آموزش علوم، دارالفنون، نهضت ترجمه

دانلود پایان نامه ارشد

تعدادي کتاب همراه خود آورد و مامون کتاب‌ها را براي بررسي به معتزليان داد‌، پس معتزله به آن آثار توجه ويژه‌اي داشتند و از آن‌هااستفاده بسيار مي‌نمودند.132
البته بايد به اين نکته توجه داشت تاثيرپذيري معتزله از فرهنگ يوناني به دوره حکومت مامون منحصر نمي‌شود بلکه بايد دانست که اين تاثيرپذيري به زمان شروع نهضت ترجمه بازمي‌گردد که از زمان خلافت منصور آغاز گرديده بود و در اثناء همين نهضت ترجمه بود که معتزله متوجه شدند بهترين وسيله براي دفاع از عقايد اسلامي و اعتقادات صحيح استفاد از منطق و فلسفه يوناني است پس به تحقيقاتي عميق در آن‌هاپرداختند و قواعد و قوانين فلسفي و منطقي را استخراج کرده و از روش‌هاي مناظره و جدل آن‌هادر مباحث خود سود مي‌بردند.
روايتي که در کتاب المنيه و الامل نقل شده از اهتمام معتزليان در فراگيري و تحقيق کتاب‌هاي يوناني حکايت دارد ؛ گويند روزي جعفر برمکي نزد نظام نام ارسطو را برد سپس نظام گفت‌: آري بر يکي از کتاب‌هاي او رديه‌اي نوشته‌ام‌، جعفر با تعجب گفت تو که با زبان يوناني آشنايي نداري؟ نظام جواب داد‌، مي خواهي کتاب او را از اول به آخر بخوانم يا از آخر به اول بخوانم ؟ پس شروع به خواندن جزء به جزء کتاب ارسطو نمود و هر جزء را نيز با استدلال خود نفي مي نمود.133
عوامل تأثير گذار بر شکل‌گيري تفكر اعتزالي نوين
معتزلي‌ها با وجود مسلمان بودنشان در بسياري از موارد در تعبير از دين با فقهاي اسلامي اختلاف نظر داشتند و اين ناهمگوني فکري بين آن‌هاباعث گرديد تا فقهاي اسلامي‌‌‌،درک و فهم معتزلي‌ها را‌، ضد اسلامي تعبير نموده و از گسترش افکار آن‌هادر قلمرو آن زمان جهان اسلام جلوگيري نموده وتمام آثار و نوشته‌هاي آن‌هارا به آتش بکشند. افکار معتزلي‌ها در جامعه اسلامي مدت هشت قرن ممنوع بودند و کسي اجازه پخش و گسترش آن‌هارا نداشت‌‌‌،فقهاي اسلامي در اين زمينه يک نوع “فرهنگ خاموشي” را بر مردم تحميل کرده بودند.اين فرهنگ تا به امروز هم در بعضي از کشورهاي اسلامي مانند افغانستان پا برجا ماند و کسي نمي‌داند‌‌‌،که معتزلي‌ها چه کساني بودند و چگونه افکاري داشتند. با وجود اين‌،در تعدادي از کشورهاي عربي- اسلامي در قرن نوزدهم افکارمعتزلي‌ها دوباره احيا و منتشر شده و مردم به ويژه دانشمندان و پژوهشگران به نظريات آن‌هادسترسي پيدا کردند.
