آزمون و خطا، مواد مخدر، مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

انتخاب موارد جهت انجام مصاحبه دسترسي به اين بيماران را مشكل تر از پيش ساخت و در نتيجه كادر درماني مركز بهداشت تنها مي توانستند موارد بسيار محدودي از موارد (هدفمند) را جهت انجام مصاحبه به محقق معرفي نمايند. در نتيجه جهت دسترسي به موارد بيشتر از تكنيك ديگري در زمينه نمونه گيري با عنوان تكنيك “گلوله برفي يا زنجيره اي” استفاده نموديم. بدين معني كه در انتهاي انجام هر مصاحبه از مصاحبه شوندگان درخواست مي شد چنانچه فرد و يا افراد ديگري را مي شناسند كه خود و يا يكي از اعضاي خانواده آنان و يا هر دو به اين بيماري مبتلا بوده و همينطور حداقل در زمان انجام تحقيق، خود و يا اعضاي خانواده شان مصرف مواد نداشته اند به محقق معرفي نمايند. تجربه محقق نشان مي دهد كه با وجود اينكه اين روش يافتن موارد تحقيق تا حدودي وقت گير مي باشد ولي چنانچه موارد تحقيق هدفمند انتخاب شده باشند بسيار به كيفيت يافته هاي بدست آمده و به دستيابي محقق به داده هاي پرمحتوا كمك خواهد نمود.

3. 12 کليات روش کيفي مورد استفاده

“هيچگونه پيوند ضروري ميان رهيافتهاي تحقيق اجتماعي، استراتژيهاي پژوهش و روشهاي گردآوري و تحليل داده ها وجود ندارد. با اينکه ممکن است برخي از روشها رواج بيشتري در يک رهيافت خاص يا استراتژي پژوهشي خاص داشته باشند، اين امر بيشتر نوعي عرف و قرارداد است تا يک الزام روش شناختي.”(بليکي215:1384)

با اينکه پژوهش حاضر مبتني بر استراتژي قياسي است، اما پرسشهاي ما ضرورتاً پرسشهاي “چرايي” نيستند. بعنوان مثال، يکي از پرسشهاي اصلي در اين مطالعه اينست که: “آثار سوء ايدز بر خانواده ها چيست؟” ملاحظه مي شود که اين پرسش و همينطور ساير پرسشها و به تبع آن فرضيات کلي که در اين مطالعه مورد استفاده قرار مي گيرند از نوع “چيستي” هستند و نه “چرايي”. بنابراين طرح پژوهشي اين مطالعه مبتني بر استراتژي پژوهشي قياسي بوده تا پاسخي براي پرسشهاي “چيستي” مورد نظر ارائه نمايد.
در رابطه با فرضيات مورد استفاده در اين مطالعه از آنجا که “فرضيات فقط هنگامي مناسبت مييابند که درباره پرسشهاي “چرا” کندوکاو مي شود… پرسشهاي “چيست” مستلزم فرضيه هايي براي راهنمايي گردآوري داده ها نيستند”(بليکي215:1384) و چون در پژوهش هاي کيفي غالباً از فرضياتي کلي استفاده مي گردد و لزومي به ارائه فرضيات جزئي تر مورد نظر نمي باشد و از آنجا که پرسشهاي اين مطالعه نيز پرسشهايي از نوع “چيستي” مي باشند، فرضيات ما در اين مطالعه فرضياتي کلي جهت ارائه پاسخي احتمالي بدين پرسشها بوده اند.
از آنجا که در اين مطالعه از روش کيفي در استراتژي پژوهش قياسي استفاده گرديده است، فرايند آزمون جنبه صوري کمتري داشته است و بيشتر به استدلالهايي بر مبناي شواهد و دستکاري مفاهيم و مقوله هاي داده هاي متني و غيرعددي اتکاء شده است.
کدگذاري داده هاي کيفي در اين مطالعه در دو مرحله کدگذاري باز و کدگذاري محوري انجام گرفته است. کدگذاري باز در واقع بصورت تجزيه و طبقه بندي داد ها و ايجاد و ابداع مقوله ها و زيرمقوله ها انجام شده و کدگذاري محوري نيز در بازنگري و انجام اصلاحات لازم جهت برقراري تناسب لازم ميان عناوين مقوله ها و زيرمقوله ها و بعبارت ديگر تجزيه و ترکيب مجدد مقوله ها صورت پذيرفته است.
-در تحليل داده هاي اصلي هرچند از مفاهيم و مقوله بندي استفاده نموده ايم، با اينحال هرجا شرايط اقتضاء مي نمود مفاهيم و معاني مربوطه از زبان عاميانه مصاحبه شوندگان (کنشگران) نيز اخذ گرديده است.
-با اينکه استفاده از روش کيفي معمولاً مستلزم آميختگي طولاني و عميقي با يک دنياي اجتماعي است، ليکن در اين پژوهش ميزان حضور محقق در ميدان مطالعه (کلينيک مثلثي) در حدود يک ماه بوده است. با اين حال بر اساس مباحث برخي متون روش شناسي (بليکي1384) چنانچه سلسله اي از مصاحبه هاي ژرف با يک شخص واحد انجام گيرد، احتمالاَ سطح آميختگي افزايش مي يابد. در اين پژوهش نيز در خصوص برخي موارد مورد مطالعه چنين امري تحقق يافت و مصاحبه ها در طي بيش از يک جلسه انجام گرفت. اين امر مي تواند به “خودي شدن” محقق و کشف فرهنگ و جهان بيني هاي مصاحبه شوندگان کمک نموده باشد.

