آموزش زبان

دانلود پایان نامه ارشد

گرديد و پس از آن در سوريه و پس از حمله فرانسه به مصر درسال 1798 ميلادي در مصر چاپخانه اي احداث شد که با نام الاهليه مشهور است‌،البته بعد از خروج فرانسوي‌هااز مصر حدود 20 سال در آن کشور هيچ چاپخانه اي فعال نبود‌،تا اين‌که علي پاشا آن را در “ولاق” دوباره راه اندازي نمود‌،اين چاپخانه‌ها و انتشارات سهم عمده اي در انتشار تاليفات و کتابهاي عربي و احياي ميراث اسلامي و نيز رساندن کتاب‌هاي جديد اروپايي به دست انديشمندان و متفکران مسلمان داشته‌اند و نقش بسيار عمده‌اي در نهضت فکري عربي جديد دارند.142
روزنامه‌: اولين روزنامه در مصر و در سال‌هاي اشغالگري فرانسه چاپ گرديد و پس آز خروج فرانسوي‌ها محمدعلي روزنامه “وقايع مصرية” را منتشر نمود که در ابتدا به زبان ترکي و سپس به دو زبان ترکي و عربي منتشر مي شد و اولين نويسندگان آن رفاعه طهطاوي‌،شيخ حسن عطار‌،شيخ احمد فارس و شيخ محمد‌عبده بودند.اولين روزنامه در استانبول که دارالخلافه جهان اسلام بود با نام “مراة الاحوال” توسط رزق الله حسون و در سال 1855 ميلادي منتشر شد. درلبنان روزنامه هاي “السلطنة” و “حديقة الاخبار” در سال 1858 منشر شدند ؛ روزنامه “الجوائب” در 1860 در آستانه منتشر شد ؛ روزنامه “نفير سوريه” توسط پطرس بستاني منتشر گرديد و روزنامه “الفرات” درسال 1867 درحلب منشر شد.در عراق و تونس و مصر نيز روزنامه ها و نشريات ديگري منتشر مي‌شدند که به بحث و بررسي اوضاع سياسي‌،اجتماعي جهان و کشورهاي اسلامي مي‌پرداختند.
ترجمه‌: حرکت ترجمه در تاريخ معاصر جهان اسلام به صورت محدود و غير منظم و بيشتر در زمينه کتاب‌هاي ديني از اوايل قرن 17 ميلادي شروع شد اما بعدها در مصر و به وسيله محمد علي پاشا به مثابه وسيله‌اي جهت به روز کردن و پيشرفته نمودن دولت جديد مصر به کار گرفته شد،سپس مدرسه زبان در سال 1835 تاسيس شد که محمد طهطاوي متولي آن بود. پس از آن اهتمام ويژه اي براي ترجمه کتاب‌هاي علمي و ادبي از زبان هاي ترکي‌،فرانسوي‌،ايتاليايي و فارسي به زبان عربي مبذول گرديد و اين حرکت بعد از دوره رکود کوتاهي که در زمان عباس و سعيد وجود داشت دوباره از سال 1867 احيا شد که سهم بسيار زيادي در ترجمه و نهضت علمي و ادبي تا اواخر قرن 19 ميلادي در مصر داشته است.143
جمعيت هاي علمي‌: در نيمه دوم قرن نوزدهم شاهد شکل‌گيري جمعيت‌هاي علمي مختلفي هستيم که نقش بسيار مهمي در تحقق نهضت فکري عربي دارند.اولين جمعيت‌ها “جمعيت سوريه” و “جمعيت آداب و علوم” در لبنان که در سال 1847 توسط مبشرين آمريکايي شکل گرفت‌،بودند.جمعيت هاي علمي و ادبي در مصر نيز توسط فرانسوي‌هاي مقيم آنجا تشکيل گرديدند که مشهورترين آن‌ها”انستيتوي مصري”144 است.145
