آیات و روایات، شیعه امامی، تشبیه و تنزیه

دانلود پایان نامه ارشد

توصیف خداوند را به هر صفتی که با خلق مشترک باشد انکار میکند.253
7. نظریه تشبیه و تنزیه (نظریه اهل بیت)
این همان دیدگاه برجسته و جامع اهل بیت است که نمونههایی از کلمات آنها را در شرح و تبین این نظریه بیان میکینم. از دیدگاه اهل بیت معرفت بالکنه حق تعالی محال است و از دست رسی علم و عقل بشری به دور است. امام علی (ع) میفرماید: «تبارک الذی لایبلغه بعد الهمم و لاینابه غوص الفطن»254 نهایت درجه تلاش و بالاترین توان ادراکی انسان به خداوند نمیرسد.
و در جای دیگر فرمود: «فلسنا نعلم کنه عظمتک»255
خداوند در تورات
در تورات، خداوند به اوصافی توصیف شده که عموماً صفاتی انسانی است. در اینجا نمونههایی از این اوصاف را در سه عنوان کلی بطور اجمال مطرح میکنیم:
الف) توصیف انسان وار
1. همشکل بودن انسان با خدا یا انسان خدایی (anthropomorphism): تورات با فصل خلقت آغاز میشود، که در بخش نخست آن خدا کاملاً چون انسان عمل میکند. کلماتی در تورات وجود دارد با این مضمون که خدا انسان را شبیه خود خلق کرده است و نتیجه این مطلب، آن است که خدا شبیه انسانهاست: «پس خدا آدم را به صورت خود آفرید» «و خدا گفت: آدم را به صورت ما و موافق و شبیه ما بسازیم» «هر که خون انسان ریزد، خون وی به دست انسان ریخته میشود، زیرا خدا انسان را به صورت خود ساخت».256
2. آواز خداوند (ندای خدا): خداوند در تورات موجودی است که از مکانهای زمینی ندا میدهد: «آواز خداوند را شنیدند» «خدا از میان بوته به وی ندا در داد».
3. صعود: «و چون خدا از سخن گفتن با وی فارغ شد، از نزد ابراهیم صعود فرمود».257
4. پشیمانی: نقل تورات، خداوند گاهی از برخی اعمال خود پشیمان میشود: «خداوند پشیمان شد که انسان را بر زمین ساخته بود».258 «و خداوند پشیمان شده بود که شاؤل را بر اسرائیل پادشاه ساخته بود».
5. دیدن خدا: «خداوند بر شما بنگرد و داوری فرماید». «خداوند از آسمان بر بنی آدم نظر انداخت تا ببیند که آیا فهیم و طالب خدایی هست».259
6. جنگیدن: «خداوند مرد جنگی است، نام او یهوه است»؛ «زیرا خداوند برای ایشان با مصریان جنگید».
7. نشستن: «لیکن خداوند نشسته است تا ابد الآباد…». «اوست که بر کرة زمین نشسته است».260
8. لمس کردن: «آنگاه خداوند دست خود را دراز کرده، دهان مرا لمس کرد». «کوهها را لمس میکند، پس آتشفشان میشود».
این گونه نسبت دادن افعال انسانی به خداوند، حاکی از اندیشة انسان خدایی است: چرا که این گزارشها دربارة خداوند متکی بر یک تجسیم کاملاً مادی و انسانی از خداست. به قول ژان بوتر میتوان گفت که در تورات، خدا شخصاً چون انسانی دست اندرکار است: مانند یک چاه کن، آب را از زمین خارج میسازد و چون باغبانی، باغ را با درختانش ایجاد میکند. او چون کوزهگری، انسان و سپس زن او و حیوانات را از گل میسازد.261 خداوند چون انسان در بهشت قدم میزند و گناه آدم کشف میکند. او میهمان ابراهیم میشود و با دیگران غذا میخورد. یهوه به صورت مردی با یعقوب کشتی میگیرد و چون یعقوب بر او پیروز میگردد، لگدی به عظلة ران او میزند که لنگ میشود.262
تورات به این اندازه بسنده نکرده که تنها اعمال انسانی را برای خدا مطرح سازد، بلکه برای او اعضای انسانی نیز ترسیم کرده است که برخی از آن اشاره میشود.
دست خدا: «و دست خداوند بر ایلیا نهاده شد». خداوند علاوه بر دست، دارای انگشت نیز است: «و جادوگران به فرعون گفتند: این انگشت خداست». «و خداوند دو لوح سنگ مکتوب شده به انگشت خدا را به من داد».263
پای خدا: «و خدای اسرائیل را دیدند و زیر پاهایش مثل صنعتی از یاقوت کبود شفاف». «خداوند قدمهایش را استوار میسازد».264
گوش خدا: «و قوم شکایت کنان در گوش خداوند بگفتند» «هان دست خداوند کوتاه نیست تا نرهاند و گوش او سنگین نی تا نشنود».