3. 12. 1 ملاحظات مربوط به نمونه گيري
وقتي يک پروژه پژوهشي مستلزم کاربرد روشهاي ژرف و وقت گير باشد، نمي توان از پيش تعيين کرد که حجم نمونه چه بايد باشد. اما محدوديت هاي زماني و منابع به ناگزير محدوديتهايي را بر حجم نمونه تحميل خواهند کرد. در اين پژوهش نيز ما به انتخاب مواردي براي مطالعه دست زديم.
در برخي از مطالعات ممکن است نتوان بدرستي اعضاي يک جمعيت را شناسايي کرد تا نمونه اي از آن گرفته شود. در پژوهش حاضر نيز چون درباره مبتلايان به ايدز بوده است، با مسئله عدم امکان تهيه فهرستي از اين اشخاص روبرو بوديم. به باور برخي روش شناسان اصرار به استفاده از نمونه گيري تصادفي مي تواند انجام پژوهش را غيرممکن سازد. بنابراين در چنين حالتي با کمي انعطاف در خصوص نمونه گيري مان از يک روش نمونه گيري غيراحتمالي استفاده نموديم؛ زيرا که داشتن اطلاعات محدود و غيرقابل تعميم به دليل نوع نمونه گيري، بهتر از نداشتن هيچ گونه شناختي از موضوع است.

