آموزش مهارت، مهارت های زندگی، آموزش مهارت های زندگی

دانلود پایان نامه ارشد

گروه‌های کوچک مناسب می‌باشد، هرچند به‌صورت یک اجرای نمایشی در گروه بزرگ نیز به‌کار می رود. از این روش، شرکت‌کنندگان می‌توانند رفتاری را مشاهده کرده و آن را در محیطی امن، به‌ پیامدهای منفی احتمالی و در نتیجه بدون نگرانی و ترس آموخته و تمرین‌ جایی که بتوانند پس از تسلط بر آن، این مهارت را در زندگی واقعی بکار برند (فتی و همکاران، 1387).
بررسی متون
پژوهشهای خارجی:
لام137، استوارت138، کلی139(2008) در یک بررسی در زمینه اثربخشی آموزش مهارت های زندگی به والدین برای برخورد صحیح با کودکان کم توان نشان دادند که در مقایسه با والدینی که آموزش ندیده بودند، مشکلات فرزندان آنان کاهش یافته بود.
در پژوهشی (مک کارتی140، 2006/ 1389) که تاثیر آموزش مهارت های زندگی را بر فشار روانی و عملکرد خانوادگی والدین با خانواده های دارای یک کودک کم توان مورد بررسی قرار گرفت نتایج نشان داد که والدینی بر اساس سطوح فشار روانی خانوادگی و روابط زناشویی به خوبی سازگار شدند.
پژوهش ویگورسکی141 (2007) نشان داد که آموزش مهارت های زندگی می تواند به افزایش مهارت های مقابله ای در برابر استرس های خانوادگی به افراد شرکت کننده کمک می کند.
کمبل142 (2006) در پژوهشی تاثیر آموزش مهارت های زندگی را بر موفقیت دانشجویان، مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که آموزش مهارت های زندگی در انتقال موفقیت آمیز دانشجویان از دانشگاه به محیط کار تاثیر مثبت و معنا دار ایجاد می کند.
نتایج پژوهش ایگرت143 و همکاران (1994) در زمینه تاثیر آموزش مهارت های زندگی نشان داد که این آموزش ها باعث افزایش عزت نفس در ارتباط بین فردی می شود (صفر زاده، 1383).
بارلو و همکاران (2008) در برنامه آموزشی برای حمایت و تعلیم والدینی که فرزندان ناتوان دارند، نشان دادند که آموزش مهارت زندگی، مداخله برای سلامت و سبک زندگی یک روش موثر در بهبود و خودکارآمدی برای سرپرستی، تامین سلامت، بهبود مسائل روانی- اجتماعی فرززندان و خلق افسرده دارد.
شجمن144 و همکاران (2005) در پژوهشی تاثیر آموزش مهارت های زندگی را بر ارتقاء عزت نفس و ادراک معلمان از محیط کار را مورد بررسی قرار دادند و نتیجه گرفتند که این آموزش ها منجر به بهبود ادراک از محیط کار و ارتقاء میزان عزت نفس معلمان شده است.
توتل145 و هسلر146 (2006) طی تحقیقی مهارت های زندگی را به برنامه درسی دانش آموزان اضافه نمودند. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از قابلیت فوق العاده نوجوانان در جهت ارتقاء و انعطاف پذیری مثبت آنها بوده است.
ترنر147 و همکاران (2007) در یک برنامه آموزشی که بر تعدادی از خانواده های بومی استرالیا انجام دادند به این نتیجه رسیدند که برنامه آموزش والدین باعث رشد سازگاری کودکان و کاهش مشکلات رفتاری آنان می شود و آموزش والدین به آنها کمک می کند تا در برخورد با مشکلات رفتاری فرزندان خود اقدامات مناسبی انجام دهند.
یداو148 و اقبال149(2009) در یک بررسی در زمینه اثر بخشی آموزش مهارت های زندگی بر عزت نفس، سازگاری و همدلی نوجوانان مورد بررسی قرار داد نتایج نشان داد که آموزش مهارت های زندگی بر عزت نفس، سازگاری و همدلی نوجوانان دارد.
مک کونکی150 و همکاران (2008) در تحقیقی اثراتی که کودک کم توان ذهنی بر مادران می گذارند را بررسی کردند آنها نتیجه گرفتند مادران به دلیل وجود کودک کم توان از سلامت روان ضعیفی برخوردار بودند همچنین سطح استرس و کارکرد خانوادگی ضعیفی داشتند که مشکلات رفتاری کودکان خود را عامل آن می دانستند.
ندیر خیر151(2012) در بررسی کیفیت زندگی و نقش مراقبان کودکان اتیسم نشان داد که به دلیل اینکه والدین زمان زیادی صرف مراقبت از کودک می کنند از سلامت روانی پایین تری نسبت به سلامت فیزیکی برخوردارند، همچنین مادران نسبت به پدران از سلامت روان پایین تری برخوردارند.
دیوان و همکاران2011 در پژوهشی که به بررسی افسردگی و کیفیت زندگی مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی را انجام دادند به این نتایج دست یافتند که که بیشتر مادران از سطح افسردگی خفیف تا متوسط رنج می برند که این افسردگی بر کیفیت زندگی آنها تاثیر می گذارد.
لی و همکاران، 2008 در پژوهشی که به بررسی کیفیت زندگی و استرس در والدین کودکان اتیسم در مقایسه با کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی پرداختند به این نتیجه رسیدند که خانواده های مبتلا به اتیسم تاثیرات عمیق تری از کیفیت زندگی نسبت به خانواده های کودکان اختلال نقص توجه و بیش فعالی را تجربه می کنند.