کمر خداوند: «خداوند خود را آراسته و کمر خود را به قوت بسته است».265
قلب یا دل خداوند: «چشمان من و قلب من در آنجاست، همة ایام». «عمل میکند بر آنچه که در دل و نفس من است».266
ب) توصیف به کمالات
علی رغم گزارشهای انسان گونه در تورات، کمالاتی نیز به خداوند نسبت داده شده است، گرچه این اوصاف درباره انسان نیز مطرح میشود و آدمی معنای خاصی از آنها در ذهن دارد.
1. امین: «خدای امین که عهد و رحمت خود را…». «خدای امین و از ظلم مبرا».
2. عادل: «عادل و راست است او».267 «خداوندعادل است و عدالت را دوست میدارد».
3. مهربان: «یهوه خدای تو خدای رحیم است». «یهوه روی خود را بر تو تابان سازد و بر تو رحمت کند».
4. منتقم: «من که یهوه خدای تو میباشم، خدای غیور هستم که انتقام گناه بدان را از پسران تا پشت سوم و چهارم از آنانی که مرا دشمن میدارند، میگیرم». «خداوند انتقام گیرنده و صاحب غضب است».
5. خشم و غضب: «و خشم خداوند به شدت افروخته شد».268
ج) اوصاف فراطبیعی
از سویی اوصافی چون: متعال، اعلی، عظیم، قدوس، قدس الاقداس، متبارک، مجید و… در تورات وصف خداوند قرار گرفته است که نوعی برتری بر اوصاف و افعال انسانی دارد: «زیرا که آن برای خداوند قدس الاقدس است».
در تورات، آیاتی نیز وجود دارد که بیانگر نوعی بینش خاص و نمایانگر صفاتی یگانه و برتر از آنچه که انسان میفهمد، میباشد و با اوصاف دیگری که گزارشی انسان گونه از خداوند به دست میدهند، در تهافت و تضاد است:
«بنابراین، ای یهوه خدا تو بزرگ هستی، زیرا چنان که به گوشهای خود شنیدهایم مثل تو کسی نیست».269
اکنون، چگونه باید اندیشید؟ از طرفی تورات افعال و اعضای انسان گونه برای خداوند مطرح کرده است و از سوی دیگر به کمالاتی فرا انسانی برای خداوند از جمله یگانگیاش و شبیه ونظیر نداشتن او اشاره نموده است. باتوجه به نفی تشبیه، اعمال و اعضای انسانی چگونه برای او قابل توصیف است؟ آیا الفاظ دارای معانی استعاری و مجازیند یا باید بر همان معنی ظاهری حمل شوند؟ آیا اطلاق آن کمالات با توجه به متعالی بودن خداوند به همان معانی است که بر ما انسانها اطلاق میشود یا خیر، آن اوصاف به مفهومی برتر از فهم ما به حضرتش منسوب میگردد. یا اساساً اطلاق آن کمالات به معنایی غیر از آنچه که ما از آنها تلقی میکنیم وصف خداوند قرار میگیرند؟
تجسیم در میان یهودیان: آیا میتوان ادعا کرد که یهودیای وجود داشته است خداوند را انسان وار تفسیر کرده باشد؟ به عبارت صحیحتر، آیا اصل چنین تفسیری در یهودیت وجود داشته است یا خیر؟ و اگر وجود داشته، در چه قشر و گروهی بوده است؟ آیا عامه مردم چنین تفسیری داشتهاند یا در میان عالمان و اندیشمندان یهودی نیز چنین تفسیر و تلقیای وجود داشت است؟270
پاسخ به این پرسش، مبسوط و تا حدی پیچیده است و در این مختصر نمیتوان به صورت کامل آن را بررسی و تحلیل کرد، اما در این مقاله، پاسخ به این سؤال را به صورت اجمال مطرح میکنیم.
همپل مینویسد: اسرائیلیان چون به محیطی وارد شدند که مردم آن خدایان خود را چون انسانها مجسم میکردند، آنها نیز نمیتوانستند برای خدای خویش تجسم دیگری داشته باشند. محقق دیگری بر آن است که اصطلاح «زلم موت» که در تورات به کار برده شده، طبق بررسیهای نوینی که به عمل آمده، دقیقاً به مفهوم شکل و کپی و تصویر است. این محقق معتقد است روحانیونی که این روایت را تنظیم کردهاند، با استفاده از قصص سنتی، که همیشه خدایان را به شکل دادهاند. از این رو خدایان میگویند: ما انسان را به شکل و قیافه خود آفریدیم و این بر گردان همان عقیده مردم باستانی است که خدایان را به شکل انسانها مجسم میساختند.271
مطابق این نظریات، تفسیر «انسان خدایی» اولاً در عامة مردم بوده است و ثانیاً متأثر از محیط اجتماعی یهودیان، مانند برخی از یهودیان که به واسطة همزیستی با کنعانیان، در پارهای مسائل مذهبی از آنان تقلید کرده، به خدایان «بعل» معتقد شده و بعل پرستی را به جای ایمان به یهوه برگزیده بودند.272
دیدگاه وهابیت در کیفیت صفات الهی
1. صفات
بر خلاف نظر اکثریت مذاهب کلامی، از جمله شیعه، معتزله و ماتریدیه، وهابیت در باب صفات الهی تمام صفات خداوند را حمل بر ظاهرشان مینماید و تأویل و تفویض و توقف در مورد آنان را حرام میداند. این دیدگاه سر از تجسیم پروردگار در میآورد.
