد مستقیماً با احساس از دست دادن عشق توأم می شود. بنابراین درد جسمانی را می توان مرتبط با اضطراب دانست و از سوی دیگر اگر شخص خود را مستوجب تنبیه بداند یا در انتظار تنبیه باشد، اضطراب و ترس وی تشدید می شود.
از طریق واکنشهای کودکان به درد، مقاطع سنی مختلف، می توان حمایتهای ضروری را به موقع و با درک عمیق تر، در اختیار آنان گذاشت. بدین طریق می توان قادر به فهم ترسها، خیالبافی ها و احساس گناه و عصبانیتی بود که در کودکان به هنگام بروز یک تغییر منتظره (در اینجا درد) پدید می آید (منبع اینترنت).
معیارهای سنجش درد
درد یکی از آزاردهده ترین علائم و عوارض بیماری در کودکان می باشد که باعث عدم آسایش و ایجاد اضطراب و ترس در کودکان می شود. روشهای متعددی جهت سنجش وجود و میزان درد در کودکان وجود دارد که با به کارگیری آنها می توان اقدامات متناسب با شدت درد را به کار گرفت. معیارهای سنجش درد در کودکان به اختصار عبارتند از :
1 ) معیار سنجش درد توصیفی ساده62
« برای استفاده از این معیار باید به کودک توضیح داده شود که در انتهای این خط نقطه عدم وجود درد قرار دارد زیرا در این نقطه فرد هیچ آسیب یا دردی را احساس نمی کند. در انتهای دیگر خط نقطه بسیار بد و شدید قرا دارد؛ زیرا در این حالت فرد دردی را با شدت بسیار زیاد احساس می کند.
کلمات مابین 2 نقطه یعنی « خیلی ضعیف برای دردهای بسیار کم» و « خفیف برای دردهای کمی بیشتر » و «متوسط برای دردهای با شدت بیشتر از درد ضعیف» و «زیاد برای حدفاصل متوسط و بسیار شدید» به کار می روند. به منظور تعیین میزان درد کودک باید از او خواسته شود تا کلمه ای را که احساس درد او را به بهترین شکل توصیف می نماید انتخاب کند.
2 ) معیار سنجش درد عددی63
برای استفاده از این معیار سنجش درد، باید به کودک توضیح داد که در یک انتهای خط نقطه عدم وجود دارد و در انتهای دیگر درد بسیار شدید قرار دارد. نمرات 1 الی 9 نیز از درد با شدت بسیار بسیار کم شروع و به تدریج با رسیدن به شماره 9 شدت درد زیاد می شود. باید از کودک خواست تا شماره ای را که به بهترین صورت درد او را توصیف می کند انتخاب نماید. شماره 10 در این مقیاس برابر شماره 5 در سایر مقیاسها می باشد.
3 ) معیار سنجش درد تصویری صورت64
برای استفاده از این مقیاس باید به شرح ذیل اقدام نمود :
به کودک توضیح دهید که هر یک از صورتها یا متعلق به فردی است که احساس خوشحالی می کند، زیرا دردی را احساس نمی کند و یا متعلق به فردی است که غمگین و ناراحت است زیرا از درد رنج می برد. صورت با شماره بسیار خوشحال است، زیرا اصلاً درد ندارد. صورت شماره 1 تنها به مقدار کمی ناخشنود است زیرا درد بسیار کمی دارد. صورت شماره 2 کمی بیشتر ناراحت است. صورت شماره 3 ناراحت است؛ چون درد در حد متوسط است. صورت شماره 4 درد زیادی دارد و صورت شماره 5 دردی در حد نهایت تصور دارد که به آن علت گریه می کند. از کودک بخواهید یکی از این صورتها را متناسب با احساس درد خود انتخاب کند.
4 ) معیار سنجش درد با استفاده از قطعات پلاستیکی65
در این روش پنج قطعه پلاستیکی سفید رنگ به اشکال مختلف مثلاً مربع، مکعب و … در اختیار کودک قرار داده شده و به او گفته می شود که این قطعات پلاستیکی را با میزان درد خود مقایسه کنند. بدین ترتیب اگر یک انتخاب شود نشان دهنده بسیار کم، دو قطعه نشان دهنده درد کمی بیشتر، سه قطعه نشان درد متوسط، چهار قطعه نشانه درد زیاد، و هر پنج قطعه نشان دهنده درد غیرقابل تصور و بسیار شدید می باشد. اگر هیچ یک از قطعات پلاستیکی برداشته نوشته نیز نشان دهنده عدم وجود درد می باشد. تعداد قطعات انتخاب شده نشان دهنده نمره درد می باشد که از 10 الی 5 درجه بندی می شود.

5 ) معیار سنجش درد حیوانهای مدرج66
به کودک توضیح دهید 6 لیوان وجود دارد که در 5 تای آنها درد به میزانهای متفاوت وجود دارد. لیوان خالی نشان دهنده عدم وجود درد و لیوان شماره 5 کاملاً پر از درد می باشد. لیوانهای بین این دو لیوان نیز به ترتیب نشان دهنده درد بسیار کم تا درد زیاد می باشد. از کودک بخواهید تا یکی از این لیوانها را که به خوبی درد او را توصیف می نماید انتخاب کند. (در این پژوهش از این نمونه معیار سنجش استفاده شده است. )
6 ) معیار سنجش درد رنگ ها67
در این روش به کودک 6 مواد رنگی یا ماژیک در رنگهای سیاه، زرشکی، آبی، قرمز، سبز و نارنجی داده می شود و از او خواسته می شود تا آنها را بر حسب رنگی که نشان دهنده عدم وجود درد تا درد بسیار شدید و غیرقابل تحمل است مرتب نماید. هنگامیکه درجه بندی شدند به آنها به صورت ارزشی از 0 الی 5 نمره داده می شود.