توماس و همکاران 2012 در پژوهش خودبه ارزیابی کیفیت زندگی والدین اختلال رشدی شدید در مقایسه با گروه عادی نشان دادند که والدین اختلال رشدی شدید به طور کلی در مقایسه با گروه عادی نمرات کیفیت زندگی پایین تری را نشان دادند و مادران نسبت به پدران بیشتر تحت تاثیر قرار گرفتند.
مالهترا 152و همکاران (2012) در مطالعه ای کیفیت زندگی خانواده های کودکان کم توان ذهنی و اتیسم با گروه عادی را مورد مقایسه قرار دادند نتایج آنها نشان داد که والدین گروه کم توان هوشی و اتیسم در هر 4 حیطه نسبت به والدین عادی دچار محدودیت بودند و از کیفیت زندگی پایینی برخوردار بودند.
بومین و همکاران2008 در پژوهش خود نشان دادند که مادرانی که کودک کم توان دارند اضطراب و افسردگی بیشتری دارند. و این اضطراب بر کیفیت زندگی آن ها تاثیر می گذارد.

پژوهشهای داخلی
بهرامی (1384) در تحقیقی نشان دادند که آموزش مهارت های زندگی موجب کاهش فشار روانی مادران کودکان کم توانی هوشی می شود.
مرادی و کلانتری (1384) در پژوهش خود بر نیمرخ روانی زنان دارای ناتوانی جسمی-حرکتی پرداختند. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های زندگی باعث افزایش معنادار سلامت روانی، کاهش اضطراب و ناسازگاری در آزمودنی ها شده است که آموزش مهارت های زندگی بر میزان افسردگی آنها تاثیر معنی داری نداشته است.
ملک پور و همکاران (1385) تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر کاهش فشار روانی مادران کودکان کم توانی هوشی را مورد برسی قرار دادند. نتیجه تحقیق نشان داد که این مهارت ها در کاهش میزان فشار روانی این گروه موثر است.
ابراهیمی باغبانان (1386) در پژوهشی که به بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای کودک کم توانی هوشی شهر اصفهان پرداخته است نشان داد آموزش مهارت های زندگی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای کودک کم توانی هوشی موثر است.
محمودی، زهراکار، شعبانی (1392) در پژوهشی به بررسی اثر بخشی آموزش مهارت های زندگی بر کیفیت زندگی دانشجویان نشان دادند که برنامه آموزش مهارت های زندگی توانسته است سلامت روانی و جسمانی دانشجویان را به طور معنا داری افزایش دهد.
در پژوهشی ترک لادانی (1387) تاثیر آموزش مهارت های زندگی به مادران را بر مشکلات رفتاری کودکان پایه سوم تا پنجم مقطع ابتدایی شهر اصفهان را مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد که میانگین پس آزمون مشکلات رفتاری کودکان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معنا داری کاهش یافته است.
پژوهش امیری مجد و سرسکنرود (2012) نشان داد که والدین کودکان عادی نسبت به والدین کودکان سندرم داون از کیفیت زندگی بالاتری برخوردارند وبین وضعیت اقتصادی و آموزشی در والدین کودکان عادی ارتباط وجود دارد ودر والدین کودکان سندرم داون در وضعیت اقتصادی ارتباط وجود ندارد ولی بین وضعیت آموزشی ارتباط وجود دارد.
سپاه منصور (1388) تاثیر آموزش مهارت های زندگی را بر انگیزه پیشرفت، ابراز وجود و سازگاری اجتماعی را در پژوهشی مورد بررسی قرار داد و نتایج نشان داد که آموزش در ارتقای میزان انگیزه پیشرفت، ابراز وجود و سازگاری اجتماعی دانشجویان موثر است.
مهدوی حاجی و همکاران (2011) در پژوهشی اثر بخشی آموزش مهارت های زندگی را بر شادکامی، کیفیت زندگی و کنترل هیجان در دانشجویان تربیت معلم مورد بررسی قراردادند و نتیجه گرفتند که آموزش مهارت های زندگی در میزان شادکامی، کنترل هیجان و کیفیت زندگی در ابعاد سلامت روانشناختی، روابط اجتماعی و موقعیت های فیزیکی تفاوت قابل مشخصی مشاهده کردند، اما در بعد سلامت فیزیکی این تفاوت قابل ملاحظه مشاهده نشد.
شیخی فینی و باوقار (2012) در پژوهش خود نشان دادند که آموزش مهارت های زندگی بر کاهش استرس و سبک های مقابله ای احساسی در نوجوانان تاثیر دارد اما این اثرات بر افزایش سبک مقابله ای مشکل گرا و عملکرد دانشگاهی نوجوانان تاثیر معنی داری نداشت.
بهرامی و ملا جباری (2013) در پژوهشی خود بر سلامت روان مادران با کودک استثنایی نشان دادند که آموزش مهارت های زندگی بر سلامت روانی مادران اثرات مثبت گذاشته است.
طیبی رامین، 1392 در پژوهشی اثر بخشی معنادرمانی گروهی بر ارتقای کیفیت زندگی مادران کودکان کم شنوا را مورد بررسی قرار دادو نتیجه مطالعه وی نشان داد میانگین کیفیت زندگی در مادران کودکان کم شنوا پس از اجرای مداخله در گروه آزمایش بیشتر از میانگین گروه کنترل بوده و تفاوت از لحاظ آماری معنا دار است.
خیاط زاده ماهانی 1388 در پژوهش خود نشان داد بین مادران کودکان سالم و کودکان مبتلا به فلج مغزی و همچنین مادران کودکان سالم و کودکان مبتلا به کم توانی هوشی در حیطه های کیفیت زندگی اختلاف معناداری وجود داشت. اما بین مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی و کودکان مبتلا به کم توان هوشی در هیچ کدام از حیطه های کیفیت زندگی تفاوت معناداری مشاهده نشد.
عبداالهی و همکاران(2012) در پژوهشی به ارزیابی کیفیت زندگی پدر و مادران با کودکان با ناتوانی نشان داند که تفاوت قابل توجه در کیفیت زندگی والدین با کودکان با ناتوانی وجود دارد که بسته به نوع ناتوانی کودک و مورد علاقه نبودن کودک برای والدین داشته است.
تقی زاده، اسدی، 1393 در پژوهشی که به بررسی مقایسه ای کیفیت زندگی مادران کودکان کم توان ذهنی و مادران کودکان عادی پرداختند به این نتایج دست یافتند که بین میانگین کیفیت زندگی مادران دارای کودکان عادی و میانگین کیفیت زندگی مادران دارای کودکان کم توان ذهنی تفاوت معناداری وجود دارد.