شرق شناسي‌: سعي و تلاش اروپاييان براي دست‌يابي به نتايج فکري اسلامي به سال‌هاي اوليه ظهور اسلام بازمي‌گردد‌،اين اشتياق با گذشت زمان بيشتر و بيشتر مي شد و يکي از عوامل مهم در شکل‌گيري نهضت علمي و ادبي در قرون بعدي و رنسانس مي‌باشد. در آغاز کليسا متولي ترجمه و نشر کتابهاي اسلامي بود‌،در نيمه دوم قرن 16 راهبان يسوعي اولين مدرسه آموزش زبان عربي را در روم تاسيس نمودند و بعدها اين اهتمام به آثار اسلامي به دولت‌هاي اروپايي انتقال يافت که فرانسه از اولين دولت‌هايي بود که در اين زمينه فعاليت مي‌نمود و در سال 1795 اولين مدرسه آموزش زبان‌هاي زنده شرقي را در پاريس راه اندازي نمودند. در سال‌هاي بعد گروه‌هاي تحقيقي و مطالعاتي در پاريس‌،لندن‌،ايرلند و آلمان تشکيل شدند که بيشتر به جمع‌آوري و تحقيق در خصوص ميراث اسلامي مي‌پرداختند و هر يک براي خود نشريه علمي مخصوصي داشتند که نتايج تحقيقات خود را در آن‌هامنعکس مي‌کردند.146
مقايسه عوامل شکل‌گيري معتزله قديم و معتزله جديد‌:
برخي مستشرقين در تبيين علل پيدايي فرق اسلامي‌‌‌، صرفاً به علل خارج از جهان اسلام و تأثيرگذاري آن‌هااشاره كرده‌اند. گويا جامعه مسلمين هيچ نقشي در شکل‌دهي فرق کلامي نداشته است و اين فرقه ها و مکاتب صرفاً به دليل مواجهه با فلسفه يوناني و كلام يهودي و مسيحي شكل گرفته و به عبارتي بازتاب آن‌هامي‌باشند. البته نمي‌توان منكر تأثير عوامل خارجي در شكل‌گيري آراي متكلمان اسلامي‌شد‌، اما از سوي ديگر ناديده گرفتن عوامل داخلي سرزمين اسلامي‌‌‌، مغالطه‌اي بزرگ است. همان طور كه در بخش قبل اشاره شد‌‌‌، بسياري از عوامل ايجاد فرقه‌هاي كلامي‌، عوامل اجتماعي‌‌‌، سياسي‌، ديني‌‌، رواني و… بوده‌اند كه همگي عوامل درون جامعه اسلامي هستند. از اين رو در رشد فرق كلامي بايد هم به عوامل داخلي و هم به علل خارجي توجه كرد و به ميزان تأثيرگذاري آن‌هادر اين زمينه توجه داشت. به نظر مي‌رسد علل داخلي نقش بيشتري در “اصل شكل‌گيري فرق” داشته‌اند. علل خارجي در “پرورش نظريات خاص كلامي” در فرقي هم‌ چون معتزله كه به عقل به عنوان يكي از اصلي‌ترين منابع مي‌نگريسته‌اند‌‌‌، مؤثر بوده است.
معتزليان نخستين درصدد بر آمدند تا مکتبي ايجاد کنند که اولا از آموزه هاي اسلامي ريشه گرفته باشد چرا که در واقع ايشان مسلماناني بودند که از اختلافات بين مسلمين به تنگ آمده بودند و اختلافات امت اسلامي را عامل بدبختي و عقب ماندگي جامعه اسلامي مي‌دانستند و ثانيا متوجه شدند‌، افکار ناب اسلامي بعد از پيامبر عظيم الشان اسلام منحرف شده و در کنار هجوم شديد و همه جانبه اديان و فرهنگ هاي ديگر‌، هر کس هر آن چه را که به ذهنش مي رسيد به نام اسلام انتشار داده و افرادي را به دور خود جمع مي‌کند و مکتب و فرقه‌اي تشکيل داده و به تفسير اسلام مي‌پردازد و با تکيه بر ظاهر روايات جعلي عقايد خود را توجيه و تفسير مي‌کند ؛ گروهي با تاثيرپذيري از اعتقادات يهودي معتقد شدند انسان مجبور است و در سرنوشت خود هيچ نقشي ندارد147و عمل انسان در واقع به خدا منسوب است نه خود انسان چرا که انسان را نمي‌توان به قدرت و توانايي متصف کرد بلکه او در کارهاي خود مجبور است و قدرت و اراده اي از خود ندارد و اين خداي سبحان است که اعمال انسان را مي آفريند148. گروهي ديگر مانند خوارج با شعارهاي زيبايي مثل برادري‌‌‌، مساوات و آزادي به کشتن انسان‌ها ي بي‌گناه مي‌پرداختند و خون آن‌هارا مباح مي‌دانستند و در تهاجم و کشتار مسلمانان آن هم با تمسک به قرآن از هيچ عملي ابا نداشتند.149
