“، ماوردي‌، (همان،

دانلود پایان نامه ارشد

دوران بلوغ، اسلام را انتخاب کرد و به عنوان کاتب و منشي در خدمت بني عباس درآمد. وي پيش از آنکه اسلام آورد در فارس نزد پدر خود مي زيست و به تحصيل مقدمات معرف قديم ايراني و زبان پهلوي مشغول بود و به اقتضاي آن زمان، زبان عربي و معلومات اسلامي را هم فرا گرفت و به دو زبان فارسي و عربي مسلط شد. ابن المقفع پيش از مسلمان شدن منشي ديوان داوود بن يزيد، حاکم اموي عراق و استان هاي شرقي در بصره بود. بعدها منشي خصوصي عيسي بن علي، عموي منصور ( خليفه) شد. او در سال 142 ه.ق در 36 سالگي به قتل رسيد ( آشتياني، 1382، 35-30 ).
ابن مقفع نقش مهمي در تکامل نظريات اسلامي دولت با نوشتن ” رساله في الصحابه ” و نيز ” الآداب الکبير ” و ” الادب الصغير ” ايفا کرد. او در رساله الصحابه، که براي خليفه، ” منصور ” نگاشت، به مسائل سپاه، سرشت اقتدار خليفه، دربار و جمع آوري و صرف درآمد مي پردازد. او پيشنهاد مي کند:
– خليفه بايد يک حکم ” امان” عمومي صادر کند و در آن وظايف افسران و اعضاي سپاه امپراطوري را مشخص کند.
_ بايد تعليماتي از قرآن و سنت به ارتش داده شود و از آنها خواسته شود که به ترويج صرفه جويي مطابق الگوي داده شده از طرف خليفه بپردازند.
_ بايد مقرري و مواجب آن ها به طور مرتب و در زمان تعيين شده پرداخت شود و بخشي از آن به صورت کالا براي حمايت آنها در برابر نوسانات قيمت ها داده شود.
_ خليفه بايد هميشه نسبت به وقايعي که در ميان سپاهيان مي گذرد، و نيز از جريانات پايتخت و پادگان هاي اطراف باخبر باشد و به اين منظور از افرادي که وفاداري آنان به اثبات رسيده استفاده کند.
_نبايد به هيچ صورت سهمي در اداره امور مالي به ارتش داده شود.
کتاب ” الاداب الکبير” ابن مقفع يکي از نخستين آيين نامه هاي شهرياري در زبان عربي است. اين کتاب شامل يک مقدمه و سه بخش است که بخش اول در مورد سلطان، حکومت دنيوي و رفتار حاکم، بخش دوم پيرامون رفتار دستياران حاکم و بخش سوم در مورد دوستي، سخن مي گويد ( لمبتون، 1380، 115-111 ). ابن مقفع در الادب الصغير، از حاکم مي خواهد در تعيين کارگزاران و نظارت بر آن ها دقت بيشتري کند، چون معتقد است بي دقتي و بي توجهي در اين امور به بي ثباتي مي انجامد و کل ساختار حکومت را به خطر مي افکند. به عقيده ابن مقفع، اطاعت، شايسته پادشاه دادگراست، ولي ويژگي مهم سلطان را بيشتر علم مي داند تا عدالت.او مي نويسد: مناسب ترين فرد براي زمامداري کسي است که از موهبت دانش برخوردار باشد. به نظر او پادشاهي، سه گونه است: اول، بر پايه مذهب، دوم، بر پايه قدرت طلبي، سوم، بر پايه هوس هاي فردي او؛ اولين را بهترين نوع مي داند. دومي احتمالاً با مخالفت مواجه خواهد شد. در حالي که نوع سوم، زودگذر خواهد بود (همان، ص 117).