فصل سوم
روش تحقیق

فصل سوم روش تحقیق
مقدمه
در این فصل روش شناسی پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. در ابتدا اطلاعات مربوط به نوع مطالعه، جامعه و نمونه مورد پژوهش، روش اجرا و نحوه جمع آوری داده ها بیان شده است و در پایان نیز روش اجرا، روش های تجزیه تحلیل داده ها و ملاحظات اخلاقی رعایت شده در پژوهش ارائه خواهد شد.
نوع مطالعه
پژوهش حاضر از نوع مطالعات شبه آزمایشی است که بر اساس طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام گرفته است.
جامعه مورد مطالعه
جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی مادران دارای فرزند سندرم داون مراجعه کننده به کانون سندرم داون ایران در سال 1392 می باشد.
حجم نمونه و روش نمونه گیری
نمونه شامل 36 نفر از مادران کودکان سندرم داون مراجعه کننده به کانون سندرم داون ایران بودند که به طور تصادفی در گروه های (18 نفر گروه آزمایش و 18 نفر گروه کنترل) جایگزین شدند.
اندازه نمونه با استفاده از فرمول ذیل و پژوهش‌های مشابه (بهرامی و ملا جباری، 2013) و با احتمال خطای نوع (α) برابر 05/ و توان آزمون 70/ حداقل 18 نمونه در هر گروه تعیین شد؛ که با توجه به احتمال ریزش تعداد افراد نمونه در طی دوره‌ی مداخله، نمونه های مورد مطالعه در این پژوهش 36 نفر از مادران هستند که با توجه به ملاک های ورود و خروج برای شرکت در پژوهش دعوت می شوند؛ و از این تعداد نیمی به صورت تصادفی در گروه‌های مداخله و کنترل جایگزین خواهند شد.

n=(2(Z_(1-a/2)+Z_(1-β) )^2)/δ^2 =18

معیارهای انتخاب افراد مورد مطالعه
معیارهای ورود به پژوهش
حداقل تحصیلات مادران در حد سیکل
مادرانی که دارای فرزند 6 ماهه تا 8 ساله با سندرم داون هستند.
مادران متاهل که با همسر خود زندگی می کنند.
معیار های خروج
وجود اختلال‌های شدید روانی در مادر و مصرف داروهای روان‌گردان.
غیبت در جلسات آموزشی (3 جلسه و بیشتر).
داشتن فرزند دیگری که دچار بیماری مزمن

پایان نامه
Previous Entries عزت نفس، مقابله با استرس، آموزش مهارت Next Entries مهارت های زندگی، کیفیت زندگی، سلامت روان