همچنین وجود درد را می توان از طریق مشاهده علائم و نشانه های درد در کودک تشخیص داد. عدم فعالیت و تحرک، افزایش ضربان قلب و فشارخون، جمع کردن بدن، تحریک پذیری، گری، حالات چهره و شفاهی کودک، همگی می تواند دلیلی بر وجود درد در کودک باشد. » (جنت علیپور، 1379).
بستری شدن
بیماری و بستری شدن به عنوان یکی از مهمترین تجربیات زندگی کودک به شمار می آید. مطالعات تحقیقی در زمینه بستری شدن نشان می دهد که تجربه بیمارستانی در تکامل کودک بی تأثیر نبوده است، از طرفی نیز اثرات عاطفی آسیب پذیر در کلیه بچه هایی که در بیمارستان بستری می شوند وجود ندارد، همچنانکه بستری شدن می تواند یکی از تجربیات ترسناک و مهم کودکان باشد.
کمک به آمادگی کودک برای بستری شدن و راهنمائیهایی در این زمینه باعث سازگاری بهتر و سریعتر کودک با مسائل و مشکلات مربوط به بستری شدن در بیمارستان خواهد شد، «همچنانکه مارلو (1988) اظهار می دارد : بستری شدن برای کودکان یک ضربه روانی می باشد ولی آن می تواند به صورت یک تجربه روانی مثبت درآید. »
چاین68 (1974) عقیده دارد که کودکان قبل از مدرسه کمتر از کودکان کوچکتر دچار عصبانیت و ناراحتی می شوند بنابراین خیلی بهتر می توانند بستری شدن در بیمارستان را تحمل کنند. البته هر یک از این کودکان در هنگام بیماری نیاز دارند که مادرانشان نزد آنها باشد. برای توجه بیشتر ممکن است واکنشهایی را از خود نسبت به بستری شدن نشان دهند، مثل غذا نخوردن، نخوابیدن، بازگشت به رفتارهای کودکانه تر از سن خود، پرخاشگری69، حساسیت زیاد، گریه و ترسهای بی دلیل. » (چاین، 1975).
بیشترین دلیل ترس کودکان سنین قبل از دبستانف از بستری شدن در بیمارستان احتمالاً مربوط به تکامل شناختی و تصور ذهنی کودکان از خود می باشد. ویلی ووانگ70 (1987) در این زمینه چنین اظهار می نمایند، با تکامل روانی – اجتماعی، یادگیری زبان و تکامل شناختی، کودک به خوبی از طرز صحبت کردن، معانی کلمات، قیافه و ظاهر افراد و طرز برخورد آنان، رفتار و افکار افرادی را که با او سروکار دارند، تشخیص می دهد. کلمات زشت و زیبا، بلندتر و کوتاهتر، لاغر و چاق کلماتی هستند که ممکن است در ذهن او اثرات نامطلوب برجای گذارند. یا در زمانی که بیمار است از قطع عضو، شکستگی، خونریزی و آنچه که باعث تفاوت او با کودکان دیگر شود، بسیار وحشت دارد. (کریمی، 1368).
بستری شدن در بیمارستان در بیشتر موارد برای کودکان خردسال تجربه بسیار تنش زایی است که می تواند به گوشه گیری عاطفی، رفتارهای گوناگون واپس گرایانه، گریه های طولانی مدت، برهم ریختن الگوی خواب، و انواع حالتهای ویرانگرا منجر شود، به طوری که کودکان اثر قرار گرفتن در معرض اینگونه رفتارها عصبانی و خشمگین می شوند. در واقع، تأثیرات بستری شدن در بیمارستان می تواند مدت زمانی طولانی پس از پایان اقامت در بیمارستان نیز ادامه یابد، اضطراب و رفتارهای جامعه ستیز در اواخر کودکی با تعداد نوبتهایی که یک کودک پیش از 5 سالگی در بیمارستان بستری شده است، ارتباط دارد. (هیوز، ترجمه گنجی، 1384).
موری وزنتر71 (1979) درباره دلایل ترس کودک از بستری شدن اظهار می دارند، وابستگی کودک به خانواده، اضطراب جدایی، ترس از قطع عضو، ترس از اجرای روشهای درمانی دردناک و جدید، ترس از طرد شدن و تنبیه شدن، از عوامل تشدید کننده ترس کودک از بستری شدن در بیمارستان می باشند. کودک این ترس را به صورت رفتارهای خصمانه، بی علاقه بودن نسبت به مسائل و محیط، گوشه گیری یا افسردگی، بی اشتهایی، بی خوابی و بی میلی نشان می دهد (موری، 1979 ).
یکی از مهمترین عواملی که به عنوان مانعی در برابر سازگاری کودک با محیط ظاهر می شود و بستری شدن را به یک بحران عمیق مبدل می سازد عدم توجه به نیازهای کودک و عدم ارضای آنها می باشد.
فشار روانی بستری شدن در بیمارستان پیامد این واقعیت است که اقامت در بیمارستان بیانگر دور شدن

پایان نامه
Previous Entries علائم اضطراب، روان شناختی، تنش عضلانی Next Entries پرخاشگری، کودک خردسال، پیش دبستانی