– جاحظ
جاحظ، از خانواده اي ناشناخته از موالي بني کنعان بود که در حدود سال 160 هجري قمري در بصره به دنيا آمد و در دوران کودکي و نوجواني اش همزمان با خلافت مهدي، هارون الرشيد و امين بوده است.
بنابراين زندگاني او از دوران اوج حکومت معتزله تا دوران بعد از معتزله به طول انجاميد. او صاحب آثاري در زمينه ادب، کلام معتزله و مباحث سياسي- مذهبي است (همان، ص 121 ).
جاحظ در مورد شرايط امام ايده آل، مهمترين ويژگي او را علم مي داند و مي نويسد: ” توانايي فکري او بايد همدوش با کنجکاوي بالفعل فکري و دانش وسيع باشد و اين صفات بايد با عادات و رفتار نيکو توأم گردد. هرگاه دانش، با فکر و قدرت، با دانش و عزم و قاطعيت، با قدرت به هم آميزند، نيازي به چيز ديگري نيست” (همان، ص 122) جاحظ مشخصاً عقيده اطاعت بدون قيد و شرط از حاکم را رد مي کند. زيرا حاکم يک انسان است و ممکن است نسبت به خطاها و گناهان بشري مجرم باشد، در حاليکه ادعاي حکومت و اطاعت رعاياي خود را محفوظ دارد. اما اگر خطاي او به مرحله اي رسيد که نسبت به وظايف خود کوتاهي کرد و از اختيارات خود به عنوان حاکم سوء استفاده نمايد، وظيفه اطاعت کردن از او سلب مي شود ( همان، ص 126).
جاحظ براي اثبات نياز جامعه به امام، پايه استدلال خود را بر سرشت يغماگر و درنده انسان و فقدان فهم او قرار مي دهد و مي گويد: ” انسان ها همه در پي منافع مادي خود هستند و تشخيص آن ها در زمينه خير و صلاح معنويشان، اندک است، چون فهم و درک معنوي از فهم دنيوي سرچشمه مي گيرد. فهم منافع دنيوي تقريباً آسان است، ولي فهم مسائل معنوي پيچيده و نهان است و تنها با تقواي زياد، تلاش مداوم و بهره گيري از راهنمايي” امام ” ميسر است” (همان، ص 121 ).
وي در ميان معتزليان به عنوان نويسنده اي توانا و متکلمي چيره دست شناخته مي شد. بعد از مرگ هارون و همزمان با به تخت نشستن مأمون، جاحظ به عنوان نويسنده اي برجسته به مأمون معرفي شد. او با نوشتن رسالاتي در امامت توجه و تحسين مأمون را جلب نمود ( ذکاوتي قراگزلو، 1367، 24 ).

– باقلاني مالکي ( متوفي 403 ه.ق )
باقلاني در بصره متولد شده بود و بيشتر عمرخود را در بغداد گذراند و براي مدتي هم منصب قضاوت را عهده دار بود. وظايف امام از ديد باقلاني عبارت بود از:
1 – دفاع از امت در برابر دشمنان.
2 – جلوگيري از ظلم و تجاوز و دادرسي شکايات.
3 – اجرا و مطالبه مجازات هاي شرعي.
4 – تقسيم درآمدهاي ناشي از فتوحات در بين مسلمانان.
5 – برقراري امنيت در حج.
او آن گاه مي گويد: ” اگر امام مرتکب خطا شد و يا از هر يک از موارد ذکر شده تخلف کرد، امت پشت سر اوست تا او را اصلاح کند و اجراي وظايفش را مطالبه نمايد. “
نظريات او در زمينه امامت در اثري با عنوان “التمهيد في الرد علي الملاحده و المعطّله و الرافضه و الخوارج و المعتزله ” بيان شده است.
شرايطي که به عقيده باقلاني به اسقاط امامت منتهي مي گردند، عبارت اند از:
1 – ازکف دادن عدالت به دليل : ارتداد، بي عدالتي و گناه
2 – ناتواني جسمي و فکري، به گونه اي که توان او را از انجام مسئوليت ها و وظايفش سلب نمايد.
3 – از دست دادن حريت، به اينکه به دست دشمنان اسير يا زنداني شود.
باقلاني هم چنين قانوني بودن وجود دو امام يا بيشتر را به طور همزمان نمي پذيرد (همان، 1380، 147).