از سوي ديگر همان‌گونه که مشاهده نموديد‌،با شروع قرن نوزدهم ما شاهد ظهور و بروز عواملي هستيم که هم از خارج جهان اسلام و هم از داخل سبب شکل‌گيري و به وجود آمدن جنبشي وسيع جهت تجديد حيات فکري و نيز اصلاح جامعه اسلامي‌شده‌اند.در حقيقت اگر دقيق‌تر به عوامل موثر بر شکل‌گيري اعتزال نوين نظري بيافکنيم مي‌توانيم آن‌هارا نيز مانند عوامل موثر بر شکل‌گيري اعتزال کلاسيک به دو بخش عوامل داخلي و خارجي تقسيم نماييم ؛ عواملي چون از فروپاشي امپراطوري عثماني و ايجاد دولت‌هاي کوچک‌تر عربي-اسلامي‌، تغييرات در بعد فرهنگي به ويژه آموزش و پرورش‌، تشکيل گروه‌هاي علمي را مي‌توان در ذيل عوامل داخلي موثر بر شکل‌گيري اعتزال نوين و تلاش براي احياي افکار آن‌هاشمرد و عوامل ديگري چون حمله فرانسه به مصر‌، اعزام دانشجو به کشورهاي غربي‌، فرستادن گروه‌هاي تبشيري و افزايش فعاليت‌هاي ايشان در سرزمين‌هاي اسلامي‌، شروع ترجمه آثار متفکران غربي و ورود صنعت چاپ و روزنامه به کشورهاي عربي را نيز مي‌توان در ذيل عوامل خارجي گنجاند.بروز تفرقه و اختلاف در بين مسلمانان که بعد از فروپاشي امپراطوري عثماني و تشکيل دولت‌هاي کوچکتر مسلمان که ديگر داعيه اسلام و حمايت از مسلمانان را ندارند و بر طبل ناسيوناليسم مي‌کوبند و در خوشبينانه‌ترين حالت در فکر احياي امت عربي هستند باعث از هم گسستن جهان اسلام شد و در همين اثناء مباحث مربوط به شيعه و سني مطرح گرديد که توسط استعمارگران پررنگتر و برجسته‌تر مي‌شد‌، در چنين زماني بود که مصلحاني چون سيد جمال‌الدين اسدآبادي و محمد‌عبده شعار تقريب و وحدت امت اسلامي را سر دادند و مهم‌ترين عامل ضعف و انحطاط مسلمانان را تفرقه و عدم وحدت معرفي نمودند‌،در عين حالي که مسلمانان شاهد ضعف جوامع اسلامي هستند و حکومت‌هاي استبدادي و خودکامه در آن‌هاحاکم هستند که عملا با بي‌کفايتي خود وضع اسفباري را در کشورهاي خود ايجاد نموده‌اند‌، مباحث جديد اعتقادي در کشورهاي اسلامي مطرح مي‌شود‌، دانشجويان و طلابي که جهت تحصيل به کشورهاي غربي هجرت نموده بودند پس از بازگشت مباحثي چون حکومت و مشروعيت آن‌، رابطه علم و دين‌، قانون مدني، حقوق زن و آزادي زنان در جامعه‌، مباحث کلام جديد و بسياري از افکار نوپديد در جهان غرب را که پس از رنسانس و در عصر روشنگري در اروپا به وجود آمده بودند را در جامعه اسلامي مطرح مي‌کردند‌،مي‌باشيم که همگي در پديد آمدن فضاي فکري جديد و بروز اختلافات عقيدتي نقش مهمي داشتند‌، در اين زمان بود که مسلمانان خود را در برابر هجوم افكار فلسفي و علوم اروپايي ديدند كه به افكار اسلامي حمله مي‌كردند. در واقع قرن‌ها بود که هيچ کتاب کلامي جديدي در جامعه اسلامي نگاشته نشده بود و هر چه که با نام علم کلام نگاشته مي‌شد شروحي بود که در رابطه با آثار