بازخواني و بازنگري انديشه‌هاي معتزله بعد از انحطاط آن در قرن 5 هجري‌،از قرن 19 ميلادي آغاز شد و گروهي از انديشمندان و اصلاح‌طلبان مسلمان در صدد بر آمدند تا برخي نظرات متکلمان معتزلي را احيا کنند. در جهان عرب توجه به آراء معتزله از شيخ محمد‌عبده آغاز شد و پس از او نيز احمد امين در نوشته‌هاي تاريخي و مقاله‌هايش اهميت توجه به نظرات معتزله در دوران معاصر را يادآور گرديد و به عنوان رئيس “انجمن تاليف‌،ترجمه و نشر” اقدام به انتشار برخي آثار عمده متکلمان معتزلي کرد.اما همزمان و شايد قبل از آن در هند برخي انديشمندان از جمله شاه ولي الله دهلوي‌‌‌،عبيد الله سندي‌‌‌،شبلي نعماني‌‌‌،سيد احمد خان و امير علي برخي افکار و آراء مکتب اعتزال را مورد بحث قرار دادند.اين دو جريان که به‌طور جداگانه در هند و مصر به وجود آمد بدون تاثير و تاثر از يکديگر نبودند‌،خصوصاً اين‌که شخصيتي مانند سيد جمال‌الدين اسد آبادي در هر دو محل به فعاليت علمي پرداخت و با انديشمندان جديد در هند و مصر آشنا بود.مباحثه او با سيد احمد خان درباره طبيعت گرايي مشهور است. حداقل چيزي که مي توان از اين دو جريان گفت اين است که توجه بهتعاليم معتزله در هند و مصر به موازات هم پيش رفته‌اند.آزادي هند و مصر از يوغ استعمار زمينه را براي معرفي و شناخت اين دو جريان از يکديگر فراهم نمود134. البته د‌ر نيم قرن اخير غالب فقيهان و مفسران‌‌‌،عقل و فلسفه را معيار واقعي فهم قرآن د‌انسته‌اند.از اينها گذشته اكنون نيز بسياري از د‌يد‌گاه‌هاي نواند‌يشان و نوگرايان و روشنفكران اسلامي د‌ر باب نزول قرآن‌‌‌،وحي‌‌‌،اختيار‌‌‌،عقل شرعي‌‌‌،رؤيت خد‌اوند‌‌‌‌،تأويل‌‌‌،عد‌ل‌‌‌،ذات و صفات خد‌اوند‌ چنان است كه معتزله مطرح نمود‌ند.135‌
قرن نوزدهمميلادي يکي از مهم‌ترين دوران‌هاي جهان اسلام است که در آن شاهد ورود کشورهاي بيگانه به سرزمين‌هاي اسلامي هستيم و در اين دوره است که حرکت هاي اصلاحي در کشورهاي عربي شکل مي‌گيرد‌،عواملي چند در شکل‌گيري نهضت فکري جديد در جهان اسلام موثر هستند که به اختصار به آن‌هامي پردازيم‌:
حمله فرانسه به مصر (1798 – 1801)‌: حمله فرانسه به مصر و تصرف آنجا باعث گشوده شدن درهاي جهان اسلام به روي فرهنگ و تمدن غربي که (شامل مباني سياسي و نظم در امور اداري و علوم وآداب و فنون و صنعت چاپ و نشر) گرديد. ناپلون در اين حمله عده‌اي از دانشمندان و صاحب نظران فرانسوي را همراه خود داشت که از ايشان براي مطالعه و بررسي شرايط فرهنگي و اجتماعي مصر استفاده مي نمود و پس از فتح مصر مجلس شوراي مصر را شکل داد و روش‌هاي قانون‌گذاري را به اعيان مصر آموخت. او مجمعي علمي مانند آنچه در فرانسه وجود داشت را در مصر تاسيس نمود تا در آن به تحقيق و آموزش علوم طبيعي و صنعت و فنون پرداخته شود. همچنين دو نشريه در مصر چاپ کرد و کارهاي ديگري انجام داد که از بحث ما خارج است.136
اعزام دانشجو به کشورهاي غربي‌: احمد پاشا پس از رسيدن به حکومت در ابتدا نيم نگاهي به ترکيه و سپس به اروپاداشت‌،او دانشجوياني را براي تحصيل به اروپا اعزام نمود که اين حرکت از مهم‌ترين عوامل ورود فرهنگ غربي در جهان اسلام و نيز ترجمه بسياري از آثار علمي و ادبي و فني به زبان عربي و آموزش علوم جديد در مدارسي بود که محمد علي تاسيس نموده بود‌،گرديد.از جمله اين دانشجويان رفاعه رافع الطهطاوي و علي مبارک و صالح المجدي و عبدالله ابو السعود و عبدالله فکري و… بودند.137