ابن بطوطه میگوید: «در دمشق از فقهای حنبلی شخصی بود به نام تقی الدین ابن تمیمه، روز جمعه بر او وارد شدم در حالی که بر منبر مسجد جامع شهر مردم را موعظه مینمود. از جمله صحبتهای وی این بود که خداوند به آسمان دنیا فرود میآید، همانگونه که من از منبر پایین میآیم…»273
و یا بن باز، در فتوای خود میگوید: «تأویل در صفات، امری منکر است و جایز نیست، بلکه واجب است اقرار بر صفات کرد، طبق ظاهری که لایق خداوند است».
این دیدگاه در حالی است که مذاهب کلامی دیگر از جمله جماعتی از علمای اهل سنت قائل به توقفاند، بدین معنا که جهت احتیاط در دین راجع به صفات سخنی نگوییم و آنها را تفسیر ننماییم.
مالک بن انس و سفیان بن عیینه این دیدگاه را دارند.
دیدگاه دیگری که مطرح است و موافق رای اهل بیت و بسیاری از علمای اهل سنت میباشد، دیدگاه تأویل است که اساس آن بر تنزیه پروردگار است. مطابق این نظریه، هر صفتی را ابتدا باید بر معنای حقیقی آن حمل کرد و در صورتی که مانع لفظی یا عقلی در میان بود، باید آن را تأویل و حمل بر معنای کنایی و مجازی آن نمود.
برخی بر این مدعا، ادعای اجماع نمودهاند و همچنین تعابیر کنایی را امری عادی در زندگی بشر دانسته و بیان نمودهاند که خداوند مطابق فهم مردم و محاورات آنان سخن گفته است.274
2. رویت
معتزله و شیعه امامیه معتقدند که خداوند متعال در دنیا و آخرت به دیده سر ادراک نمیشود، ولی رؤیت قلبی ممکن است. لکن وهابیان و تابعان مذهب اشعری، از حنیفه و مالکیه وشافعیه، معتقدند که خداوند متعال در دنیا و آخرت دیده میشود.
قائلین به رؤیت برای اثبات دیدگاه خود به ادلهای از آیات و روایات تمسک کردهاند، از جمله:
وُجُوهٌ یُومَئِذٌ ناضِرَۃ لِی رَبَها نَاظِرۃ…
از این آیه برای رؤیت خداوند در روز قیامت از ناحیه عمدهای استفاده کردهاند.
از آیاتی که دال بر لقای پروردگار است، استفاده کردهاند که ملاقات مستلزم رؤیت است: «هر کسی به لقای او امیدوار است باید نیکوکار شود و هرگز در پرستش خدا احدی را با او شریک نگرداند»
«چنین نیست اینان (کفار) از معرفت پروردگارشان محجوب و محروماند»
فخررازی میگوید: «اصحاب ما به این آیه تمسک کردهاند بر اینکه مؤمنین خداوند سبحان را خواهند دید، و الا تخصیص آیه به کفار بی فایده است»
– روایت بخاری از پیامبر(ص): «… همانا شما خدا را در روز قیامت خواهید دید…»
و…
این موارد، صرف نظر از نقد آن، ادله قائلین به رؤیت است. در مقابل امامیه و معتزله برای نفی رؤیت نیز به آیات و روایاتی تمسک کرده و ادله عقلی و نقلی را ذکر کردهاند.275
3. تجسیم
ابن تمیمه در کتاب الفتاوی: «آنچه که در قرآن و سنت ثابت شده و اجماع و اتفاق پیشینیان بر آن است حق میباشند، حال اگر این امر لازم آید که خداوند متصف به جسم بودن شود اشکالی ندارد؛ زیرا لازمه حق نیز حق است»
ابن الواردی میگوید: «ابن تمیمه به جهت قول به تجسیم، زندانی شد»
مسأله تجسیم، از موارد مورد اختلاف متکلمان است و اعتقاد به آن را به اهل حدیث، حشویه و وهابیان نسبت دادهاند که جملات فوق نیز مؤید همین ادعا است.
بر خلاف اکثر متکلمان از جمله شیعه امامیه که خداوند را از جسمیت منزه میدانند و در میان شیعه در نفی جسمیت از پروردگار اتفاق نظر است. علاوه بر آیات دال بر نفی جسمیت، اهل بیت (ع) نیز با قول به تشبیه مقابله نمودهاند. به عنوان نمونه از امام جواد و هادی (ع) روایت شده است که: «هر کسی قائل به جسمیت خداوند شد به او زکات ندهید و به او اقتدا نکنید».276
نمونههایی از ویژگیهای خدای وهابیان
الف. داشتن دست
اوصاف خداوند در تورات موجود با اعتقادات وهابیت در این باره،

پایان نامه
Previous Entries اسرائیلیات، نهج البلاغه، امام صادق Next Entries مقاله رایگان با موضوع ورزش همگانی، فعالیت های ورزشی، استان کرمانشاه