کلامي قرن سوم و چهارم هجري نوشته مي‌شدند، در اين سال‌ها بود که شيخ محمد‌عبده کتاب منحصر به فرد خود “التوحيد” را به رشته تحرير درآورد که تاثير تفکرات ابن سينا و معتزله در آن به وضوح قابل مشاهده است150. ورود فرهنگ جديد و پيشرفته غربي موجب بروز مشكلات عديده در جهان اسلام شد ؛‌ در همين زمان فعاليت گروه‌هاي تبشيري كليسا در كشورهاي اسلامي كه به شدت افزايش يافته بود‌‌‌، اوضاع را به گونه اي رقم زد كه گويي همان دوران شكل گيري معتزله قديم دوباره تكرار شده است. متفكران مسلمان كه غالباً سني اشعري مذهب بودند درصدد برآمدند تا علل پيشرفت اروپا و عقب ماندگي جامعة اسلامي را بررسي كنند151.مناديان اصلاح و اصلاح‌گري در اين ميان‌،آن چه را از همه چيز در پيشرفت اروپا مؤثر ديدند‌‌‌،عقلانيت حاكم بعد از رنسانس و نيز ارزش بخشيدن و تقدس آزادي انسان و نهايتاً قبول اختيار انسان و نفي جبر بود چيزي كه از زمان امويان تا عصر حاضر در روح و جان اشعري مسلكان رسوخ كرده بود و باعث خمود و عدم نشاط و تحرك آن‌هاشده بود.همه اين عوامل دست در دست هم دادند تا گروهي از انديشمندان مسلمان كه برخي آن‌هارا اصلاح طلب و عده‌اي روشنفكر اسلامي و گروهي نيز معتزليان معاصر مي‌نامند از بطن اين حوادث سر برآورند كه خواسته يا ناخواسته روح اعتزال را كه همان روحيه آزاد انتقادي‌،دوستدار فلسفه است و اعتدال در دين و عقيده را خواستار است و خواهان تجديد و پيشرفت مي‌باشد و عقل آزاد را ستايش مي‌كند و آزادي انسان را ارج مي‌نهد و مبدأ وحداني را از هر گونه شرك و تجسيم پاك مي‌داند‌‌‌،زنده كنند.152

فصل سوم
اعتزال نوين ؛ سير تحول و واکنش‌ها

آغاز تحقيقات درباره معتزله
مستشرقان نيز در دهه‌هاي اوليه قرن نوزدهم به تحقيق در خصوص آثار معتزله علاقه نشان دادند و افکار و انديشه‌هاي آن‌هادرباره وجود‌، انسان و آزادي و اختيارش را مورد بررسي قرار دادند و از انديشه‌هاي ايشان در شگفت ماندند و اين موضوع باعث شد تا متجددان اهل سنت به تحقيق در آثار معتزله توجه نموده و آثار ايشان را احيا نمايند . انتشار اولين تحقيقات در خصوص معتزله که بعد از حدود هزار سال سکوت و فراموشي عقايد و تعاليم اعتزالي‌، باعث شد تا روحي دوباره در کالبد بي‌جان اين مکتب خردگرا دميده شود و افکار و انديشه‌هاي ايشان بار ديگر مطرح شوند. در سال 1912 در قاهره کتابي با عنوان “تاريخ الجهمية و المعتزلة” از جمال‌الدين قاسمي منتشر شد و در سال 1925 هم کتابي از کرد علي با عنوان “القديم و الحديث” انتشار يافت که شامل فصلي درباره معتزله نوشته طاهر الجزائري بود. “المعتزلة” زهدي جارالله که در سال 1366 هجري قمري در قاهره به چاپ رسيد که شامل تاريخ وعقايد معتزله مي‌باشد و در بخش پاياني آن چنين مي‌گويد‌: اين زماني که ما اکنون در آن زندگي مي‌کنيم تا حد زيادي شبيه دوراني است که معتزله در آن شکل گرفتند و اسلام در اين

پایان نامه
Previous Entries آموزش علوم، دارالفنون، نهضت ترجمه Next Entries عقل و نقل، دانش آموختگان، مدرسه اسلام