محمد علي و خاندان اصلاح‌طلب و غرب‌گراي او توجه چنداني به اسلام نداشتند‌، اما نمي‌خواستند سياست‌هايشان مورد انتقاد الازهر قرار گيرد‌، به همين منظور تعدادي از دانشجويان مصري را براي فراگيري علوم عملي جديد به غرب اعزام نمودند. برخي از داشجويان اعزامي راز پيشرفت اروپاييان را در آزادي انديشه جهت تفکر انتقادي‌، تغيير سياست‌ها و به کارگيري علوم جديد و تکنولوژي در جهت حل مشکلات دانستند.138
تغييرات در بعد فرهنگي به ويژه در بخش آموزش و پرورش ديني در کشورهاي عربي – اسلامي139: در قرن نوزدهم و بيستم جهان اسلام دگرگوني ژرفي را در نظام تعليمات ديني ديده است که در زمينه مباحث علمي نتايج پايداري داشته و دارد.قبل از نفوذ اروپا‌‌‌،تدريس آموزش‌هاي ديني در هسته مرکزي نظام آموزش و پرورش اسلامي قرار داشت‌‌‌،ولي در قرن نوزدهبا يک رقيب نيرومند و الهام گرفته از اروپا براي افتتاح نمودن مدارس مختلف در رشته‌هاي گوناگون علمي نظير آموزش مسايل فني‌،طب،زبان‌‌‌،آموزش و پرورش و علم حقوق روبرو گرديد.به‌طور مثال در کشور مصر تصميم گرفته شد تا مدارس مختلف را براي آموزش رشته‌هاي گوناگون به‌وجود آورند،و بين سال‌هاي 1816 تا 1886 اين نظر عملي گرديد واين اولين گام در مسير انشعاب نظام آموزش و پرورش به دوبخش دنيوي و ديني درجهان عرب شد‌‌که تا کنون هم ادامه دارد.مبتکرين اين نظر به جاي آن‌که در همان مکان‌هاييکه در آن نظام آموزشي ديني قرار داشت‌‌‌،آموزش رشته‌هاي ذکر شده را گسترش دهد و مسير را براي آموزش دانشگاهي آماده سازد‌‌‌،سعي کردند تا اين آموزش‌ها را در محيطي خارج از محيط‌هاي ديني ايجاد کنند و به اين وسيله نظام آموزش ديني را دست نخورده نگاه دارند.اين‌گونه برخورد از مصر به‌عنوان الگو بهساير کشورهاي عربي – اسلامي انتقال يافت.در حاليکه مدارس مختلف و دانشگاه‌ها براي تدريس رشته‌هاي غير ديني در تعدادي از کشورها به وجود آمدند‌‌‌،آموزش رشته‌هاي ديني در حيطه مسئوليت مدارس سنتي باقي ماند و هيچ گونه تغييري در آن واقع نگرديد. اين مشکل از همان زمان تاکنون در کشورهاي عربي- اسلامي وجود دارد و بين آموزش مدرن و سکولار با ماهيت اروپايي و آموزش ديني و سنتي هيچ‌گونه هم‌سويي ديده نمي‌شود. دانشگاه‌ها همه مدرن شده‌اند‌‌‌،ولي نهادهاي ديني سنتي در تقابل با مدرنيته قرار دارند‌،با وجود آن‌که نهادهاي تعليمات ديني در دانشگاه‌هاي مدرن جا داده شده‌اند‌‌‌،ولي در ماهيت تعليمات ديني هيچ تغيير ماهوي و يا اصلاحي به‌وجود نيامده و از احياي دوباره تفکر اعتزالي و يا نوآوري جديد و مدرن هيجگونه اثري هم ديده نمي‌شود.براي اين که پيامد چنين شکافي را ارزيابي کرده باشيم‌‌‌،کافي است نگاه کوتاهي به نظام آموزشي ترکيه بياندازيم. در ترکيه پيش مدرن در سال 1872 دارالفنون به وجود آمد‌‌‌،که پس از سپري شدن چند نسل اين دارالفنون به دانشگاه استانبول تبديل گرديد. در آن دانشگاه رشته‌هاي شريعت و کلام هر دو پذيرفته شده بودند‌‌‌،و اين حالت تا پايان دوران عثماني‌ها به شکل پنهاني ادامه داشت‌‌در سال 1924 پس از رويکار آمدن نظام جمهوري در ترکيه تصميم گرفته شد تا شکافي که در نظام آموزشي اين کشور”بين آموزش سکولار دانشگاهي دنيوي و آموزش سنتي ديني” وجود داشت از ميان برداشته شود‌،تا در نظام آموزشي و يا تعليم و تربيت اين کشور دوباره وحدت به‌وجود آيد.در اين زمينه پيشنهاد شد تا مدارس موجود ديني يا از بين بروند‌‌‌،و يا اينکه به بخشي از مدارس سکولار تبديل شوند.با اين اقدام تعليم دادن امور ديني تحت نظارت دولت در دانشگاه‌هاي مدرن رايج گرديد‌‌‌،با وجود آن‌که دانشکده الاهيات در دانشگاه استانبول به علت کاهش دانش آموزان در سالهاي 1930 تعطيل شد‌،ولي بازهم به يک دانشکده ازعلوم ادبيات ملحق و به نهادي به اسم تحقيقات اسلامي مبدل گرديد.