3. 12. 2 مشاهدات و تجارب محقق در انجام پژوهش
برخلاف روش هاي کمي، در روشهاي کيفي با طرز کارهاي بسيار بازتر و انعطاف پذيرتري مواجه هستيم. پژوهشگران کيفي تصور بسيار محدودي از نقطه آغاز پزوهش خود، چگونگي پيشبرد کار و نقطه پايان تحقيق خود در ذهن دارند. آنها ناچارند به انتظار پيش آمدن فرصت ها، که معلوم نيست چيستند و چه هنگام پيش مي آيند بمانند و همچنين راههاي را در پيش بگيرند که پيش رويشان گشوده خواهند شد (بليکي315:1384). در اين پژوهش نيز بسياري از اين حالات براي محقق بوجود آمد. در آغاز پژوهش، تصوري که اکنون از مراحل انجام شده مطالعه وجود دارد در ذهن محقق وجود نداشت. بسياري از مراحل مطالعه با عدم اطمينان نسبت به ماحصل انجام اين مراحل صورت مي پذيرفت و بنابراين برخي مراحل مبتني بر نوعي “آزمون و خطا” انجام يافته اند. پيشبرد برخي مراحل پژوهش با استفاده از پيشامده و فرصت ها و موقعيت هاي بخصوص در زمينه دسترسي به موارد مطالعه تقريباً بصورت تصادفي صورت پذيرفت. بطور مثال، در اين مرحله با تماس با مسئول دفتر UNAIDS در ايران وي مطالعه اي در زمينه اچ اي وي در ايران را به محقق معرفي نمود که صاحب اين مطالعه (سرکار خانم دکتر حميرا فلاحي) در ميدان مطالعه پژوهش حاضر اشتغال داشت. با تماس با اين فرد و صحبت با وي ايشان پيشنهاد انتخاب کلينيک محل اشتغال خود را به محقق ارائه نمود که پس از ارائه درخواست به مسئولين مرکز بهداشت غرب و انجام مراحل اداري مربوطه امکان انجام مطالعه محقق گرديد.
بعبارت کلي روشهاي کيفي بر خلاف روشهاي کمي مبتني بر اسلوبي کاملاً مدون نبوده و در روش کيفي اين پژوهشگر است که مطالعه را پيش مي برد. در اين پژوهش نيز بر اساس آنچه از آن بعنوان “آزمون و خطا” نامبرده شد مطالعه مبتني بر فرايندي از يادگيري بود.

3. 12. 3 تجربياتي مربوط به مصاحبه با مبتلايان به ايدز
برخي از مصاحبه شوندگان خود صحبت از تحت حمايت بودنشان از طرف سازمانهاي حمايتي رسمي نمي نمودند، بلکه با ايراد سئوال از سوي محقق و يا تکرار سئوال بصورتي ديگر از مصاحبه شونده استفاده از حمايتهاي اين نوع سازمانها را در مورد خود و خانواده شان تاييد مي نمودند. شايد اين موضوع رابطه تنگاتنگي با موضوع “برچسب زني اجتماعي” توسط جامعه به استفاده کنندگان از خدمات رفاهي سازمانهاي حمايتي داشته باشد که موجب عدم تمايل افراد تحت پوشش به عنوان کردن آن در حضور ديگران مي گردد.
برخي از مصاحبه شوندگان (شايد بواسطه اينکه اکثراً زن بوده اند) در طول مصاحبه بارها گريسته و يا حالت بغض به آنان دست مي داد (مورد 2 و 9) که درست يا غلط در برخي موارد محقق با طرح سئوالي يا سئوال تکميلي يا هرچيز ديگر سعي بر تغيير فضاي روحي مصاحبه شونده نمود.
برخي از مصاحبه شوندگان تصور مي نمودند محقق (مصاحبه گر) پزشک مي باشد و از اينرو احساس مي شد که اين موضوع باعث افزايش اعتماد آنان به مصاحبه گر مي شد با اينکه محقق در ابتداي تمامي مصاحبه ها درباره مشخصات خويش و همينطور پژوهش اش به مصاحبه گران توضيحاتي ارائه نمود.

فصل چهارم

ارائه يافته ها
(گزارش داده هاي مصاحبه)

در هر مطالعه کيفي مهمترين بخش گزارش يافته هاي آن مي باشد. بخشي از اين اهميت به علت توقع از چنين مطالعاتي مبني بر دارا بودن جنبه هاي جديدي از موضوع مورد بررسي است و اينکه مطالعه کنندگان آن انتظار مواجهه با يافته هايي را دارند که در ساير تحقيقات متعارف عمدتاً کمي يا خبري از آن نيست و يا کمتر اين يافته ها حاصل مي شود. اين اهميت و جذابيت نه تنها در بين مخاطبين اين نوع مطالعات وجود دارد، بلکه شايد با درجات بيشتري نزد محققين چنين آثاري يافت شود. اين بخش از مطالعه در واقع حاصل تلاشها و کوششهاي محقق -با مساعدت افراد اطلاع رسان، آشنايان به ميدان تحقيق، متخصصان مسئله مورد بررسي و…- است و عيني ترين مصداق توليد علمي وي در مطالعه محسوب مي شود. چرا که بخش غالبي از مطالعه وي جنبه گردآوري و تاليفي داشته و احساس مالکيت علمي را در نزد محقق برنمي انگيزاند. در اين فصل به ارائه داده هاي مصاحبه همراه با طبقه بندي اين داده ها با توجه به سئولات اصلي مصاحبه ها پرداخته و در بخش هاي فرعي اين داده ها را در قالب مقولات مربوطه قرار خواهيم داد.82