– ابوالحسن‌ ماوردي‌
ابوالحسن‌ علي‌ بن‌ محمد بن‌ حبيب‌ ماوردي‌ بصري‌ به‌ سال‌ 364 در شهر بصره‌ پا به‌ عرصه ي‌ هستي‌ نهاد و در همان‌ شهر به‌ تحصيل‌ پرداخت‌ و فقه‌ و حديث‌ و ديگر علوم‌ را از دانشمندان‌ روزگار خود فراگرفت‌.
ماوردي‌ پس‌ از اندک‌ زماني‌ در امور فقهي‌ و قضايي‌ تبحّر يافت‌ و به‌ مقام‌ رياست ‌قضات‌ دست‌ يافت‌. در سالهاي‌ 381 تا 422 به‌ عنوان‌ سفير، ميان‌ دولت‌ عباسيان‌ و آل‌بويه‌، برگزيده‌ شد. زماني‌ که‌ خليفه‌ “القادر باللّه‌” از چهار تن‌ فقهاي‌ مذاهب‌ اربعة ‌اسلامي‌ خواست‌ تا هر يک‌ رساله‌اي‌ فقهي‌ با توجه‌ به‌ مذهب‌ خود بنويسند، ماوردي‌ “الاقناع‌” را در فقه‌ مذهب‌ شافعي‌ نوشت‌. خليفه‌ اثر او را بهترين‌ آن‌ چهار اثر دانست‌ و او را قاضي‌القضات‌ کل‌ مملکت‌ اسلامي‌ نمود. او نيز اين‌ مقام‌ را تا زمان‌ مرگ‌ (450) حفظ‌ کرد.
آثار ماوردي‌ در سه‌ گروه‌ عمده‌ جاي‌ مي‌گيرد: ديني‌، ادبي‌ و سياسي‌
آثار ديني‌ شامل‌ کتابهاي‌ النکُت‌ والعيون‌ (تفسير)، الحاوي‌ الکبير (فقه‌)، الاقناع‌ (فقه‌)
آثار ادبي‌ شامل‌ کتابهاي‌ في‌النحو، الامثال‌ و الحکم‌ و ادب‌ الدنيا والدين‌
آثار سياسي‌ و اجتماعي‌ شامل‌ نصيحه‌الملوک‌، تسهيل‌النظر و تعجيل‌الظفر.
قوانين‌ الوزاره‌ و سياسه‌ الملک‌ (ادب‌ الوزير) والاحکام‌ السلطانيه‌ که‌ نظريه‌ او درمورد خلافت‌ را دربردارد که‌ بيش‌ از ديگر آثار او موردتوجه‌ مستشرقان‌ و پژوهشگران‌ قرار گرفته‌ و به‌ چندين‌ زبان‌ ترجمه‌ شده‌ است‌(نشريه حکومت اسلامي،1376 ،222).
ماوردي‌ از همان‌ آغاز، جايگاه‌ خلافت‌ و امامت‌ را به‌ روشني‌ بيان‌ مي‌کند. او خلافت ‌را چون‌ درختي‌ برآمده‌ از بطن‌ شريعت‌ مي‌شناسد که‌ خود شريعت‌ نيز در سايه‌سار آن ‌توان‌ ادامه‌ حيات‌ دارد و ساير امور مربوط‌ به‌ حکومت‌ را همچون‌ شاخه‌هاي‌ فرعي‌ آن‌ درخت‌ ترسيم‌ مي‌کند. وي‌ دراين‌باره‌ مي‌نويسد:
“خداوند براي‌ امت‌، پيشوايي‌ را که‌ به‌ واسطة‌ او راه‌ و روش‌ پيامبري‌ ادامه‌ يابد، نشان ‌کرده‌ است‌ تا به‌ سبب‌ او دين‌ حفظ‌ شود. سياست‌ را به‌ او واگذارده‌ است‌ که‌ براساس ‌شريعت، تدبير و وحدت‌ کلمه‌ را بر رأيي‌ استوار برقرار کند. امامت‌ اصلي‌ است‌ که‌ بنيانهاي‌ شريعت‌ بر آن‌ استوار است‌ و مصالح‌ امت‌ به‌ آن‌ نظام‌ مي‌يابد تا آنجا که‌ تمامي‌ امور با آن‌ ثبات‌ پيدا مي‌کند و ولايات‌ خاصه‌ از آن‌ صادر مي‌شود”(همان، ص 224 ).
ماوردي‌ درمورد وظايف‌ مردم‌ هم‌ در برابر امام‌، نظرهايي‌ دارد که‌ يکي‌ از آنها اطاعت‌ بي‌چون‌ و چرا در برابر اوامر امام‌ است‌.
ماوردي‌ درباره‌ وظايف‌ مردم‌ در برابر امام‌ مي‌گويد: مردم‌ بايد در تمام‌ امور خود به ‌وي‌ اعتماد، و بي‌چون‌ و چرا از امر او اطاعت‌ کنند. امام‌ ممکن‌ است‌ در امور مملکت‌ با آنان‌ مشورت‌ نکند ولي‌ باز اطاعت‌ از امر او لازم‌ است‌. در واقع‌ بحث‌ ماوردي‌ در زمينه‌ وظايف‌ عامه ي‌ مردم اخطار و هشداري‌ بود به‌ تصوري‌ که‌ خلافت‌ را صرفاً منصبي‌ مذهبي‌ و قضايي‌ مي‌دانست‌ و اين‌ تصور روز به‌ روز رشد مي‌کرد؛ چرا که‌ آل‌بويه‌ از لحاظ‌ قدرت‌ در بغداد بر خليفه‌ پيشي‌ گرفته‌ بودند. همچنين معتقد است‌ که‌ مردم‌ نبايد هيچ‌ کاري‌ را بدون ‌فرمان‌ امام‌ و يا در مخالفت‌ با دستورهاي‌ او انجام‌ دهند(ظريفيان ،1376، 3-1).
ماوردي‌، کتاب‌ الاحکام‌ السلطانيه‌ خود را در بيست‌ باب‌ سامان‌ مي‌دهد. ابواب‌ اوليه‌ کتاب‌ به‌ سيستم‌ حکومتي‌ مربوط است‌ و ابواب‌ بعدي‌ به‌ مسائل‌ اداري‌ و مالي‌ از ديدگاه ‌فقه‌ اختصاص‌ دارد.