بعد از گشايش دانشکده الاهيات در دانشگاه آنکاره در سال1949 جهت دنبال نمودن اين تغييرات در ترکيه‌‌‌،تعليمات الاهياتي بر اساس مدل دانشگا‌ه‌هاي غربي ايجاد شد‌،اين چيزي است که با آموزش ديني سنتي در جهان عرب تفاوت دارد.از اين رو در ترکيه يک گفتمان الاهياتي مدرن وجود دارد که خصايص درست نوآوري را در خود انعکاس مي‌دهد‌،و در بعضي از مواقع حتي درخواست تطبيق افکارمعتزلي‌ها را دنبال ميکند.آرزوي داشتن علم کلام نوين حتي در اواخر دوران عثماني‌ها توسط ترکان جوان وجود داشته و تعدادي از دانشمندان بزرگ ترک در اين زمينه فعاليت مي‌نموده‌اند.140
در جهان عرب وضعيت اساساً به گونه‌اي ديگري است.پروژه مدرن ساختن تفکر الاهياتي ازسوي محمد‌عبده (1905 – 1838) در دانشگاه الازهر‌،از جانب متخصصين ساير رشته‌هاي علوم اجتماعي کمتر مورد توجه قرار گرفت. در دانشگاه الأزهر جريان اصلاحات پيشنهاد شده از سوي محمد‌عبده‌،مورد اختلاف و کشمکش فکري قرار گرفت که زياد خوشايند نبود. هر چند که مدرسه عالي مسجد در سال 1961 به يک دانشگاه مکمل تبديل شد ؛ ولي کسي به محمد‌عبده و شاگردان وي توجه نکرد.در مجموع مي‌توان گفت‌،که الأزهر يک نهاد محافطه‌کار باقي ماند واز آموزش‌هاي متمايل به ليبراليسم‌‌‌،روشن‌فکري و خردگرايي فلسفي‌‌‌،و يا افکار اعتزاليدانشمنداني چون: ‌احمد امين‌‌‌،طه حسين‌‌‌،محمد يوسف و عبد الرازق هيچ اثري نيست.علم کلام‌‌به‌گونه‌اي که در دانشگاه الأزهر در دانشکدهاصول دين فرا گرفته مي‌شود‌‌‌،نه تنها در مقايسه با تفسير قرآن و حديث در مقام دوم قرار دارد‌‌‌،بلکه بيشتر به شيوه سنتي و استبدادي و تکليف آور آموزش داده مي‌شود.نوعآموزش سنتي و از برکردن و تکرار نمودن دروس است و تا امروز مورد نقد و بررسي جدي قرار نگرفته است‌، اين نوع آموزش شايد کمترين ثمره را در آينده داشته باشد‌‌.در حالي‌که در اين‌گونه دانشگاه‌ها و نهادهايي مانند آن بايد علم کلام نوين و يا تجديد اعتزال را بايد رايج نمود.
فرستادن گروه‌هاي تبشيري و فعاليت آن‌هادر کشورهاي اسلامي‌: اين گروه‌ها کهاکثراازکليساي کاتوليک بودند از قرن 17 ميلادي فعاليت‌هاي خود را در کشورهاي اسلامي آغاز کردند و مدارس و موسسات فرهنگي و علمي زيادي تاسيس نمودند که فعاليت آن‌هادر کشورهايي نظير لبنان‌،سوريه بسيار زياد و چشمگير مي‌باشد.141
صنعت چاپ‌: اولين چاپخانه در لبنان و در سال 1601 ميلادي تاسيس

پایان نامه
Previous Entries فرهنگ و تمدن، نهضت ترجمه، عرفان و تصوف Next Entries آموزش زبان