4. 1 مقوله بندي
از نظر بيل گيلهام83(1385) مقولات در ذهن انسان شکل مي گيرند و محصول هوش انسان و يکي از ويژگيهاي آن اند و جزو ماهيت عيني اشياء نيستند. اين طبقه بندي ها قراردادي اند و ممکن است هيچ پايه “عقلايي” نداشته باشند. بسياري از اظهارات افراد (مصاحبه شوندگان) که مي توانند در يک مقوله با عنوان خاصي بيايند ممکن است بتوان آنها را در يک مقوله ديگر با عنواني ديگر جاي داد و به نوعي ديگر قابل فهم باشند. “ايجاد مقولات همواره منوط به داوري شخصي اند و به همين علت، هنگام عرضه تحليل، لازم است اصل مطالب مقوله مورد نظر را به شکلي جامع بياوريد. در اين صورت، خواننده در مي يابد که از عنوان مقوله چه معنايي در نظر بوده است و آن گاه ميتواند با آن موافقت يا مخالفت کند”(گيلهام 91:1385). از نظر گيلهام بدست آوردن مقولات قطعي ممکن نيست و همچنين عناوين مقولات به خودي خود، ويژگي بنيادي اظهاراتي که بدين طريق طبقه بندي شده اند را نشان نمي دهند.
4. 2 ويژگيهاي زمينه اي، اقتصادي و اجتماعي خانواده هاي مبتلا به اچ آي وي/ايدز

مورد يک- مصاحبه شونده زني 35 ساله و متاهل است. وي 15 سال است که ازدواج نموده و داراي يک فرزند دختر 13 ساله محصل است. در اين خانواده سه نفره، مرد و زن خانواده اچ آي وي مثبت بوده، ولي دختر خانواده سالم مي باشد. مدت 5 سال از اطلاع از بيماري توسط آنان مي گذرد. فرزند خانواده نيز از موضوع بيماري والدين خود مطلع است. مرد خانواده سابقه اعتياد به مواد مخدر داشته و اکنون در دوره ترک با استفاده از داروي “متادون”84 دريافتي از کلينيک مثلثي قرار دارد. وي سابقه زندان نيز داشته و بنا به گفته همسرش از طريق استفاده مشترک از وسايل تزريق مواد مخدر در زندان به اچ آي وي آلوده شده است. مرد خانواده بعلت بيماري اي که در گذشته بدان مبتلا شده و عفونت ناشي از آن يکي از پاهاي خود را از دست داده است و قادر به اشتغال نيست. اگرچه بر اساس اظهارات همسرش در گذشته نيز وي اشتغال منظمي نداشه است. زن خانواده نيز پيش از اطلاع از بيماري شان در منزل خانواده اي کار مي کرد، ولي پس از آن بنا بر خواست خود کارش را ترک نمود، گرچه بر اساس گفته هاي وي اجباري از سوي کارفرمايانش وجود نداشت. پس از آن در بخش بسته بندي يک آشپزخانه مشغول بکار شد، ولي بعلت احتمال انجام آزمايش از کارکنان آنجا شغلش را ترک نمود. اکنون نيز اين زن دستگاه سبزي خرد کني گرفته و با خرد کردن سبزي براي مردم امرار معاش مي کند.

پایان نامه
Previous Entries داده ها و اطلاعات، افراد مبتلا، پرسش نامه Next Entries مواد مخدر، مصرف مواد، متادون