– ابوعلي سينا
ابوعلي حسين بن عبدالله‌بن حسين‌بن علي‌بن سينا معروف به ابوعلي سينا در سال ??? هجري قمري (328-375ق) در روستايي به‌نام خورميثن از توابع بخارا ديده به جهان گشود(توانايان فرد،1361، 173). او به مکان‌هاي زيادي مهاجرت و مسافرت کرد، بيماران بسياري را مداوا کرد و آثار علمي فراواني را در مدت عمر خود تأليف نمود و در سن 58 سالگي در همدان و در سال 428 هجري قمري به بيماري قولنج مبتلا شده و بر اثر همين بيماري درگذشت (حاج سيد جوادي، 1372، 329-327). دائرةالمعارف تشيع آثار ابن‌سينا را 108 کتاب و رساله ذکر کرده و بعضي از اين آثار را نام برده است(همان،329-328).

آرا و انديشه‌هاي اقتصادي ابن‌سينا
ابن سينا انديشه‌هاي اقتصادي و فلسفي فراواني دارد که عمده آنها از تفکرات فلسفي و الهياتي او نشأت مي‌گيرد. از نظر او در بخش زکات و صدقه، انگيزه معنوي لازم است يعني اعتقاد به خدا و معاد سبب مي‌گردد که شخص با رضايت خود، سهمي از توليدات خود را در اختيار افرادي قرار دهد که به‌عللي درآمدشان بسيار ناچيز است و يا اصلا درآمدي ندارند. در اين بخش، شرايطي بايد رعايت شود از جمله اين‌که: پرداخت آنها پيوسته، منظم و بدون تأخير و عاري از ريا باشد، پرداخت زکات را کوچک بشمارند تا موفق به پرداخت بيشتر شوند، به مورد مناسب پرداخت شود و پرداخت‌کننده بر مصرف آن نظارت داشته باشد؛ چون حق الله است و بايد در راه صحيح که به‌نفع انسان‌ها است، مصرف شود. در بخش مصارف شخصي در حد ضرورت باشد و از مصرف کالاها و خدمات غير ضرور اجتناب شود و در اين بخش، همواره تعادل دخل و خرج مراعات شود؛ اما نسبت به مخارج شخصي، صلاح در اين است که نه به حد اسراف و تضييع مال برسد و نه به خست و بخل زياد، بلکه با تدبير و به اعتدال خرج شود (نجمي زنجاني، 35 ).
ايشان سومين بخش درآمد را به پس‌انداز اختصاص داده و معتقد است، پس‌انداز جنبه‌ي مصرفي دارد؛ يعني براي تأمين آينده انسان به‌کار مي‌رود (توانايان فرد،1361، 195 ). لزوم حسن تدبير براي همه؛ ابن‌سينا بر اين باور بود که حسن تدبير تکليف همه‌ي انسان‌ها

پایان نامه
Previous Entries امر به معروف، حقوق انسان، فلسفه عمل Next Entries مشارکت مردم، اصل موضوع